سقوط بلوک اسلام سیاسی و شوروی سابق: تشابهات و تفاوتها
Tue 10 02 2026
ایرج فرزاد
خامنه ای سرکوب اعتراضات اخیر در ایران را “شکست یک کودتا” نامید. اشاره به “کودتا” در حالی که همه می دانند پوچ و بی معنی است، اما ما را با یک تصویر در مقدمات و زمینه های “فروپاشی” یک بلوک سیاسی، در اینجا اسلام سیاسی، و تشابهاتی در سیر فروپاشی بلوک شوروی سابق مواجه میکند.
در ۱۸ اوت سال ۱۹۹۱، در غیاب گورباچف، که برای استراحت به کریمه رفته بود، یک کمیته ۸ نفره از جمله “گنادی یانایف”، معاون رئیس جمهور و “ولادیمیر کریوچکوف”، رئیس سازمان امنیت شوروی(K.G.B) یک کودتا را رهبری کردند. اما متعاقب آن، پارلمان دوما که تحت سیطره جناح مقابل بود، به توپ بسته شد. اینجا ظاهرا بطور ناگهان، “یلتسین” روی یکی از تانکهای مستقر در خیابان مسکو پرید و خطابه ای دال بر لزوم تغییرات اساسی در راستای “دمکراسی” ایراد کرد. دولتهای غرب و آمریکا که تا آن لحظات “گوربی”(گورباچف) را چون “مرد سال” در مجلات و روزنامه های خود به آسمان برده بودند، در عمل بدیل واقعی خود را بر عناصری چون یلتسین سرمایه گذاری کرده بودند. پس از فقط ۴ ماه از آن “کودتا”، بلوک شوروی فروپاشید. یک نکته دیگر را اضافه کنم: جناح یلتسین پس از به توپ بستن دوما، همه اعضاء کلیدی جناح مقابل را دستگیر کردند. اما بازپرس پرونده بازداشت شدگان گفت: “اینها همه فرزندان روسیه اند”.
اشاره خامنه ای به کودتا، شاید تحرّکات احتمالی پشت پرده جناح پان اسلامیست باشد. این مشخص نیست، اما یلتسین ها و السیسی های جمهوری اسلامی از مجرای دستور پزشکیان در“اقدامی بی نظیر برای تنویر افکار عمومی” آمار شماری از جان باختگان حوادث اخیر، حدود ۳۱۱۷ نفر، را همراه با اسامی منتشر کردند. نکته این است که اینجا هم تاکید شده است که همه “جان باختگان” حوادث اخیر “فرزندان ایران” هستند.
مدافعان جناح “اسلام تمامیت خواه”، اعتراض کرده اند و از جمله آنها مسئولان سایت “رجانیوز” نوشته است یعنی چه؟
آیا کسی که چادر از سر ناموس مردم میکشد، گلو میبرد و مسجد آتش میزند، «فرزند ایران» است؟ آقای پزشکیان! این چه «پدری» است که قاتل فرزند مظلومش را هم در آغوش میگیرد و او را «عزیز» خطاب میکند؟
جناح یلتسین السیسی جمهوری اسلامی در ادامه “تنویر افکار عمومی”، اعلام کردند زهرا بهروز آذر، معاون امور زنان و خانواده رئیس دولت چهاردهم، عصر روز پنجشنبه ۹ دیماه با حضور در زندان زنان استان تهران (قرچک)، از زنانی بازدید کرد که در جریان اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند.
پاتک جناح مقابل این بود:
“زهرا بهروز آذر در حالی به بازدید از زندان زنان حاضر در اغتشاشات میپردازد که تاکنون هیچ دیداری با خانوادههای شهدای فتنه اخیر نداشته است.”
با برداشت من، اشاره خامنه ای به “کودتا”، نه از روی “بی سوادی” و یا “بی خبری” مقام معظم نیست. به گمان من، شخص خامنه ای در جریان سناریو “تغییر رفتار” و تدارک فروپاشی راس بلوک اسلام سیاسی قرار دارد.
او در ظاهر عبارت پردازیها و تحریک احساسات عقب مانده همیشگی گفته است که: “آمریکائی ها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیاندازند، جنگ منطقه ای خواهد بود.”
فقط این هم نیست:
دیگر نیازی به "کشف رمز" از سفر "ناگهانی" وزیر خارجه قطر به تهران که به گفته “نجاح محمد علی” روزنامهنگار عراقی و “کارشناس مسائل ایران و جهان عرب”، "حامل پیام ترامپ به خامنه ای" بود، نیست. و لزومی هم به کندو کاو در مورد اظهارات "معنی دار" لاریجانی در باره "مذاکره با آمریکا" و یا "تماس تلفنی" پزشکیان با السیسی که هر دو تهدید جنگ را خطری نه فقط برای ایران بلکه منطقه نیز ارزیابی کردند، وجود ندارد:
قرار است مقامهای ارشد آمریکا و ایران روز جمعه ۶ فوریه در استانبول دیداری برگزار کنند.
