‍شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۴ ژوئن ۲۰۰۸

اروتیسم در شعر

 

C:\Users\Baran\Pictures\bej108a.jpg

 

دکتر بیژن باران

مقدمه

در ادبیات، انسان را می توان تنی با سر و دل دانست.  سر جایگاه حافظه، حرکت، هوش و منطق است.  دل تاریخن جایگاه احساس، عشق و کردار است. مثلا در فارسی اصطلاح "خودش را تو دل جا کرده" یا "دل به دل راه داره" برابر عشق است. البته اکنون روشن شده که وجود هرمونهای درون ریز جنسی مغزی/ غددی endocrine روی ضربان دل/ تنفس و گردش خون در ماهیچه ها اثر می گذارد. لذا این مراکز با ریزش/ میرش پیامبرهای شیمیایی پویا در خون، کردار را جهت می دهند. {2،1} رابطه انسانها پدیده ای زنده است که آغازی و پایانی دارد.  یکی از این رابطه ها عشق است.  عشق یا رابطه 2 تن، از 3 مرحله عمده می گذرد- توصیف هریک از این مراحل، یک ژانر هنری هم می باشد.

1-      انس 2 فرد از فاصله دور.  بیان شعری این رابطه لیریک lyric نام دارد.  بیشترین بخش شعر جهانی لیریک است.  در فارسی، غزل (چه عروضی و چه سپید) تبلور این گونه احساس است.  این تبیین رابطه، قدیمتر بوده؛ بیشتر متنی میباشد. اگرچه گاهی با کتیبه و مینیاتور همراه است.  در لیریک رابطه 2 تن از فاصله ای معین، بخاطر اوضاع فرهنگی جامعه، با پندارهای رمانتیک یا عارفانه، بیان می شود.  در این نوع شعر از سر و دل، با پوششی بدیع از 2 تن، گفته میشود.  نقاشی مونا لیزای داوینچی نمونه هنر لیریک قرن 16م است. تاریخ 1000 سال گذشته فارسی پر است از غزلیات مبین این رابطه. سپهری می گوید: 

 عشق
صدای فاصله هاست.

صدای فاصله هایی که غرق ابهامند.

 

2-      نزدیکی 2 فرد در خلوت. بیان هنری این رابطه اروتیسیسم eroticism یا مغازله دنجی پوست 2 تن است که این بیان گاهی انگیختن نفسانی مخاطب را هم موجب می شود. این واژه بفارسی اروتیسم آمده؛ مانند رمانتیسیسم که رمانتیسم شده. به لسان عربی، وصف العیش؛ نصف العیش. سقراط آموزه های الهه عشق، اروس را در باره زیبایی تن زمینی تدوین کرد.  ابن سینا و فارابی تحت تاثیر فلسفه افلاطونی توصیف معانقه /بغل کردن و تقبیل/ بوسیدن را پذیرفته ولی مباضعه/ دخول را تنها با ازدواج می پذیرند؛ توصیف این کردار سومی را در هنر نمی پسندند.  اوكتاويو پاز، دارنده نوبل ادبیات از مكزيك، غزل حافظ .. را در رده اروتيسم عرفانى قرار ‏دهد. او افزاید: در تورات و انجيل هيچ آيه‏اى كه نشانى از سرزنش تن يا ترجیح روح بر جسم، به عنوان دو عنصر متضاد، باشد وجود ندارد. پاز سرچشمه ی اين سرزنش و ريشه‏ى آن را در مکتب عشق افلاطونى (بدون بستریات)، مى‏داند. {3} شعر اروتیک توصیف هنرمندانه میان تنه را هم به سر و دل می افزاید. نقاشی مایای برهنه گویا، هنرمند قرن 18 اسپانیا، نمونه هنر اروتیک است.{4}  حافظ می گوید:

 

من با کمر تو در میان کردم دست / پنداشتمش که در میان چیزی هست.

پیداسـت از آن میان چو بربست کمر/ تا من ز کمر چه طرف خواهم بربسـت.

