یولیا آمالیا هایر
مردی که همه را میشناخت
به نقل از هفتهنامه اشپیگل
Wed 11 02 2026

پروندههای تازهٔ اپستین تصویر دقیقتری از یک پشتپردهگردان ارائه میدهند که نخبگان قدرت در سراسر جهان را به یکدیگر پیوند میداد. نظام او بر مبادلهٔ پول، اطلاعات و دسترسی به زنان جوان استوار بود. ثروتمندان و قدرتمندان با وجود اعمالش او را مینواختند و به او نزدیک میشدند.
در میان میلیونها سندی که وزارت دادگستری ایالات متحده اکنون منتشر کرده است، ویدئوی مصاحبهای با جفری اپستین نیز وجود دارد. از اپستین پرسیده میشود: «پولت، پول کثیف است؟»
او روی یک صندلی نشسته، عینک مطالعهٔ بدون قاب بر چشم، پلیور تیره بر تن، با موهای خاکستری و پرپشت. در پسزمینه، خطوط مبهم درهای سنگین چوبی دیده میشود؛ یکی از دفترهای خانهاش در شمارهٔ ۹ شرق خیابان ۷۱، منهتن.
پاسخش: «نه، نیست.»
– «چرا نیست؟»
– «چون خودم آن را به دست آوردهام»، اپستین میگوید.
– «به دست آوردهای؟» صدای مردی از خارج قاب میپرسد؛ صدایی که تقریباً عصبانی به گوش میرسد. بالاخره او «به برخی از بدترین آدمهای جهان» مشاوره داده و در ازای آن پول زیادی گرفته است؛ به کسانی که «کارهای بسیار بدی انجام میدهند». افزون بر این، اپستین یک مجرم جنسی ثبتشده و یک تبهکار است.
اپستین بیتأثر نگاه میکند. پاسخ میدهد: «اخلاق همیشه موضوعی پیچیده است.»
این گفتوگویی قابل توجه است که در جریان آن از جفری اپستین پرسیده میشود آیا «خودِ شیطان» است یا نه؛ اپستین این را انکار میکند: «چرا باید چنین باشم؟»
احتمالاً این مصاحبه اندکی پیش از بازداشت دوم اپستین در ژوئیهٔ ۲۰۱۹ انجام شده؛ تاریخ ضبط مشخص نیست. مصاحبهگر، استیو بنن ــ مشاور غیررسمی ترامپ ــ است که مدتی بهنوعی نقش مربی رسانهای اپستین را بر عهده داشت. بنن قصد داشت مستندی بسازد، ظاهراً با هدف اعادهٔ حیثیت اپستین.
این برنامه به جایی نرسید؛ پنج هفته پس از بازداشت، جفری اپستین مرده در سلولش پیدا شد. به گفتهٔ مقامات: خودکشی.
این ویدئو بخشی از مواد تازه منتشرشدهٔ تحقیقاتی است که وزارت دادگستری در ۳۰ ژانویه، با چندین هفته تأخیر، منتشر کرد. مهلت قانونی تعیینشده از سوی کنگره در ۱۹ دسامبر به پایان رسیده بود. به گفتهٔ معاون وزارت دادگستری، تاد بلانش، این میلیونها سند آخرین بخش از بهاصطلاح «پروندههای اپستین» است. او اعلام کرد که وزارتخانهاش با وجود این انتشارهای جدید، دیگر اتهام تازهای در ارتباط با اپستین مطرح نخواهد کرد. اظهاری شگفتانگیز ــ با توجه به شکست چند دههای دستگاه قضایی آمریکا که این پرونده را مشخص میکند.
احتمالاً بسیاری از آمریکاییها تنها در ماههای اخیر به ابعاد این ماجرا واقعاً پی بردهاند. دستکم سه دولت ــ جمهوریخواه و دموکرات ــ از روشن کردن یکی از بزرگترین رسواییهای سوءاستفاده در تاریخ ایالات متحده خودداری کردند. از سال ۱۹۹۶، نخستین نشانههای اجبار جنسی علیه یک فرد زیر سن قانونی به افبیآی گزارش شده بود.
بزرگترین انتشار اسناد تا امروز نیز تغییر بنیادی در برداشت از جنایات اپستین ایجاد نمیکند. این که این معاملهگر مالی فوقثروتمند طی سالها احتمالاً بیش از هزار دختر و زن جوان را در هر جا که بوده مورد سوءاستفاده قرار داده، پیشتر نیز معلوم بود. اما ایمیلهای منتشرشده، صورتحسابهای بانکی، همراه با هزاران عکس و ویدئو، اکنون تصویر دقیقتری از این مرد و اطرافیانش ارائه میدهند.