“تحلیلگران” مسائل ایران، به شیوه خود به مهندسی پرسوناژ ایرانی پلتسین، پوتین- السیسی پرداخته اند. دوره تدارک فروپاشی بلوک اسلام سیاسی، که برای شوروی سابق چهار ماه پس از کودتای مذکور طول کشید، در مورد ایران قدری پیچیده تر است. جوهر این سناریو در این عبارات ظاهر میشود:
جنگی بعید؛ مذاکره ای پرهزینه
“نزدیک بودن جنگ”، و از نگاه من مقاومت و ایستادگی پایه اسلام سیاسی در ایران، در تعابیر یک مفسر جمهوری اسلامی چنین فرمول بندی شده است:
“جنگ تمام عیار گزینه مسلط نیست، زیرا هزینه های اقتصادی و امنیتی آن برای همه بازیگران سنگین و غیرقابل پیشبینی است، اما حذف کامل احتمال درگیری نیز واقع بینانه نیست. تعیین کننده نهایی نه صرف برتری نظامی است و نه تمایل لفظی به مذاکره، بلکه توان بازیگران در حفظ کانالهای ارتباطی، کنترل هیجانهای داخلی و جلوگیری از خطاهای محاسباتی است. آینده این تنش بیش از آنکه در تصمیمهای بزرگ رقم بخورد، در مجموعه ای از انتخابهای کوچک و حساب شده شکل میگیرد؛ انتخاب هایی که میتوانند بحران را به سوی مهار تدریجی هدایت کنند یا در صورت بی دقتی، آن را از کنترل خارج سازند.
”
به نظر من، فاکتور دامن زدن به “هیجان های داخلی”، اشاره غیرمستقیم به مقاومت سرسختانه نیروهای پایه اسلام سیاسی، نه فقط در ابعاد “داخلی”، بلکه منطقه ای نیز هست.
کاملا معلوم است که قدرت منطقه ای اسلام سیاسی سالهاست سیر رو به نزول طی کرده است و با تضعیف “هیجانهای داخلی”، یعنی کنترل فشار پایه اسلام سیاسی در ارکانهای قدرت و نیز در بافت اداری شوراهای اسلامی شهر و روستا و در میان "عشایر"، این سیر نزول به سقوط و شکست کامل منجر خواهد شد.
تصور میکنم اصرار ترامپ برای مخالفت با نخست وزیری “المالکی” به عنوان “دوست جمهوری اسلامی”، در این رابطه است، تصمیم قبلی برای خلع سلاح حزب الله جزء مهمی از تضعیف نفوذ منطقه ای اسلام سیاسی است.
به نظر میرسد، شاید حتی با اطلاع شخص خامنه ای، حرکاتی به منظور آرام کردن مردم و همراه ساختن آنان در راستای تعامل با آمریکا و غرب، صورت داده اند. اینکه همه “جان باختگان” را فرزندان ایران و نه پیاده نظام و شهدای پرچم شیر و خورشید و ادعاهای موهوم و نوستالژیک ایام دیکتاتوری آریامهری علنا اعلام کرده اند، بسیار معنی دارد. مردم ایران برخلاف تصورات ابلهانه طرفداران اعاده سلطنت، نه رعیت و ندیمه، که خود را شهروندان محترم و برخوردار از حقوق مدنی میدانند.
میخواهند بگویند در صورت عقب نشینی مردم از خیابان و جنگ خیابانی، و بهانه ندادن به دست نیروهای پشت “هیجانات داخلی”. یعنی همان پایه اسلام سیاسی، و عافیت طلبان و مفت چنگ های سلطنت طلب در “خارج”، راه برون رفتی از وضعیت بحرانی و فروپاشی اقتصادی جامعه میسر است. به نظر من بحث رابطه با آمریکا و گشایش یک فرجه برای "بهبود" اوضاع، عملا به معنی فروپاشی دیوار برلین نامرئی بلوک اسلام سیاسی است. مردم ایران به نظر من، مشتاقانه خواهان این بهبود و برچیدن دیوار اسلام سیاسی به دور جامعه ایران و نیز حول منطقه اند. به نظر من هر تک نفر این قشر وسیع، مستقل از اینکه از نظر اقتصادی از چه مزایائی برخوردار است، خود را صاحب ایران و طرف دولتها در رابطه با "جزایر سه گانه" میداند. اینها همان "مستضعفان" هستند که با "انقلاب اسلامی" در متن جنگ سرد، از "کوخ نشینی" به "کاخ نشینان" رسیدند.
آیا پایه اسلام سیاسی آمادگی دارد که در سیر “تغییر رفتار” جمهوری اسلامی هضم شود؟ یا در مواجهه با واگذاری قدرت دولتی که با "انقلاب اسلامی" برای این قشر وسیع در حاشیه تولید سرمایه داری ممکن و میسر شد، به “جنگ آخر زمان” دست خواهد زد؟ از این ظرفیت خون پاشیدن به جامعه در هر پروسه تغییر و یا بهبود اوضاع، نباید غافل ماند.
اگر فاصله “کودتا” در شوروی سابق تا آغاز فروپاشی، فقط ۴ ماه بود، سیر فروپاشی بلوک اسلام سیاسی در ایران در چه مسیرهائی محتمل است؟ به نظر من تفاوتهای زیادی در این زمینه وجود دارد که، جداگانه به آنها خواهم پرداخت.
ایرج فرزاد
iraj.farzad@gmail.com
چهارم فوریه ۲۰۲۶
|
|