گفت و گوی دیولت با علی صمدی احدی:
قیام علیه ملاها
«مردم چهره واقعی ایدئولوژی مذهبی را شناختهاند»
Thu 5 02 2026

نویسنده: یان کوولر
علی صمدی احدی در کودکی تنها به آلمان آمد؛ امروز این فیلمساز با نگرانی و نومیدی به ایران مینگرد. او رژیمی میبیند که تنها با کشتار بیهوده چند روز بیشتر بر سر قدرت میماند. اما سناریوهای مربوط به دوران پس از ملاها با مشکلی جدی روبهرو هستند.
علی صمدی احدی در دوازدهسالگی بهتنهایی به آلمان آمد ــ گریزی از سربازگیری کودکان در جنگ ایران و عراق. او با مستندهای اجتماعی متعهدی چون «کودکان گمشده» (۲۰۰۴) شناخته شد؛ فیلمی درباره سربازان کودک سابق در اوگاندا که جوایز متعددی دریافت کرد. پس از آن فیلم داستانی «سلام علیکم» (۲۰۰۹) و مستند «موج سبز» (۲۰۱۱) ساخته شد که پرترهای تأثیرگذار از جنبش اعتراضی ایران بود.
برای تازهترین فیلمش «هفت روز» که در اواسط ۲۰۲۵ اکران شد، محمد رسولاف فیلمنامه را نوشت. اکنون، چهل سال پس از ورود به آلمان، احدی با نگرانی فراوان تحولات سرزمین پیشین خود را دنبال میکند. گفتوگویی درباره قدرت دیاسپورا، خطر مداخله نظامی و آینده رژیم ملاها.
WELT : شما در کودکی بدون والدینتان به آلمان آمدید. میتوانید بگویید این اتفاق چگونه رخ داد؟
علی صمدی احدی: در دهه ۱۹۸۰ این پدیده رایج بود. جنگ ایران و عراق جریان داشت، ایران با کمبود سرباز روبهرو بود و شروع کردند به جذب افراد بسیار جوان و فرستادن آنان به جبهه بهعنوان کودک سرباز. آن زمان در آلمان قانونی وجود داشت که کودکان زیر ۱۳ سال نیازی به ویزا نداشتند. به این ترتیب صدها کودک ایرانی ــ عمدتاً پسر ــ از کشور خارج شدند تا جانشان نجات یابد.
WELT : این تجربه را چگونه باید تصور کرد؟ شما تنها دوازده سال داشتید.
احدی: «آلمان» ــ حتی نمیدانستم این واژه چه معنایی دارد. در فارسی به آلمان «آلمان» میگویند. من آذربایجانیام و در زبان آذری «آلما» یعنی سیب. واقعاً این سیب را با آلمان پیوند داده بودم. بیش از این چیزی نمیدانستم. هیچ تصویری از این کشور نداشتم. برادرم یک سال پیش از من، از مسیرهایی کاملاً متفاوت و با رنج بسیار، آمده بود و سرانجام به برلین غربی رسید. من به برمن و سپس به هانوفر آمدم. مدت کوتاهی کنار هم بودیم تا او پناهندگی گرفت و به اولم رفت؛ من مجبور بودم در هانوفر بمانم.
WELT : بعدها امکان پیوستن به خانواده فراهم شد؟
احدی: نه. روند پناهندگی من طولانی شد. هفت سال اجازه اقامت نداشتم و فقط اقامت موقت (دولدونگ) داشتم. نمیتوانستم شهر را ترک کنم. اجازه نداشتم برادرم را که در اولم درس میخواند، ملاقات کنم.
WELT : در این مدت کجا زندگی میکردید؟
احدی: نمیخواستم در خوابگاه پناهندگان بمانم. بنابراین اتاقی در یک خوابگاه قدیمی پرستاران گرفتم که به دلیل وضعیت بد دیگر استفاده نمیشد. هفت متر مربع، با یک دستشویی. از آنجا به مدرسه میرفتم.
WELT : آن سالها بیشتر تنهایی و رنج بود یا حس آزادی هم داشتید؟
احدی: در آغاز بسیار دردناک بود. وقتی در آن سن کم خانوادهات را ترک میکنی، زبان را نمیدانی، پول نداری. و بعد این هوا. نمیشناختم که سه روز بیوقفه باران ببارد. دلتنگی ماهها طول کشید. با گریه میخوابیدم و با گریه بیدار میشدم. بعدتر حسها دوگانه شد. از نظام آموزشی آلمان هیچ نمیدانستم. فکر میکردم مدرسه، مدرسه است، و در نزدیکترین مدرسه ثبتنام کردم ــ که اتفاقاً مدرسه «هاوپتشوله» بود. وقتی فهمیدم با مدرک آن نمیشود دانشگاه رفت، دیر شده بود. باید مسیر دشوار از هاوپتشوله به رئالشوله و سپس به گیمنازیوم را طی میکردم.
