عصر نو
www.asre-nou.net

شبنم کاملی اوزجان

وابستگی متقابل پاسخ می دهد

برگردان: آزاد
Sat 28 03 2026



۲۷ مارس ۲۰۲۶
پروژکت سیندیکیت

شوک های ژئوپلیتیکی از طریق شبکه های تجاری، تولیدی و شبکه های مالی - که برای کارایی بهتر، نه تاب آوری بیشتر بنا شده اند-، باعث فروریزش اقتصاد جهانی به هم پیوسته کنونی خواهند شد. با ایجاد اختلالات در زنجیره های تأمین حیاتی جهانی، جهش های موقتی قیمت می تواند به تورمی پایدار تبدیل شده و خطر رکود تورمی را افزایش دهد.
پراویدنس – با ورود جنگ ایران به هفته چهارم خود، بازارهای مالی سرانجام پیش بینی می کنند که احتمالا این درگیری به سرعت به یک بحران کلان اقتصادی جهانی تبدیل خواهد شد.

بسیاری از سرمایه گذاران در ابتدا، این جنگ را به عنوان یک اختلال موقتی با پیامدهای محدود در نظر گرفته بودند، اما برای اقتصاددانان و دانشمندان علوم سیاسی این دیدگاه اهمیت چندانی نداشت، کسانی که به خوبی می دانستند در اقتصاد جهان کنونی که دارای وابستگی های عمیق بخش های تجاری، مالی و تولید هستند، تنها مسئله زمان است تا یک شوک ژئوپلیتیکی را به یک شوک کلان اقتصادی دنیا تبدیل نماید.

اما، به طور متناقض، این وابستگی متقابل منبعی از تاب آوری نیز بوده است. در پنج سال گذشته، این تناقض به اقتصاد جهانی کمک کرده تا چهار شوک رکودی تورمی را تحمل کند: همه گیری کووید-۱۹، تهاجم روسیه به اوکراین، جنگ تجاری رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ و جنگ جاری در خاورمیانه.

اوج فرم
__________________________________________
پایین ترین سطح فرم

حتی اگر اصطلاح «رکودی تورمی» را به شوک های نفتی دهه ۱۹۷۰ هم انتخاب کنیم، که در آن موقع الگوی کند شدن رشد همراه با تورم مداوم در ایالات متحده و جاهای دیگر بطور غیر قابل انکاری بوجود امده بود. این موضوع یک پرسش حیاتی را مطرح می کند: رشد جهانی و آمریکا بدون این چهار شوک، به ویژه سه شوک قابل اجتناب و ساخته دست بشر، چقدر می توانست قوی تر باشد؟

نظریه اقتصادی یک راه برای پیدا کردن پاسخ به این پرسش را ارائه می دهد. در یک نظام جهانی وابسته به هم که در آن شبکه های تجاری، تولید و مالی با هم در ارتباط نزدیک هستند ، کشورهای متعدد دارای درجات مختلفی از امکانات برتری بر یکدیگر هستند. برخی نقاط گلوگاه (گذرگاه مهم) – مانند تنگه هرمز و کانال سوئز – جغرافیایی هستند، در حالی که برخی دیگر بازتاب قدرت انحصاری اند، مانند سلطه چین بر بخش فلزات کمیاب. سپس چیزی وجود دارد که من آن را « انسداد یا خفه کردن مداوم» می نامم: اختلالاتی که ریشه در سیاست های داخلی اشتباه یا جنگ هایی دارند که آسیب پذیرترین گره های شبکه های جهانی را تحت تأثیر قرار می دهند.

تعرفه ها که اغلب به عنوان شوک های تورمی رکودی عمل می کنند، نمونه بارز این موضوع میباشند. در حالی که اقتصاد آمریکا به نظر می رسید که نوسانات اولیه بازار پس از اعلام تعرفه های تلافی جویانی در «روز آزادی» ، ۲ آوریل ۲۰۲۵ را جذب کرده است، اما، این تاب آوری ممکن است اغراق شده باشد. با ادامه عدم قاطعیت اثر تعرفه ها، داده های اخیر به ضعف های زیربنایی و نشانه های اولیه وخامت بازار کار اشاره دارند.

در عین حال میدانیم که ، تعرفه ها هم اکنون به تورم دامن زده اند. تورم اصلی آمریکا در فوریه با نرخ سالانه ۲.۴٪ وبا تورم اساسی ۲.۵٪ بود. نکته قابل توجه تر این است که شاخص قیمت تولیدکننده – که اغلب به عنوان شاخص اصلی پویایی قیمت های بالادستی شناخته می شود – در فوریه به ۳.۴٪ افزایش یافت، در حالی که ماه قبل ۲.۹٪ بود که بسیار بالاتر از انتظارات بود. در مجموع، این خوانش های بالاتر از حد انتظار، نشان می دهد که فشارهای تورمی حتی پیش از آخرین جهش قیمت نفت، در زنجیره های تأمین آمریکا نشان داده میشد.