همچون نگاهی از سوراخ کلید، این اسناد نخبگان جهانی را افشا میکنند که بیش از هر چیز به خودشان میپردازند: افرادی که امروز از دبی میرسند و فردا به پاریس پرواز میکنند. جداافتاده از دیگران، خریدنی، بیشرم.
یک نمایندهٔ کنگرهٔ آمریکا این افراد را «طبقهٔ اپستین» نامیده است: کسانی که برایشان قوانین خاص خودشان برقرار است، چون بسیار ثروتمندتر، باهوشتر و آگاهتر از دیگراناند؛ کسانی که شبکهای با دیگر ثروتمندان و آگاهان میسازند. از جمله کسانی مانند میلیاردر توماس پریتزکر که در سال ۲۰۱۱ به اپستین ایمیل میزند: «در درهای دورافتاده در افغانستان هستم (این آرزوی تولدم بود).»
پریتزکر شوخی میکند: «پسرهایی با اسباببازی» ــ منظورش مردان مسلح است، همان چیزی که آرزو کرده بود: تولدش را در یک منطقهٔ جنگی بگذراند.
پذیرش تلفنی بد است، بنابراین ترجیح میدهد «فردا» تماس بگیرد. اما فرماندهٔ عالیرتبهٔ آمریکا برایش یک هلیکوپتر قرض داده است؛ «در واقع دو تا، یکی بهعنوان پشتیبان»، مینویسد پریتزکر. حتی او هم ظاهراً چیزی بیشتر از این نمیتواند آرزو کند.
اعضای این طبقه با یکدیگر ایمیل ردوبدل میکنند؛ مانند پیتر تیل، میلیاردر فناوری نزدیک به ترامپ، با اپستین، در جستوجوی محل دیدار: پاریس، نیویورک یا کالیفرنیا؟ سرانجام بر دیداری در کارائیب توافق میکنند.
اپستین در سال ۲۰۱۶ به تیل مینویسد: «برگزیت تازه آغاز است»، و با شور میافزاید: «بازگشت به قبیلهگرایی، بهعنوان واکنشی علیه جهانیشدن. اتحادهای تازهٔ عالی». جهان همچون یک شیء سرمایهگذاری.
افراد مختلف در نگاه نخست شاید هیچ پیوندی با هم نداشته باشند: استیو بنن و شاهزادهٔ سابق اندرو؟ بیل گیتس و مته-ماریِتِ نروژ؟ وودی آلن و ایلان ماسک؟ لری سامرز و دونالد ترامپ؟ آنچه آنها را به هم پیوند میدهد، رابطهشان با جفری اپستین است.
برای روشن شدن مطلب: احتمال این که با این انتشار تازه، ماجرای اپستین پایان یابد، تقریباً صفر است. هفتهها طول خواهد کشید تا همهٔ مواد بررسی شود؛ فعلاً خشم و سردرگمی غالب است. اندکی پس از انتشار، تصاویر برهنهٔ قربانیان احتمالی سوءاستفاده همراه با نام واقعیشان در گردش افتاد. در حالی که وزارت دادگستری پیشتر حفاظت از قربانیان را دلیل تأخیر در دسامبر عنوان کرده بود. اسناد دیگر ــ مانند انتشارهای قبلی ــ تا حد غیرقابل خواندن سیاه شدهاند.
افزون بر این، وزارتخانه بنا به هر دلیلی دهها هزار پروندهٔ دیگر را نیز نگه داشته است. طراحان قانون شفافیت ــ یک نمایندهٔ جمهوریخواه از کنتاکی و یک دموکرات از کالیفرنیا ــ اکنون خواستار دسترسی به همهٔ اسناد اصلی شدهاند.
این چنین است وقتی پارلمان به دولت خودش بیاعتماد میشود. در این مورد، بهحق: بلانش و رئیسش، دادستان کل پام باندی، پیشتر بهعنوان وکیل برای دونالد ترامپ کار کردهاند ــ و همچنان برای او کار میکنند. آنها آنچه رئیسجمهور میخواهد اجرا میکنند.
