logo





سعید سلطانپور

نقد و بررسی کتاب

پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۳ ژوين ۲۰۲۱

رضا اغنمی

new/reza-aghnami1.jpg
نام کتاب: سعید سلطانپور
نام گردآورنده: هوشنگ انصاری
چاپ اول:۲۰۲۱ (۱۴۰۰ ش)
طرح روی جلد هـ - انصاری
رویه آرایی: کمال خرسندی
انتشارات الف. با : تلفن ۰۷۹۳۱۲۰۷۰۷۸

نخستین صفحه ی این کتاب ۲۳۹ برگی با تصویر شانزده نفر از قربانیان جهل وجور حکومت سلطنت فقهای متحجر و فاسد و غارتگرِ، اسم قربانیان : از سعیدی سیرجانی گرفته تا جمشید حاجی زاده و پسربچه ی پنج ساله ش «کارون حاجی زاده» و محمدجعفر پوینده و محمد مختاری دل هر خواننده را با فاجعه ی برآمدن منادیان دین و مذهب و تکیه ی فریبکارانه در سیاست و حکومت آشنا می کند. ودرپس آن سروده ی کوتاه :
سوگواره شادروان سیمین بهبهانی با عنوان : درپی اعدام شاعر معترض سعید سلطانپور آمده:
«نگاره ی گلگون/ به متن کبود است/ شکفتن آتش/ به شاخه ی دود است/ چه ضرب و چه ضربی!/ تسلسل آتش/ چه مرگ وچه مرگی/ سرود و درود است...».
فهرست مطالب دو صفحه ای حاوی بیش از سی و پنج اثر از آثار نویسنده ها درباره ی سعید سلطانپور است که بعد از مقدمه با عنوان «شب که می شه از عباس سماکار» شروع و با «سعید سلطانپور و عباس نعلبندیان از رضا علامه زاده» به پایان می رسد.
با حفظ احترام به آثار همه ی آن ها که اثارشان دراین دفتر امده، نوشته ی دو نویسنده را مورد بررسی قرار می گیرد:
۱ -- روشنفکران ازمزدک تا امروز. از عباس منصوریان
۲-- نقد وبررسی تئاتر سعید سلطانپور. از هایده ترابی

