logo





ف.نادری پور

آیا آمار «۱۷هزار شهید ترورِ» ادعایی رژیم ج.ا واقعیت دارد؟!
یا جعلی‌ست برای توجیه اعدام‌های دهه۶۰؟

يکشنبه ۲۷ تير ۱۴۰۰ - ۱۸ ژوييه ۲۰۲۱

از هنگام انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری با اعضای موسوم به هیئت مرگ(حسینعلی نیّری، مرتضی اشراقی، مصطفی پورمحمد و ابراهیم رئیسی) در مرداد ۶۷ ، که در سال۹۶ توسط فرزند ایشان منتشر شد و از هنگامی که بحث اعدامهای دهه ۶۰ خصوصا قتل عام ۶۷ بدلیل انتشار این فایل صوتی بسیار بیش از پیش مورد توجه رسانه های فارسی زبان و بین المللی قرار گرفت، ما با آمار و ارقامی جدید در سایتها و رسانه های حکومت جمهوری اسلامی مواجه میشویم که پیش از این اصولا چنین آمار و ارقامی در جایی ثبت نشده بود! بعد از مورد توجه قرار گرفتن موضوع کشتار خونین دهه ۶۰ ، ما با خیل عظیمی از مستندهای حکومتی (در طی فقط این چند سال، بیش از دهها مستند، فیلمهای سینمایی سفارشی (ماجرای نیمروز، رد خون، امکان مینا، سیانور و چندین سریال تلویزیونی در اینباره) ، آمار سازی که مرتب در سایتهای حکومتی و صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلام میگردد، مبنی بر کشتار “مردم کوچه و بازار” توسط “ضد انقلاب” و خصوصا “گروهک منافقین”(سازمان مجاهدین خلق) که این آمار را ابتدا ۱۲هزار تن و اخیرا به ۱۷هزار نفر نیز رسانده اند! در حالیکه وقتی به تاریخ انتشار این اخبار مراجعه کنید متوجه میشوید تاریخ هیچکدام به مثلا ده سال پیش هم برنمیگردد و تاریخ این آمار و ارقام مربوط به بعد از انتشار فایل صوتی آقای منتظری در سال ۹۶ میباشد!

در اینجا میخواهیم بطور اجمالی به بررسی صحت و سقم این آمار منصوب به “ترورهای منافقین” بپردازیم!

اهمیت این موضوع در چیست؟

وقتی حکومت تمام تلاش رسانه ای و پروپاگندای خود را بکار می گیرد تا با بکارگیری باصطلاح هنرمندنماها و برخی نویسندگان و ژورنالیستهای وابسته به سیستم و از طرفی تعداد اندکی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق که متاسفانه بدلایلی چون منافع مالی یا اجازه رفت و آمد به ایران و… در ساخت این مستندها و روایات گاه دروغین از وقایع، با حکومت نهایت همکاری را میکنند، تاکنون متاسفانه در جااندازی این آمار و ارقام دروغین به اغلب مردمی که از واقعیات آن سالها بدورند، موفق بوده! برای همین بررسی این روایات و آمار و ارقام کذب و تطابق آنها با اسناد و واقعیات، یک ضرورت تاریخی میباشد. در اینجا ذکر این نکته نیز ضروری است که از میان اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق، اغلب این جدا شده ها به زندگی شرافتمندانه بدور از وابستگی به نهاد و سازمان و … را در پیش گرفته اند و متاسفانه فقط تعدادی از جدا شده ها، بدلایل ذکر شده در ساخت این مستندها با رژیم همکاری میکنند.

