پر-اوکه وسترلوند
جنگ ایران: ترامپ خواهان نیروهای زمینی است
هشداری به کردها
ترحمهی احمد سیف
Mon 9 03 2026

پر-اوکه وسترلوند، کمیته سیاسی بینالمللی ISA
ترامپ به گفتهٔ واشنگتن پست در ۵ مارس «به ما گفت که کردها باید در این نبرد یک طرف را انتخاب کنند—یا با آمریکا و اسرائیل یا با ایران.» تقریباً یک هفته از آغاز جنگ علیه ایران گذشته و رئیسجمهور آمریکا فشار بر کردها را افزایش داده است تا نیروهای زمینی در اختیار او قرار دهند، زیرا او تمایل بسیار کمی به استفاده از سربازان آمریکایی دارد.
ترامپ در حال پهن کردن یک تلهٔ مرگبار برای کردهاست. او به دنبال «گوشت دم توپ» است، نه آزادی کردها. این موضوع اخیراً نیز در حمایت او از رژیم اسلامگرای الشَعره در سوریه که در حال نابود کردن منطقهٔ خودمختار روژاوا تحت حاکمیت کردهاست، نشان داده شده است.
درخواست ترامپ و گزارشهای شتابزدهای که از بسیج نیروهای کرد خبر میدادند، بلافاصله با شلیک موشکهای ایرانی به شمال عراق پاسخ داده شد که اردوگاهها و مقرهای کردها را هدف قرار دادند. این تشدید تنش در جنگی که دائماً در حال گسترش است میتواند به افزایش بمبارانها، حملات موشکی و حتی نبردهای زمینی در کردستان، هم در شمالغرب ایران و هم در شمال عراق منجر شود. اگر نیروهای کرد وارد جنگ شوند، ممکن است نیروهای ترکیه نیز علیه آنها وارد عمل شوند.
پس از یک هفته جنگ و سطح بسیار بالای بمبارانها، روشن شده است که ترامپ نتوانسته مانند جنگ «۱۲ روزه» ژوئن ۲۰۲۵، یا در ونزوئلا و دیگر «توافقهای صلح» نامگذاریشدهٔ خود، پیروزی سریعی اعلام کند. برتری عظیم نظامی آمریکا نیز نتوانسته مانع از تأثیر تلافیجویی ایران شود.
ترامپ اعتراف کرده که امیدوار بوده است یک تغییر رژیم محدودتر را بر پایهٔ بخشی از دیکتاتوری ایران اجرا کند. هدف این طرح پرهیز از سناریوی جایگزین یعنی هرجومرج، جنگهای داخلی و جنبشهای تودهای از پایین بود. همین سناریو نیز دلیل آن بود که دولتهای مختلف آمریکا در برابر کارزار طولانی نتانیاهو برای جنگ با ایران مقاومت میکردند.
ترامپ اکنون به تدریج متوجه ضرورت استفاده از نیروهای زمینی در کنار بمبارانها برای دستیابی به تغییر رژیم شده است. به دلیل افکار عمومی در آمریکا—پس از جنگهای ویتنام، افغانستان و عراق—او بهطور جدی اعزام تعداد زیادی از نیروهای آمریکایی را در نظر نگرفته است. به همین دلیل اکنون بر کردها و همچنین بلوچها در جنوب فشار وارد میکند، با این امید که اقدام آنها دیگران را نیز به حمله وادار کند. این یک طرح واقعی نیست، بلکه نوعی قمار است که جانهای بیشتری را به خطر میاندازد. در جنگ عراق، ائتلاف به رهبری آمریکا طی ماهها آمادهسازی انجام داد و نزدیک به ۳۰۰ هزار نیرو بسیج کرد. اما اکنون ترامپ از شبهنظامیان کرد که تعداد آنها چند هزار نفر برآورد میشود میخواهد در زمانی بسیار کوتاه حمله کنند.
طبق این طرحهای بسیار مبهم، نیروهای کرد باید کنترل مناطقی در ایران را به دست بگیرند و ترامپ نیز پوشش هوایی فراهم کند.
