انشعاب در حزب کمونيست کارگری ايران
·
بيانيه اکثريت کميته مرکزی حزب
کمونيست کارگری درباره کناره گيری از حزب کمونيست کارگری ايران
·
و اعلام موجوديت حزب کمونيست
کارگری - حکمتيست
·
بيانيه حزب کمونيست کارگری
ايران پيرامون انشعاب بخشی از کميته مرکزی
--------------------
طی چند روز گذشته
تعدادی از کادرهای حزب کمونيست کارگری ايران جدائی خود از اين حزب و تشکيل حزب
جديدی تحت عنوان «حزب کمونيست کارگری - حکمتيست» را اعلام نموده اند. بنيانگذاران
حزب جديد از اعضای رهبری حزب کمونيست کارگری ايران هستند. متعاقب اعلام جدائی و
تشکيل حزب جديد، رهبری حزب کمونيست کارگری ايران نيز با صور اطلاعيه ای موضع خود
در قبال منشعبين را اعلام نموده است. اطلاعيه های دو طرف را در مورد اختلافات شان ، عينا
نقل می کنيم.
------------------
بيانيه اکثريت کميته مرکزی حزب کمونيست کارگری
درباره کناره گيری از حزب کمونيست کارگری ايران
اختلافاتی که در رهبری حزب کمونيست کارگری ايران
سابقه داشت در طی دو سال گذشته، به دنبال از دست دادن منصور حکمت، بالا گرفت. اين
اختلافات بعد از کنگره چهارم ابعاد همه جانبه ای يافت و طی چند ماه گذشته رهبری
حزب را فلج کرد. نفس وجود اختلاف در حزب کمونيست کارگری جديد نيست. آنچه که تازه
است نحوه برخورد به اين اختلافات از جانب بخشی از رهبری حزب است. برای رسيدگی به
اين اختلافات و يافتن راه حل خروج حزب از اين بن بست، دو ماه پيش، پلنوم کميته
مرکزی حزب با توافق دفتر سياسی و ليدر حزب برای اواخر سپتامبر فراخوانده شد. اما
رفيق حميد تقوائی، ليدر حزب در سمينار اينترنتی در روز ۲۱ اوت ۲۰۰۴ تصميمات
محيرالعقول و غير قانونی جديدی را اعلام کرد داير بر اينکه:
۱ - پلنوم کميته مرکزی حزب را برسميت نميشناسد و
عليرغم درخواست اکثريت اعضای کميته مرکزی در پلنوم حضور بهم نخواهد رساند و اصولا
حکم کميته مرکزی را نميپذيرد. اين اقدام مطابق اصول سازمانی حزب و طرح ارگانهای
رهبری حزب که همه ما هنگام انتخاب به عضويت کميته مرکزی توسط کنگره پذيرفته ايم و
مطابق ابتدائی ترين سنن سازمانی و حزبی غير قانونی است.
۲ - رفيق تقوائی جمعی از اعضای حزب در خارج کشور
را برای اواسط سپتامبر فرا خواند و اعلام کرد که اين تجمع کنگره فوق العاده حزب
است. مطابق اصول سازمانی حزب کمونيست کارگری کنگره مجمع نمايندگان تشکيلاتهای حزب
است و کل حزب را نمايندگی ميکند. مجمعی که رفيق تقوائی فراخوان آن را داده است
جمعی اختياری است که امکان سفر به محل جلسه را دارند و به هيچ وجه تشکيلاتهای حزب
کمونيست کارگری را نمايندگی نميکنند. جايگزين کردن کنگره با چنين جمع اختياری
اعضای هم خط اقليت کميته مرکزی مطابق بديهی ترين سنن حزبی غير قابل قبول و غير
قانونی است.
اين تصميمات مخالف هر سنت و قانون مکتوب و توافق
شده حزب است. حزب کمونيست کارگری ايران، پلنوم آن، و تمام کميته های حزبی و سلسله
مراتب تشکيلاتی آن به اين ترتيب از زبان ليدر آن منحل اعلام شدند. حميد تقوائی در
واقع حکم انحلال حزب را اعلام کرده است بدون اينکه چنين اختياری داشته باشد. کسی
که امروز حزب را عليه تعهدات خود و فراتر از هر اختيار حزبی منحل اعلام ميکند،
نميتواند به هيچ پرنسيبی متعهد بماند. اين رفتار عليه تحزب سياسی کمونيسم کارگری
است و بازگشت به سنت جرياناتی است که نه بر اساس اصول و مقررات مدون و توافق شده و
نه در چارچوب اختيارات تعريف شده تشکيلاتی، بلکه بر اساس احکام و فتواهای قائد
ماورای قانون عمل ميکنند.