اهمیت موضوع سوای افشای دروغهای رژیم و ثبت واقعیات در تاریخ، موجیست که عوامل حکومت برای توجیه جنایات خود بر آن سوارند، چرا که اینروزها هر جا سخن از خاوران و اعدامهای دهه ۶۰ و خصوصا قتل عام زندانیان حکم دار میشود، ما با خیل عظیمی از اخبار نادرست حکومتی و ادعاهای هواداران حکومت مواجه ایم که مرتب طوطی وار تکرار میکنند: “منافقین بیش از ۱۷هزار نفر از “مردم کوچه و بازار” را ترور کرده اند ، پس عدالت درباره آنها در دهه ۶۰ اجرا شده و آنها به سزای عمل خود رسیده اند!”

استفاده از این عنوان که ضدانقلاب فقط مردم کوچه و بازار را ترور میکرد! و همچنین آمار جعلی ۱۷هزار ترور توسط “منافقین”، برای توجیه کشتار حکومتی در دهه۶۰ میباشد که اتفاقا دهها تن از اعدام شده ها، کودکان ۱۰ تا ۱۵ ساله و زنان باردار و… را نیز شامل میشد.

در اینجا از این حضرات بایست پرسید: آیا اغلب اعدامیان (که تعداد زیادی از آنها از نوجوانان بودند) جزو مردم عادی نبودند؟! آیا صدها تن از مردم که در جریان انقلاب فرهنگی و حملات چماقداری عناصر حزب الله به میتینگها و کتابفروشی ها و روزنامه فروشها و…و همچنین صدها زن و کودک و پیر و جوان ترور شده در کردستان و ترکمن صحرا و… توسط سپاه پاسداران، مردم عادی به حساب نمی آمدند؟!

و از طرفی ذکر آمار جعلی هم برای توجیه اینکه ” اگر ما چندین هزار نفر را اعدام کردیم پس ضدانقلاب هم ۱۷هزار نفر ترور کرده ، پس این به آن دَر!”

حاکمیت همیشه واژه ی “منافقین” را درباره اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق بکار میبرده. یعنی حاکمیت مدعی است که مجاهدین خلق ۱۷هزار نفر را ترور کرده اند. تا بدینوسیله کل اعدامهای دهه شصت را توجیه کنند!

این درحالیست که اولا:

زندانیان قتل عام شده در دهه ۶۰ که مجموعا تعدادشان به نزدیک به بیست هزار نفر میرسد، همه که از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق نبوده اند! این همان چیزیست که حاکمیت حاضر نیست اشاره ای به آن بکند! چراکه هزاران نفر از این اعدامیان ، از هواداران طیف چپ مانند سازمانهای : فدایی خلق، حزب توده، پیکار ، راه کارگر ، فداییان اکثریت،سازمانهای خط سه و… بوده اند:

https://www.iran-archive.com/edamiha

بنابراین چون اغلب سازمانهای اپوزیسیون هرگز علیه جمهوری اسلامی دست به سلاح نبرده بودند، حاکمیت هرگز نامی از آنها نمیبرد چراکه همواره هواداران مجاهدین را بعنوان “محارب” اعدام کرده اند در حالیکه هیچ بهانه ای برای اعدام هواداران دیگر سازمانها که محارب نبوده اند ندارند بلکه اینها مجموعا تحت عنوان “ضد انقلاب” اعدام شده اند. یعنی صرفا بدلیل داشتن اندیشه ای متفاوت از اندیشه جناح حاکم.

دوما:

سازمان مجاهدین خلق در تیرماه سال ۶۰ وارد فاز مسلحانه شد و پیشتر هرگز علیه جمهوری اسلامی دست به سلاح نبرده بود با وجود اینکه این سازمان از ابتدای انقلاب تا مقطع سی خرداد ۶۰ بیش از ۷۰ تن از هواداران خود را توسط عوامل حکومت در حالی از دست داد که هنوز در فاز سیاسی و فعالیت مسالمت آمیز بسر میبرد. ۱

