اریک بلانک
ما سالانه نزدیک به یک تریلیون دلار صرف جنگ میکنیم.
این دیوانگی است.
ترجمه احمد سیف
Wed 11 03 2026

دونالد ترامپ دارد ایران و جهان را به آتش میکشد. و همه دلایل وجود دارد که فکر کنیم او همچنان در خارج از کشور جنگ را تشدید خواهد کرد، همانطور که رژیم او در داخل ضعیفتر شده و محبوبیتی کمتری دارد.
اما باید صادق باشیم: این با ترامپ شروع نشده است. دهههاست که هر دو حزب بر سر تعهد بنیادی به برتری نظامی آمریکا در جهان اشتراک نظر دارند. پنجاه و پنج درصد دموکراتهای مجلس نمایندگان به بودجه اخیر نیروهای مسلح آمریکا رأی مثبت دادند.
لیبرالهای جریان اصلی مانند چاک شومر و هاکیم جفریز نسخهای پایدارتر و کمنوسانتر از امپراتوری را ترجیح میدهند. به همین دلیل اعتراضات آنها درباره حمله به ایران مربوط به روند و «وضوح استراتژیک» است، نه کنار گذاشتن هدف بنیادی برتری آمریکا. از سوی خود، کامالا هریس در کارزار انتخاباتی قول داده بود که «اطمینان حاصل کند آمریکا همیشه قویترین و کشندهترین نیروی رزمی جهان را دارد.»
چیزی که تقریباً هیچگاه در سیاست جریان اصلی آمریکا بهطور جدی مورد پرسش قرار نمیگیرد، خود فرض است: اینکه واشنگتن حق دارد هر کشوری در جهان را بمباران، اشغال یا حمله کند هر زمان که تصمیم بگیرد دلیل کافی دارد. استثنائات مهمی وجود دارد — برنی سندرز، الکساندریا اوکاسیو-کورتز، جیمز تالاریکو و دیگران مواضع ضدجنگ روشنتری اتخاذ کردهاند.
اما تنها مخالفت با این جنگ در ایران کافی نیست. همچنین کافی نیست که خواستار پایان کمکهای آمریکا به اسرائیل باشیم. تا زمانی که ایالات متحده سالانه نزدیک به ۱ تریلیون دلار برای نظامیگری خرج میکند، فشار نهادی و سیاسی عظیمی برای استفاده، توجیه و گسترش این ماشین وجود خواهد داشت — در حالی که تأکید میشود که در داخل کشور پول کافی برای زندگی قابلتحمل مردم کارگر وجود ندارد.
نیروهای ضد-MAGA باید از برخورد با کاهش بودجه نظامی مانند یک بحث حاشیهای دست بکشند. در انتخابات میاندورهای و در ۲۰۲۸، ما باید برای اصلاحات جدی در ماشین جنگی آمریکا تلاش کنیم. نقطه شروع منطقی اما بلندپروازانه چیست؟ بودجه ۸۸۶ میلیارد دلاری نیروهای مسلح را نصف کنید.
این خیالی نیست. حتی با بودجه «تنها» حدود ۴۴۳ میلیارد دلار، آمریکا همچنان بزرگترین هزینهکننده نظامی جهان خواهد بود. اما میتواند گامی واقعی دور از استراتژی و عمل امپریالیسم باشد.
انسانیت به همکاری بینالمللی نیاز دارد، نه به جنگ و نزاع. رقابت فزاینده آمریکا با چین تهدید میکند که جهان را دقیقاً در زمانی که باید با مسائل وجودی واقعی مانند فروپاشی اقلیم و توسعه هوش مصنوعی به شکل آهسته و ایمن مقابله کنیم، وارد یک چرخه مخرب قدرت بزرگ دیگر کند.
و با توجه به اینکه بسیاری از آمریکاییهای طبقه کارگر به سختی دوام میآورند، آزادسازی حدود ۵۰۰ میلیارد دلار در سال میتواند گام بزرگی در جهت قابلتحملتر کردن زندگی در این کشور باشد.
به ما دائماً گفته میشود که مراقبت عمومی از کودکان بیش از حد گران است، مسکن بیش از حد گران است، مراقبتهای بهداشتی بیش از حد گران است، حمل و نقل عمومی بیش از حد گران است، و سازگاری با تغییرات اقلیمی بیش از حد گران است. یک راهحل ساده: نصف کردن بودجه نظامی.
