جنگی ناهمخوان، استقامت یک ساختار
Sun 22 03 2026
فرامرز پارسا
برونمرزیها با شتابی آمیخته به امید و خطا، از جنگی حمایت کردند که گمان میبردند پایانش، بازگشت به خانه است؛ بازگشتی پیش از نوروز، پیش از آنکه غبارها فرو بنشیند.
در داخل، مردمی که سالها زیر فشار زندگی کردهاند، به این صداها دل بستند؛ به وعدههایی که از دور، روشنتر از واقعیت به نظر میرسید. آزادی، در ذهنها نزدیک بود.
اما در همان زمان، صدایی دیگر نیز وجود داشت:
«نه به جنگ، نه به دخالت.»
این صدا، صرفاً یک موضع سیاسی نبود؛
یادآوری یک واقعیت بود: آزادی وارد نمیشود، ساخته میشود.
این نگاه از «منِ» فردی عبور میکند و به «ما»ی جمعی میرسد؛
از دل همان خانههایی که زیر فشارند، اما آگاهی در آنها هنوز خاموش نشده است.
این همان لایهایست که با جنگ از بین نمیرود.
اما پاسخ این صدا چه بود؟
اتهام، برچسب، و سکوت تحمیلی.
اکنون، پس از آنهمه هیاهو، واقعیت روشنتر شده است.
جنگی که با وعدهی رهایی آغاز شد، بدون شناخت دقیق از درون ساختار قدرت، تنها به ویرانی انجامید.
نه وعدهها محقق شد، نه آن تصویر سادهانگارانه از فروپاشی.
آنچه آشکار شد، یک نکتهی اساسی است:
قدرت فقط در افراد نیست، در ساختار است.
ساختاری که با حذف چهرهها از بین نمیرود،
زیرا بر پایهی شبکهای از نهادها و تصمیمگیریهای پنهان شکل گرفته و خود را بازتولید میکند.
در این میان، آنچه باقی مانده، ایران است—
شهرهایی آسیبدیده، استانهایی درگیر بحران،
و مردمی که خواستهشان نه جنگ بود و نه ویرانی، بلکه فقط زندگی.
امروز، حاصل این وضعیت برای مردم چیست؟
خانههایی که دیگر نیستند،
سفرههایی که کوچکتر شدهاند،
و آیندهای که هزینهاش را باز هم همان مردم باید بپردازند—
چه این ساختار بماند، چه تغییر کند.
اگر ساختار باقی بماند، فشارها ادامه خواهد داشت؛
و اگر تغییر کند، بازسازی این ویرانیها بر دوش مردمی است که پیش از این نیز فرسوده شدهاند.
این واقعیت، چیزی جز یک تراژدی ملی نیست.
اما پرسش اصلی اینجاست:
در برابر ساختاری که خود را بازتولید میکند، چه میتوان کرد؟
پاسخ، نه در ویرانی بیشتر است و نه در انتظار دخالت بیرونی.
اگر ساختار، خود را بازتولید میکند،
جامعه نیز باید یاد بگیرد خود را بازسازی کند.
با آگاهی، با همبستگی، و با ایجاد اعتماد میان افراد.
قدرت ساختارها در تفرقه و سکوت است؛
و نقطهی ضعف آنها، آگاهی مداوم و پیوستهی جامعه.
واقعیت این است:
جنگ، جای عدالت را نمیگیرد.
و ویرانی، آزادی تولید نمیکند.
آنچه تعیینکننده است،
توان یک جامعه برای فهمیدن، ایستادن، و ساختن است.
آینده نه از بیرون میآید،
و نه یکباره تغییر میکند—
از همینجا آغاز میشود.
از همین مردم.
پاینده ملتی که هنوز،
با وجود همهی فشارها،
ایستاده است.
————-
۲۰۲۶/۳/۲۱