عصر نو
www.asre-nou.net

ایالات متحده آمریکا در دوران ترامپ
برخی حتی از «فاشیسم» سخن می‌گویند

به نقل از دویچلند فونک کولتور
Mon 30 03 2026



آیا ایالات متحده تحت ریاست‌جمهوری ترامپ در حال تبدیل شدن به یک نظام فاشیستی است؟ در حالی که برخی پژوهشگران آمریکایی مانند جیسن استنلی یا تیموتی اسنایدر به این پرسش پاسخ مثبت می‌دهند، دیگران این واژه را نادرست می‌دانند. با این حال، همه نسبت به خطرات برای دموکراسی هشدار می‌دهند.

اردوگاه‌های نگهداری مهاجران، حمله به دستگاه قضایی، ممنوع کردن برخی واژه‌ها: این پرسش که آیا سیاست و جامعه آمریکا در مسیر فاشیسم حرکت می‌کند یا نه، پاسخ‌های متفاوتی دارد. این امر تا حدی به دشواری تعریف مفهوم «فاشیسم» مربوط می‌شود. دیدگاه‌های مورخان، فیلسوفان و دانشمندان علوم سیاسی از این طیف گسترده است: از «ترامپ یک فاشیست است» تا «نشانه‌هایی از فاشیسم وجود دارد» و حتی «این فاشیسم نیست»، بلکه نوعی رژیم «سلطانی» است. در ادامه برخی از این دیدگاه‌ها آمده است.

فاشیسم چیست؟

تعریف واحدی از فاشیسم وجود ندارد. این اصطلاح برای توصیف رژیم‌های ملی‌گرا و ضدلیبرالی به کار رفت که پس از جنگ جهانی اول در اروپا پدید آمدند. تا امروز نیز بسیاری از ایدئولوژی‌ها یا جنبش‌های راست افراطی به‌طور کلی «فاشیستی» نامیده می‌شوند.

با این حال، به گفته مورخ لوتس کلینکهامر، عناصر اصلی سیاسی فاشیسم عبارت‌اند از: ضدسوسیالیسم، ضدپارلمانتاریسم و یهودستیزی. همچنین تلاش برای «پاکی ملی»، اندیشه‌های قوم‌گرایانه، ستایش جامعه خودی، و نیز «اصل رهبری» (Führerprinzip) یعنی جنبش توده‌ای که پشت سر یک فرد واحد قرار می‌گیرد. در سیاست خارجی نیز گسترش نظامی از دیگر عناصر مرکزی فاشیسم به شمار می‌آید.

فاشیسم در ایتالیا

واژه «فاشیسم» از گروه‌های واکنشی «فاشی دی کومباتیمنتو» (اتحادیه‌های رزمی) گرفته شده که در سال ۱۹۱۹ در ایتالیا تأسیس شدند. یکی از برجسته‌ترین چهره‌های این جنبش بنیتو موسولینی (۱۸۸۳–۱۹۴۵) بود که از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۳ حکومت کرد. هدف او احیای امپراتوری روم بود. برای این منظور، ایتالیا را به یک دیکتاتوری فاشیستی تبدیل کرد و این کشور را در کنار «دوستش» آدولف هیتلر وارد جنگ نمود.

«دوچه» اصل رهبری را شکل داد. کلینکهامر از «دیکتاتوری توده‌ای» سخن می‌گوید که توانست در ایتالیا نوعی «اجماع خشونت‌آمیز» ایجاد کند — اجماعی که با پلیس مخفی، حزب واحد و کنترل رسانه‌ها تضمین می‌شد. در عین حال وعده بهبود وضعیت زندگی مردم نیز داده می‌شد و برای بسیاری امکان ارتقای اجتماعی واقعی وجود داشت.

نژادپرستی نیز بخشی از فاشیسم ایتالیایی بود. اما برخلاف نازیسم، از ابتدا ماهیت آشکارا یهودستیزانه نداشت. قوانین ضدیهودی تازه در سال ۱۹۳۸، یعنی ۱۶ سال پس از آغاز حکومت، تصویب شدند. به گفته کلینکهامر، در ایتالیا «یهودستیزی نابودگر» (به معنای برنامه‌ریزی برای نابودی کامل یهودیان) وجود نداشت.

امروزه اما وقتی از «فاشیسم» سخن گفته می‌شود، نخستین مرجع تاریخی، دوازده سال حکومت ناسیونال‌سوسیالیسم در آلمان با کشتار صنعتی میلیون‌ها انسان است.