WELT : آن زمان نیروی خود را از کجا میگرفتید؟
احدی: آثار جک لندن و ادبیات روس زیاد میخواندم. اما نیروی واقعی از این آگاهی میآمد که راه دیگری وجود ندارد. همه پلها پشت سرم خراب شده بود؛ باید رو به جلو میرفتم. این به تربیتم هم مربوط بود. در خانوادهای بزرگ شدم که یادگیری و رشد اهمیت مرکزی داشت. هر دو والدینم معلم بودند: مادرم معلم دبستان، پدرم مدرس ادبیات.
WELT : ارتباط با خانواده چگونه بود؟ آن زمان اینترنت نبود.
احدی: پنجاه ثانیه تماس با ایران پنج مارک هزینه داشت؛ پول زیادی بود. در خوابگاه تلفن شخصی نداشتیم، یک تلفن برای چهار طبقه بود. اگر کسی تماس داشت، ساکنان طبقه اول بالا میرفتند و در میزدند: «سه دقیقه دیگر دوباره زنگ میزنند.» بیشتر نامه مینوشتیم.
WELT : امروز چطور؟ ایران همچنان در فیلمهایتان حضور دارد.
احدی: والدینم متأسفانه درگذشتهاند، اما بقیه خانوادهام آنجا هستند. هر دو روز یکبار با آنان و با دوستان و همکاران در تماسام. روزهای اخیر برای همه ما جهنم بود. دیروز خدا را شکر توانستم کوتاه با خواهرم صحبت کنم. چهل سال است در آلمان زندگی میکنم ــ بیش از سه برابر زمانی که در ایران بودم. آلمان خانه من است. اما ایران هم هست. رنج مردم آنجا بیتفاوتت نمیگذارد.
WELT : به نظر شما آینده ایران چگونه خواهد بود؟
احدی: این رژیم حمام خون به راه انداخته و ادامه خواهد داد؛ در ابعادی که تاکنون تجربه نکردهایم. در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ هم اعدامهای دستهجمعی بود، وقتی انسانها در هر دقیقه اعدام و در گورهای جمعی دفن میشدند. اما نه در این مقیاس. اگر آمار درست باشد و دستکم ۱۲ هزار کشته داشته باشیم، آنگاه ــ من حقوقدان نیستم ــ بسیار محتمل است که با جنایت علیه بشریت روبهرو باشیم.
WELT : چگونه رژیمی پس از چنین جنایاتی میتواند بر سر قدرت بماند؟
احدی: مشکلات مردم با این کشتهها از بین نمیرود: کمبود آب و انرژی، بیکاری، بحران اقتصادی، تحریمها، نبود آزادی. قتل و کشتار چه آورده؟ شاید چند روز قدرت بیشتر. فکر نمیکنم این نظام بتواند به شکلی که پیش از جنبش «زن، زندگی، آزادی» ۲۰۲۲/۲۰۲۳ وجود داشت ادامه دهد. ساختارها در حال فروپاشیاند. معضل بزرگ ما نبود اپوزیسیون دموکراتیکی است که بدیلی قابل اعتماد ارائه دهد. رضا پهلوی، پسر آخرین شاه، نمیتواند به همه لایههای جامعه دسترسی یابد یا برای مشکلاتشان راهحل ارائه کند. ما به اپوزیسیونی نیاز داریم که از همه اقشار بیاید: معلمان، بازنشستگان، جوانان، زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی. این در جامعهای که صد سال دیکتاتوری را تجربه کرده، دشوار است.