لازم نبود که اختلافات درونی حزب کمونيست کارگری
ايران به اينجا کشيده شود. نامه ۲۲ نفر از اعضای کميته مرکزی که مورد حمايت اکثريت
اين کميته و همچنين، دفتر سياسی و ليدر حزب کمونيست کارگری عراق قرار گرفت راه
اصولی حفظ اتحاد حزب را پيش پای همه قرار داد. متاسفانه رفيق تقوائی و هم
نظرانشان، از آنجا که اقليت کميته مرکزی را تشکيل ميدهند، تصميم به برهم ريختن حزب
و زير پا نهادن کليه موازين، اصول و نهادهای حزبی گرفتند. بجای اتکا به شيوه های
توافق شده در يک حزب مدرن و سياسی، کليه سنت های حزب کمونيست کارگری، عينی
دستاوردهای تاکنونی اين حزب را زير پا گذاشتند.
اين رفتار ما را در مقابل يک انتخاب قرار داده
است. ميتوانيم با اتکا به اکثريت مان در کميته مرکزی، ليدر حزب را برکنار کنيم،
دفتر سياسی را مجددا انتخاب کنيم، اجتماع فراخوان داده شده توسط حميد تقوائی را
غير قانونی اعلام کنيم و امور حزب را بدست بگيريم. اما در اين صورت، با توجه به
عدم پايبندی اقليت کميته مرکزی به هيچ معيار و اصولی و با توجه به رفتار
ماجراجويانه و بکلی غير مسئولانه آنها، شاهد تجزيه حزب کمونيست کارگری به دو حزب
هم نام خواهيم بود. دو حزبی که بر سر نام و بر سر اموال به جان هم افتاده اند. اين
در واقع تکرار سناريو هميشگی سکت های سنتی چپ است. در چنين کشمکشی هر طرف هم که
پيروز شود، کمونيسم کارگری و بويژه خط منصور حکمت بازنده است. در اينصورت در جامعه
حيثيت و اعتباری برای هيچ يک از طرفين باقی نخواهد ماند.
ما اين راه را انتخاب نمی کنيم. جامعه و فضای
سياسی ايران و اعتبار کمونيسم کارگری دريچه ای برای دخالت در زندگی انسانها و تحقق
آرزوی آزادی و برابری را فراهم کرده است که در چنين مسيری بکلی بسته ميشود و همه
ما را مشغول يک جنگ فرقه ای نابود کننده خواهد کرد. و از کمونيسم کارگری چيزی بجای
نخواهد ماند. اين سنت ما نيست.
اما انتخاب دومی هم هست. برای دفاع از حرمت همه
انسانهائی که احترامشان به احترام کمونيسم کارگری گره خورده است، برای باز نگاه
داشتن امکان دخالت در فضای سياسی ايران بعنوان يک جريان سياسی و توده ای کمونيست و
تحقق دنيای بهتر، ما راهمان را از حزب کمونيست کارگری ايران جدا ميکنيم، از اين
حزب خارج ميشويم، از هر ادعائی بر نام و اموال حزب کمونيست کارگری ايران صرف نظر
ميکنيم و تحزب کمونيسم کارگری را در يک حزب ديگر متحقق ميکنيم. اين راه سياسی تر
است. اين راه سالم تر است. اين راه منفعت طولانی اين جريان را بيشتر حفظ خواهد
کرد. از همه مهمتر اين راه در سنت سياسی و سالم خط منصور حکمت است. ما متعاقبا
اسناد اختلافات درونی حزب را قابل دسترس خواهيم کرد تا هرکس بتواند تصويری ابژکتيو
از سير تحولات حزب کمونيست کارگری بدست آورد.
اين اقدام قطعا ما را به لحاظ سازمانی و امکانات،
بويژه راديو و تلويزيون، ضعيف خواهد کرد.اما با داشتن يک خط روشن سياسی، با داشتن
بخش اصلی استخوانبدنی کادرهای کمونيسم کارگری در خارج و در داخل ايران، در فاصله
کوتاهی همه اين امکانات را باز سازی خواهيم کرد.
زنده باد کمونيسم کارگری
زنده باد منصور حکمت
۲۴ اوت ۲۰۰۴ - ۳ شهريور ۱۳۸۳
۱ - آذر مدرسی (عضو دفتر سياسی)
۲ - اسد گلچينی (عضو دفتر سياسی و دبير کميته
تشکيلات کل کشور)
۳ - اسد نودينيان (عضو هيات دبيران)
۴ - اعظم کم گويان
۵ - امان کفا
۶ - ايرج فرزاد (عضو دفتر سياسی- سردبير نشريه
ايسکرا)
۷ - بهرام مدرسی (دبير سازمان جوانان کمونيست)
۸ - ثريا شهابی (عضو دفتر سياسی)
۹ - حسين مرادبيگی- حمه سور (عضو دفتر سياسی)
۱۰ - خالد حاج محمدی (مسئول شهرهای کردستان و دبير
کميته سقز)
۱۱ - رحمان حسين زاده (عضو دفتر سياسی و دبير
کميته کردستان)
۱۲ - ريبوار احمد (ليدر حزب کمونيست کارگری عراق)
۱۳ - صالح سرداری (دبير کميته شهر مريوان)
۱۴- صلاح ايراندوست (يکی از دو مسئول سايت
اينترنتی روزنه)
۱۵ - عبدالله دارابی(عضو دفتر سياسی)
۱۶ - فاتح شيخ (عضو دفتر سياسی)
۱۷ - کورش مدرسی (رئيس دفتر سياسی)
۱۸ - مجيد حسينی (عضو دفتر سياسی)
۱۹ - محمد فتاحی
۲۰ - محمود قزوينی (دبير تشکيلات دانمارک)
۲۱ - مظفر محمدی (دبير کميته شهر سنندج)
۲۲ - مهرنوش موسوی
۲۳ -نسان نودينيان (دبير کميته آلمان)
۲۴ - نسرين جلالی
اطلاعيه اعلام موجوديت حزب کمونيست
کارگری ايران - حکمتيست
با اين اطلاعيه تشکيل حزب کمونيست کارگری ايران -
حکمتيست و آغاز فعاليت آن را اعلام ميکنيم.
