عصر نو
www.asre-nou.net

مثلث جنایتکاران علیه بشریت


Tue 10 02 2026

محمد بینش (م ــ زیبا روز )

mohammad-binesh1.jpg
(از صدا افتاده تار و کمونچه
مرده می‌برن کوچه به کوچه…)

اکنون که چند هفته‌ای از کشتار ۱۸ دی ماه گذشته است روشن‌تر می‌توان دست جنایتکاران را تشخیص داد.در دادگاه وجدان بشریت سه متهم را باید به محاکمه کشید.خامنه‌ای؛ رضا پهلوی و ترامپ. اگر چه دست هر سه تن به خون هزاران جوان میهن آغشته است، اما متهم اصلی در ردیف اول خامنه‌ای‌ ست که فرمان کشتار را صادر کرد و یا حداقل با صادر کنندگان آن دستور موافقت داشت. آنچه در روزهای اخیر از زبان علی شکوری راد شنیده می‌شود که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی سپاه پاسداران با نقشه ای آماده از پیش، به کشتن بعضی افراد خودی و آتش زدن مساجد غیر آن پرداختند تا جریان مسالمت آمیز معترضان به گرانی را به خشونت سوق داده بهانه ای برای کشتن و زهر چشم گرفتن از مردم کوچه و بازار داشته باشند نمی‌تواند دور از واقعیت باشد. از یاد نباید برد که چندی پیش از آن در جریان سخنرانی نرگس محمدی بر مزار خسرو علیکردی در مشهد نیز در میان کسانی که با سردادن شعار جاوید شاه مراسم را به خشونت کشیدند و باعث دستگیری وی و سپیده قلیان شده، شازده را بی رقیب سیاسی کردند، باز هم جای پای همین نهادهای امنیتی و همکاری با هواداران پهلوی پیدا بود.

متهم ردیف دوم که همچنان سخنان متناقض می‌گوید، شخص رضا پهلوی ست . وی ابتدا سوار بر موج دادخواهی کسبه بازار و اقشار ناراضی از گرانی کمرشکن اجناس، فراخوان مبارزه داد تا همهٔ اعتراضات مردمی را به حساب قدرت ِ سیاسی خود بنویسد. وقتی هم که کشتار مردم بیگناه را در ۱۸ و ۱۹ دی ماه دید، گرمتر شده در ۲۱ دی ماه فراخوانی دیگر با وعدهای بی پشتوانه داد که کمک می رسد و..و.. هزاران جوان فریب خورده و جان بر کف بدون هیچ درکی از شرایط قیام های اجتماعی طعمهٔ آتش سپاه و بسیج و پلیس و دستگاه سرکوب حکومتی تا دندان مسلّح شدند و در آن جهنم بی خبری و قطع اینترنت نمی دانستند به کجا باید پناه آورد .

رضا پهلوی باید جواب دهد ،وقتی می‌گوید پنجاه هزار طرفدار در سپاه پاسداران دارد . نکند این طرفداران همان بر هم زنندگان سخنرانی نرگس محمدی بودند؟ و باید پاسخ دهد چه ارتباط های پنهانی میان پاسداران و طیف هوادار سلطنت طلب وجود دارد که همواره در بزنگاه های تاریخی جنبش اجتماعی مردم برای آزادی های سیاسی را خراب می کنند .نمونه اش همین فحاشی ها و لمپن گری هواداران سلطنت در خارج از کشور ست که دیگر به نوعی زورگویی و ایجاد مزاحمت برای دیگر نیروهای اپوزیسیون حکومت اسلامی تبدیل شده است . برای نمونه یک شهروند آلمانی با تمسخر از من می پرسید : « من خواست شما ایرانیان را نمی فهمم . همین یکی دو سال پیش شعار زن زندگی آزادی می دادید ، حالا به تظاهرات طرفدارانش حمله می کنید؟ » بله در چشم بیشتر شهروندان اروپایی مخالفان حکومت اسلامی با یکدیگر دست به یقه شده اند.

و اما جنایتکار سوم این مثلث شوم ، امریکا و مخصوصا سیاست ورزی ترامپ است که مغرور و دلبردهٔ‌ عقاید هیجانی خود هر روز تصمیمی تازه می گیرد. وی در اوج کشتار رژیم و بی پناهی مردم بی سلاح و بی برنامه ، آنان را به مقاومت و هجوم به مراکز حکومتی ایران تشویق کرد. هزاران زن و مرد جوان با دلگرمی به وعده های پوچ وی در خیابانها ماندند ، بدون این که با خود بیندیشند این کمک چگونه می تواند به واقعیت بپیوندد؟ از راه بمباران شهرهای درگیر؟ که به یک کشتار وحشتناک خواهد انجامید. یا بمباران مراکز نظامی ایران ؟ که حکومت را وحشی و خونخوارتر کرده خانه به خانه مردم را به جرم هواداری از نیروی خارجی قتل عام کنند؟‌ و یا ارسال نیروهای زمینی به خاک ایران ، مانند آنچه در مورد ونزوئلا رخ داده بود خامنه ای را کت بسته از کشور خارج کنند؟‌ دیدیم که برای امریکا و شخص ترامپ جان مردم غیر آمریکایی در مجموع هیچ ارزشی ندارد. نه حالا و نه در روزهای آینده به غیر از موضوع سلاح هسته ای و ساخت موشک و اقرار به موجودیت اسرائیل هیچ حرف دیگری با حکومت ایران از سوی امریکا مطرح نخواهد شد .این یعنی مشروعیت دادن به حکومتی دیکتاتور تا باز هم بگیر و ببند خود ادامه دهد . به نظر می‌رسد این حمله غافلگیرانه و کشتار مردم بی دفاع ایران و فقدان یک حزب فراگیر ملی در کنار کارشکنی های سلطنت طلبان برای سازماندهی جنبش های دموکراتیک ، چنان فضای سیاسی ایران را یاس آور و مسموم کرده است که تا مدتی شاهد جنبشی اعتراضی نخواهیم بود . اما آتش زیر خاکستر همچنان روشن مانده و می سوزد. خمیر مایه آن شعار زن زندگی آزادی ست که مشعل آن را باید زنان و جوانان نسل نو اندیش در دست بگیرند، نه نیروهای راستگرایی که چشم امید به حمله نظامی اسرائیل و آمریکا بسته اند .