WELT : آیا مداخله نظامی خارجی میتواند کمک کند؟
احدی: نه. هویت ملی در ایران قوی است. مردم فوراً در برابر حمله خارجی خواهند ایستاد. این راهحل نیست. آنقدر این را تکرار کردهام که به اصطلاح «مو بر زبانم روییده»: اگر غرب میخواهد منطقه را تثبیت کند، باید از مردم ایران حمایت کند. دیاسپورای ایرانی حدود هشت میلیون نفر است ــ به اندازه جمعیت دانمارک. اگر آلمان میخواهد کمک کند، باید از ایرانیان مقیم اینجا برای ساختن ساختارهای دموکراتیک حمایت کند. من در هیئتمدیره دو انجمن هستم: یکی «شفافیت برای ایران» که مجله ایرانژورنال را منتشر میکند، دیگری یک انجمن فرهنگی. تقویت این ساختارهای جامعه مدنی با همراهی و میانجیگری بسیار مهم است. در دیاسپورا میتوان از یکدیگر فاصله گرفت؛ در ایران نه. انسانهای دموکرات باید بیاموزند نظرهای متفاوت را تحمل کنند.
WELT : آیا این دیاسپورا اصلاً در ایران پذیرفته خواهد شد؟
احدی: آنچه با کمک کشورهای غربی میتوان به دست آورد، فضایی آموزشی است: مدرسهای برای گفتوگو و تحمل تفاوتها. این به ما امکان میدهد با مردم داخل ایران همکاری کنیم. در آنجا ذهنهای درخشان و آیندهنگر بسیاری وجود دارد. باید با آنان پیوند برقرار کنیم تا اپوزیسیونی دموکراتیک بسازیم ــ نه یک اپوزیسیون واحد، بلکه رنگینکمانی از ایدهها. رضا پهلوی نمیتواند از بیرون بر این کشور بنشیند و بگوید «من رهبری میکنم» پس از ۴۷ سال دوری.
WELT : ارتش چه نقشی میتواند داشته باشد؟
احدی: فکر نمیکنم ارتش اساساً با سپاه پاسداران تفاوتی داشته باشد. ژنرالها از همان بستر میآیند. اگر پشت پهلوی قرار بگیرند، نظامی شبیه سیستم السیسی در مصر شکل میگیرد. این بدترین سناریوی من است: حکومتی متکی به ارتش.
WELT : نقش هنر، بهویژه سینما چیست؟ همکاران ایرانی شما مانند جعفر پناهی یا محمد رسولاف در جهان مخاطبان بسیاری دارند.
احدی: هنر، بهویژه سینما، گزارش روزمره نیست. وظیفه ما پردازش واقعیت و انتقال آن چیزی است که از آن باقی میماند. این زمان میخواهد. درباره همکارانی چون پناهی یا رسولاف: ما دهههاست با مهاجرت گسترده سینماگران ایرانی روبهرو هستیم. امیر نادری از نخستینها بود، سپس کیارستمی، بهمن قبادی و بسیاری دیگر. اگر به رایش سوم نگاه کنیم: صدها سینماگر مجبور به ترک آلمان شدند. تنها معدودی مانند بیلی وایلدر، ارنست لوبیچ یا فریتس لانگ موفق شدند. بیشترشان در تبعید از میان رفتند ــ چون زبان نمیدانستند، فرهنگ را نمیشناختند و نمیدانستند پشت پنجرههایی که از کنارشان میگذرند چه میگذرد.
با این حال، سینمای دیاسپورای ایرانی شاید موفقترین در تاریخ سینما باشد ــ زیرا دههها در تبعید زیستهایم. وقتی «کودکان گمشده» یا بعدتر «سلام علیکم» را ساختم، شاید دو نفر بودیم. امروز هر سال چندین فیلم از دل دیاسپورا ساخته میشود؛ درباره این زندگی میان دو جهان. فیلم «هفت روز» من اینجا تولید شد، اما داستانی از ایران را روایت میکند. بسیاری از همکاران از داخل ایران مخفیانه همکاری کردند؛ همکاریای فوقالعاده.
WELT : و پناهی و رسولاف؟
احدی: آنان قهرمانان جامعه ایراناند. ایران کشوری سینمادوست است و فیلمسازانش را دوست دارد. اما برای آنان بسیار دشوار است که از خارج کشور همچنان تأثیرگذار بمانند.
WELT : آیا رویدادهای اخیر چیزی مثبت نیز به همراه داشته است؟
احدی: بله. شاید تنها جنبه مثبت این جمهوری اسلامی این باشد که مردم ــ چه در روستاها و چه در شهرها ــ چهره واقعی ایدئولوژی مذهبی را شناختهاند. صبر به پایان رسیده است. شاید هنوز درصدی اندک به رژیم وفادار باشند. اما اکثریت بزرگ علیه آناند ــ و در برابرش واکسینه شدهاند.
به نقل از ولت WELT : ۳ فوریه ۲۰۲۶
|
|