 

3-      بیان دخول پورنو گرافی نام دارد. این واژه از ترکیب 2 واژه یونانی برابر روسپی و نگارش پدید آمده.  معنی ضمنی آن وجه تجاری را هم با آن القا می کند. در فارسی اعضای میان تنه و فعل اصلی کمکی، همه با کاف آغاز می شوند. این نوع توصیف با فیلم، نوار، قرص فشرده، اینترنت عامه گستر شد.  پورنوگرافی تاکید را روی افعال مربوط به هم آغوشی 2 تن گذاشته؛ جای عشق لیریک و حسیات اروتیک را توصیف عمل جنسی می گیرد.  برخی، برخی آثار فرخی، عبید، ایرج را شعر پورنو مینامند. هزلیات سعدی از نخستین چاپ آثار او همواره در محاق حذف بوده است. در ۱۳۱۹، فروغی با تصحیح کلیات سعدی، هزلیات را  منافی اخلاق انگاشته؛ آنها را کنار گذاشت. {5} از آن تاریخ به بعد، اکثر چاپها از سلیقه فروغی‌ پیروی کرده‌اند. سعدی با تاکید بروی حظ حواس و لذات جسمانی بطور موجز گوید:

 

 جامع هفت چیز در یک روز/  نه عجب گر بمیرد آن دابه {جانور}:

سیر بریان و جوز و ماهی و ماست / تخم مرغ و جماع و گرمابه.

 

در این جستار، از 3 مرحله ی عشق، تنها مرحله دوم، آنهم فقط در شعر، تشریح می شود. 

 

اروتیسم

در ترجمه‏ ی عذرا پاوند از اشعار مصر باستان، "زنان و مردان جوانى را مى‏بينيم در فضايى انباشته از عطرهاى خوشبو، تن‏پوش‏هاى ابريشمين، شكارهاى لذيذ، كلوچه‏هاى شيرين، گوهرهاى گرانبها، بسترهاى پاكيزه .. اينها تماماً لوازم و اشيايى هستند كه براى لذت جسمانى فراهم آمده‏اند." اميال نفسانی كه در پندارهای كليمى- مسيحى از وسوسه‏هاى تن با نماد شیطان سرچشمه مى‏گيرند؛ نيرويى مخرب و معصيت‏بار محسوب مى‏شوند. در فرهنگ هند این امیال انرژىِ مثبتى اند كه خرد و انديشه را شكل مى‏دهند. این اميال که از نيروهاى كيهانى اند؛ از عوامل چرخش افلاک قلمداد شده. كاما از خدايان هند است؛ همپايه اروس در ميتولوژى يونان. كاما به اين دليل از خدايان است كه در پاكترين و پُرتحرك‏ترين شكلش، انرژى جنسی تقديس شده است. تن در فرهنگ هند مخزن اين انرژى تقديس شده و كيهانى است. {3} در کاما سوترای هندی از 30 جور بوسه نام برده شده. در غزل غزلهای سلیمان، ترجمه شاملو، آمده است: "ای خواهر و عروس من، بوسه هایت چه بسیار لذیذند؛ از شراب نیکوتر." سافو، شاعره قرن 6م ق.م. از لزبوس در یونان، قصیده های داغ بستریات را نوشته که مصرعهایی از آنها بجا مانده. عشق 2 زن بهم ریشه در نام لزبوس دارد. در افسانه های یونانی ثانوس، فرزند شب/ تاریکی و 2 قلوی الهه خواب/ شر، تن-نمای personification   مرگ است. اروس، غریزه نفسانی دروج chaos / آشوب شهوانی در تقابل با نظم آپولو، تن-نمای زیبایی است.  افلاطون نفس اماره را از عشق تفکیک کرده؛ لذا عشق افلاطونی در ادبیات رایج شد.  ارسطو اروس را حرص برای تکمیل، الهه تکمیل مرد/ زن و انسان/ خدا قلمداد کرد. این نظرات در قرون وسطا در اروپا و خاور میانه رایج بودند.  در هولیود بخاطر سانسور نیمه ی دهه 50 قرن 20 م، بوسه ایستاده و نشسته در فیلم نشان داده میشد؛ بعدها بوسه 2 تن درازکشیده بآن افزوده شد.