دولت خودمختار اقلیم کردستان (KRG)
ترامپ این اولتیماتومها را در تماسهای تلفنی با مسعود بارزانی و بافل طالبانی، رهبران احزاب KDP و PUK مطرح کرد؛ دو حزبی که دهههاست بر کردستان جنوبی/شمال عراق مسلط بودهاند. این دو حزب دولت اقلیم کردستان (KRG) را اداره میکنند که در سال ۱۹۹۲ به عنوان منطقهای نیمهخودمختار در عراق تأسیس شد. هر دو حزب همچنین نقش مهمی در سیاست عراق دارند.
نیروهای کرد با شور و شوق در جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ شرکت کردند، با این امید که از رژیم فوقالعاده سرکوبگر صدام حسین در عراق رهایی یابند. اما امپریالیسم آمریکا در آن زمان اجازه داد صدام و ارتش او در قدرت باقی بمانند و هنگامی که او پس از جنگ با قتلعام کردها انتقام گرفت، دخالتی نکرد. سپس دولت اقلیم کردستان برای کنترل کردها ایجاد شد؛ دولتی منطقهای که هم با رژیم صدام همکاری میکرد و هم در تقابل با آن بود.
امپریالیسم آمریکا رابطهٔ نزدیکی با دولت اقلیم کردستان دارد، از جمله پایگاههای نظامی، که مهمترین آنها در خارج از پایتخت اربیل و نه چندان دور از مرز ایران قرار دارد. دولت اقلیم کردستان که ادعا میکند مدافع همهٔ کردهاست، به گروههای کرد ایرانی و ترکی اجازه داده در داخل مرزهای آن اردوگاه داشته باشند. برای گروههای ایرانی، این اجازه مشروط به آن بوده که از این پایگاهها برای حملات نظامی علیه ایران استفاده نکنند. به این ترتیب اقلیم کردستان توانسته روابطی نسبتاً آرام با تهران داشته باشد. این مسئله همچنین به روابط آن با دولت عراق در بغداد کمک کرده است؛ جایی که ایران نفوذ زیادی دارد.
پاسخ به درخواست ترامپ نسبتاً سرد بود. وزارت خارجهٔ عراق روز پنجشنبه در بیانیهای اعلام کرد بغداد «اجازه نخواهد داد از خاک آن به عنوان نقطهٔ آغاز اقدامات خصمانه علیه کشورهای همسایه استفاده شود.» اقلیم کردستان نیز اعلام کرد که «بخشی از هیچ کارزاری برای گسترش جنگ و تنش در منطقه نیست.» (واشنگتن پست، ۵ فوریه). به نظر میرسد ترامپ از آنها میخواهد مانع استفادهٔ نیروهای کرد ایرانی از پایگاههایشان در مناطق اقلیم برای آمادهسازی و آغاز حملات نشوند. اما هر دو دولت از تلافی ایران و شبهنظامیان مسلح متحد تهران در عراق هراس دارند، بهویژه زمانی که نتیجهٔ جنگ هنوز مشخص نیست. از سوی دیگر آنها نیز مانند سایر دولتها نمیخواهند ترامپ را ناراضی کنند.
یک هفته پیش از آغاز جنگ، پنج حزب ایرانی در تبعید در عراق ائتلافی برای سرنگونی رژیم در تهران تشکیل دادند. احتمالاً آنها میدانستند یا احساس میکردند جنگ نزدیک است. مشخص نیست چه نیروهایی در اختیار دارند، اما به نظر میرسد برخی گروههای کرد آمادهٔ درگیری هستند. «هانا یزدانپناه، سخنگوی حزب آزادی کردستان (PAK) که با مقامات آمریکایی در تماس بوده، گفت نیروهایش آمادهباش هستند و برای عبور از مرز آمادهاند اما هنوز هیچ عملیاتی تأیید نشده است.» (فایننشال تایمز، ۵ مارس).
اگر هر حملهای شامل PJAK—سازمان کردی در اقلیم کردستان که به PKK نزدیکتر است—باشد، به احتمال زیاد باعث دخالت ترکیه علیه چنین نیرویی خواهد شد.
