رقص را سرودی کردیم... !
Tue 3 02 2026
مسعود نقره کار
رقصِ عزا، سرودی در نمایش سوزناک ترینِ تراژدی ها شده است: رقص شعله های آتشِ حس و عاطفه انسانی، رقص شراره های داغ و رنج و امید، با دشنه ای در سینه، جگری سوخته، حنجره ای خونین و سرشار از خشم آواز و ضجه های جانخراش.
... مرد با چهره ای بی فروغ و ماتم زده اما مصمم به همسرش، که صورت بر گُلهای پَرپَرِ و خاک سردِ روی گور خوابانده نزدیک میشود، دستی بر گیسوان آشفته و آغشته به خاکش می کشد، گلبرگ های چسبیده به موهایش را بر می دارد و کنارِ قاب عکس می گذارد. از روی گور بلندش می کند، از پشت پردۀ بلورین اشک بهم نگاه می کنند، همدیگر را به آغوش می کشند، سر روی شانه های هم می گذارند و آرام آرام شروع به رقصیدن می کنند، موزون و هماهنگ با آوای دَف و آواز. عزادارانی که دورِ گور حلقه زده اند هم شروع به رقصیدن می کنند، گُل و دستمال و روسری های رنگین در هوا میگردانند: " این گُل پَرپَر ماست، هدیه به میهن ماست" و رقصان و پایکوبان بر سرو سینه میکوبند. زن از مرد جدا می شود، روبروی قاب عکس می نشیند، با پسرش حرف می زند، و با اشک هایش چیزی روی قاب می نویسد. پسرش را می بوسد، به طرف مرد که گریان و خشمگین می رقصد، بر می گردد. باز با هم میرقصند، چهره ها و حرکت ها حرف ها دارند. خطاب به قاتلان پسرشان. خطاب به جنایت، به فکر و فرهنگ مرگ پرست و مرگ آفرین:
می رقصیم، اما رقصی که:
رقص ِنفرت و نفرین به جهالت و جنون و جنایت ِ حکومت اسلامی است، که کُشت و می کشد نوجوانان و جوانانی را که شور و رقصِ شادیِ زندگی اند.

رقص بیزاری از اسلام سیاسی – شیعی و مراسم عذابآورعزاداری تان، رقصی نشانه تحقیر ارتجاع و عقب ماندگی، و اینکه، هی ! حتی سوگواری ما از سوگواری شما جداست.
رقص هیچ انگاریِ ممنوعه ها و حرام ها.
رقص رویارویی و به مبارزه طلبیدن قاتلان زندگی، رقص - سرودِ ایستادگی و مقاومت، تداوم خواست جان شیفته ای که جانش را گرفتید، رقص - سرودِ پایداری و شجاعت.
رقصِ خشم واندوهی بَدَل شده به حرکت و تداوم راهِ جان و جهان آزاده گان.
رقص بذر افشانیِ آزادی و امید.
نمی بینید!؟
سوگ سرودی فراگیر و سرزمینی شده را.
گورستان های بدون مرز و به وسعت شهرها و آبادی ها صحنه رقص جوانه ها و شکوفه ها و گل ها و گلبرگ ها شده اند.
ببینید!
ما رقص را سرودی کردیم...
|
|