نثار تاج
نگاهی کوتاه به کتاب «شاهدی برای عزت» از شاعر مجید نفیسی
Thu 14 11 2024

دفتر شعر آرتور رمبوی ِجوان ِآن روزهای ایران را میگُشایم، سی شعر مستند که همچون دوربینی در سکوت، طوفان روح و جسم شاعر را واگو میکند. سی شعر به طول عمر من، زمان میگذرد، شعری که از دور میشناختم، میخواندم و تحسین میکردم حالا مقابل چشمانم است. ورق میزنم، پیش میروم و به قول شاملو«در اشک ناتوانی خود ساغری میزنم...»(۱)
چه باید نوشت، چه باید گفت؟!
شاعر به روراستی هر گوشه و کنارهی مقاومت وغم را برای خواننده به ظرافت شرح میدهد.
دفتر شعری کوتاه، از کهنترین و طولانیترین سوگ شاعر با شعر گنجِ نشاندار(۲) آغاز میشود با رنجنامهی کوتاه و تاریک، در دستهای کارگر و پینهبستهی پدر قلمزنی(۳)، شاهد بر شور، انقلاب و سقوط، به پایان میرسد.
گویی زمان از لابهلای انگشتهای شاهدی برای عزت، فرو میریزد و هر تکهش خشمی، مُبدل به شعری، اشکی و فریادی.
این کتاب، به تمامی شهادتی ست، از امید و مقاومتِ آنانی که روزی «سهم خودشان را میخواستند از زندگی، نهادن سر به بالین و خوابهای آشفته ندیدن تا حق اجارهی مالک تا پول چای پاسبان(۴)» سهم خودشان را میخواستند از زندگی قرضی که همیشه چیزی کم داشت، سهمی از آزادی و عشق.
در شعر چارپارهی یک سوگ، به نطر میرسد، چهار دهه، چهل سال از استقرار دیکتاتوری جمهوری اسلامی واگویی و پیشبینی شاعرانه میشود و داستانی که با احساس ریشهدار شدن انسان آغاز شده بود با قاچ قاچ روح راوی به پایان میرسد یا آغاز میشود در غربتی دیگر.
هر شعر این دفتر شعر، شخصیت خودش را دارد و در عین حال هیچکدام خالی و جدا از دیگری نیست، گویی حلقههای زنجیری ست که لحظههای عشق، غم و مقاومت را به هم گره میزند، چونان زخمی که از هزاران زاویه سروده میشود، زخم بود و نبود عزت! در خاطره و سلول به سلول شاعر.
■
تن ظریف و زیبایش در کُت زمختِ سربازی(۵)، روح سرشار از خواهش و عشقی که به زندگی داشت در وصیتنامهش.
شاعر، مُدام عزت را میآفریند، هر شعر این دفتر شعر، لایه به لایهی کتاب کوتاه زندگی او را ورق میزند.
فلسفهی زیست سیاسی زنی جوان، کمونیست و استوار که درفاصلهی شهریورماه سال شصت تا غروب مِهالود دیماه تپههای اوین، فریاد رهایی را اینگونه سر میدهد: « زندگی زیبا و دوستداشتنی ست» و از همین روست، که جلاد، سخت بیرحم است.
و از همین روست، که این دفتر شعر پس از سالها، گواهیست بر مقاومت انسان سالِ شصتِ تپههای اوین و سرانجام شاهدی «هست» که پنجاه و و دوبار مقاومت را بیانکه خواسته باشد، میشنود و برای همیشه «به نام زندگی» به خاطر میسپارد تا سینه به سینه، نسل به نسل، به یادگار بماند.
با هر شعر پیش میروم و با هر فاصله، مکث میکنم، پژواک قلمزنی پدرعزت، گویی موسیقی غمناک پسزمینهی تمامی شعرهاست... یکشنبه خودم را در سه راه آذری میبینم و میخواهم بگویم، تصریح کنم که قربانگاه همان قربانگاه ست و کارگران صبح، همان گارگر، تنها از نسل تازهای ست، تنها تفاوت در نام و سِن بردهگان است. دوشنبه از چهارراه لشگر تا سهشنبهی میدان راهاهن، میگذرم و دالان انتظار، تاریکی و سرانجام من نیز به مرزها میرسم.
کتاب شعر را میبندم، تمام روز نام عزت را زمزمه میکردم، با یکایک شعرها همذاتپنداری میکنم و میهراسم تا به افسوس، جای خالی و شور دادخواهی او فکر کنم، میهراسم ازاندیشیدن به آنکه چندین هزار نفر بازماندهاند از عشق و انتطاری که شاعر شرح میدهد؟ در سال هزار و سیصد و شصت، چیزی درونشان شکست و اما همچنان میخواهد بکوبد، بروبد و بیخیال به سوت مرد پشت پنجره، دوست بدارد شور دادخواهی را، دوست بدارد میعاد روزی که میرسد از راه تا شاعر دیگر نخواهد راز واپسین لحظهای عزت را بداند، تنها بسراید و بماند «برای آنکه زیباست زندگی» برای آنکه آرمانی دارد و هنوز با این همه، مبارزه و مقاومت ادامه دارد.
بله این کتاب، فریاد حقیقت انسان سال شصت است.
فریاد سختی خاوران و خواری جلاد.
■
برای خرید این کتاب میتوانید به سایت نشر آفتاب یا فروشگاه آنلاین شرکت لولو مراجعه و نسخه کاغذی کتاب را به قیمت هشت (8) دلار آمریکا خریداری کنید.
دوستانی که مایل به خرید نسخه الکترونیکی کتاب هستند، میتوانند مبلغ 5 دلار آمریکا به حساب پی پال نشر آفتاب با آدرس
aftab.publication@gmail.com واریز کنند، فیش پرداختی را برای ما بفرستند تا نسخه الکترونیکی کتاب برایشان ارسال شود.
عزیزانی که ساکن ایران هستند و مایل به خواندن نسخه الکترونیکی این رمان هستند، کافی است به نشر آفتاب ایمیل بفرستند تا برای پرداخت 20 هزار تومان هزینه کتاب، در ایران راهنمایی شوند.
آدرس فروشگاه آنلاین شرکت لولو
آدرس سایت نشر آفتاب
www.aftab.pub
آدرس پست الکترونیکی نشر آفتاب
info@aftab.pub
aftab.publication@gmail.com
__________________________
۱- با چشمها- مرثیههای خاک- احمد شاملو
۲- نخستین شعر کتاب
۳- شعر آخر کتاب
۴- سطرهایی از شعر چارپارهی یک سوگ-از کتاب
۵- از شعر در آن کُت سربازی.
|
|