این با نظریه اقتصادی سازگار است. در دنیایی با زنجیره های تأمین کاملا به هم پیوسته – جایی که کشورها نه تنها کالاهای نهایی بلکه ورودی های کلیدی مانند فولاد، آلومینیوم و کود را نیز وارد می کنند – بر قراری تعرفه ها ،هزینه ها را در مراحل مختلف تولید افزایش خواهد داد. در همین حال، کسری تجاری آمریکا در سال ۲۰۲۵ به ۹۰۱ میلیارد دلار رسید که بخشی از آن ناشی از رونق هوش مصنوعی بود؛ صنعتی که خود برای ساخت «مراکز داده» در مقیاس وسیع به زنجیره های تأمین بهم پیوسته نیاز دارد.

بازگشت رکود تورمی

در حالی که اقتصاد آمریکا با عوارض تعرفه های ترامپ دست و پنجه نرم می کند، جنگ ایران شوک تورمی رکودی دیگری را به همراه آورده است. جنگ ها ظرفیت تولیدی را نابود می کنند و ذاتا تورم زا هستند، اما، در ابتدا، بازارها انتظار داشتند که درگیری و شوک های تأمین ناشی از آن – از جمله اختلالات حمل و نقل و حمله نظامی به زیرساخت های نفتی – کوتاه مدت باشد.

آن ها در تله ای آشنا افتادند. در دوران همه گیری کووید-۱۹، تورم جهانی به شدت از حدود ۲٪ به نزدیک ۹٪ افزایش یافت و درسال ۲۰۲۲، تورم درهر دو، اقتصاد پیشرفته و نوظهور، با افزایش قیمت های دو رقمی مواجه شدند. در آن زمان، مانند حالا، بازارها تصور می کردند که استرس بزودی از بین خواهد رفت و عرضه واکسن ها تنگناهای زنجیره تأمین را به سرعت کاهش خواهد داد. در عوض، تورم افزایش یافت که نشان دهنده اهمیت ظرفیت تولید، عملیات کارخانه و موقعیت فیزیکی دارایی ها میباشد.

همه گیری بار دیگر نشان داد که انعطاف پذیری های تجاری در طول زمان تغییر کرده و آنها تحت تأثیر شبکه های تأمین قرار گرفته اند. این واقعیت با حمله روسیه به اوکراین، در سال ،۲۰۲۲ تقویت یافت، زمانی که آلمان تنها توانست با ساخت سریع ترمینال های گاز طبیعی مایع (LNG)، گاز روسیه را با دریافت واردات از آمریکا، جایگزین کند، فرآیندی که بیش از یک سال طول کشید. اشتباهات در عدم توازن و تطابق بین عرضه و تقاضا در دنیا در زمانهای خاص هم مشکل دیگری است، در زمان کوید ، واکسن ها منجر به بهبود بی سابقه تقاضا شدند در حالی که عرضه محدود باقی ماند و تورم جهانی را تشدید کرد.

نقاط گلوگاه جغرافیایی – به ویژه تنگه هرمز، همچنین کانال های پاناما و سوئز و مسیرهای کلیدی کشتیرانی مانند تنگه ملاکا و دریای جنوبی چین – جایگزین های کمی دارند، اگر أصلا جایگزینی برای آنها وجود داشته باشد. شوک فعلی تأمین موادی فراتر از نفت و گاز است که شامل کودها، فلزات، آلومینیوم، هلیوم و گوگرد می گردد. حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد تجارت این کالاها از تنگه هرمز عبور می کند، این منطقه ۲۰ تا ۴۵ درصد از عرضه جهانی برخی از آن مواد را به خود اختصاص داده است.

بخشهای شبکه ای تجارت، تولید و مالی لزوما محدود به جغرافیا نیستند: آن ها می توانند خودرا به شرایط جدید سازگار کنند و همچنین انعطاف پذیری هایی تأمین کنندگان، ورودی ها و دارایی های مالی هم میتواندد به آسانی خود را جایگزین نمایند. اما وقتی سیاست های داخلی و جهانی موانع جدیدی را ایجاد کنند، سازگار شدن به شرایط جدید اهسته تر و پرهزینه تر خواهد شد.

تعرفه ها ، به ویژه، ابزار ضعیفی برای تقویت تاب آوری زنجیره تأمین هستند. کریدور گاز طبیعی ایران-ترکیه-اروپا که مدت ها مورد بحث قرار گرفت اما هرگز تحقق نیافت، می توانست، امنیت عبور انرژی از این تنگه را بسیار بیشتر از تلاش های ترامپ برای مجبور کردن شرکت های بیمه به پوشش کشتی هایی که تمایلی به عبور از تنگه هرمزرا ندارند ، همچنین، اختصاص منابع نظامی محدود تر برای حفاظت از عبور و مرور، را افزایش دهد.