مبارزات کردها
۱۰ میلیون کرد در ایران زندگی میکنند؛ یکی از بزرگترین اقلیتهای قومی کشور و شاید شناختهشدهترین آنها از نظر مبارزات سیاسی. کردها در انقلاب کارگری ۱۹۷۹ نقش مهمی داشتند، انقلابی که بعدها توسط روحانیون مصادره شد. آنها همچنین در جنبشهای تودهای بعدی و در سازماندهی اتحادیههای کارگری مستقل فعال بودند. جنبش عظیم «زن، زندگی، آزادی» در سراسر ایران در سال ۲۰۲۲ از کردستان آغاز شد، جایی که ژینا (مهسا) امینی توسط پلیس اخلاق کشته شد.(۱)
در بیش از یک قرن گذشته، نیروهای نیابتی کرد بارها توسط قدرتهای مختلف امپریالیستی برای اهداف خود مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند. در سوریه، حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) نقش تعیینکنندهای در شکست داعش در جنگ سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ داشت. برای مدتی امپریالیسم آمریکا سلاح در اختیار آنها گذاشت و ایجاد خودمختاری روژاوا را پذیرفت. رژیم اسد در دسامبر ۲۰۲۴ سقوط کرد و نیروهای اسلامگرای الشَعره جایگزین آن شدند که برای حمایت به آمریکا، ترکیه و دولتهای خلیج فارس روی آوردند. ترامپ سپس حمایت خود از ارتش نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) به رهبری کردها را پس گرفت و به الشَعره چراغ سبز برای حمله به روژاوا داد. نیروهای کرد از مناطق وسیعی عقبنشینی کردند و زندانیان داعش آنها نیز هنگام ورود نیروهای الشَعره آزاد شدند.
این اقدامات همچنین در ائتلاف با ترکیه هم انجام میشود؛ کشوری که ارتش آن در جنگ علیه کردها بخشهایی از شمال سوریه را اشغال کرده است. رهبران کرد سوریه توافقهایی با دولت امضا کردهاند که بر اساس آن خودمختاری لغو و نیروهای مسلح آنها در ارتش ادغام شود. این نوع تسلیم شدن چیزی نیست که برای کردها، کارگران یا مردم تحت ستم سودی داشته باشد. در واقع این توافقها احتمالاً اجرا نخواهند شد و درگیریها ادامه خواهد یافت.
تاریخ مبارزات کردها نشان میدهد که تنها متحدان واقعی آنها کارگران و جوانان در سراسر جهان هستند. توسل به دولتها و سازمان ملل همواره به شکستها و عقبگردهای جدید انجامیده است. این خیانت نیست—همانطور که برخی میگویند—زیرا آنها هرگز واقعاً در کنار کردها نبودهاند.
جنگ کنونی
امپریالیسم آمریکا، دولت اسرائیل و حامیان آنها در رژیمهای کشورهای خلیج فارس منافع کاملاً متفاوتی با کردها، کارگران و همهٔ ستمدیدگان ایران دارند. جنگ آنها برای آزادی نیست، بلکه برای قدرت امپریالیستی است.
سوسیالیستها از مبارزهٔ ملی کردها حمایت میکنند، حتی تا حد حق تشکیل دولت مستقل. برای دستیابی به این هدف، لازم است به همکاری با کارگران در سراسر ایران و در سطح بینالمللی متوسل شد. در دفاع در برابر دیکتاتوری و امپریالیسم، سلاح ضروری خواهد بود؛ اما این سلاحها باید بهطور دموکراتیک و توسط کارگران و در سطح محلی کنترل شوند. یک نیروی نظامی محدود تحت فرماندهی آمریکا برای سرنگونی رژیم تهران کافی نخواهد بود و هیچ ساختار دموکراتیکی نیز نخواهد داشت.
مبارزهٔ کردها و همهٔ مردم تحت ستم، مبارزهای است هم علیه رژیم اسلامگرا و سرمایهداری کنونی و هم علیه امپریالیسم و نظام سرمایهداری.
لینک مقاله به انگلیسی
___________________________
۱- من این پاراگراف را به خاطر احترام به نویسنده همان طور که نوشته است به فارسی برگردانده ام.اغلب نکته هایش نادرستند. مهسا اگرچه کرد بود ولی در تهران به قتل رسید. و انقلاب بهمن هم اگرچه « ملاخور» شد ولی یک انقلاب کارگری نبود. احمد سیف
|
|