منصوریان از زاد روز سعید سلطانپور آغاز می کند:
«در سبزوار درسال ۱۳۱۹ چشم به دنیا گشود. مادرش آموزگار بود وخود نیز پس ازدوره ی دبیرستان آموزگاری را برگزید و در آموزشگاه های جنوب ستمکش شهرتهران آموزگارشد».
وسپس ازفعالیت های سعید پس ازکودتای ننگین ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ می گوید واز پیشتازشدن شعله ی سرشاراو دراعتراض های سال۱۳۴۰ درجنبش اعتراضی آموزگاران وتلاش های او که:
«علیه خودکامگی حکومت شاهنشاهی، جویبارهای کوچک زمزمه را به رود پرخروش فریاد پیوند دهد. روز دوازدهم اردیبهشت «روزآموزگار» همراه با هزاران آموزگار وفرهنگیان زحمتکش بر خاست و دانشجویان ودانش آموزان و کارگران و ستمکشان سراسر ایران به آنان پیوستند. چنبش سراسری گردید. ارتش آموزگاران را به رگبار بست. ودکتر ابوالحسن خانعلی، آموزگار آزادی خواه با تیرارتشیان شاه کشته شد و ده ها تن دیگر نیز زخمدار گردیدند».
با اشاره به فعالیت های هنری سلطانپورازشکل گیری ودستاوردهای هنرکده ی آناهیتا سخن می گوید:
با برپايي هنرکده ی آناهیتا که نخستین و آخرین امکان تئاتر مترقی ایران بود سعید به این هنرکده پیوست وازسال ۱۳۳۹ تا۱۳۴۴ همگام با آموزش به فعالیت هنری پرداخت. در باره این هنرکده خود می گوید :
«مرحله ی تازه ای درتئاتر آغاز شد. تئاتر جدی و اصیل پا به میدان نهاد وجامعه با مفاهیم تازه ای در زمینه ی تئاترآشنا گردید وتئاترعملی البته نه به مفهوم کاملا عملی آن شکل گرفت».
ازمخالفت رژیم شاه به جرم « پیشرو بودن و نقش آگاهگرانه» هنرکده وهمکاری سعید با آماده سازی نمایش های نو و اجرای نمایشنامه «سه خواهر» اثر أنتوان چخوف، سرانجام از انحلال و تعطیلی هنرکده سخن می گوید.
همچنین ازتحصیلات دانشگاهی سعید: «ازسال ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۸ دوره ی داشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران را به پایان رساند».
شروع نخستین «شعر سیاسی سعید درپانزدهم خرداد ۱۳۴۲ خودنمایی می کند. متن شعر درباره
«سرنگونی شاه و شورو خیزش آن روز را می سراید».
ازفعالیت های سیاسی دوران دانشجویی دراوج خفقان کشور، و انتشار و اجرای چند نمایشنامه ممنوع سخن رفته است.
نویسنده، براین باوراست که سعید:‌«فریاد فشرده ی انقلاب تاریخ است و برآن است تاهنر، همان عمل کردی داشته باشد که مبارزه ی انسان ها درزمینه تاریخ» ثبت شده است.
با نوشتن نمایشنامه «آموزگاران» و اجرای آن: «آدم کشان ساواک به سالن نمایش هجوم می آورد و کارگردان و نویسنده و بازیگران هم دستگیر و به شکنجه گاه برده می شوند».
همو، درسال های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ درشکنجه گاه ها به جرم داشتن افکارمارکسیستی زندانی شده و درتاریخ بیست ودوم تیرماه ۱۳۵۶اززندان ازاد می شود تا «به دریای شورش توده ها تن بسپارد».
با شروع انفلاب وبرامدن فقها و دستاربندان غارتگر وکاندیداشدن سعید به نمایندگی مجلس ازسوی سازمان چریکهای فدائی خلق ایران واجرای نمایشنامه ی تئاترکارگری درخیابان های تهران «عباس آقا کارگرایران ناسیونال» وسرانجام دربیست وهشتم فروردین ماه ۱۳۶۰ با ربودن اوتوسط پاسداران حکومت اسلامی، آن هم درشب عروسی ش، شصت وشش روز زیرشکنجه های وحشیانه به قتل می رسانند.
باشرح کارهای ادبی وهنری سعید، گفتار صمیمانه ی آقای منصوریان به پایان می رسد. وسپس گفتار جالبی با عنوان «مقالات درباره نمایش، وکارگردانی سعید»، ازسوی آقای علی اشرف درویشیان آمده که بسی خواندنی است.

نقد و بررسی تئاترسعید سلطانپور
هایده ترابی

سیاست و ازمون های ٰتئاترپیش ازانقلاب۵۷
چرایی و چگونگی خلق «نمایش عباس آقا کارگرایران ناسیونال»

نویسنده شجاع و صریح زمانه، گفتار خود درباره ی سعید سلطانپور از نمایشنامه ی بلند او «حسنک» (بربنیاد گزارشی ازتاریخ ییهقی) اغاز می کند. ازنمایشنامه ای کوتاه و تک پرده ای بنام «ایستگاه» وبازیگری او درنمایش «اتللو»، همکاری درکارگردانی «سه خواهر» چخوف وکار گردانی نمایشنامه هایی چون «مرگ دربرابر» ازوسیلین هنچوف، «دشمن مردم» از ایبسن «آموزگاران» ازمحسن یلفانی و«چهره های سیمون ماشار» اربرتولت برشت را نیز درکارنامه دارد».
وسپس ازنمایش کارناوال گونه خیابانی او بنام مرگ برامپریالیسم و یک نمایش مستند بنام «عباس آقا کارگر ایران ناسیونال» درآغاز انقلاب ۱۳۵۷ را یادآور می شود.
خانم ترابی، درمقابله با حاکمان وقت قدعلم می کند. به پشتوانه ی قدرت توانای قلم ش به جدال اهریمن و «قدرت» حاکم می رود. فضای سیاه زمانه را می شکافد. پرده های سیاه و فلاکتبار تحجر و خرد ستیزی را کنارمی زند.سانسور وخفقان زمان و فرایند سیاهیهای اجتماعی فرهنگی را عریان می کند.
با چنین پیش زمینه های پخته و کمال یافته است که در پژوهش حاضر می نویسد:
«پیش از بررسی این اثر، نگاهی بیاندازیم به ریشه ها و فضای آن تئاتری که سعید سلطانپور درآن کارش را شروع کرد وهمزمان با سرکوب های همه جانبه ی دولتی وانواع سدهای باز دارنده روبرو گشت».
همو، هشیارانه اشاره ای دارد به زمینه های حوادث بنیادی و تاریخی مشروطه خواهی ملت:
« درآن زمان نیز آزادی خواهان هنردوست وهنر پرور«نمایش» را به عنوان وسیله ای جهت تنویر افکارعامه و آشنایی مردم به اوضاع سیاسی و اجتماعی می دانستند. آنان به تأثیر اجتماعی «تئاتر» باور داشتند و« یقین داشتند که بهترین وسیله تربیت توده وآشنا کردن أن ها به عیوب قدیم ومحاسن جدید تئاتر(۱) است.»
وسپس به درستی توضیح می دهد که :
«هیچ افسانه و بازی دراذهان مردم به مراتب پیش ازدرس و وعظ است. اگرازمنظر روشنگری و تربیت افکار به کارهای تئاتری سعید سلطانپوردرپیش از انقلاب ۵۷ نگاه شود می توان دریافت که او، بجزنمایشنامه ی یادشده ازبرتولت برشت با تئاترومتن هایی سروکارداشته است که می توانسته اند درچهارچوب های مورد توافق«رئالیسم جادوئی» رسمی و دولتی بلوک شرق به گنجند».
درعنوان:

مدرسه و یک خلاء َ آموزشی

ازگروه آناهیتا که سعید درسال های ۴۲ -- ۱۳۳۹ فعالیت داشته می گوید:
«سعید فعالیت های تئاتری اش را باآن آغازکره بود. یک گروه نمایشی خصوصی و آزاد بود که بنیاگذارانش (مصطفی اسکوئی و مهین اسکوئی) بودند. دانش آموخته های تئاتر درروسیّه ی استالینی بودند. و ازقسم خوردگان مکتب بازیگری استانیسلاوسکی به شمار می آمدند وسویۀ سیاسی فرهنگی شان نیز چیزی نبود جز حزب توده ایران و اتحاد جماهیر سابق»
پژوهشگر، ازهم مدرسه ای های سعید نام برده و آنها را معرفی می کند : همکاران سلطانپور: ناصررحمانی نژاد، (بازیگر وکارگردان) ومحسن یلفانی (نمایشنامه نویس) هم آموزش دیده بودن خود ازهنرمندان سرشناس یه بند کشیده درزمان شاه بودند ».
جالب این که پژوهشگر درآشنایی وتسلط با فضای سرکوب و خفقان سیاسی کشور، از «شرایط کاری وی» توضیح می دهد که [سلطانپور] وضعیت به این شکل بود که وی ازسال ۴۹ تا ۵۳ درنوبت های متعدد دستگیر می شد و به زندان شاه رفت و آمد داشت. او دو نمایش « چهره های سیمون ماشار و آموزگاران» را طی این سالها به روی صحنه برد که هردو پس ازده پانزده شب اجرا برچیده شدند».
با اشاره به سال های زندانی سعید از ۵۳ تا ۵۶ می گوید که پس ازآزاد شدن به خارج ازکشوررفته و باشروع انقلاب پس ازخارج شدن شاه ازکشور به وطن برمی گردد.

«عباس آقا کارگر ایران ناسیونال»

نویسنده ، بانوی آگاه زمان ازشکل گیری متن نمایشنامه که :
«ساختاری کاملا آزمایشگاهی وغیر قراردادی داشت به عنوان نخستین تئاتر مستند ایرانی بربنیاد زندگی واقعی یک کارگرمعترض، سه ماه پس ازخیزش مردم در۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به روی صحنه آمد. می دانیم دردانشکده صنعتی و پلی تکنیک و دانشکده هنرهای تزینی درتهران اجرا شد و به شهرستان های دیگرهم رفت». ص۱۹۷
بانو، باشکافتن نظرخود وانتقال آن به جامعه وبیشتر، ارج نهادن به تلاش هنرمندان اضافه می کند:
«تلاش گروه دوره گردان نمایش براین بود که کارخود را درمکان های عمومی چون پارک ها، کارخانه ها، مزارع وهرکجا که کارگران وعموم مردم هستند یا تحصن کرده اند، اجراکند، که اغلب به دلیل تهاجم نیروهای حزب اللهی وابسته به رژیم اسلامی نوپا میسر نمی شد».
ازقول سلطانپور:
« که ۴۵ هزار نفر به تماشای این نمایش نشستند. بی تردید وی وگروهش توانسته بود درفضای دو گانه آزادی وسرکوب آزادی درجریان انقلاب، بی تکیه بر امکانات دولتی وبا وجود همه ی موانع با تماشاگر خویش درشکل واندازه ی بی نظری ازتباطی هنری برقرارکند».
درعناوین: «ساختار دوگانه نمایش – وساختار معنایی نمایش»، نویسنده ی هشیار با طرح گرفتاری ها و سیاهی های این سرزمین نفرین شده برجستگی آگاهانه ی خود را درشناخت مشکلات ریشه دار نشان می دهد. همو با نثری زیبا و استادانه خواننده را ساخرانه تا پایان گفتارهای سنجیده وزیبا می کشاند. باید این بخش اثر پرباربانوی دانشمند را که بسی قابل تأمل است ، به دقت خواند.