در کل، اسرار مگو، سرکوب نفس ِامّاره، تصعید غرایز عوالم لذ ّت جوئی ِهمآغوشی و سکس،  با کلام ِ موزون تصویری شعر اروتیسم را پدید آورد. انگیختن حسی ِشعر با تصویر جسم و جان بیان اروتیک بخود گرفت. این رابطه نزدیکی 2 تن با مضامین عشق ورزی، بوس و کنار، ‏هم آغوشی محتوای شعر بستریات است.  از ثنویت جنسیتی، گفتمانی پدید آمده که برمبنای آن عاشق و معشوق دونیمۀ جدا افتاده و بیگانه از یکدیگرند. کمال هر یک، مشروط به وحدت با نیمۀ دیگراست. به عبارت ِدیگر، عاشق و معشوق هر یک گویا نیمه ای ناتمامند؛ تنها با یافتن ِنیمۀ دیگراست که انسان به کمال دست می یابد. معترضه باید افزود که واژه عشق فارسی بوده با ریشه لغوی اوستایی.  در کتاب آسمانی مسلمانان واژه عربی برابر آن حب است.{6}

در شعله دوگانه Double Flame‏، اوکتاویو پاز با بررسی تاریخی اروتیسم در هنر و ادبیات اروپا نتیجه میگیرد که ‏دگرگونی اخلاقی در شعر درباری ‏جنوب فرانسه، تحت تأثیر آشنایی صلیبیون با ‏غزلیات مسلمانان آغاز شد. نهایتاً  برابری 2 جنس، که به نظر او بدون آزادی زنان امکان ناپذیر ‏است، در قرن 19م رخداد. با این ‏همه پاز اشعار عاشقانه ای را که در این قرن و ‏آغاز قرن 20م در غرب آفریده شده، ‏اروتیک نمی داند. چرا که هنوز تا آزادی ‏زنان در این جوامع راه درازی در پیش است. {7و8}

 

پس اگر هنر مربوط به گرانش (جاذبه) 2 تن را خلاصه کنیم:

لیریک = سر+ دل (رمانتیک و جاذبه جنسی استتاری)؛ الگو: مونا لیزای داوینچی.

اروتیک = سر+ دل + تن (جاذبه جنسی تصعیدی )؛ مایای برهنه اثر گویا.

پورنو = تن (اعضا + افعال)؛ بوفور در انیترنت.  

 

اروتیسم ایران

فلات پهناور ایران از 10 هزار سال پیش چون فرشهای رنگارنگ ایرانی با ملل و فرهنگهای گوناگون پر بود.  بومیان این فلات با عقاید ویژه، سفالگری، باغات، دامپروری زندگی میکردند.  از 2 هزار سال ق.م آریایها از شمال با اسب و فلزکاری در 2 ستون در خاور و باختر خزر در چند موج به سوی جنوب گرم فلات سرازیر شدند.  در خاور دینشان زرتشتی و در باختر با کیشهای میترایی، مغان، زروانی و مزدایی با همسایگان بومی درآمیختند. کیش میترایی از طریق ترکیه به روم رسید.  در خطه روم مهرابه هایی بدون پنجره، برای 7 مرتبت پیروان، ساخته شدند.    این مرتبه ها از مقام دون کلاغ، داماد، سرباز، شیر، پارسی، خورشید-رهرو، تا مقام والای پدر تقسیم بندی شده بودند. در این اماکن، با راز داری ویژه بدون کتابت، پیروان در مراسم پذیرش و اعتقادی حضور پیدا می کردند.  پدر بالاترین مرتبت بود.  در صحنه جلوی مهرابه، حجاری سنگی میترا، با شلوار و کلاهی شبیه صف مادها در حجاریهای بارعام تخت جمشید، در حال کشتن گاو مقدس است. بالای سر او خورشید، ماه، ستارگان؛ در پایین، نمادهای دیگری مانند کژدم، خوشه، خون، بیضه گاو، کلاغ، شیر دیده میشود.  در آذربایجان مغان برایشان آتش/نور معنای خاصی داشت.  در هزاره بعدی، زروانیان به 3 شاخه عمده تقسیم شدند. در ارتفاعات زاگروس کردستان دهریون پدید آمدند.  آنها زمان را ابدی، جهان را مادی و بیخدا، دم را غنیمت دانسته. در لرستان زمان و معنویت 2خدایی رواج یافت. آنها جهان را آفریده ی اندیشه هرمز می انگاشتند.  در جنوب در نزدیکی با ایلامیان، افکار تقدیری شده؛ سرنوشت بشر را از پیش تعیین شده دانسته؛ با بدبینی قسمت انسان را در گرو بروج فلکی می پنداشتند. ایلامیان با معماری هرمی مانند زیگورات چغازنبیل دزفول از 1250 ق م، اعتقادات به بروج 12 گانه فلکی، پرستش الهه کی ری ش و خدای این شوش نیاک به فتح بابل و آسور نایل آمدند. در شرق در ابتدای قرون اولیه میلادی، آموزه های بودایی به فرهنگ خراسان و سیستان افزوده گشت. در غرب فلات، اعتقادات مسیحی با اعتقادات محلی آمیخته؛ مانویت، هرمتیسم، مانداییان؛ سپس یزدانیان، صابیین، مزدکیان پدید آمدند.  فرازهایی از متون مانده از این فرهنگ شطرنجی آورده میشود.  این مصالح فرهنگی در آثار ایرانی بویژه فردوسی، خیام، حافظ فراوان بکار رفته اند.  دیگر اینکه بیان و دیدگاه این شاعران در مقطع قرون وسطا مرد-مرکزی بوده؛ با تمام لطافت و بدعت از مقوله های عصر حاضر مانند برابری جنسیت، ملیت، نژاد، عقیده تهی اند. بااین وصف تبلیغ عشق از خونریزی و جنگ بهتر است.

در متون اوستایی، یشتها، گاتها، یسنا، از پگاه، خیسی، و غیره سخن رفته است. در وندیداد و ارداویراف نامه حکایات‌ مجازات‌ فاحشگان آمده. در ترانه های شفاهی هم جنبه های عشقی و گاهی تن-مایگی وجود دارد. عمل لقاح بدون عقد/ ازدواج مرسوم نبوده. در مفصلی گیرا، فردوسی همآغوشی رستم و تهمینه را تحت شرایط تاریکی، جاذبه جنسی (رو، قد، تن)، بدون عقد و برای تولید مثل نه خوش گذرانی با زبان ایهام، تمثیل، اشاره، استعاره، غیر مستقیم بیان میکند. نطفه سهراب، فرزند رستم، یک در/ مروارید در صدف/ بطن تهمینه، دختر شاه سمنگان، میشود:

چو انباز او گشت با او به راز/ نبود آن شب تیره تا دیر باز.

ز شبنم شد آن غنچه‌ی تازه پر/ و یا حقه‌ی لعل شد پر ز در.

به کام صدف قطره اندر چکید/ میانش یکی گوهر آمد پدید.{9}

 

 واژه ‌های شبنم، غنچه‌ی تازه، حقه‌ی لعل، دُر، صدف، قطره، کام، گوهر؛ افعال چکیدن، پر شدن، صفات باز، تیره، میان؛ و ایهام زیبای باز بمعنی گاه و انقباض بطور موجز عمل لقاح را در تصویری شاعرانه و اروتیک القا میکنند . باکرگی تهمینه ّبا پگاه/ تازه/ شبنم، آغاز صبح، خیسی دریا/ صدف، سرخی لعل برای بارداری تداعی  میشوند.  گذر زمان از شب تا دیرگاه /پگاه – از تیره تا رویت غنچه بطور موازی با روایت صحنه ی همآغوشی چون ساعتی فرارو نشان داده میشود.  چرخش دید نیز با آوردن انباز/ همبازی او، زمزمه رازوش به او، زوم روی اعضای بدن در لفافه استعاره های نغز و زنده رشد مروارید، بازشدن غنچه، با استعاره 2گانه کام سرخ لبدار دو لبه ی انقباضی صدف با ماهیچه اتصال درونی تمرکز شدید بصری شاعر را نشان می دهند.  