۱۴ ویژگی «فاشیسم ابدی» از نگاه اومبرتو اکو

نویسنده ایتالیایی اومبرتو اکو در مقاله معروف خود «فاشیسم ابدی» (۱۹۹۵) تلاش کرد جوهر نوعی «فاشیسم آغازین» را توصیف کند. او ۱۴ ویژگی برای آن برمی‌شمارد، هرچند همه این ویژگی‌ها لزوماً همزمان وجود ندارند.

به گفته اکو، نخستین فراخوان جنبش‌های فاشیستی یا پیشافاشیستی همواره علیه «بیگانگان» است. از این رو، این نوع فاشیسم ذاتاً گرایش‌های نژادپرستانه دارد. نشانه‌های دیگر عبارت‌اند از: ضدیت با روشنفکری، تخریب اعتبار نظام پارلمانی و ساده‌سازی زبان سیاسی.

ترامپ چگونه آمریکا را دگرگون می‌کند؟

به باور منتقدان، ترامپ با سیاست‌های خود حاکمیت قانون، تفکیک قوا و حقوق بشر را در آمریکا هدف قرار داده است. چند نمونه:

– مأموران مسلح و نقاب‌پوش اداره مهاجرت آمریکا (ICE) در عملیات‌هایی در سراسر کشور مهاجران را بازداشت و در بازداشتگاه‌های اخراج نگهداری می‌کنند. بیش از ۲۵۰ ونزوئلایی بدون محاکمه به السالوادور منتقل و در یک زندان فوق‌امنیتی زندانی شده‌اند. ترامپ گفته است مهاجران «خون آمریکا را مسموم می‌کنند».

– رئیس‌جمهور قضات را توهین و تهدید می‌کند و به برخی احکام دادگاه بی‌اعتنایی نشان می‌دهد. او دولت پیشین دموکرات به رهبری جو بایدن را «دشمن» و «بدترین زباله جهان» خوانده است. رسانه‌ها نیز از نظر او «دشمنان مردم» هستند.

– ترامپ در مقیاس گسترده کارمندان دولتی را اخراج کرده و کارکنان نهادهای فرهنگی را به دلیل «ووک» بودن جایگزین کرده است. او به دانشگاه‌ها و آزادی علمی حمله می‌کند. واژه‌هایی از «تنوع» تا «زنان» را نامطلوب اعلام کرده است. او می‌خواهد تصویر تاریخ را بر پایه ملی‌گرایی و مردان سفیدپوست بازسازی کند. میلیاردرهای فناوری سیلیکون‌ولی با دیدگاه‌های تا حدی راست‌لیبرتارین نیز ارتباطات مستقیمی با کاخ سفید دارند.

فولکر دپکات: محافظه‌کاری آمریکایی در حال رادیکال شدن است

مورخ آلمانی-آمریکایی فولکر دپکات معتقد است مفاهیمی مانند فاشیسم یا توتالیتاریسم برای توصیف وضعیت کنونی آمریکا چندان مفید نیستند، زیرا مانع درک دقیق تحولات واقعی می‌شوند.

به نظر او، یکی از مشکلات اساسی این است که قانون اساسی ۱۷۸۷ آمریکا نقش و قدرت قوه مجریه را به‌طور مبهم تعریف کرده است. این ضعف باعث شده ترامپ مرزهای اختیارات اجرایی را برای پیشبرد برنامه سیاسی خود بیازماید. از نظر دپکات، ریاست‌جمهوری برای ترامپ «ابزاری برای بازسازی اقتدارگرایانه» است.

او ترامپ را فاشیست نمی‌داند، بلکه نشانه‌ای از «رادیکالیزه شدن محافظه‌کاری آمریکایی» می‌بیند. به گفته او، حتی ممکن است هدف سیاست‌های ترامپ کاهش نقش دولت فدرال و انتقال قدرت به ایالت‌ها باشد.

با این حال، او می‌گوید تمایل به «رهبر بزرگ» پدیده‌ای غیرمعمول در آمریکا است و در «دی‌ان‌ای دموکراسی آمریکایی» جای ندارد. او تأکید می‌کند: «۲۵۰ سال تجربه خودحکومتی را یک نفر به‌تنهایی نمی‌تواند نابود کند.»

جیسن استنلی: آمریکا در «سال‌های اولیه» فاشیسم است

فیلسوف آمریکایی جیسن استنلی معتقد است آمریکا در مسیر فاشیسم قرار گرفته است. او می‌گوید: «ما همین حالا هم در آن قرار داریم — در سال‌های اولیه.»

او به بازداشت دانشجویان و روایت‌هایی مانند «تهدید ملت توسط مهاجران» اشاره می‌کند و اینها را عناصر ایدئولوژی فاشیستی می‌داند. به نظر او، حملات ترامپ به علم، مشابه رفتار حکومت‌های اقتدارگرا در روسیه و مجارستان است و هدف اصلی آن «قدرت» است.