راههای بهتر برای خرج کردن نیم تریلیون دلار
اگر آمریکا بودجه نظامی خود را نصف کند، بسیاری از سیاستهای تحولآفرین ممکن خواهد شد. اینها چیزهایی هستند که ۴۴۳ میلیارد دلار سالانه میتواند تأمین کند اگر به طور کامل به هر مورد اختصاص یابد:
۱. مدیکر برای همه — بیشتر برآوردها هزینه خالص جدید فدرال را ۳۰۰-۴۰۰ میلیارد دلار در سال تخمین میزنند. ۴۴۳ میلیارد دلار میتواند اساساً انتقال به سیستم پرداخت تکنفره را تأمین کند و هزینههای پرداخت شخصی را حذف نماید.
۲. پایان دادن به گرسنگی — ارائه صبحانه و ناهار رایگان در همه مدارس حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال هزینه دارد. توسعه SNAP و WIC برای حذف کامل ناامنی غذایی ۵۰-۱۰۰ میلیارد دلار دیگر میبرد. ۴۴۳ میلیارد دلار میتواند گرسنگی در آمریکا را پایان دهد و سیستم تغذیه مدارس را به طور کامل تغییر دهد.
۳. ساخت میلیونها واحد مسکن عمومی — هزینه متوسط ساخت یک واحد مسکن باکیفیت ۲۰۰-۳۰۰ هزار دلار است. با ۴۴۳ میلیارد دلار در سال میتوان ۱.۵ تا ۲ میلیون واحد مسکونی جدید ساخت. کمبود ملی تخمینی ۴-۷ میلیون واحد است، بنابراین این شکاف در ۳-۴ سال پر میشود و بودجه برای نگهداری و ساخت ادامه دارد.
۴. لغو تمام بدهیهای پزشکی — بدهیهای پزشکی فعال حدود ۱۹۵ میلیارد دلار است. میتوان تمام آن را در سال اول پاک کرد و هنوز بیش از ۲۴۰ میلیارد دلار برای سرمایهگذاریهای دیگر در سلامت باقی میماند.
۵. لغو تمام بدهیهای دانشجویی — کل بدهی دانشجویی حدود ۱.۸ تریلیون دلار است. میتوان آن را در حدود ۴ سال حذف کرد و سپس تحصیلات عالی عمومی رایگان دائمی تأمین کرد.
۶. رایگان کردن کالج و مدارس فنی عمومی — درآمد کل شهریه همه کالجها و دانشگاههای دولتی حدود ۸۰-۹۰ میلیارد دلار در سال است. ۴۴۳ میلیارد دلار تقریباً پنج برابر آن را پوشش میدهد.
۷. مراقبت کودک و پیشدبستانی عمومی — هزینه تخمینی برای سیستم کیفی و همگانی حدود ۷۰-۱۰۰ میلیارد دلار در سال است. ۴۴۳ میلیارد دلار میتواند سیستمی تأمین کند که هر خانوادهای در آمریکا از بدو تولد تا پنج سالگی به مراقبت رایگان یا تقریباً رایگان کودک دسترسی داشته باشد، با کارکنان دراتحادیه و خوبپرداخت، و همچنان بیش از ۳۴۰ میلیارد دلار باقی بماند.
۸. برنامه شغلی انرژی سبز — کل قانون کاهش تورم حدود ۳۷۰ میلیارد دلار هزینه اقلیمی در طول یک دهه بود. ۴۴۳ میلیارد دلار در سال تقریباً دوازده برابر آن نرخ سالانه خواهد بود. میتوان تمام ساختمانهای کشور را بازسازی کرد، زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر را در سراسر کشور گسترش داد و بارها برای هر کارگر جایگزین شده در صنعت سوخت فسیلی، مشاغل با دستمزد اتحادیهای تأمین مالی کرد.
۹. شبکه ملی راهآهن سریعالسیر — پروژه تک مسیر راهآهن سریعالسیر کالیفرنیا حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. ۴۴۳ میلیارد دلار در سال میتواند یک شبکه ملی جامع بسازد که طی یک دهه همه مناطق کلانشهری مهم را به هم متصل کند، چیزی قابل مقایسه با آنچه چین و اروپا ساختهاند.
۱۰. تعمیر تمام زیرساختهای فرسوده — انجمن مهندسان عمران آمریکا تخمین میزند که شکاف زیرساختی ایالات متحده، یعنی تفاوت بین میزان پول مورد نیاز برای نگهداری پایهای زیرساختها و آنچه واقعاً تخصیص داده شده، حدود ۲.۶ تریلیون دلار در طول ده سال است. ۴۴۳ میلیارد دلار سالانه میتواند این شکاف را کاملاً پوشش دهد — هر پل، جاده، سد، سیستم آب، ساختمان مدرسه و شبکه برق — و هنوز جا برای ساخت و ساز جدید باقی بگذارد..
۱۱. مراقبت خانگی و مبتنی بر جامعه برای همه — حدود ۸۰۰٬۰۰۰ نفر در فهرست انتظار Medicaid برای مراقبت خانگی از سالمندان و افراد دارای معلولیت هستند. یک برنامه جامع و جهانی تخمین زده میشود سالانه ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. ۴۴۳ میلیارد دلار این برنامه را بهطور کامل تأمین میکند، با مراقبان با حقوق مناسب، و تمام فهرستهای انتظار در کشور را حذف میکند.
۱۲. تضمین شغل فدرال — بیشتر برآوردها برای برنامهای که تضمین میکند هر کسی که بخواهد شغلی با دستمزد ۱۵ دلار در ساعت همراه با مزایا داشته باشد، بسته به میزان استقبال، بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار در سال است. ۴۴۳ میلیارد دلار دقیقاً در همین محدوده قرار دارد و میتواند بهطور بالقوه ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر را در کارهای عمومی، مراقبت، بازسازی محیطزیست و توسعه جامعه به کار گیرد.
۱۳. تقویت امنیت اجتماعی — حذف سقف درآمد مشمول مالیات معمولترین مکانیزم تأمین بودجه است، اما ۴۴۳ میلیارد دلار در سال میتواند مزایای متوسط را حدود ۳۵ تا ۴۰٪ افزایش دهد، سن بازنشستگی را کاهش دهد و صندوق اعتماد را بهطور نامحدود گسترش دهد. این کار تقریباً همه سالمندان را از فقر نجات میدهد.
۱۴. مرکزهای سلامت جامعه و خدمات بهداشت روان — در حال حاضر حدود ۱٬۴۰۰ مرکز سلامت فدرال واجد شرایط وجود دارد. برآوردها نشان میدهد که برای دسترسی همگانی به خدمات اولیه و بهداشت روان، تقریباً به ۸٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ مرکز دیگر نیاز است. با هزینه تقریبی ۵ تا ۱۰ میلیون دلار برای ساخت و تأمین نیروی انسانی هر مرکز، ۴۴۳ میلیارد دلار میتواند کل سیستم را در یک سال بسازد و عملیات آن را برای دههها تأمین مالی کند.
. ۱۵. عایقبندی و بازسازی همه خانهها — هزینه متوسط برای عایقبندی کامل یک خانه حدود ۵٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ دلار است. حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون خانه به این کار نیاز دارند. هزینه کل: ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار. ۴۴۳ میلیارد دلار در سال میتواند کل کشور را در یک سال پوشش دهد، بلافاصله هزینههای انرژی دهها میلیون خانواده را کاهش دهد و انتشار کربن را کم کند.
۱۶. مرخصی خانوادگی و پزشکی با حقوق برای همه — یک برنامه جامع ۱۲ هفتهای با حقوق، تخمین زده میشود حدود ۵۰ تا ۷۵ میلیارد دلار در سال هزینه داشته باشد. ۴۴۳ میلیارد دلار تقریباً شش برابر آن را پوشش میدهد. میتوان شش ماه مرخصی با حقوق ارائه کرد و هنوز صدها میلیارد دلار باقی بماند.
۱۷. تأمین کامل و تحول مراقبت از کهنهسربازان — بودجه فعلی وزارت امور کهنهسربازان (VA) حدود ۴۰۰ میلیارد دلار است اما با کمبود نیروی انسانی، زمانهای انتظار طولانی و زیرساختهای فرسوده مواجه است و کنگره بهطور مداوم بودجه کافی برای آن اختصاص نمیدهد. ۴۴۳ میلیارد دلار در سال میتواند نیروی انسانی مراقبتهای بهداشتی VA را دو برابر کند، همه فهرستهای انتظار را حذف کند، امکانات پیشرفته در هر منطقه بسازد، برنامههای سلامت روان و پیشگیری از خودکشی را کاملاً تأمین مالی کند، بیخانمانی کهنهسربازان را پایان دهد (حدود ۳۵٬۰۰۰ کهنهسرباز هر شب بیخانمان هستند)، و تضمین کند که هر کهنهسرباز بدون تأخیرهای بوروکراتیک، مراقبت عالی دریافت کند — همه اینها در حالی که سیستم بهداشت عمومی VA فعلی حفظ میشود و خصوصیسازی نمیشود.
نکته شگفتآور این فهرست این است که حتی گرانترین موارد بهندرت بهطور جداگانه از ۴۴۳ میلیارد دلار فراتر میروند. میتوان چند مورد از آنها را همزمان با نصف بودجه نظامی تأمین مالی کرد. برای مقایسه، ایالات متحده بیش از نه کشور بعدی با هم بر روی نیروهای مسلح خود هزینه میکند.
صلح ممکن است
حتی اگر بیشتر آمریکاییها خواهان کاهش بودجه نظامی باشند تا افزایش آن — و حتی اگر این جنگ علیه ایران بهطور گسترده مورد مخالفت قرار گیرد — خود نهاد نظامی همچنان بهطور قابل توجهی محبوب است. نصف کردن بودجه نظامی بلندپروازانه و بحثبرانگیز خواهد بود، زیرا بسیاری از جوامع در سراسر آمریکا از نظر اقتصادی به تأمین کالاها و خدمات برای نظامیها وابستهاند. چرا با یک کاهش پیشنهادی کوچکتر شروع نکنیم؟ این پرسشی منطقی است.
پاسخ من این است: اول، ۴۴۳ میلیارد دلار در سال همچنان مقدار بسیار زیادی پول است. دوم، مقدار زیادی هزینه زائد وجود دارد که میتوان بهسرعت و بهسادگی کاهش داد، زیرا هزینههای نظامی پر از هدررفت، غیرمنطقی بودن و کمبود پاسخگویی مالی است. سوم، سابقه قوی برای کاهش عظیم نظامی وجود دارد: هزینههای نظامی از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۶ در پی جنگ جهانی دوم نصف شد. تا سال ۱۹۴۸، بودجه نیروهای مسلح ۸۹ درصد از مجموع دوران جنگ کاهش یافته بود، زیرا کارخانهها به تولیدات صلحآمیز تغییر کاربری دادند. همان استراتژی تغییر کاربری که آن زمان استفاده شد — کاهش عمیق پنتاگون همراه با تضمین شغل، حفاظت از دستمزد، آموزش مجدد، برنامهریزی انتقال به رهبری اتحادیهها و قراردادهای بلندمدت دولتی برای تولیدات غیرنظامی — میتواند امروز نیز ما را از اقتصادی مبتنی بر نابودی به اقتصادی مبتنی بر تولید خدمات و کالاهایی که واقعاً مورد نیاز انسانها است، منتقل کند.
در نهایت، در مسیر هدف ما برای نصف کردن بودجه، باید از کاهشهای میانی بودجه نظامی مانند ۱۰٪ پیشنهادی برنی سندرز نیز حمایت کنیم. واقعبینانه، احتمالاً با تجمع چنین گامهای جزئی است که به اهداف خود دست خواهیم یافت. بخشی از این موضوع به این دلیل است که زمان لازم است تا کارخانههایی که در حال حاضر برای تولید تسلیحات و کالاهای نظامی استفاده میشوند، بازپیکربندی و منتقل شوند. اما در این فرآیند، بسیار مهم است که نگاه عموم به هدف یک ارتش آمریکایی بهطور چشمگیر متفاوت باقی بماند.
مشکل کاهشهای اندک پیشنهادی بودجه نظامی فقط این نیست که پول کافی برای برنامههای داخلی آزاد نمیکنند. مهم است که یک بحث ملی جدی را برانگیزیم درباره اینکه چگونه ایالات متحده میتواند روابط خود با جهان را به شکلی آغاز کند که بر سلطه و بهرهکشی تکیه نکند.
در سال ۱۹۶۷، مارتین لوتر کینگ جونیور یادآوری کرد که دولت آمریکا «بزرگترین پخشکننده خشونت در جهان» است. این حقیقت امروز هم برقرار است. اما لازم نیست فردا هم برقرار بماند.
لینک این یادداشت به انگلیسی
|
|