 

یکی دیگر از چهرههای تابناک لیریک فارسی نظامي است. تصویری که او از میان تنه ی زن میدهد از دید راوی کل، از فاصله متنابهی با سوژه، می باشد.  او با کاربرد استادانه مصالح بیرونی/ صحرایی به توصیف تن درون اتاق میپردازد.  حرکت آهو در ایستایی دره و گذران زود برف دوگانگی ملسی را القا می کند. نیز رنگ آمیزی این تصویر، تقابل سیاهی دره را با سفیدی برف با ایجاز بیان می کند:

 

ميانش يكي دره ي ژرف بود / سم آهويي مانده بر برف بود.

 

مختاری در کتابش از شعر اروتیک، اروتیسم، شعر عاشقانه جنسی، شعر اروتیک در معرفت جسم، شعر رمانتیک جنسی، شعر جنسی در مغازله های باب روز، طرح جنسی زبان نام میبرد.{10}

 

نتیجه

باید توجه داشت که اگرچه محتوای لذت و تولیدمثل در عشق از 10 ها هزارسال پیش کمابیش ثابت مانده؛ ولی بیان و تبلور اجتماعی آن، بمثابه بخشی از فرهنگ، در تغییر دایم می باشد.  اروتیسم عنصری از عشق است.  عنصری که بمرور از پستوی تاریک خصوصی به روشنایی جامعه نزدیکی میکند. در این روال تن خود را از لایه های کدر قبای قرون گذشته جدا کرده؛ زیبایی جوانی را نخست در چهره، دست، پا؛ سپس در شانه، کمر، زانو - عریانتر در معرض حظ پیران با خاطرات شیرین جوانی قرار میدهد.  خود این برگریزی پوشاک کهن نمادی از مدرنیته است.  در قرن 21م با آزادیهای فردی بیش از پیش، بیان اجتماعی عشق گسترش یافته شامل انواع گوناگون و وضعهای گوناگون می باشد.  همراه این تغییر فرهنگی، نهادهای تجاری، خدمات، انتفاعی گسترده ای مانند مد پوشاک، کافه ها، هتلها، برنامه های سمعی/ بصری و غیره راه اندازی شده اند.  حتی روزی تقریبن جهانی بنام عشق در ماه فوریه عشاق را برآن میدارد که با رنگ سرخ، مزه شکلات شیرین، دسته گل رز بدست، با رویی گشاده سروقت هم بروند. تا باهم خاطره عشق را زنده نگهدارند؛ همچون زادروز که با جشن جمعی/ خانوادگی، شمع، کیک، بستنی، شادی همراه است. البته هنوز قانون در کشورهای گوناگون و نیز در ایالتهای مختلف یک کشور همگون نیست.  مدرنیته با آزادی بیان جنسی همراه است.  اگرچه انقلاب اکتوبر 1917 شعارهای برابری ملیتها، رای زنان، حق کار، بیمه تندرستی، حقوق کودکان را برای همه انسانها مطرح کرد؛ ولی هنوز این شعارها تمام و کمال در جهان مطرح و اجرا نشده اند. در کشوری چون عربستان سعوردی مدرنیزاسیون با درآمد هنگفت نفت ابتیاع و بطور اشباع شده در جامعه وارد میشود.  ولی فرهنگ متناظر با آن در تصادم شدید با فرهنگ قبیله ای، پدرسالاری، میلیمتر به میلیمتر به روز میشود. یک سرمایه دار کویتی بر اساس عقاید مذهبی خود نهادی تجاری راه انداخته.  این نهاد جهانی برای تولید، فروش، پخش کارتون کودکان در کتب تصویری و هنرهای مشتق از آن، بنام 99 می باشد. این کارتونها شرح کمکهای اجتماعی ابرقهرمانهای نیکوکار است؛ در تقابل با سوپرمن و بتمن نیویورکی/ هولیوودی. {12} ولی از طرف برخی مجتهدین محافظه کار تقبیح و توبیخ شده؛ چرا که زنان ابرقهرمان هم در آن بوده یا بدون محجبه اند. مدرنیته با ترویج ازادی فردی، با تمام موانع سرراهش مدارا منشانه از حاشیه به مرکز پیش روی می کند.  این موانع به تعداد اجزای لایتناهی فرهنگ بس فراوان اند.  آنها در پیچ و خم اجتماعی مانند امور فکری، جنسیتی، عقیدتی، هنری، بیعقیدتی، تشکیک، شغلی، ملیتی، پوشاک، زبان، سفر؛ نیز در مجامع عمومی مانند بیمارستان، دانشگاه، مترو، سینما، پارک، همایشگاه، نمایشگاه، نمایان میشوند.  حتی اداب و رسوم در گذرند. پدران ما در قدیم، با کلاه برسر، کفش خود را در ایوان درآورده وارد اتاق میشدند.  در عصر تجدد، با کفش ولی کلاه از سر برداشته، وارد مهمانخانه میشدند.  اکنون که دیگر کلاه بر سر ندارند با کفش روی صندلی می نشینند. مناسبات زن و مرد، اولیا و فرزندان، و خیلی چیزهای دیگر مربوط به ارضای جنسی و بسط آن در هنر اروتیک در تغییر است. بیلبوردها، پوسترها، مجلات، از دست پیران مردسالار کمکمک خالی شده؛ ملیتها، جوانان، زنان، کودکان، جانواران برای خودشان جایی در آنها مییابند. بقول ناصر خسرو: موجیم که آسودگی ما عدم ماست.

