نامه به ترامپ
Tue 17 03 2026
شهریار حاتمی
آقای رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، سلام.
میبینم که برای رفع نیاز مبرمتان به نیروی پیاده جهت ورود به خاک ایران، دست به دامان کُردهای غیور شدهاید.
از سوی دیگر، پیداست که عرصه بر شما به اندازهی تنگهی هرمز تنگ شده است. برای گشودن گرهی که خود در کار خویش زدهاید و نیز برای گشودن تنگهی هرمز، به کشورهای اروپایی متوسل شدهاید. در هر دو مورد تیرتان به سنگ خورده است. برخلاف آنچه در سر داشتید و میپنداشتید با زیرکی میتوانید دیگران را بفریبید تا قربانی اهداف خیالپردازانه و خودبزرگبینانهتان شوند، حتی همپیمانان اروپاییتان نیز، همانها که به گفتهی خودتان بارها به یاریشان شتافتهاید، دست یارییی را که به سویشان دراز کردهاید، نگرفتند.
فراموش نکنید که دوستان کوچکتر شما کُردهای غیور را، که دههها پیش از انقلاب ۵۷ و نیز دههها پس از آن برای استقلال خود مبارزه کردهاند، تجزیهطلب خواندهاند. حال چگونه انتظار دارید که کُردها به وعدهها و سخنان شما، که قطب و مولای این دوستان کوچکتان هستید، اعتماد کنند و ناگهان در نقش نیروی پیادهی شما وارد عمل شوند؟
از سوی دیگر، خود شما نیز در آغاز ریاستجمهوریتان، آب پاکی را دربارهی کمکهایتان روی دست دوستان و همپیمانان اروپاییتان ریختید و آنان را به جرم راحتطلبی با هزینههای سنگین گمرکی جریمه کردید. افزون بر این، با تهدید به الحاق سرزمینهایی که به همپیمانان ناتویی شما تعلق دارند به ایالات متحده، آنها را بیمناک ساختهاید. اکنون با این پیشینه، چه انتظاری دارید که برای گشودن گره شما و تنگهی هرمز به یاریتان بشتابند؟
آقای رئیسجمهور، هر کس دیگری جز شما بود، تاب این بیوفایی را به ویژه از نزدیکترین دوست و همپیمانتان، بریتانیای کبیر، که بیش از دو قرن یار و یاورتان بوده، نمیآورد و آرزو میکرد هرگز چنین روزی را نبیند.
با این همه، قصد ندارم شما را ناامید کنم. هنوز امکان دریافت کمک برایتان باقی است. دوستان دیگر شما، که با عشقی یکطرفه آمادهاند همهی ایران و سرمایهاش را تقدیمتان کنند و در این راه از جان هموطنان داخل ایران نیز مایه گذاشتهاند، چه در ایالات متحده و چه در اروپا، مهیای ورود به عملیاتاند. همین چندی پیش، دویست و پنجاه هزار نفر از آنان در مونیخ گرد آمدند و با بهاحتزاز درآوردن پرچم کشور شما و کشور برادر، اسرائیل، وفاداری خود را ابراز کردند.
بیتردید، همین شمار، و چهبسا بیشتر، در آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی حضور دارند که تنها با آموزشی نظامی کوتاه، آمادهی حمله به مرزهای جنوبی و غربی ایراناند. اینها شیوهی حمله را خوب، میدانند و تنها به سازماندهی از سوی ارتش شما نیاز دارند. افزون بر این، صد تا صد و پنجاه هزار نیروی آموزشدیدهی سپاهیِ وفادار به دوستان کوچک شما، فرش قرمزی از خون جوانان وطن در ایران برایتان گستردهاند. این آمار البته مربوط به پیش از جنگ است و شاید تا به حال به نیم میلیون هم رسیده باشند. رسم دوستی نیست که این دوستان را بیش ازاین چشم انتظار بگذارید.
پیشنهاد میکنم از این عاشقان سینهچاک بهره ببرید و دست از سر کُردها، که به اندازهی کافی در راه مبارزاتشان قربانی دادهاند، بردارید. بدین ترتیب، هم عقده از کار این دوستان کوچک و رهبرشان میگشایید و هم تنگهی هرمز را. ملا، چپی و مجاهد که باید بمیرند و کُردها هم که همه تجزیه طلبند. میماند همین دوستان که آستین ها را بالا زده اند. نوبتی هم اگر باشد، اکنون نوبت این دوستان است.
در نومیدی، بسی امید است اما این که پایان شب سیاه، سپید باشد، تضمینی وجود ندارد.
شهریار حاتمی
استکهلم ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
|
|