ترامپ میخواهد پروندهٔ اپستین تا حد امکان دور بماند. از همین رو اظهارات بلانش دربارهٔ ۳۸ هزار اشاره به نام ترامپ در حدود ۵۳۰۰ سند تازه منتشرشده ــ به گفتهٔ نیویورک تایمز ــ قابل پیشبینی بود:
وزارتخانهٔ او «اتهامات سوءرفتار جنسی علیه رئیسجمهور ترامپ در ارتباط با مجرم جنسی جفری اپستین» را بررسی کرده اما چیزی نیافته که تحقیق بیشتری را توجیه کند. هر نتیجهٔ دیگری هم شگفتآور میبود، زیرا این خود وزارت دادگستری ترامپ بود که پیشاپیش این اسناد را بررسی کرده بود.
ترامپ خود فوراً اعلام کرد «از هرگونه سوءرفتار تبرئه شده است». دوستی چندسالهٔ او با اپستین تا اوایل دههٔ ۲۰۰۰، حدود ۲۰۰۵، بهخوبی مستند شده است. آنها بعدها با هم اختلاف پیدا کردند، احتمالاً بر سر ملکی؛ اما همچنین ــ چنانکه ترامپ تابستان گذشته در هواپیمای ریاستجمهوری به خبرنگاران گفت ــ چون او اپستین را در حال «دزدیدن» کارکنان زن جوان از مارالاگو غافلگیر کرده بود.
تا کنون چیزی که روایت ترامپ را نقض کند وجود ندارد. اما این که او، چنانکه بارها تأکید کرده، از وسواس اپستین نسبت به دختران بسیار جوان بیخبر بوده، بعید به نظر میرسد.
ترامپ در سال ۲۰۰۲ دربارهٔ دوستش گفته بود: «آدم فوقالعادهای است. میگویند او هم مثل من زنان زیبا را دوست دارد، بهویژه زنان بسیار جوان را».
در ایمیلی که در ماه نوامبر برای نویسنده و روزنامهنگار مایکل وولف منتشر شد، اپستین نوشت: «البته که ترامپ از دخترها خبر داشت.» حتی اگر اپستین بهعنوان دروغگویی مزمن و فردی فریبکار شناخته شود، این سخن قابل باور به نظر میرسد.
اپستین ــ این نتیجهای است که از انتشارهای اخیر به دست میآید ــ نوعی «ابرپیونددهنده» بود. منظور از این اصطلاح فردی است که با صدها نفر در حوزههای گوناگون در تماس است و آنها را بهخوبی میشناسد، بهگونهای که تقریباً هر زمان بتواند با آنها تماس بگیرد. چنین شبکهسازان بزرگی برای دولتها و دستگاههای اطلاعاتیشان بسیار مطلوباند.
اپستین به یک نخبهٔ قدرت دسترسی داشت که در سراسر جهان پراکنده بود؛ این را مکاتبات ایمیلی او نشان میدهد و نیز شیوهٔ ارتباطش. او به ریاض پرواز میکند و دستیارش میپرسد: «برای تو هتل فورسیزن رزرو کنم یا پادشاه خودش رسیدگی میکند؟»
ظاهراً منظور ولیعهد سعودی محمد بن سلمان است. در خانهٔ نیویورکی او، روی یک بوفه، عکسهای قابشدهای از آن دو قرار داشت. به نخستوزیر پیشین اسرائیل، ایهود باراک، پیشنهاد میکند او را بیسروصدا به هیئتمدیرهٔ شرکت نرمافزار نظارتی پالانتیر وارد کند، بیآنکه باراک حتی نام آن را شنیده باشد.
باراک میپرسد: «چطور هجی میشود، با دو تا l؟» اپستین میگوید در چنین هیئتمدیرهای بهراحتی میتوان سالی یک میلیون درآمد داشت.
«نخبهٔ قدرت» مفهومی در جامعهشناسی است که به چارلز رایت میلز بازمیگردد؛ او این اصطلاح را در دههٔ پنجاه قرن گذشته، هنگام بررسی نخبگان در آمریکا، طرح کرد.
فهرست کسانی که اپستین با آنها معاشرت داشت ــ چه در زندگی واقعی و چه از طریق ایمیل ــ و به آنان پول میداد یا لطف میکرد، شبیه فهرستی از چهرههای تعیینکنندهٔ آن چیزی است که در جهان رخ میدهد. برای اپستین و اطرافیانش، این جهان بیش از هر چیز از امتیازها تشکیل شده است؛ و از امکان ایجاد امتیازهای تازه برای خودشان.