بازارها ارتباط بین ارزش دارایی های مالی و عرضه فیزیکی انها را درک می کنند؛ در حالیکه، به نظر می رسد سیاست گذاران این گونه نیستند. با افزایش تفاوت بین قیمت گذاری قراردادهای آتی نفت و اصول بنیادی که هزینه های انرژی را در سراسر اقتصاد تعیین می کنند، تلاش ها برای مدیریت عرضه از طریق آزادسازی اضطراری از ذخایر استراتژیک – و به طور بحث برانگیزتر، کاهش تحریم ها علیه دشمنانی مانند روسیه و ایران – این شکاف را عمیق تر کرده است.

چنین اقداماتی بعید است بتواند از بزرگ ترین جهش تورم جهانی از زمان همه گیری، جلوگیری کند. اگرچه دلیلی وجود ندارد که سال ۲۰۲۶ الگوی ۲۰۲۲ را دنبال کند، اما بر مبنای مقیاس بالای شوک «عرضه» فعلی هم اکنون قابل توجه است، زیرا، برخی ازکارشناسان وادار شده اند که آنرا با دهه ۱۹۷۰ مقایسه کنند. یکی از درس های چند سال گذشته این است که در اقتصاد جهانی امروز، عرضه انرژی به شدت با سایر ورودی ها مانند چیپس و کودها از طریق شبکه های جهانی بهم پیوند خورده است. در نتیجه، رویدادهای ظاهرا نامرتبط می توانند سبب تهدیدات مالی سیستماتیک باشند.

در نهایت، قیمت دارایی ها، یک متغیر کلیدی است که به نوبه خود به سیاست پولی آمریکا بستگی دارد. در مواجهه با عدم قاطعیت عظیم، ناشی از جنگ ایران، سیاست گذاران بار دیگر مجبورند از روش « منتظر باش و مشاهده نما » استفاده کرده تا به داد های بیشتری در آینده دسترسی پیدا کنند .

قیمت تکه تکه شدن

در اوضاع فعلی، همه نهادهای پولی خود را در تنگنا می بینند. از سویی ، فدرال رزرو آمریکا کاهش نرخ بهره را متوقف کرده است، زیرا او تلاش دارد که مأموریت دوگانه خود یعنی ثبات قیمت ها و حداکثر اشتغال در امریکا را به بهترین وجهی انجام دهد. اما حتی نهادهای تک مأموریتی مانند بانک مرکزی اروپا نیز نمی توانند موج دیگری از تورم دو رقمی را تحمل کنند. همچنین، وقتی سرمایه، دارایی های فیزیکی و تولیدی در معرض تهدید هستند نمشود با چاپ بیشتر پول از رکود خارج شد.

در حالیکه، جهش های موقتی قیمت ها، تهدیدی برای ایجاد تورم پایدار از طریق شبکه های تولید بهم پیوسته هستند، و تورم بالاتر و انتظارات تورمی معمولا با هم حرکت می کنند. همان طور که بازده کوتاه مدت اوراق خزانه داری آمریکا و بریتانیا نشان می دهد، بازارها به این زودی ها نرخ بهره را کاهش نخواهند داد. سرمایه گذاران به یاد دارند که تورم دوران همه گیری در مسیر نزولی بود تا اینکه توسط دو شوک تورمی ناشی از خود دولت ترامپ این سیر نزولی را متوقف نمود: اول جنگ تجاری و حالا جنگ علیه ایران. در نتیجه، تنها سیاست پولی سختگیرانه و مداوم می تواند غول تورم را دوباره مهار کند.

البته برخی چیزها از سال ۲۰۲۲ بهبود یافته اند. اروپا ظرفیت واردات LNG خود را به طور قابل توجهی افزایش داده، مصرف گاز را کاهش داده و تنگنا های لجستیکی را حذف کرده است. صادرات LNG آمریکا بین دسامبر ۲۰۲۱ تا دسامبر ۲۰۲۵ ۶۵٪ افزایش یافت که خطر آسیب پذیری شدید انرژی را کاهش داد.

اما آسیب پذیری های گسترده تری همچنان باقی خواهد ماند، تا زمانی که جهان به هم متصل باشد، بازارها، بصورت جهانی باقی بمانند و زنجیره های تأمین برای بهره وری بهینه شوند، نقاط گلوگاهی یا تنگنایی ، همچنان بطور مداوم فشارهای تورمی را تقویت خواهند کرد. برای مثال، نیمه هادی ها را در نظر بگیرید: شرکت تولید نیمه هادی تایوان (TSMC)، بزرگ ترین تولید کننده تراشه جهان، به گوگرد و هلیوم تأمین شده توسط کشورهای خلیج فارس و از طریق تنگه هرمز متکی است.