شروع حملات عوامل حزب جمهوری موسوم به حزب اللهی های چماقدار به هواداران گروههای سیاسی چپ و مجاهدین از همان ابتدای انقلاب و سال ۵۸ آغاز شد. این هواداران بدلیل توزیع روزنامه و پوستر تبلیغاتی سازمان در خیابان کشته میشدند و علیرغم شکایات خانواده ها و سازمان به مقامات قضایی ، حتی یک نفر هم در ارتباط با این حملات و قتل ها دستگیر نشد. ۲

جا دارد در اینجا این نکته نیز ذکر شود که رژیم جمهوری اسلامی، اخیرا در مستندهایش، تظاهرات مسالمت آمیز حدود نیم میلیون نفر از هواداران مجاهدین (که مردم عادی غیرهوادار را نیز شامل میشد) در سی خرداد ۶۰ را ، “تظاهرات مسلحانه” ذکر میکند! این درحالیست که در سایتهای حکومتی نیز پیشتر، این تظاهرات مسلحانه ذکر نشده و علاوه بر این، وجود فیلم این تظاهرات و روایات حتی عوامل حکومت نیز نشان میدهد این تظاهرات که در اعتراض به کودتای حزب جمهوری علیه بنی صدر بود، مسالمت آمیز بوده. از طرفی نامه سازمان مجاهدین در فردای تظاهرات در بیانیه ای مبنی بر درخواست پخش این تظاهرات از تلویزیون (که البته مورد پذیرش رییس صداوسیما واقع نشد و پخش نگردید) نشاندهنده مسالمت آمیز بودن این تظاهرات است.


بیانیه مجاهدین در فردای ۳۰خرداد۶۰

از طرفی تمام کشته شده ها در این روز که تقریبا ۲۵ نفر بوده اند و تمام مجروحین که دهها نفر بوده اند همه از هواداران مجاهدین بودند ، از طرفی ، تصور کنید اگردر یک جمعیت پانصد هزار نفره ، حتی تنها هزار نفر از آنها هم مسلح بوده باشد، این جمع براحتی میتوانند حداقل چند پایگاه دولتی را به تصرف خود درآورند، نه اینکه صرفا با چند تک تیرانداز در میدان فردوسی ، تظاهرات بکلی پراکنده و خاتمه یابد! پس صحت ادعای اخیر حکومت مبنی بر مسلحانه بودن این تظاهرات هم بکلی منتفی است .

از ۳۱ خرداد ۶۰ حکومت به قتل عام و اعدامهای افسارگسیخته هواداران مجاهدین و حتی دیگر سازمانهای سیاسی روی آورد که اسامی آنها در روزنامه ها منتشر میشد و گاه به روزی بیش از صد نفر نیز میرسید.

بعد از آغاز اعدامها، مجاهدین با جمهوری اسلامی وارد مقابله به مثل و فاز مسلحانه شدند و اولین اقدام آنان نیز انفجار جلسه ی حزب جمهوری در هفتم تیر۶۰ بود که منجر به قتل آیت الله بهشتی(رییس حزب جمهوری که خود در ایجاد جریان چماقداری و هدایت آن نقش بسیار پررنگی داشت) و بیش از هشتاد تن از اعضای حزب جمهوری شد.

حال به بررسی میزان صحت ادعای “هفده هزار شهید ترور توسط منافقین” بر اساس اسناد و واقعیات میپردازیم:

حکومت ادعا میکند که “منافقین” در فاز مسلحانه بیش از ده هزار نفر از “مردم عادی” را ترور کرده اند. فارغ از اینکه در بمب گذاری ها و تیراندازی های متقابل حکومت و اعضای عملیاتی مجاهدین قطعا افراد عادی نیز قربانی این جنگ داخلی شده اند (فارغ از اینکه اصولا فاز مسلحانه عواقبی جز تشدید کشتار و جنگ داخلی و… نداشت و بهانه بیشتری برای کشتار دست حکومت داد که موضوع بحث در اینجا نیست) اما طبق آمار ، اغلب قربانیان از حزب اللهی ها و بسیجی های فعال و پاسداران بوده اند. اما آمار و ارقام چه میگوید؟! آیا ادعای عوامل رژیم مبنی بر ترور بیش از ده هزار ترور خیابانی توسط مجاهدین واقعیت دارد؟!