فرقی نمیکند موضوع فروپاشی بانک لمن برادرز باشد، برگزیت یا اوکراین؛ همیشه کسی هست که کسی را میشناسد که درست در مرکز ماجرا قرار دارد. هیچکس در اینجا برای آگاهی به CNN نیاز ندارد.
اپستین به بنیانگذاران گوگل، سرگئی برین و لری پیج، دربارهٔ شیوههای کاهش مالیات مشاوره میدهد و برین را به بانک اصلی خود، جیپی مورگان چیس، معرفی میکند. او برین و نامزد آن زمانش را در جزیرهٔ شخصی خود میزبانی میکند. کار و زندگی خصوصی همیشه در هم تنیدهاند.
او از نوآم چامسکی، زبانشناس مشهور، حمایت و همدلی میگیرد؛ چامسکی به او توصیه میکند همهٔ «اتهامهای هیستریک» دربارهٔ گرایشهای جنسیاش را صرفاً نادیده بگیرد تا فروکش کند.
دیپاک چوپرا، درمانگر نیوایج و نویسندهٔ پرفروش، نیز با همدردی از اپستین میپرسد آیا یکی از زنانی که او را به سوءاستفاده متهم کرده، سرانجام شکایت مدنیاش را پس گرفته است یا نه.
وقتی اپستین پاسخ مثبت میدهد، مینویسد: «خوب».
یک تاجر از یکی از مهمترین خاندانهای امارات متحدهٔ عربی در سال ۲۰۱۲ مشکلی کاملاً شخصی را با اپستین در میان میگذارد: «هر مرد متأهلی هر شب از خود میپرسد: بیرون بروم و چیزی را تماشا کنم که نمیتوانم با آن سکس داشته باشم ــ یا در خانه بمانم و با چیزی سکس داشته باشم که نمیخواهم حتی نگاهش کنم!!»
البته هر تبادل نظری بار جنسی ندارد و هر کسی که با اپستین در ارتباط بوده از دختران جوان سوءاستفاده نکرده است. گفتوگوها به همان اندازه دربارهٔ سیاست، معاملات مالی یا کشفیات علمی تازه نیز هست.
در دفترچهٔ آدرس او نام ستارههای هالیوود مانند رالف فاینز و مینی درایور آمده است؛ یا کندیس بوشنل، ستوننویس و خالق «سکس و شهر» ــ سریال محبوب اپستین.
این را میدانیم زیرا مشهورترین قربانی او، ویرجینیا رابرتز جیافره، در کتابش «دختر هیچکس» به آن اشاره میکند.
مسئله درهمآمیزی این حوزههاست: آگاهی از این که فرد در نوعی باشگاه خصوصی جهانی حرکت میکند که در آن همه چیز ممکن است؛ در «رختکن» یک نخبهسالاری که در آن هر چیزی را میتوان گفت ــ و حتی بیش از آن انجام داد.
جامعهای بسته که برای همه چیز گشوده است. در آنجا با اطلاعات محرمانه، قدرت و زرقوبرق معامله میشود ــ یا با سکس، چه مبتنی بر سوءاستفاده و چه نه.
در یادداشتی از سال ۲۰۱۳، اپستین تلویحاً مینویسد که برای بنیانگذار مایکروسافت، بیل گیتس، رابطهٔ جنسی با «دختران روس» ترتیب داده است؛ روشن نیست که این یادداشت هرگز برای گیتس ارسال شده یا نه.
سخنگوی گیتس این ادعاها را بیمعنا خوانده است. اما همسر سابق او، ملیندا فرنچ گیتس، پیشتر گفته بود ارتباط شوهرش با اپستین یکی از دلایل درخواست طلاقش بوده است.
وقتی گیتس در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار با اپستین دیدار کرد، او از پیش یک مجرم جنسی محکومشده بود. ملیندا فرنچ گیتس اکنون، در یک پادکست اندکی پس از انتشار ایمیلها، میگوید: «احساس غالب، اندوه است». «من ازدواجم را ترک کردم. باید ترک میکردم. میخواستم ترک کنم». او میگوید با «دخترها» ــ منظورش قربانیان سوءاستفاده است ــ همدردی میکند.
ثروتمندترین مرد جهان، ایلان ماسک، تا کنون مدعی بود دعوت برای سفر به جزیرهٔ کارائیبی اپستین، لیتل سنت جیمز، را رد کرده است. اکنون اسناد نشان میدهد: خود ماسک پرسیده بود «وحشیترین مهمانی» در جزیره چه زمانی برگزار میشود؛ در نوامبر ۲۰۱۲.