از تئاتر زندان تا تئاتر مستند

از نو بودن متن نمایش:«عباس آقا کارگر ایران ناسیونال» ونوآوری درپیوند با جلب نظر تماشاگر شروع می کند. ازساختار معناسازی وپیوند یابی با تماشاگر ومیدان دادن به بازیگر :
«که نه تنها رویکردی کاملا نوین درجریان تئاتر معاصرایران را آغازکرده بود بلکه نشانگر یک چرخش ینیادین خود سلطانپور نیزبود».
و سپس این پرسش را مطرح می کند:
«که چرا وچگونه وی به چنین دگرگونی در چهارچوب های رایج تئاتررسیده بود؟ صرف داشتن اندیشه های مارکسیستی ومواضع ضد رژیم به تنهایی نمی توانست انگیزه ی این تغییر باشد همان گونه که پیشتراشاره شد سلطانپور پروردۀ تئاتری بود که زیر نفوذ سلیقه ی دولتی شوروی سابق قرار داشت. آن گونه تئاتر قراردادی را به طورسنتی علاقه ای به چنین ساختارشکنی ها نداشت»
پژوهشگر، چون روانکاو دانشمندی، درون سلطانپوررا بطورتحسین آمیزی کاویده، می نویسد:
«رفت و آمدهای مکرر سلطانپور ۴۰ تا ۵۶ به زندان های شاه وی را ازمحیط صرفا هنری وحرفه ای تئاترخارج کرده بود. درزندان ها وی ازسویی به طورمستقیم با اعدام ها، خشن ترین سرکوب ها، وحشتناکترین شکنجه ها روبرو بود و ازسوی دیگر شاهد ایستادگی همبندانی بود بود که سعی می کردند به اشکال گوناگون هنری سرزندگی را درخود تقویت کنند».
همو، به روایت ازقول خانم پروانه سلطانی بازیگر و کارگردان تبعیدی ازهمکاران سلطانپور گزارش می کند:
«او درصدد این بود که بعد ازبه روی صحنه آمدن نمایش موفق«عباس اقا کارگرایران ناسیونال» نمایش مستندی ازوضعیت طب و بهداشت درایران به روی صحنه بیاورد باتعدادی از دانشجویان به همزاه ضبط صوت ودوربین درچند بیمارستان دولتی با دکترها پرستارها و بیماران مصاحبه کردیم. متآسفانه درنیمه راه متوقف شد.
با سپاس ازپژوهشگر دانشمند بانو«هایده ترابی» وتلاش ایشان درتدوین این اثرپرمحتوا، که بخشی از دردهای ریشه دارجامعه ی ایران را به صراحت با نثری زیبا تدوین ودراختیارعلاقمندان قرار داده اند. بگویم که من نیز ازنظرات انسانگرایانه ی ایشان بسیارسود بردم.
باآرزوی توفیق ایشان. ورهایی ملت ایران که در اسارت فرهنگ دوران جاهلیت عرب، در چنگال ملایان فاسد وغارتگر گرفتارشده اند .
همچنین با سپاس ازدوست دیرینه ام هوشنگ انصاری «گردآورنده اثار» که باتدوین و انتشار این اثر ماندنی به ادبیات تبعید افزودند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ – متن یک سخنرانی است که دربخش مطالعات خاورمیانه دانشگاه شیکاگو۲۰۱۲ باافزوده هایی برای چاپ حاضر.
پایان


رضا اغنمی
۲۰۲۱/۵/۴ لندن

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد