ماتیو فون رور
تشدید تنش در خاورمیانه
بیبرنامگی این جنگ خطری برای جهان است
به نقل از اشپیگل آنلاین
Mon 9 03 2026

ایالات متحده و اسرائیل در برابر ایران برتری نظامی خود را به نمایش میگذارند. اما ده روز پس از آغاز جنگ، هنوز هیچکس نمیداند این جنگ اساساً برای چه هدفی انجام میشود. در همین حال جهان از هماکنون بهای بسیار سنگینی برای آن میپردازد.
بامداد یکشنبه، مخازن نفت در نزدیکی تهران منفجر میشوند. دیوارهایی عظیم از شعلههای آتش بر فراز شهر زبانه میکشد. صبح هنگام بارانی از نفت میبارد. اسرائیل تأسیسات نفتی در تهران و اطراف پایتخت را هدف قرار داده است. در همان صبح، بحرین گزارش میدهد که یک پهپاد ایرانی به یک تأسیسات نمکزدایی آب آسیب رسانده است؛ تأسیساتی که این پادشاهی برای تأمین آب آشامیدنی خود به آن نیاز دارد.
حملات به تأسیسات نفتی، حملات به شبکه تأمین آب: هیچ راه خروج قابل مشاهدهای از این چرخه تشدید خشونت وجود ندارد. تنها در ده روز، جنگ به اسرائیل، لبنان، کشورهای خلیج فارس، اردن، عراق و قبرس کشیده شده است. دونالد ترامپ خواستار تسلیم بیقید و شرط رژیم شده است، اما هدف واقعی جنگ او همچنان همانقدر نامشخص است که در روز نخست حمله بود.
بیش از ۱۳۰۰ نفر در ایران کشته شدهاند، از جمله کودکانی در مدرسهای که احتمالاً هدف حمله آمریکا قرار گرفته است. تنگه هرمز از یک هفته پیش عملاً بسته شده است. قیمت نفت بیش از یکسوم افزایش یافته و به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است و قیمت گاز در اروپا تقریباً دو برابر شده است. و این احتمالاً تازه آغاز ماجراست.
بله، این جنگ نقض حقوق بینالملل است. اما این مهمترین مشکل نیست. جنگی که نقض حقوق بینالملل باشد اما هدف روشنی داشته باشد، دستکم میتواند پایان یابد. اما جنگی بدون هدف مشخص ممکن است مهارگسیخته شود و همه طرفها را در وضعیتی بدتر از قبل گرفتار کند. دقیقاً همین خطر اکنون در حال شکلگیری است.
رهایی از دیکتاتوری – یا دیکتاتوری تازه؟
در طول ده روز، دولت ترامپ تعداد حیرتآوری از توجیهات متغیر ارائه کرده است: نخست برنامه هستهای ایران، سپس آزادی مردم ایران، و بعد «جنگی مقدس» علیه اسلامگرایی. ترامپ روز شنبه در شبکه CNN گفت حتی با یک دیکتاتور مذهبی نیز مشکلی ندارد، به شرط آنکه آن دیکتاتور با آمریکا و اسرائیل «منصفانه رفتار کند».
وقتی پاسخ به پرسش درباره هدف جنگ بسته به روز هفته تغییر میکند، این دیگر «ابهام راهبردی» نیست؛ بلکه بیبرنامگی است.
آنچه آمریکا و اسرائیل نشان دادهاند از نظر نظامی چشمگیر است. اما برتری هدف نیست؛ وسیله است. و به نظر میرسد اشتهایی که قدرت آمریکا در پی عملیاتهایی که به ظاهر بیدردسر بودند ــ مانند مداخله در ونزوئلا ــ در رئیسجمهور ایجاد کرده، خود بخشی از مشکل اصلی باشد.
رویای دیرینه بنیامین نتانیاهو همواره حمله مشترک به ایران بود. با ترامپ او رئیسجمهوری در آمریکا یافت که به این طرح «بله» گفت ــ اما ظاهراً کسی که بیش از حد باور داشت برتری نظامی میتواند این مسئله را نیز به سرعت حل کند.
اگر رژیم بماند، چند سال بعد همان تواناییها را خواهد داشت
به نظر میرسد هیچکس حمله به ایران را تا پایان سنجیده و برنامهریزی نکرده است. تنها دو سناریو وجود دارد و هزینه هر دو بالاست: یا جنگ با یک تغییر واقعی رژیم پایان مییابد، یا اصلاً چیزی را حل نمیکند. تأسیسات هستهای میتوانند دوباره ساخته شوند، فرماندهان جایگزین شوند، و رژیم با «شهیدان» خود را میآراید؛ در حالی که تندروهای تقویتشده هر تلاش آینده برای مذاکره را سادهلوحی خواهند خواند.
اما سرنگونی رژیم تنها با حملات هوایی به سختی قابل دستیابی است. برای این کار نیروهای مسلح در زمین و اپوزیسیونی لازم است که بتواند خلأ قدرت را پر کند. هیچکدام از اینها تاکنون دیده نمیشود. و هرکس حملات هوایی را ناکافی بداند، به مرحله بعدی تشدید تنش میرسد: اعزام نیروهای زمینی و درگیریای که خروج از آن بسیار دشوارتر خواهد بود.
رژیم ایران نیز تاکنون از نظر نظامی مقاومتر از آن چیزی نشان داده است که دولت آمریکا ظاهراً تصور میکرد. موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکایی که هر شلیک آن میلیونها دلار هزینه دارد، اکنون در خلیج فارس برای مقابله با پهپادهایی به کار میروند که تنها کسری از آن هزینه را دارند.
اروپاییها بیشترین خطر را با کمترین نفوذ میپذیرند
بهای این وضعیت را کشورهای خلیج فارس میپردازند ــ و شاید بهزودی کل جهان، اگر این جنگ به بحران اقتصادی جهانی منجر شود.
تا اینجا برندگان اندکی وجود دارند. در کنار نتانیاهو، مهمترین برنده ولادیمیر پوتین است. ترامپ تحریم نفتی علیه مسکو را کاهش داده است و روسیه اکنون میتواند نفت خود را دوباره بفروشد ــ آن هم با قیمتهایی بهمراتب بالاتر. هدیهای راهبردی که پوتین آن را تنها مدیون این جنگ است. در مقابل، اوکراین از بازندگان است: توجه، منابع و موشکهای پاتریوت اکنون در خلیج فارس مورد نیازند.
اروپاییها نه پرسیده شدند و نه در تصمیمگیری نقشی داشتند، اما بیشترین خطر را با کمترین نفوذ متحمل میشوند. کمیسیون اروپا در داخل خود پیشاپیش درباره احتمال بروز بحران مهاجرتی جدید هشدار داده است. ذخایر گاز اروپا در پایینترین سطح فصلی در سالهای اخیر قرار دارد و قیمتها دو برابر شده است.
برای ترامپ نیز این ماجراجویی نظامی بهتدریج به یک خطر سیاسی تبدیل میشود؛ بهویژه اگر جنگ به یک بحران اقتصادی شدید منجر شود. او بهعنوان «نامزد صلح» انتخاب شد، اما اکنون جنگی را پیش میبرد که توجیه آن دشوار است. در پاییز نیز انتخابات میاندورهای در پیش است.
البته همواره ممکن است ترامپ بهسادگی پایان جنگ را اعلام کند و خود را پیروز بنامد. اما هرچه جنگ طولانیتر شود، انجام این کار نیز دشوارتر خواهد شد. بله، کاملاً هم غیرممکن نیست که رژیم ایران در نهایت فروبپاشد، اما هیچ نشانهای از آن دیده نمیشود.
آنچه باقی میماند تصویر این ده روز است: جنگی که با یقین به برتری نظامی آغاز شد، اما بدون هیچ برنامهای برای روز بعد. مردم ایران دهههاست زیر سلطه رژیمی زندگی میکنند که آنان را سرکوب و فقیر نگه داشته است. اما تاکنون روشن نیست این جنگ چه چیزی برای آنان به همراه خواهد آورد ــ جز ویرانی، مرگ و منطقهای که صلح در آن از پیش نیز دشوارتر خواهد شد.
به نقل از اشپیگل آنلاین نهم مارس 2026
|
|