حکم اعدام نازنين فاتحی رد شد

 

خبرگزاری انتخاب: با رد حکم صادره از سوی ديوان عالی کشور، دختری که پسر دوچرخه سواری را با ضربات چاقو از پای درآورده بود برای دومين بار تحت محاکمه قضايی قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار ما؛ اين دختر که در زمان ارتکاب جرم ۱۷سال داشت درحالی صبح ديروز برای دومين بار از سوی شعبه ۷۴ دادگاه کيفری استان تهران محاکمه شد که سال گذشته هیأت قضايی شعبه ۷۱ ادعاهای وی مبنی بر دفاع مشروع را نپذيرفته و او را به قصاص نفس محکوم کرده بود که اين رأی توسط ديوان عالی رد شد.

محاکمه اين دختر که به نازنين معروف است صبح ديروز درحالی در شعبه ۷۴ و به رياست قاضی کوه کمره ای و چهار قاضی مستشار اين دادگاه برگزار شد که رضوانفر نماينده دادستان با محرز دانستن اتهام وارده، خواستار اشد مجازات برای نامبرده شد.

در ادامه اين جلسه، «حميد» يکی از شاهدان اين حادثه در جايگاه حاضر شد و در تشريح ماجرا گفت: آن روز من و دوستم روزبه با موتورسيکلت از منطقه اخترآباد عبور می کرديم که «سميه» دوستم متوجه ما شد و صدايمان زد.

وی افزود: وقتی متوجه شديم آنان می خواهند به منزلشان مراجعت کنند از آنها خواستيم سوار موتورسيکلتهای ما شوند.

وی ادامه داد: در بين راه وقتی برای خريد سيگار لحظه ای توقف کرديم ناگهان دو جوان به نامهای محمود و سلمان دور ما حلقه کردند و لحظاتی بعد «يوسف» دوست ديگرشان نيز با دوچرخه به آنها پيوست.

اين شاهد ماجرا اضافه کرد: آنها می خواستند سميه و نازنين را با خودشان ببرند که درگيری شد و سميه با چاقو يوسف را مورد حمله قرار داد و او را کشت و سپس همه متواری شديم.

به دنبال اظهارات سه شاهد ديگر متهم به دفاع از خود پرداخت و گفت: در دفاع از ناموس خود و برادرزاده ام دست به قتل زده ام.

وی درخصوص روز حادثه گفت: صبح روز جنايت به همراه برادرزاده ام برای خريد از خانه خارج شديم وقتی کارمان تمام شد، سميه با ديدن دو پسرکه او را می شناختند، از من خواست تا سوار موتورسيکلتهای آنان شويم.

وی افزود: لحظاتی بعد وقتی چند صدمتر با آنان رفته بوديم آنها به بهانه خريد سيگار کنار خيابان ايستادند. در همين حين سه جوان که يکی از آنان که بعداً فهميدم اسمش يوسف بود با دوچرخه دور ما را گرفته و خواستند به خانه آنها برويم.

وی ادامه داد: وقتی قبول نکرديم با آنها برويم به ما حمله کردند و دو پسر آشنا نيز پا به فرار گذاشتند. تنها مانده بوديم. ابتدا با چوبی که در محل پيدا کرده بودم به دفاع از خود پرداختم، اما بی فايده بود.

متهم همچنين افزود: در اين هنگام، يوسف و دوستش، من و برادرزاده ام را گرفتند و لباس ما را پاره کردند. هرچه فرياد زديم کسی به دادمان نرسيد. بنابراين چاقويی را که مدتی پيش خريده بودم و در جيبم بود بيرون آوردم و با آن ضربه ای به قلب يوسف زدم که او نقش بر زمين شد.

اين دختر هجده ساله ادامه داد: دوستان يوسف پس از مشاهده دوستشان پا به فرار گذاشتند و ما نيز به سمت منزلمان آمديم.

وی در آخرين دفاع از خود با اشاره به اينکه قصد کشتن يوسف را نداشته است، گفت: از اوليای دم و هیأت قضايی می خواهم مرا عفو کنند.

درانتهای دادگاه، شادی صدر ديگر وکيل مهاباد فاتحی، با حضور در جايگاه آخرين دفاعيات را مطرح کرد،

در در قسمتی از دفاعيات خودعنوان کرد: در دادگاه اوليه اشاره شده است که نازنين فاقد بکارت بوده و بحث دفاع مشروع در مورد او صادق نيست، وی در ۱۵ سالگی يک بار مورد تجاوز واقع شده که تجربه بسيار سختی را داشته است و به گواه پزشکی قانونی هنوز آثار آن تجاوز بر بدن وی مشهود است و مامورين علی رغم اينکه وی عليه متجاوزين شکايت ميکند، به صحبتهای وی توجهی نميکنند اما هنگامی که نازنين برای بار دوم در چنين شرايطی قرار ميگيرد، با توجه به تجربه پيشين نميتواند خود را در اختيار مردان بگذارد و نميگذارد خواهرزاده اش نيز چنان تجربه سختی برايش تکرار شود"

او ادامه داد: اگر قضات محترم تشريف ميبردند و محل زندگی نازنين را می ديدند که يکی از فقيرنشين ترين محلات در اطراف کرج است و او هر بار که قصد داشته به منزل برود ناچار به عبور از اين بيابان بوده است، و هر بارهم امکان تجاوز به وی در آن بيابان وجود داشته است بنابراين حمل چاقو از سوی وی نه تنها تعجب آورقلمداد نميشد، بلکه اتفاقا معقول است که وی به دليل شرايط خاص زندگی ناچار باشد، چنين آلتی را برای دفاع با خود حمل کند.

د رعين حال، نماينده دادستان در انتهای دادگاه گفت: در رأيی که از سوی ديوان عالی صادر شده، عمدی بودن قتل تاييد گشته و دفاع هم محرز دانسته شده است اما در تناسب آن شک وجود دارد.

وی سپس ادامه داد: در بحث دفاع سه چيز مطرح ميشود، دفاع از جان، مال و ناموس، در اين پرونده دو مورد اول وجود ندارد وبحث دفاع از ناموس عنوان ميشود، حال آنکه دختری که با دو پسر در چنان محل خلوتی حضور داشته چطور ميتوانسته روی گزينه ناموس تا اين حد حساسيت داشته باشد؟!"

پس از سخنان نماينده دادستان و دفاع مجدد وکلای مهاباد فاتحی، قاضی کوه کمره ای، ختم دادگاه را اعلام نمود.

در پايان جلسه دادگاه، خانواده مقتول که در طول برگزاری جلسه نيز اعتراضاتی را مطرح نموده بودند، با يورش به خانواده نازنين قصد ايجاد درگيری را داشتند. خواهران و مادر مقتول در حالی که در سالن دادگاه فرياد ميزدند، به سمت نازنين و مادرش حمله کردند.

 

آنان با خطاب قرار دادن پدر نازنين و بکار بردن الفاظی چون " بی غيرت، اگر غيرت داشتی دختر تو جمع ميکردی" سعی در تحريک وی داشتند که با دخالت مامورين از دادگاه خارج شدند.

 

با اين حال خانواده مقتول در سالن دادگاه نيز مرتب با فريادهای خود از روند برگزاری دادگاه ابراز ناخرسندی می کردند.