برای شروع این بررسی، به کتابی از انتشارات “موسسه ی مطالعات و پژوهشهای سیاسی” که در بهار ۱۳۸۵ توسط خود حکومت منتشر شده، بنام کتاب ” سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام” جلد سوم ، صفحه سوم ، فصل اول با سرفصل ” بیلان سالهای ترور در استان تهران” مراجعه میکنیم:



“از مجموع ۴۱۸ ترور انجام شده در “استان تهران” طی سالهای ۵۷ تا ۷۵ ، ۳۶۶ مورد آن مربوط به سالهای۶۰ و ۶۱ بوده است که حدود ۹۴ درصد آن در شهر تهران اتفاق افتاده است. بعد از شهر تهران، بیشترین آمار ترور در کرج بوده که حدود ۳ درصد مجموع را به خود اختصاص داده است. کمتر از ۲ونیم درصد ترورها نیز در لواسانات و شمیرانات رخ داده است.”

و در پخش پانویس همین صفحه، سند مهم دیگری میخوانیم:

” اوج ترورهای سازمان –مجاهدین خلق- در دو سال ۶۰ و ۶۱ بوده است. در سال ۶۲ ، سه مورد ، سال ۶۳ ، بیست و دو مورد ، و در سالهای ۶۴ و ۶۵ هر کدام ، ده مورد ترور در استان تهران رخ داده است که جمع این سه سال ، ۴۵ مورد میشود. طی سالهای بعد از ۶۵ ، بدلیل متلاشی شدن بخش اعظم شبکه ی ترور سازمان، آمار ترورها کاهش جدی میابد و در هر سال به کمتر از عدد انگشتان یک دست نمی رسد.”

در ادامه، این کتاب درباره تعداد ترورها توسط سازمان در شهرستانها نوشته :

“علاوه بر استان تهران، تعداد کثیری در شهرهای مختلف مورد حمله ی تروریستی سازمان قرار گرفته و به شهادت رسیده اند اما بدلیل مشکل دسترسی به اسناد و مدارک مشخصات آنها ، ارائه ی آمار دقیق سایر شهرها برای پژوهشگران این کتاب امکان پذیر نگشت.” ۳

و البته این کتاب اسامی تنها ۲۰۵ تن از ترور شدگان را ارائه میکند نه تمامی ۳۶۶ نفر را.

این کتاب بر اساس مجموعه اسناد و توسط پژوهشکده حکومت منتشر شده بنابراین نمیتواند تعداد آمار بیش از این باشد.

از طرفی دیگر در سایت متعلق به وزارت اطلاعات بنام “هابیلیان” اخیرا لیستی از “هفده هزار شهید ترور” منتشر شده که میتوانید در این سایت ببینید.

https://www.habilian.ir/

و چند نکته بسیار جالب توجه درباره این لیست :



هابیلیان

۱: در این لیست موسوم به ” ۱۷هزار تن از شهدای ترور”، نام افرادیکه در حادثه آتش سوزی سینما رکس آبادان در ۲۸مرداد۵۷ به قتل رسیده اند نیز آمده! لازم به توضیح و تفصیل نیست که طی اسناد و مدارک، این آتش سوزی نه توسط “ضد انقلاب و منافقین” ، نه توسط ساواک، بلکه توسط عده ای از نزدیکان آیت الله خمینی صورت گرفته و سینما رکس نیز تنها سینمایی نبود که توسط عوامل خمینی به آتش کشیده شد. و در این لیست تعداد ۶۰۰ تن از قربانیان این آتش سوزی که توسط عوامل همین حکومت رخ داده بود نیز بعنوان “شهدای ترور توسط ضد انقلاب” آورده شده! ۴

