قفس بر قفس
Sat 24 01 2026
شهریار حاتمی
ما، در قفس هستيم و
قفس، بر قفس ماست
حبسيم،
اگرچند،
پريدن هوس ماست.
سَروی كه به خاک است،
بُلنداش ببينيد،
آن تير و تبر در بدنش،
چون جَرَسِ ماست.
در باغ،
درختى چه بمانَد؟
به تماشا ننِشينيم
اين سان، كه تبردار
به جِدّ در هَرَسِ ماست.
ویران شده این باغ و
نهالی نه بجا ماند
این رویشِ بیوقفه،
همان، خار و خس ماست.
هم خوانی آن بلبل و قمری
چو نهادیم،
امروز یکی جغد، ببین،
همنفس ماست.
خوابيم و
به رؤياست كه بيدار نماييم،
بيدار شو از خواب،
كه ديوى ز پسِ ماست.
هر تیر که خوردیم،
پرِ خویش در آن بود
زخمی اگر از خویش،
چه کس، دادرسِ ماست.
درخانه چو يارَ است،
به بيرون زچه جوئيم
در كوزهى ما،
آب، چو در دسترس ماست.
شهریار حاتمی
استکهلم ۴ بهمن ۱۴۰۴