استنلی می‌گوید دانش و پژوهش برای حکومت‌های اقتدارگرا تهدید محسوب می‌شود. او که تا پایان ۲۰۲۵ در دانشگاه ییل تدریس می‌کرد، سپس به دانشگاه تورنتو رفت، زیرا می‌خواست فرزندانش را در کشوری بزرگ کند که به سمت دیکتاتوری فاشیستی نرود.

پژوهشگر اروپای شرقی، مارسی شور، نیز از «سقوط آمریکا به سوی فاشیسم» سخن گفته است. مورخ تیموتی اسنایدر نیز ترامپ را «فاشیست» می‌نامد و می‌گوید تعریف معقولی از فاشیسم نمی‌شناسد که ترامپ را شامل نشود.

راینر مولهوف: کودتای دیجیتال و نشانه‌های فاشیسم

فیلسوف راینر مولهوف پس از انتخاب مجدد ترامپ از «کودتای دیجیتال» سخن می‌گوید — تلاشی برای تضعیف نظم دموکراتیک، که به گفته او با کمک هوش مصنوعی انجام می‌شود. او در این زمینه به ایلان ماسک و نهادی اشاره می‌کند که مدتی زیر نظر او بود.

به نظر مولهوف، هدف ماسک اخراج گسترده کارمندان دولت، تجمیع داده‌ها و استفاده از سیستم‌های هوش مصنوعی برای ایجاد یک دستگاه اداری دیجیتال بوده است — امری که به گفته او به معنای تضعیف روندهای حاکمیت قانون است.

او سه معیار برای فاشیسم ذکر می‌کند:

۱. پذیرش خشونت و قانون قوی‌ترها در سیاست
۲. نفی حاکمیت قانون و حقوق اساسی
۳. استفاده سختگیرانه از فناوری برای کنترل، تبعیض و حذف گروه‌هایی از جامعه

او تأکید می‌کند که امروز نشانه‌هایی از این روندها دیده می‌شود و باید آمادگی تشخیص فاشیسم را حتی پیش از وقوع نسل‌کشی‌ها داشت.

پیتر نویمن: «دری به سوی فاشیسم»

پژوهشگر افراط‌گرایی، پیتر آر. نویمن، می‌گوید آمریکا هنوز فاشیستی نشده، اما پوپولیسم راست‌گرا می‌تواند شرایط را برای آن فراهم کند.

به گفته او، دموکراسی هنوز کاملاً از بین نرفته است: «اگر فاشیسم بود، یعنی دموکراسی کاملاً مرده بود. اما هنوز چنین نیست، حتی در آمریکا.»

او این روند را تدریجی می‌داند: پوپولیست‌ها گام‌به‌گام نهادهایی را که دموکراسی لیبرال را تشکیل می‌دهند — مانند قوه قضائیه، پارلمان، نهادهای امنیتی و رسانه‌ها — تضعیف می‌کنند، آن هم با این استدلال که در حال اجرای «اراده واقعی مردم» هستند.

ولفگانگ مرکل: ترامپ «بیشتر سلطان است تا فاشیست»

پژوهشگر دموکراسی، ولفگانگ مرکل، با استفاده از مفهوم «سلطانیسم» (برگرفته از ماکس وبر) حکومت ترامپ را توصیف می‌کند. به نظر او، شباهت اندکی میان آمریکا در دوران ترامپ و فاشیسم موسولینی یا نظام نازی وجود دارد.

در «رژیم‌های سلطانی»، قدرت شخصی است و نهادها نقش تعیین‌کننده ندارند. ویژگی‌های دیگر عبارت‌اند از:

– انتصاب افراد بر اساس وفاداری
– حضور خانواده، دوستان و شرکای تجاری در قدرت
– تقویت وفاداری از طریق ترس و پاداش
– محو شدن مرز میان منافع خصوصی و عمومی
– گسترش خویشاوندسالاری و فساد

مرکل چهار عامل بازدارنده را نیز ذکر می‌کند که می‌توانند مانع حرکت بیشتر آمریکا به سوی اقتدارگرایی شوند:

– انتخابات (از جمله انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶)
– مقاومت ایالت‌ها
– احکام قضایی
– پیامدهای منفی سیاست‌های اقتصادی ترامپ

او معتقد است این عوامل می‌توانند همچنان از دموکراسی آمریکا محافظت کنند.

به نقل از دویچلند فونک کولتور ۲ فوریه ۲۰۲۶ –