برخی ممکن است استدلال کنند که اقتصادهای جنوب جهانی با بنیادهای مستحکم و پایه گسترده صادرات کالا، به ویژه در آمریکای لاتین، از این روندها بهره مند خواهند شد. رئال برزیل و پزو کلمبیا از معدود ارزهایی هستند که هنوز در برابر دلار ارزش خود را افزایش می دهند. با این حال، اقتصادهای دیگر تحت فشار قرار گرفته اند. برای مثال، بانک مرکزی ترکیه در هفته اول جنگ ایران حدود ۱۵٪ از ذخایر ارزی خود را برای تثبیت لیر مصرف کرد، در حالی که سرمایه گذاران خارجی در آفریقای جنوبی و مجارستان در پی نوسانات بازار و خروج سرمایه متحمل زیان های قابل توجهی شده اند.

این فشارها به نوبه خود احتمالا باعث انباشت انرژی شده، عرضه جهانی را محدود تر و تورم داخلی را افزایش می دهند. با توجه به اینکه حاکمیت اقتصادی به طور فزاینده ای به عنوان احتکار منابع طبیعی، بازگرداندن تولید به داخل کشور و گسترش تولید انرژی داخلی درک شود، مهار تورم جهانی می تواند بسیار دشوارتر شود.

دیگر راه برگشتی نیست

رهبران حمایت گرا ممکن است از بین رفتن وابستگی متقابل زنجیره تأمین را راه حل ببینند، اما داده ها نشان می دهد که این کار نه ساده است و نه بی هزینه. یک نظم جهانی پراکنده را نمی توان صرفا با اعمال زور زنده نگه داشت.

برای درک دلیل آن، ارزش دارد که به متن بنیان گذار سرمایه داری مدرن بازگردیم. همان طور که اقتباس موسیقایی جدید آهنگساز دیوید لنگ به ما یادآوری می کند، «ثروت ملت ها» اثر آدام اسمیت امروز به همان اندازه که در سال ۱۷۷۶ بود، برای اقتصاد کنونی مهم ومرتبط است و بینش اصلی او میگوید: حتی زمانی که افراد به نفع خود عمل کنند، سودهای حاصل از تبادل و ارتباطات باعث می شود همه وضعیت بهتری پیدا کنند. نظام اقتصادی جهانی برای بهره برداری از این دستاوردها از طریق تجارت آزاد و تقسیم کار طراحی شده بود، اما، ما آن را به خطر انداختیم.

در اقتصادی جهانی که به شدت به هم پیوسته است، دست زدن به اعمال اجباری حکومتی که بر فشار اقتصادی تکیه دارد، ناگزیر به رشد کندتر و تورم بالاتر منجر می شود. هیچ هژمونی نمی تواند چنین فشاری را بدون پرداخت هزینه اعمال کند، زیرا وابستگی متقابل فشار متقابل ایجاد می کند. بنابراین، هژمون های جهانی و قدرت های منطقه ای باید برای حفظ ثبات و پیش بینی پذیری بین المللی تلاش کنند، نه اینکه آن را تضعیف کنند.

این موضوع به ویژه برای آمریکا که قدرت خود را از وابستگی متقابل اقتصادی می گ صداقت میکند، نه برعکس آن. در دنیایی تکه تکه شده، هیچ قدرتی نمی تواند بطور واقعی هژمونیک باشد و دارایی های فیزیکی و مالی به شدت نسبت به تغییرات احساسات ، حساس می باشند، آنچنانکه نوسانات اخیر قیمت طلا و سهام فناوری آنرا نشان داده است.

در نهایت، زنجیره های تأمین جهانی امروز برای کارایی ساخته شده اند، نه تاب آوری، آن ها در برابر تحولات ژئوپلیتیکی آسیب پذیراند. از این منظر، فشارهای رکودی تورمی که اکنون بر اقتصاد جهان وارد آمده است، نه تصادفی است و نه یک استثنا. این ها بهای دست کم گرفتن وابستگی متقابل جهانی و فرض آن به عنوان امری بدیهی هستند.

ŞEBNEM KALEMLI-ÖZCAN
شبنم کالملی-اوزجان
، استاد اقتصاد در دانشگاه براون و مدیر آزمایشگاه ارتباطات جهانی، مشاور ارشد سیاست گذاری سابق در صندوق بین المللی پول و اقتصاددان ارشد سابق خاورمیانه و شمال آفریقا در بانک جهانی است.

بیشتر بخوانید