حق خفته شده ، ملت بیدار
Sun 1 02 2026
فرامرز پارسا
چه قصهپردازیها، چه موش و گربه بازی ها:
پشت پردههای سیاست، سیاستمدارانی ایستادهاند که دست همه گانگسترها را از پشت بستهاند.
«دیگر نوبت ماست» شده شعارشان؛
و آنچه سالها به نام سیاست پنهان بود، امروز به شکل مافیای مدرن، همکاسهی جنایت شده است.
حق را از حلقوم حقیقت بیرون کشیدند
و خفقان موروثیِ نسلبهنسل را در گلوی مردم چپاندند.
بیش از سیهزار کشته در خیابانها،
شاید دو برابر آن مجروح،
و هیچکس نمیداند چند هزار اعدام.
وعدهها توخالی از آب درآمد،
کمکهای «در راه» راه را گم کردند.
آنقدر با امروز و فردا مردم را به انتظار «باغ سبز» نشاندند
تا سران حکومت، بخش بزرگی از ثروت مردم ایران را
دو دستی تقدیم همانها کنند،
و حکومت جبار با خیالی آسوده به سرکوب ادامه دهد.
فریاد هزاران انسان
که تنها خواستهشان این بود:
«ما زندگی میخواهیم، ما کار میخواهیم»
به ناحق خاموش شد.
چه تلخ است
وقتی فریاد نان شب
به شمع خاموش عزا تبدیل میشود؛
شمعی که حتی روشن بودنش
پشت حکومت را به لرزه میاندازد.
تا زمانی که منافع برای کشورهای زالوصفت تأمین شود،
مرگ یک ملت نه فاجعه،
که سود است.
فریادها، مشتهای گرهخورده،
زیر خروارها منفعت مشترک
میان حکومت آخوندی
و دولتهای سودجو
له میشوند.
اما اینبار، این تصور خواب و خیال است.
ملت بیدار است؛
هوشیارتر از دیروز.
ایستادگی در برابر این حکومت جنایتکار
و همپیمانان زالوصفتش
به ستونی عظیم
و مقاومتی پایدار بدل شده است.
آنها که نزدیک به نیم قرن
آرامش را از ایران ربودند،
از این پس
خواب را بر خود حرام خواهند دید.
ترسشان روشن است:
اگر حکومت به دست مردم بیفتد،
چپاول دیگر آسان نخواهد بود.
حکومتی مردمی
بر پایهای استوار میایستد
و بیلرزش در برابر زیادهخواهیها مقاومت میکند.
ملتی که زیر شکنجه و زور،
چون فولاد آبدیده شده است،
دیگر زیربار هیچ ستمی نخواهد رفت.
حالا بتازید،
که تاختوتازتان به پایان رسیده است.
ملت بیدار ایران
چون سدی استوار
در برابر تندروی و جنایت شما
ایستاده است.
پاینده ایران
جاوید ملت ایران.
————-
۲۰۲۶/۱/۳۰
|
|