۲: در این لیست، نام افرادیکه در جریان بمب گذاری در حرم امام رضا در ۳۰خرداد۷۳ و در روز عاشورا به قتل رسیده اند نیز آمده! جالب اینکه این بمب گذاری نیز طبق اعترافات سعید امامی رییس اسبق وزارت اطلاعات، توسط شخص سعید امامی و عوامل وزارت اطلاعات حکومت صورت گرفته. طی این بمب گذاری نزدیک به ۳۰ تن کشته و صدها تن مجروح شده بودند. حکومت بلافاصله اعلام کرد این بمب توسط مجاهدین در صحن حرم کار گذاشته شده و دو نفر را نیز به این اتهام به تلویزیون آورده (طبق همان سناریوهای اعترافات اجباری) اعدام کردند. درحالیکه اکنون با اعترافات سعید امامی و اسناد در این رابطه کاملا مشخص شده که بمب توسط حاکمیت کار گذاشته شده بود. ۵

۳: در این لیست نام افرادیکه در سال ۵۷ طی درگیری با ارتش شاه در خیابانها کشته شده اند نیز بعنوان ترور شدگان توسط گروهکهای ضد انقلاب و منافقین عنوان شده در حالیکه در آن روزها سران این سازمانها یا در زندان بودند یا تشکلی هنوز نداشتند یا خود در خیابانها در جرگه ی انقلابیون با نظامیان شاه مبارزه میکردند.

۴: در بخشی از این لیست اسامی افرادی ثبت شده که در سالهای ۵۸ و ۵۹ ترور شده اند! و تعداد ترور شده ها در این سالها بخش زیادی از این لیست را در بر میگیرد! اولا که طبق توضیحاتی که در سطور بالا داده شد، مجاهدین خلق از هفتم تیر۶۰ وارد فاز مسلحانه شده بودند و در سالهای ۵۸ و ۵۹ نه مجاهدین و نه سازمانهای طیف چپ حتی تیر هوایی هم علیه حکومت در نکرده بودند و هرگز اقدامی مسلحانه علیه عوامل حکومت انجام نداده بودند.(باستثنا بخشی از فدایی ها که در سال ۵۸ در غرب کشور با پاسدارها درگیری هایی داشته اند و باستثنا گروه فرقان که چند ترور در سال ۵۸ انجام داده بودند) بنابراین در سالهای ۵۸ و ۵۹ هیچ تروری توسط “منافقین” و “ضد انقلاب” صورت نگرفته بود. باستثنا درگیری های غرب کشور در سال۵۸ که منجر به کشته شدن پاسدارها و بسیجیان مسلح شده بود و از این طرف تعداد زیادی از مردم آن منطقه نیز در این درگیری ها اغلب توسط همین پاسدارها به قتل رسیده بودند و حاکمیت نامی از آنها که بسیاریشان غیر نظامی هم بودند (برای نمونه حادثه ی روستای قارنا و…) نمی آورد!

۵: جالب اینجاست که سرفصل این سایت صرفا عبارت “هفده هزار شهید ترور” را میبینیم نه عبارت “شهدای ترور توسط منافقین و ضد انقلاب”! اما حکومت کل این لیست هفده هزار نفر را در گفتمان و در سایتها و توسط پروپاگندا و هوادارانش ، صرفا به “منافقین و ضدانقلاب” ربط میدهند در حالیکه در همین سایت هم بطور کلی کل ترورها از سینما رکس و … حوادثی که گروههای سیاسی مخالف نظام هیچ نقشی در آن نداشتند مطرح شده نه صرفا ترورهای خیابانی در دهه ۶۰ یا در عملیاتهای مجاهدین! پس این هم حقه بازی حکومت و عوامل آن است که مرتب و طوطی وار میگویند:”منافقین و ضدانقلاب هفده هزار نفر از “مردم” را ترور کرده اند!!!