 

منابع/یادداشتها

م.مختاری، هفتاد سال عاشقانه ، انتشارات تیراژه، چاپ ۱۳۷۸، تهران.

آ. ادیب، سایت: عشق از ریشه اوستایی اشکه ishka = خواستن است که در سانسکریت، اسلاوی، ارمنی، لاتین، آلمانی، انگلیسی ask هم شبیه همند.  در 2 زبان سامی عبری و عربی habba بمعنی چسبیدن = عشق است.  در این 2 زبان ahav  بمعنی خواستن = خشق است.  این واژه فارسی یا در زمان ساسانیان به بحرین، حجاز، یمن، عمان رفته یا پس از استیلای اعراب بر ایران به زبان عربی وارد شده.  نمونه های دیگر کندک = خندق، زندیک = زندیق اند.  گردآورندگان لغتنامه های قرون وسطا باشتباه آنرا عربی انگاشته اند.{11}


اروتسیسم را در فارسی اروتیسم نوشته اند.  نمونه دیگر این سنت رمانتیسیسم است که رمانتیسم نوشته میشود.

 

 {1}http://www.ijem.org.ir/

 {2} http://www.womanology.org/wordpress/?p=72

 {3}  http://www.hylit.net/ba/more/1771_0_2_0_M/

{4} The Naked Maja (c. 1800-1803) by Francisco de Goya

{5} http://www.forgotten-dust.blogfa.com/post-10.aspx

{6} http://www.poetrymag.info/revue/04/pouyan-m-h05.html

{7} http://www.arashmag.com/content/view/566/47/1/9/

  {8} The Double flame: Love and Eroticism. 1995. Essay on Mexican art. 1993.

{9} http://www.valselit.com/article.aspx?id=95

{10} www.iran-chabar.de/article.jsp?essayId=221

 {11} http://aryaadib.blogfa.com/

 {12} http://www.pbs.org/frontlineworld/stories/kuwait605/video_index.html

تماس با بیژن باران:

http://bejanbaran.blogfa.com/   aalborzray@yahoo.com