وقتی ماشینهای هوش مصنوعی کتاب مینویسند
به نقل از دویچلندفونک کولتور
Thu 2 04 2026

هوش مصنوعی اکنون برای صنعت نشر نیز متن تولید میکند. هرچند هنوز برای ادبیات داستانی چندان مناسب نیست، اما برای ادبیات تخصصی و علمی بسیار کارآمدتر است. اگر نوشتن متنها بیش از پیش به ماشینها سپرده شود، چه فرصتها و چه خطرهایی به وجود میآید؟
با معرفی ChatGPT در نوامبر ۲۰۲۲، سیلی از متنهایی به راه افتاد که با کمک هوش مصنوعی تولید شدهاند؛ نه فقط متنهای کاربردی، انشاها و تکالیف دانشگاهی، بلکه کتابهایی از هر نوع. در نتیجه افراد بیشتری به نویسنده تبدیل شدند—آنقدر زیاد که پلتفرم Kindle Direct Publishing آمازون مجبور شد تعداد کتابهای منتشرشده توسط هر نویسنده را به سه عنوان در روز محدود کند. این رقم هنوز هم بسیار بالاست، اگر در نظر بگیریم که نوشتن یک کتاب بسته به میزان کار، ممکن است سالها، ماهها یا دستکم چند هفته زمان ببرد.
اما نویسندگان حرفهای و ناشران نیز از این فناوری جدید استفاده میکنند یا قصد دارند از آن استفاده کنند. با این حال، در حالی که این فناوری از یک سو کار بسیاری را آسان میکند، در برخی حوزهها به محدودیتهای خود میرسد و حتی میتواند کار بیشتری ایجاد کند. فعالان صنعت نشر هوش مصنوعی را چگونه ارزیابی میکنند؟
بر اساس یک نظرسنجی از سوی اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان، تنها ۹ درصد از فعالان حوزه نشر، نقش هوش مصنوعی را بسیار مهم یا بسیار بسیار مهم ارزیابی کردهاند. با این حال، ۸۴ درصد معتقدند که این فناوری طی پنج سال آینده به عاملی تعیینکننده برای موفقیت تبدیل خواهد شد. تنها یکسوم بر این باورند که فرصتها بهطور قابلتوجهی از خطرها بیشتر است. نیمی از پاسخدهندگان معتقدند فرصتها و خطرها در تعادلاند و ۱۴ درصد خطرها را بیشتر میدانند.
کسانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، عمدتاً آن را برای تولید محتوا—بهویژه متنهای بازاریابی و پستهای شبکههای اجتماعی—به کار میگیرند. همچنین از این ابزارها برای بهینهسازی فرایندها، پژوهش محتوایی، بازاریابی و فروش استفاده میشود؛ حوزههایی که بیشترین ظرفیت رشد نیز در آنها دیده میشود. متنهایی که اصولاً هرگز نام نویسنده نداشتهاند، مانند متن پشت جلد یا معرفیهای تجاری کتاب، میتوانند بهسرعت و با هزینه کم توسط هوش مصنوعی تولید شوند. ابزار «Demandsens» از شرکت Media Control نیز میتواند برای مثال پیشبینی فروش ارائه دهد، با دقتی بین ۸۵ تا ۹۹ درصد.
برخی ناشران از هماکنون توصیههای شخصیسازیشده بر اساس علایق مشتریان ارائه میکنند. همچنین تلاشهایی برای شخصیسازی خود کتابها نیز وجود دارد، مانند تغییر نام شخصیتهای اصلی یا نوشتن پایانهای متفاوت.
امروزه حتی تولید خودکار جلدهای باکیفیت نیز ممکن شده است. در چاپهای جدید کتابهای جیبی توماس مان در انتشارات S. Fischer، از هماکنون تصویرسازیهای تولیدشده با هوش مصنوعی دیده میشود.
هوش مصنوعی چه نقشی در نوشتن ادبیات دارد؟
ادبیات باکیفیت همچنان در حوزه هوش طبیعی باقی میماند. نه فقط به این دلیل که هوش مصنوعی از نظر محتوایی «نابینا» و فاقد درک واقعی است و بنابراین بیشتر روایتهایی کلیشهای، عمومی و گاه از نظر منطقی ناسازگار تولید میکند. رمانها بر پایه مؤلف فردی استوارند—و بازار کتاب و خوانندگان به همین امر اعتماد دارند.
با این حال، حتی نویسندگانی که دارای اخلاق حرفهای قوی و معیارهای کیفی بالا هستند نیز با هوش مصنوعی آزمایش میکنند: برای الهام گرفتن، جمعآوری ایدهها، طراحی طرحهای اولیه، غلبه بر دشواریهای شروع کار، و گاه برای آزمایشهای زبانی.
ادبیات علمی چگونه با هوش مصنوعی برخورد میکند؟
در حوزه علم، آمادگی بیشتری برای سپردن نگارش کتابها به هوش مصنوعی وجود دارد. در اینجا آنچه اهمیت دارد، همان چیزی است که ماشینها در آن بهترین هستند: کارایی. با کمک هوش مصنوعی میتوان آسانتر ادبیات پژوهشی را مرور و خلاصه کرد، یا تشخیص داد که یک مقاله بهتر است در کدام مجله منتشر شود. حتی یافتن داوران برای فرایند داوری همتا (Peer Review) نیز سادهتر میشود. در اینجا میتوان از توانایی تشخیص الگوها بهره برد.
هوش مصنوعی چگونه در ترجمه به کار گرفته میشود؟
کتابهای علمی هماکنون بهطور معمول با کمک هوش مصنوعی ترجمه میشوند. اما در مورد متون ادبی، این کار هنوز چندان خوب عمل نمیکند. مترجم پیکه بیرمان میگوید:
«دیگر لزوماً سفارش ترجمه کامل یک کتاب یا متن از زبان اصلی به ما داده نمیشود، بلکه متنی آشفته که توسط هوش مصنوعی تولید شده به ما میدهند تا آن را ویرایش کنیم. اما چنین متنی اساساً قابل ویرایش نیست.»
او میگوید نه تنها باید خطاهای هوش مصنوعی را اصلاح کرد، بلکه باید متن اصلی را هم دوباره بررسی کرد:
«در واقع این یعنی دو برابر کار.»
اما این کار کمتر مورد قدردانی قرار میگیرد و دستمزد کمتری نیز دارد. همچنین مسئله حقوق مؤلف نیز در این میان از بین میرود. افزون بر این، در ترجمه با هوش مصنوعی پدیدهای به نام «اثر پرایمینگ» وجود دارد: مترجم دیگر بهطور مستقل به ایدهای نمیرسد، زیرا از پیش تحت تأثیر پیشنهاد هوش مصنوعی قرار گرفته است. در حالی که کیفیت ترجمه بر تجربه شخصی استوار است.
پیکه بیرمان میگوید:
«آنچه این ماشینها را از انسانها متمایز میکند، گوش است. ماشینها نمیشنوند. یک مترجم خوب برای متن گوش دارد. و این بسیار فراتر از صداست؛ شامل ریتم، لایههای متعدد واژگان، احساسات، فضا و ارجاعات معنایی در جهتهای گوناگون است. ماشین نمیتواند چنین چیزی را درک کند.»
هوش مصنوعی چه تأثیری بر صنعت ادبیات خواهد گذاشت؟
سم آلتمن، بنیانگذار OpenAI، اذعان میکند که ChatGPT هنوز در داستانگویی چندان قوی نیست، اما اعلام کرده که این توانایی بهبود خواهد یافت. در هر حال نگرانیها درباره اینکه ادبیات و زبان در اثر تولید انبوه متنهای ماشینی ارزش خود را از دست بدهند، زیاد است.
با این حال، آلتمن معتقد است حرفه نویسندگی در خطر نیست. نویسندگان انسانی همچنان در ایدهپردازی برتری خواهند داشت و هوش مصنوعی نیز نمیتواند رابطه انسانی میان خواننده و نویسنده را جایگزین کند.
در مقابل، نویسنده کلمانس ی. زتس دیدگاهی بدبینانهتر دارد. او هوش مصنوعی مولد را تحولی تأسفبار اما متوقفناشدنی میداند. به نظر او ChatGPT ابزاری بیش از حد وسوسهکننده و مقاومتناپذیر است. او میگوید مدتهاست که نوشتن به کاری برای حلقهای کوچک تبدیل شده و دیگر نقش مهمی در فرهنگ ندارد. در آینده احتمالاً حالت عادی این خواهد بود که انسانها نگارش متنها را به هوش مصنوعی بسپارند.
علاوه بر این، استفاده از هوش مصنوعی برای پیشبینی فروش میتواند به جریان اصلیتر شدن (Mainstream) بازار کتاب منجر شود. هماکنون نیز تا حدی این الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هستند که تعیین میکنند چه چیزی میتواند به پرفروشترین کتاب تبدیل شود و چه چیزی نه. در چنین شرایطی، دیگر فرصتی برای آثار خارج از جریان اصلی باقی نمیماند. آثاری مانند نوشتههای ایمانوئل کانت، توماس مان و آنی ارنو احتمالاً هرگز منتشر نمیشدند، زیرا رمانهای برندگان بعدی جایزه نوبل اغلب کار خود را با فروش پایین آغاز میکنند.
به نقل از دویچلندفونک کولتور 12.07.2025 Deutsvhlandfunk Kultur
|
|