ادعاهای دروغین مسعود رجوی و موج سواری رژیم بر این جعلیات:

متأسفانه شخص مسعود رجوی در چند مورد ادعای دروغین درباره آمار و ارقام ترورها ، خود باعث موج سواری جمهوری اسلامی بر این جعلیات شده.

مسعود رجوی در نامه ای که در در پنجم دی ماه ۱۳۶۴ برابر با بیست و ششم دسامبر۱۹۸۵ به میخاییل گورباچف نوشته (با هدف درخواست وام از وی)، مدعی شده که مجاهدین در ایران بیش از ۱۰ هزار نفر از عوامل رژیم را بقتل رسانده اند! (این را مقایسه کنید با آمار مستند خود رژیم در کتاب “مجاهدین از پیدایی تا فرجام”) و از طرفی مدعی شده بود که خمینی تا کنون( سال۶۴) بیش از ۵۰ هزار نفر را اعدام کرده! که این تعداد اعدام نیز چندین برابر شده و صحت ندارد! در بخشی از این نامه میخوانیم:

” با بیش از ۵۰ هزار اعدام شده و بیش از یکصد و چهل هزار زندانی سیاسی (فهرست اسامی و مشخصات بخشی از شهدا ضمیمه است) جنگی که رژیم خمینی ـ که ماموریت تاریخی آن به آتش کشیدن انقلاب شکوه‌مند دموکراتیک ـ ضد امپریالیستی ۱۹۷۹ ایران بوده است ـ هم اکنون دو سوم تمامی قوای سرکوبگر خود را صرف آن می‌سازد. حال اینکه تنها یک سوم قوای این رژیم صرف جنگ خارجی با عراق می‌گردد.

متقابلاً رژیم خمینی با از دست دادن بیش از ۱۰ هزار تن از مهم‌ترین مهره‌ها و کادر‌ها و ایادی سرکوبگر خود در رویاروئی با قوای مقاومت، ثبات و آینده خود را از دست داده و همچنین به اثبات رسیده است که به هیچ وجه قادر به از بین بردن سازمان مردمی، سراسری و مسلح ما و مقاومت رو به اعتلای آن و آلترناتیو دموکراتیک ـ ضد امپریالیستی که ما معرفی نموده‌ایم و شورای ملی مقاومت ایران نامیده می‌شود، نیست.” ۶

مسعود رجوی همچنین در دیدار با مشاورین صدام و مقامات حزب بعث عراق مدعی شده بود که : ” مجاهدین خلق در سالهای۶۰ و ۶۱ بیش از ۱۲هزار نفر از عوامل رژیم جمهوری اسلامی را بقتل رسانده اند!”

هدف رجوی از این ادعاهای دروغین ، دریافت سلاح و مهمات و تجهیزات جنگی از صدام بود، بمنظور تشکیل “ارتش آزادیبخش مجاهدین” که موفق هم شد! چراکه بایست به صدام ثابت میشد که مجاهدین قابلیت مقابله با هزاران تن را دارند بنابراین صدام میتواند سلاح و مهمات در اختیار این افراد نظامی زبده قرار دهد!!!

در سایتهای وابسته به سازمان مجاهدین، مسعود رجوی مدعی شده بود که مجاهدین در عملیات “فروغ جاویدان” که از سوی حاکمیت به “مرصاد” معروف است، بیش از ۵۵هزار نفر از پاسدارها و عوامل رژیم را به قتل رسانده اند! ۷

گویا جناب رجوی برخلاف اینکه در دبیرستان در رشته ریاضیات تحصیل کرده اند، با آمار و ارقام و اعداد کاملا بیگانه اند! چون در صورت اغراق هم بهتر بود طوری اغراق میکردند که قابل باور باشد نه در این حد مضحک!

عوامل رژیم همین آمار و ارقام ادعایی رجوی را دستاویزی کرده اند تا آمار جعلی بسازند!

