اشتفان گونتز، مارتین برتس
تصاویر ممنوعه – چگونه رژیم ایران عکاسان را کنترل میکند
Tue 17 03 2026

در ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶، بیشمار انسان در ایران به خیابانها آمدند. هزاران نفر دیگر هرگز به خانه بازنگشتند. اما از سرکوب خونین این اعتراضات تقریباً هیچ تصویری وجود ندارد.
در شب ۸ ژانویه، خوشیران فریادهای بلندی را در خیابانهای تهران میشنود. وقتی بیرون میرود، جمعیت بزرگی را میبیند. یک اتوبوس نیروهای امنیتی در آتش میسوزد. او میبیند که اعضای بدنام بسیج، با لباس شخصی و سوار بر موتورسیکلت در شهر حرکت میکنند — اما عجیب اینکه هنوز کسی را بازداشت نکردهاند.
خوشیران، که عکاس است، دوربینش را برمیدارد و از اعتراضات عکس میگیرد. عکسهایی که در واقع غیرقانونی محسوب میشوند. زیرا اینها تصاویر یک تظاهرات ممنوعه هستند.
وقتی خوشیران به خانه برمیگردد، نخستین صدای تیراندازیها را میشنود و خون را در خیابانها میبیند. خونی که متعلق به قربانیان قتلعامی است که در همان ۸ ژانویه آغاز میشود.
همه چیز با نارضایتی گسترده مردم ایران شروع شد. وضعیت فاجعهبار اقتصادی و سرکوبهای رژیم، از اواخر دسامبر ۲۰۲۵، بیشمار انسان را در سراسر کشور به خیابانها کشاند. از جمله در ۸ ژانویه.
یک روز بعد، سرکوب در بسیاری از نقاط به اوج خود رسید: نیروهای امنیتی همچنان با گلوله جنگی به سوی معترضان شلیک میکردند و رژیم اینترنت را در سراسر کشور قطع کرد. برآوردهای معتبر نشان میدهد که دستکم ۱۰ هزار ایرانی در ۸ و ۹ ژانویه دیگر به خانههای خود بازنگشتند — رقمی که هنوز بهطور مستقل تأیید نشده است.
در خارج از ایران هنوز هم درک آنچه واقعاً در این اعتراضات رخ داده دشوار است — از جمله به این دلیل که تصاویر کمی از آن وجود دارد. هرچند عکسها و ویدئوهایی در رسانههای بزرگ بینالمللی منتشر شد، اما تصاویر اندکی وجود دارد که ابعاد کامل این جنایات را نشان دهد. رژیم تهران نه تنها اعتراضات، بلکه گزارشدهی درباره آنها را نیز با سرکوبی خشن خاموش کرد.
یکی از کسانی که با وجود همه این خطرات میخواهد این تصاویر را به جهان نشان دهد، خوشیران است.

«مرا مستقیماً تیرباران میکنند»
خوشیران یک ایرانی در اواخر دهه سی زندگیاش است که سالهاست بهعنوان عکاس کار میکند. او نخستین بار در سال ۲۰۱۹ و در جریان اعتراضات موسوم به «نوامبر خونین» از تظاهرات ضدحکومتی عکس گرفت. او در تهران زندگی میکند و برای آژانس تصویری Middle East Images کار میکند.
خوشیران نام مستعاری است که خودش انتخاب کرده است. این نام به معنی «ایران خوشبخت» است. او نمیخواهد با نام واقعیاش در روزنامه ظاهر شود، زیرا این کار بسیار خطرناک است. روزنامه NZZ یک روز پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، از طریق تماس ویدئویی با او گفتگو کرد. در آن زمان محدودیت اینترنت کمی کاهش یافته بود، با این حال ارتباط چندین بار قطع شد.
وقتی در ۸ ژانویه همه چیز آغاز شد، خوشیران در یک مراسم در مرکز تهران حضور داشت. همانجا بود که اتوبوس در حال سوختن نیروهای امنیتی و جمعیت زیاد در خیابانها را دید. او میگوید: «دوربینم را همراهم آورده بودم، چون حدس میزدم آن روز اتفاقی بیفتد.»
این مرد جوان نخستین عکسها را همانجا گرفت. اما وضعیت آشفته بود و او میترسید هنگام عکاسی بازداشت شود — ترسی کاملاً موجه، چنانکه تجربههای گذشتهاش نشان میدهد. با این حال به کارش ادامه داد.
خوشیران تعریف میکند که روز بعد چگونه تلاش کرد وقایع را مستند کند: «در ۹ ژانویه احساس میکردم اعتراضات به نقطه اوج خواهد رسید.»
او با خودرو در شهر حرکت میکرد، در حالی که دوربینش را همراه داشت اما پنهان کرده بود. خوشیران پیشتر زندانی شده و از کار حرفهای محروم شده است. او میگوید: «وقتی آخرین بار از زندان آزادم کردند، مرا تهدید کردند. گفتند: ‹این آخرین باری است که آزادت میکنیم. »
او این تهدید را چنین تفسیر میکند: «فکر میکنم اگر دوباره دستگیر شوم، یا مستقیم مرا میکشند یا به اعدام محکومم میکنند.»

تصاویر خطرناک
حسین فاطمی بهخوبی میداند خوشیران از چه سخن میگوید. او مدیر آژانس Middle East Images است؛ همان آژانسی که خوشیران برایش کار میکند. این آژانس عکسهای خاورمیانه را به رسانههای بینالمللی عرضه میکند و در سال ۲۰۱۸ در نیویورک تأسیس شده است. فاطمی نیز در همانجا زندگی میکند. او خود یک ایرانی تبعیدی است و میگوید وقتی در اوایل ژانویه نخستین خبرهای کشتهشدگان رسید، به عکاسانش چه توصیهای کرد: «به آنها گفتم: ‹لطفاً با دوربینهای بزرگتان عکس نگیرید، بهتر است از تلفن همراه استفاده کنید.»
خطر این بود که با دوربینهای حرفهای بهعنوان عکاس خبری شناسایی شوند.
حسین فاطمی با ۲۰ عکاس در سراسر ایران همکاری میکند که شش نفرشان زن هستند. او میگوید: «این عکاسان قهرمانان من هستند. آنها جانشان را به خطر میاندازند تا به جهان نشان دهند چه اتفاقی در آنجا میافتد.»
آژانس او برای حفاظت از عکاسان داخل ایران، برای همه آنها از نامهای مستعار استفاده میکند. «ما عمدتاً از نام کسانی استفاده میکنیم که در اعتراضات توسط رژیم کشته شدهاند.»
یکی از عکاسان در منابع عکسها «مهسا» نامیده میشود — همان نام زنی که در سال ۲۰۲۲ بهدلیل حجاب بهاصطلاح نامناسب توسط گشت ارشاد بازداشت و بنا به گزارشها تا سرحد مرگ مورد ضربوشتم قرار گرفت. مرگ او یکی از بزرگترین موجهای اعتراضی ایران را برانگیخت.
حسین فاطمی هرگز آژانس خود و عکاسانش را بهطور رسمی در ایران ثبت نکرده است. او میگوید: «به محض اینکه ثبتنام کنید، مقامات تعیین میکنند چه چیزی را میتوانید عکاسی کنید و چه تصاویری را میتوانید ارسال کنید.»
طبیعتاً عکسهای اعتراضات علیه رژیم جزو این موارد نیست. با این حال فاطمی همه این تصاویر را نیز منتشر نمیکند. او همیشه میزان خطر را ارزیابی میکند: آیا معترضان قابل شناسایی هستند؟ آیا میتوان هویت عکاس را حدس زد؟ اگر چنین باشد، عکس منتشر نمیشود تا از افراد درگیر محافظت شود.
خوشیران میگوید مقامات بهطور هدفمند به دنبال «خائنان» میگردند. در اعتراضات اوایل ژانویه، نیروهای امنیتی در سراسر تهران ایستهای بازرسی برپا کرده بودند. «گاهی تا ده ایست بازرسی مرا متوقف کردند. هر بار تلفنم را بررسی کردند.»
او میگوید این بازرسیها گاهی تا یک ساعت طول میکشید. «گالری عکسهایم را نگاه کردند و حتی اینستاگرامم را برای استوریهای مربوط به اعتراضات بررسی کردند.»
تصاویر چگونه به خارج میرسند
وقتی در ۹ ژانویه حدود ساعت ۱۹ اعتراضات در تهران آغاز شد، خوشیران نیروهای امنیتی بیشماری دید. در ابتدا اوضاع نسبتاً آرام بود: «معترضان شعارهای ضدحکومتی میدادند و نیروهای شبهنظامی گاز اشکآور پرتاب میکردند.» اما بعدتر برخی خودروها و یک مسجد خالی به آتش کشیده شدند.
حدود ساعت ۲۲، خوشیران دوباره صدای تیراندازی شنید — این بار از فاصله بسیار نزدیک. «در ماشین نشسته بودم و برای جانم میترسیدم.»
او میگوید: «آخرین چیزی که در راه خانه دیدم این بود که نیروهای حکومتی تلاش میکردند شعارهای اعتراضی را از دیوارهای شهر پاک کنند.»
با وجود این، او موفق شد آن شب از اعتراضات عکس بگیرد — تصاویری که در روزهای بعد در رسانههای جهانی، از جمله NZZ، منتشر شد. یکی از عکسهایش یک مأمور امنیتی مسلح به تفنگ را نشان میدهد.
در روزهای پس از سرکوب، بهتدریج روشن شد که رژیم دست به یک قتلعام زده است. گزارشهای بیشتری منتشر شد از معترضان که بهطور تصادفی هدف گلوله قرار گرفتند، از نوجوانانی که از فاصله دور به سرشان شلیک شد. گفته میشود نیروهای امنیتی بهطور تصادفی مردم را هدف قرار میدادند، حتی اگر مستقیماً در اعتراضات شرکت نداشتند.
گرفتن عکس از چنین صحنههایی یک چالش خطرناک است. خارج کردن این تصاویر از کشور نیز به همان اندازه دشوار است.
اینکه گاهی این کار ممکن میشود، به سیستم Starlink، یعنی اینترنت ماهوارهای شرکت SpaceX، مربوط است. هرچند این دستگاهها نیز میتوانند ردیابی یا با پارازیت GPS مختل شوند، اما اغلب تنها راه ارسال دادهها از ایران به خارج هستند.
فاطمی میگوید عکاسان این دستگاهها را در خانههای خود نصب نمیکردند، بلکه نزد دوستانی میگذاشتند که عکاس یا خبرنگار نبودند.
با وجود توصیه استفاده از موبایل، عکسهای دوربین حرفهای برای فاطمی ارزش بیشتری دارند، زیرا این دوربینها دادههای خام (Raw) تولید میکنند که شامل اطلاعات فنی کامل تصویر است و بهسختی قابل دستکاری است.
او میگوید: «ما آژانس نسبتاً کوچکی هستیم و تصاویرمان را از طریق آژانسهای بزرگ مانند Getty یا Imago توزیع میکنیم. ما از اعتبار تصاویرمان زندگی میکنیم.»
رسانهها باید بتوانند به صحت اطلاعات این عکسها اعتماد کنند. «ما از افرادی که شخصاً نمیشناسیم عکس نمیگیریم.»
در مقابل، افشین اسماعیلی، روزنامهنگار و عکاس ایرانی ساکن نروژ، روش دیگری دارد. او در حساب شخصی اینستاگرامش تصاویر مربوط به رویدادهای ایران را جمعآوری میکند. اغلب اینها ویدئوهایی تار و لرزان هستند.
بیشتر این تصاویر تأیید نشدهاند، اما اسماعیلی میگوید تنها با دیدن این تصاویر بود که توانست باور کند آنچه پیشتر فقط شنیده یا خوانده بود واقعاً رخ داده است: تصاویر کیسههای جسد سیاه که در سالنها روی هم انباشته شده بودند، تیراندازی به جمعیت، و معترضان زخمی.
برخی از این تصاویر بعدها توسط رسانههای بزرگی مانند نیویورک تایمز تأیید و منتشر شد. بدون چنین تأییدی، این تصاویر برای رسانههای معتبر قابل استفاده نیستند، زیرا خطر جعل بسیار زیاد است.
خوشیران همچنان در ایران کار میکند. اکنون بهجای اعتراضات، ستونهای دود بالای شهر را عکاسی میکند که پس از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل هر روز در آسمان دیده میشوند. حتی اکنون نیز موفق میشود برخی از این تصاویر را به خارج بفرستد.
عکسهایی از بمبها به جای اعتراضات
اعتراضات آغاز سال سرکوب شد. حتی دخالت آمریکا و اسرائیل نیز — برخلاف امید بسیاری — تاکنون به سقوط رژیم منجر نشده است.
با این حال حسین فاطمی مطمئن است: «اگر روزی این رژیم سقوط کند، آنگاه تصاویر بیشماری از این قتلعام خواهیم دید — از آرشیوهای خصوصی و همچنین از عکاسان حرفهای.»
تصاویری که هم از وحشت این دوران حکایت خواهند کرد و هم از شجاعت مردمی که بارها در برابر رژیم ایستادهاند.
به نقل از NZZ (Neue Züricher Zeitung) ۱۴ مارس ۲۰۲۶
|
|