بعدتر اپستین به ماسک مینویسد: «هیچکس بالای ۲۵ سال نیست و همه خیلی شیریناند.» باز هم صحبت از مهمانی است؛ اپستین میزبان.
ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی و خود مالک جزیرهای خصوصی، پس از دیداری در سال ۲۰۱۳ مینویسد: «هر وقت در این حوالی بودی، خوشحال میشوم ببینمت». و میافزاید: «به شرطی که حرمسرایت را همراه بیاوری!»
هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی و همسایهٔ اپستین در منهتن، گفته بود در میانهٔ دههٔ ۲۰۰۰ ارتباطش را با اپستین، «این فرد نفرتانگیز»، قطع کرده است. اکنون روشن شده که در سال ۲۰۱۲ سفری خانوادگی به جزیرهٔ کارائیبی اپستین ترتیب داده بود.
نمونههای متعدد دیگری نیز از مردان قدرتمند و ثروتمند وجود دارد که به نزدیکی با اپستین، حتی در زندگی خصوصی، علاقهمند بودند ــ و خلاف آن را ادعا میکردند.
برای نمونه اندرو فارکاس، غول بازار املاک، که با اپستین یک مارینا در کارائیب را شریک بود. فارکاس همواره تأکید میکرد رابطهاش با او صرفاً تجاری است. اما در ایمیلهایی که اکنون منتشر شده، خود را «بهترین دوست» او مینامد.
استیو تیش، یکی از مالکان تیم فوتبال آمریکایی نیویورک جاینتز، با اپستین ایمیل ردوبدل میکند؛ در عنوان ایمیل نوشته شده: «دختران اوکراینی».
پیتر تیل سرمایهگذاری ۴۰ میلیون دلاری این مجرم جنسی را در یکی از شرکتهایش پذیرفت و دستکم پنج سال بهطور منظم با او مکاتبه داشت.
برخی برای کسبوکار، مالیات یا سرمایهگذاریشان از او مشورت میخواستند؛ برخی دیگر در پی آشنایی با «حرمسرای» اپستین بودند.
اکنون بیانیههای آنان نیز شبیه هم است: قضاوت بدی کردهاند، از هرگونه تماس با جفری اپستین ابراز تأسف میکنند. اگر دربارهٔ زنان صحبت شده باشد، البته که منظور زنان بالغ بوده است.
اما دربارهٔ زنان. محیط پیرامون اپستین صرفاً یک باشگاه مردانهٔ انحصاری نبود. چند زن نیز در میان آنان دیده میشوند.
از عجیبترین کشفیات این انتشار تازه، مکاتبات او با ولیعهد نروژ، متّه-ماریت، است. به نظر میرسد او در اسلو آنقدر احساس کسالت میکرد که پس از دیداری با اپستین در نیویورک ــ که بهوسیلهٔ یکی از مشاوران پیشین بنیاد گیتس ترتیب داده شده بود ــ نوعی معاشقهٔ مجازی را آغاز میکند.
او مینویسد «دوست دیوانهاش» را که «مغزش را قلقلک میدهد» از یاد نمیبرد. پیشتر نیز رابطهٔ صمیمی اپستین با کاترین روملر، مشاور حقوقی سابق باراک اوباما، فاش شده بود؛ کسی که ظاهراً او را نوعی مشاور شغلی میدانست:
«یا شاید باید وزیر دادگستری شوم؟» در سال ۲۰۱۸ هنوز برای اپستین مینویسد. او از اپستین مشورت میگیرد و از هدیههایش هم بدش نمیآید: با کمال میل میگذارد برای بند اپلواچش یک بند ساعت هرمس هدیه بدهد. او اکنون رئیس بخش حقوقی بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس است.
انتشارهای اخیر تا اینجا عمدتاً بر دههٔ ۲۰۱۰ تمرکز دارد؛ در آن زمان جفری ادوارد اپستین از پیش یک مجرم جنسی محکومشده بود و در پایگاه دادهٔ ملی نیز بهعنوان چنین فردی ثبت شده بود. این واقعیت ــ و این شگفتانگیز است ــ ظاهراً هیچیک از دوستان و آشنایان مشهورش را بهطور محسوسی آزار نمیداد: او در سال ۲۰۰۸ اعتراف کرده بود که یک فرد زیر سن قانونی را به روسپیگری واداشته است.