درحالیکه جمهوری اسلامی تعداد کل کشته شدگان توسط مجاهدین (ارتش آرادیبخش) طی عملیاتهای مجاهدین(آفتاب،چلچراغ، فروغ جاویدان) در سال۶۷ را مجموعا در سایت هابیلیان در جایی ۷۴۰ نفر و در همان سایت در جای دیگر ۱۵۰۳ نفر ذکر میکند. ۸

در اینجا بد نیست به تعداد کشته ها و تلفات جناح رژیم، توسط مجاهدین در عملیاتهای ارتش آزادیبخش در سال ۶۷ ، بر اساس آمار ارائه شده توسط بنیاد شهید و سایتهای جمهوری اسلامی بپردازیم:

عملیات آفتاب (۸ فروردین۱۳۶۷ ):

۹۵ تن کشته

عملیات چلچراغ (۲۸خرداد ۱۳۶۷)

۲۳۱ تن کشته

عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) در مرداد ۱۳۶۷:

۴۱۲ تن کشته {۳۰۴ تن ایرانی و ۱۰۸ تن عراقی(از سپاه بدر)} ، البته در جای دیگر در همین سایت هابیلیان تعداد تلفات این عملیات را ۱۰۹۵ تن ذکر کرده اند! (میزان اختلاف زیاد است! آنهم در یک سایت!) ۹

حدود ۱۳۰۴ تن از مجاهدین نیز در این عملیات کشته شدند که حکومت این آمار را بیش از ۲۰۰۰ تن اعلام کرده!

حال اگر مجموع ترورهای صورت گرفته توسط مجاهدین را چه طی ترورهای خیابانی در تهران و شهرستانها و چه عملیاتهای ارتش آزادیبخش و … جمع ببندیم مجموعا حداکثر به رقمی نزدیک به ۲۰۰۰ نفر میرسد و نه حتی خود این رقم. حال اگر حتی بنا بر ادبیات حکومت مبنی بر “هفده هزار ترور توسط منافقین و ضد انقلاب”، اگر مجموع کل ترورها توسط سازمانهای مجاهدین خلق، چریکهای فدایی خلق(طی درگیریهایی که در سال ۵۸ در کردستان و ترکمن صحرا با سپاه پاسداران داشتند)، احزاب کُرد و حتی ترورهای گروه فرقان را با هم جمع ببندیم ، رقم ترورها به ۲۵۰۰ نفر نیز نمیرسند!

بنابراین ادعای حکومت و هوادارانش مبنی بر رقم ” ۱۷هزار شهید ترور توسط منافقین و ضدانقلاب” ، که در همین چند سال اخیر ساخته و پرداخته شده، صحت ندارد و صرفا برای این است که حکومت بتواند با این ارقام جعلی، قتل عام دهه ۶۰ و کشتار زندانیان حکم دار در سال۶۷ را تحت الشعاع قرار داده و توجیه کنند ، تا بگویند: “ما حق داشتیم بکُشیم و اعدام کنیم!”



پانویس ها:

۱) نشریه مجاهد شماره های زمستان ۵۸ تا تیر۶۰ – سایت ایران آرشیو/نشریه مجاهد

https://www.iran-archive.com/start/1498

۲) همان (نشریه مجاهد شماره های زمستان ۵۸ تا تیر۶۰ – سایت ایران آرشیو/نشریه مجاهد)

۳) کتاب ” سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام” /انتشارات موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی/ جلد سوم ، صفحه سوم ، فصل اول ” بیلان سالهای ترور در استان تهران”

۴) https://www.radiofarda.com/

۵) https://iranianuk.com/
۶) متن فارسی نامه مسعود رجوی به میخاییل گورباچف

۷) https://www.iran-pedia.org/

۸) https://www.habilian.ir/

۹) https://www.tasnimnews.com/f

نقل از: زمانه


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد