هومن آزادیخواه
زنگیهای گود قدرت: کالبدشکافی پیوند «قمه» و «قدرت» در تاریخ ایران
Fri 13 02 2026

کتاب صوتی «زنگیهای گود قدرت»، تالیف دکتر مسعود نقره کار با صدای سعید شمس، تنها یک پژوهش تاریخی نیست؛ بلکه سفری صوتی به لایههای پنهان و نانوشتهای است که سرنوشت سیاسی و اجتماعی ما را در قرن اخیر رقم زدهاند. نویسنده در ۱۱ فصل، مسیر دگردیسی عیاران به «چماقداران» را با جزئیاتی تکاندهنده روایت میکند.
۱- از آرمان عیاری تا انحطاط لاتی (فصل ۱ و۲)
دکتر نقره کار ریشههای این گروه را به دوران پیش از هخامنشیان و مفاهیمی چون «جوانمردی» پیوند میزند. او معتقد است که پدیده «جاهلیسم» محصول استحاله تدریجی گروههایی نظیر عیاران، فتوتیان و ملامتیان است. در دوران صفویه و قاجار، این جریان که روزگاری نماد عدالتخواهی بود، به دلیل ناهنجاریهای اقتصادی و ساختار استبدادی، به گروههایی چون «باباشملها» و «شاطران» تبدیل شد که دیگر نه برای حق، بلکه برای تثبیت قدرت محلی خود میجنگیدند.
در این بخش، کتاب به زیبایی توضیح میدهد که چگونه «لوتیگری» از یک مسلک اخلاقی به یک ابزار تبدیل شد. نویسنده با واکاوی مفهوم «مزدوری»، نشان میدهد که چگونه سلاطین و حکام از این افراد ماجراجو که روان سرکوبشدهای داشتند، برای ایجاد وحشت استفاده میکردند. این فصل پیشزمینهای است برای درک اینکه چگونه یک بزهکار اجتماعی میتواند در بزنگاههای تاریخی، لباس «مبارز» یا «مزدور» به تن کند.
۲- پیوند نامقدس؛ آخوندیسم و جاهلیسم (فصل ۳ و ۴)
یکی از جنجالیترین بخشهای کتاب، بررسی همپوشانی این دو جریان است. نقرهکار با صراحت از پیوند میان «فتوا» و «قمه» سخن میگوید. او به تاریخ قاجار بازمیگردد و از روحانیون با نفوذی یاد میکند که بیوت خود را به پناهگاهی برای اوباش تبدیل کرده بودند. برای نمونه، به نقش باقر شفتی و حاج آقا نجفی اشاره میشود؛ روحانیونی که از لوتیهای «بدکردار» به عنوان بازوی اجرایی برای برهم زدن نظم عمومی یا اجرای حدود شرعی خارج از سیستم قانونی استفاده میکردند.
این پیوند تنها به ایران محدود نمیشود؛ نویسنده در فصلی تطبیقی، به سراغ مافیای جهان میرود و چهرههایی چون آلکاپون و جوزف باربوزا (معروف به باربزای حیوان) را مثال میزند. او نشان میدهد که چگونه قدرتهای سیاسی و مذهبی در سراسر جهان، از تیپهای شخصیتی ضداجتماعی برای حذف فیزیکی رقیبان بهره میبرند. شنیدن این فصل، ریشههای تاریخی «گروههای فشار» امروزی را به وضوح برای شما روشن میکند.
۳- جاهلها در تلاطم سیاست؛ از مشروطه تا کودتا (فصل ۷)
در دوران مشروطه، دنیای لاتی به دو جبهه تقسیم شد. در یک سو، لوتیهای آزادیخواه مثل باقرخان و مهدی گاوکش ایستاده بودند و در سوی دیگر، مزدوران استبداد نظیر صنیع حضرت و مقتدر نظام. کتاب با جزئیات روایت میکند که چگونه صنیع حضرت با حمایت دربار، به تجمعات مشروطهخواهان حمله میکرد و فضای رعب و وحشت میآفرید؛ الگویی که در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نیز تکرار شد و اراذل و اوباش اجارهای، نقش کلیدی در سقوط دولت ملی ایفا کردند
نویسنده همچنین به نقش این قشر در شورش ۱۵ خرداد ۴۲ و انقلاب ۵۷ میپردازد. او تاکید میکند که لزوماً همه این افراد برای پول نمیجنگیدند، بلکه گاهی «عرق مذهبی» یا «تعصبات میهنی» محرک اصلی آنها بود. این فصل به شما کمک میکند بفهمید چگونه یک «جاهل» میتواند بین جبهههای مختلف سیاسی جابهجا شود و همواره در «گود قدرت» باقی بماند.
۴- انقلاب ۵۷ و ظهور «جاهلهای متدین» (فصل ۵)
پس از انقلاب، بخشی از این جریان تحت عنوان «جاهلهای متدین» به بدنه قدرت سیاسی جذب شدند. نقرهکار به پدیدههای نوظهوری مانند «وزیر شعار»(حاج مرتضایی) اشاره میکند که چگونه از کفزدن در بهشتزهرا به مسئولیت ستاد نماز جمعه رسید. همچنین به سازماندهی وسیع مداحان پرداخته میشود؛ قشری که با بیش از ۴۵ هزار عضو در «بسیج مداحان»، به یکی از فعالترین تشکلهای سیاسی-مذهبی تبدیل شده و بنمایههای فرهنگ جاهلی را بازتولید میکند
در این پاراگراف، نویسنده زنگ خطر را برای فرهنگ و سیاست به صدا درمیآورد. او با ذکر نمونههایی چون محمود کریمی و ماجرای تیراندازی سال ۹۳، نشان میدهد که چگونه برخی از این چهرهها فراتر از قانون عمل میکنند. این فصل تحلیل میکند که چگونه حکومت اسلامی توانست پتانسیل خشونتطلب این قشر را در قالب نهادهای رسمی و نیمهرسمی سازماندهی کند تا در روزهای بحرانی، کنترل خیابان را در دست بگیرند.
۵- استراتژی وحشت؛ پدیده چماقداری (فصل ۶)
چماقداری در این کتاب به عنوان یک اصطلاح عمومی برای اعمال خشونت فیزیکی جهت حذف «دیگری» تعریف میشود. نویسنده نمونههای هولناکی از کاربرد این ابزار در دهههای اخیر را لیست میکند. از قتل دکتر کاظم سامی با ضربات قمه در مطبش گرفته تا سلاخی داریوش و پروانه فروهر در خانهشان. نقرهکار استدلال میکند که این جنایات، تداوم منطقی همان فرهنگ لاتی است که حالا در خدمت تصفیههای سیاسی قرار گرفته است.
نویسنده حتی به ادبیات سیاسی مقامات رسمی نیز گریز میزند؛ برای نمونه به سخنرانی محمود احمدینژاد در زنجان اشاره میکند که در آن از «قطع دست و پای بدخواهان با چاقو» سخن گفته بود. این بخش از کتاب به شنونده نهیب میزند که چماقداری صرفاً یک حرکت خودجوش خیابانی نیست، بلکه یک «ساختار» است که برای فلج کردن جامعه مدنی و دگراندیشان (مانند پیروز دوانی و ابراهیم زالزاده) طراحی شده است.
۶- از «هزاردستان» تا «بیت رهبری» (فصل ۷ و ۸)
در این بخش، کتاب به سراغ چهرههایی میرود که زندگیشان آمیزهای از هنر، خشونت و قدرت بود. یک نمونه خیرهکننده، روایت زندگی بازیگری است که قرار بود به هالیوود برود، اما پس از ملاقات با آیتالله خمینی، به یکی از بنیانگذاران آموزش نظامی سپاه و مسئول حفاظت از بیت تبدیل شد. او بعدها به سینما بازگشت و در آثاری چون «هزاردستان» بازی کرد؛ مسیری که نشاندهنده نفوذ عمیق این تیپهای شخصیتی در حساسترین لایههای نظام است.
در مقابل، چهرههای تئوریکتری مانند محسنی اژهای نیز بررسی میشوند. نویسنده به سوابق او در دادگاه ویژه روحانیت و ماجرای مشهور «گاز گرفتن» شانه عیسی سحرخیز و پرتاب قندان اشاره میکند. این نمونهها برای این ذکر شدهاند تا ثابت شود که «رفتار لاتی» و «فحاشی» تنها مختص کف خیابان نیست، بلکه گاهی در بالاترین سطوح قضایی و اجرایی نیز به عنوان یک ابزار پیشبرنده استفاده میشود.
۷- تراژدی زنان؛ از قلعه زاهدی تا غربت (فصل ۹ و ۱۰)
دنیای زنگیها، دنیایی به شدت مردسالار و خشن نسبت به زنان است. کتاب به تاریخچه «شهر نو» میپردازد و اینکه چگونه سپهبد زاهدی با کشیدن دیواری به دور آن، این محله را به «قلعه» تبدیل کرد. نقرهکار از زنانی چون «ملا فاطمه» (شاعر و فاحشه عهد کریمخان) یاد میکند تا نشان دهد که زنان در این لایه اجتماعی، همواره بین «ابتذال» و «استعداد سرکوبشده» در نوسان بودهاند.
تکاندهندهترین بخش، روایت سرنوشت شهرزاد (کبری سعیدی)، شاعر و بازیگر سینماست. او که نماد هنرمندی برخاسته از دل حاشیه بود، پس از انقلاب به کارتنخوابی در پارکها افتاد. توصیف نویسنده از خوابیدن او روی نیمکت پارک هنرمندان و همنشینی با سوسکها و گربهها، تصویری عریان از بیرحمی فرهنگی است که ابتدا از زنان استفاده ابزاری میکند و سپس در غبار تاریخ رهایشان میسازد.
۸- تهران؛ جغرافیای زوال یک فرهنگ (فصل ۱۱)
فصل پایانی، تهران را پایتخت جاهلها معرفی میکند؛ شهری که از آغاز خانههای زیرزمینی داشت تا از گزند حاکمان در امان بماند. نویسنده محلههای مولوی، بازار و لالهزار را کانونهای این قدرت میداند. او با افسوس از ویرانی «شانزلیزه ایران» (لالهزار) میگوید؛ خیابانی که در جریان انقلاب سینماها و تئاترهایش به آتش کشیده شد و جای خود را به مراکز تبلیغاتی و تجاری بیروح داد.
دکتر نقرهکار معتقد است که با از بین رفتن نشانههای حیات فرهنگی در تهران قدیم، فرهنگ لاتی نه تنها از بین نرفت، بلکه در یک دگردیسی بزرگ، به ساختارهای رسمی دولتی و گروههای فشار جدید منتقل شد. شنیدن این فصل پایانی، مانند چیدن قطعات پازلی است که به شما نشان میدهد تهران امروز، چگونه بر ویرانههای هویت «زنگیهای قدیم» بنا شده است.
******
آیا آمادهاید تا با شنیدن این کتاب صوتی، با «شرورهای واقعی» تاریخ روبرو شوید؟*
این مجموعه با روایت **سعید شمس**، هماکنون در دسترس شماست تا پرده از رازهایی بردارد که دهههاست در «گود قدرت» پنهان ماندهاند.
|
|