وکلای او، از جمله استاد هاروارد آلن درشوویتس و کن استار ــ دادستان ویژهٔ پیشین در روند استیضاح بیل کلینتون ــ به توافقی خارج از دادگاه دست یافتند که چنان یکسویه به سود متهم، یعنی اپستین، بود که امروز بهعنوان رسوایی قضایی شناخته میشود.
این تصمیم به دادستان وقت جنوب فلوریدا، الکساندر آکوستا، بازمیگردد که بعدها در سال ۲۰۱۷ وزیر کار دونالد ترامپ شد.
ایمیلها یا صورتجلسههایی که بتوانند توضیح دهند چگونه این «توافق طلایی» شکل گرفت، هنوز در اسناد دیده نشدهاند. اما ایمیلهایی وجود دارد که در آن اپستین با وودی آلن دربارهٔ وکیلش درشوویتس بدگویی میکند؛ به گفتهٔ او، درشوویتس یک خودشیفتهٔ غیرقابل تحمل است، آنقدر که حتی نمیتوان او را در تلویزیون دید.
وودی آلن مینویسد: «او هیچ شرمی ندارد». اپستین پاسخ میدهد: «از آنچه فکر میکنی هم بدتر است» ــ او همیشه دوست داشت اندکی بیش از دیگران بداند. و همسر وودی آلن، سون-یی پروین، دخترخواندهٔ شریک سابقش میا فارو، در ایمیلی دربارهٔ دختر پانزدهسالهای بدگویی میکند که پیامهای جنسی آزاردهندهٔ آنتونی وینر، نمایندهٔ پیشین کنگرهٔ آمریکا، را علنی کرده بود.
پروین دربارهٔ این دختر ــ که از سوی یک مرد بالغ و مشهور مورد آزار قرار گرفته بود ــ مینویسد: «از زنانی که از مردان سوءاستفاده میکنند متنفرم؛ او قطعاً یکی از آنهاست».
آیا همهٔ این همدستان و آگاهان قدرتمند همچنان چیزی برای ترس ندارند، چون دادستانی ــ به گفتهٔ تاد بلانش ــ طرح اتهامهای تازه را منتفی دانسته است؟
در اروپا وضعیت متفاوت است. اندرو مونتباتن-ویندزور، که ایمیلی به اپستین را با جملهٔ سبکسرانهٔ «بهزودی دوباره کمی بازی خواهیم کرد» پایان داده بود، دیگر شاهزاده نیست.
پیتر مندلسون تا همین اواخر سفیر بسیار محترم بریتانیا در واشینگتن بود. پس از آنکه روشن شد نهتنها ارتباط نزدیکتری با اپستین داشته از آنچه تصور میشد، بلکه طرحهای محرمانهٔ دولتی را نیز به او منتقل کرده، از مجلس اعیان و از حزبش کنارهگیری کرد.
نخستوزیر لهستان، دونالد توسک، اعلام کرده دولتش میخواهد ارتباطهای اپستین با دستگاه اطلاعاتی روسیه را بررسی کند.
اپستین چگونه از پروندههای رسواکنندهای که طی سالها گرد آورده بود استفاده میکرد؟ فقط برای خود؟ یا برای دیگران هم؟
روز دوشنبه، گیسلین مکسول ــ همدست و شریک جرم اپستین ــ در برابر کنگره شهادت خواهد داد؛ او توسط کمیتهای از مجلس نمایندگان احضار شده است. او میداند چه کسانی مشارکت داشتند و چه کسانی از آن آگاه بودند. او مجرمان و چشمپوشان را میشناسد. زیرا اپستین طراح این نظام فریبکارانهٔ استثمار جنسی بود، اما مکسول مجری آن. او دختران را برایش فراهم میکرد، با آنان دوست میشد، آموزششان میداد و به آنها نشان میداد چگونه خودشان دختران تازهای جذب کنند.
مکسول تا امروز تنها کسی است که در ارتباط با اپستین در زندان است؛ به ۲۰ سال حبس محکوم شده، از جمله به جرم قاچاق انسان برای بهرهکشی جنسی. وکلایش اعلام کردهاند او به متمم پنجم قانون اساسی استناد خواهد کرد.
این یعنی: گیسلین مکسول از ادای شهادت خودداری خواهد کرد.
به نقل از هفتهنامه اشپیگل شماره 7 سال 2026
|
|