اين حزب، ادامه سنت حزبی کمونيسم کارگری و خط
منصور حکمت است که به دنبال تحولات درونی حزب کمونيست کارگری ايران ناچار به
سازماندهی کمونيسم کارگری در قالب حزبی جديد شده است.
حزب کمونيست کارگری ايران - حکمتيست يک حزب
مارکسيستی متعهد به سازماندهی انقلاب اجتماعی طبقه کارگر برای برچيدن نظام سرمايه
داری و برپايی جامعهای نوين مبتنی بر برابری
اقتصادی و اجتماعی، آزادی سياسی انسانها و شکوفايی خلاقيت های مادی و معنوی بشری
است. حزب ما تداوم بخش جنبش کمونيسم کارگری و همان افق و خط مشی است که منصور حکمت
پرچم آنرا بر افراشت و به اين اعتبار خود را حکمتيست ميداند.
حزب ما يک حزب انترناسيوناليستی است و برای
همبستگی بين المللی طبقه کارگر تلاش ميکند. حزب کمونيست کارگری حکمتيست برای تحقق
اهداف جهانی طبقه کارگر مبارزه ميکند و دفاع از منافع کارگران جهان را وظيفه خود
ميداند.
در ايران، حزب کمونيست کارگری - حکمتيست برای
تبديل طبقه کارگر به يک نيروی قدرتمند اجتماعی و سياسی، استقرار حکومت کارگری يعنی
جمهوری سوسياليستی و تحقق برنامه "يک دنيای بهتر" مبارزه ميکند. سرنگونی
جمهوری اسلامی يکی از ملزومات اوليه تحقق اين هدف است.
حزب کمونيست کارگری - حکمتيست ايجاد يک حزب سياسی
مدرن، اجتماعی و توده ای کمونيستی در ايران و تصرف قدرت سياسی را بعنوان شرط
سازمان دادن انقلاب اجتماعی طبقه کارگر هدف قرار ميدهد.
حزب کمونيست کارگری ايران - حکمتيست کارگران
کمونيست و مبارزان راه آزادی، برابری را به پيوستن به صفوف خود فراميخواند.
۳ شهريور ۱۳۸۳ - ۲۴ اوت ۲۰۰۴
از اعضا و مشاورين کميته مرکزی حزب کمونيست کارگری
ايران:
آذر مدرسی، اسد گلچينی، اسد نودينيان، اسعد کوشا،
اسماعيل ويسی، اعظم کم گويان، امان کفا، امجد غفور، ايرج فرزاد، بهرام مدرسی،
بهروز مدرسی، ثريا شهابی، حسين مرادبيگی- حمه سور، خالد حاج محمدی، داريوش نيکنام،
رحمان حسين زاده، ريبوار احمد، سلام زيجی، سمير عادل، سعيد قادريان، سعيد کرامت،
سعيد يگانه، صالح سرداری، طه حسينی، عبدالله دارابی، عبدالله شريفی، فاتح شيخ،
کورش مدرسی، مجيد حسينی، محمد راستی، محمد فتاحی، محمد فضلی، محمود قزوينی، مصطفی
رشيدی، مظفر محمدی، ملکه عزتی، مويد احمد، مهرنوش موسوی، مينو همتی، نسان
نودينيان، ناسک احمد، ناهيد رياضی، ناديه محمود، نسرين جلالی، همايون گدازگر.
www.hekmatist.com
بيانيه حزب کمونيست کارگری
ايران
پيرامون انشعاب بخشی از کميته
مرکزی
روز ۲۴ اوت ۲۰۰۴ بخشی از اعضای کميته مرکزی حزب
اعلام انشعاب کردند. اين انشعاب وقتی از نظر اين رفقا اجتناب ناپذير گرديد که در
پی دو ماه مبارزه نظری وسيع و شفاف با شرکت فعال و پرشور کادرهای حزب، مواضع
انشعابيون با مخالفت وسيع و همه جانبه اکثريت بالای کادرهای حزب روبرو گرديد.
رفقای انشعابی که اکثريت آنها بارها عدم تعهد خود را به کنگره و رای اکثريت اعلام
کرده بودند در آخرين مرحله حاضر نشدند به کنگره مستقيم اعضای حزب بعنوان يک راه حل
فوری و سريع که توسط حميد تقوايی ليدر حزب فراخوانده شد بيايند و به رای و تصميم
اکثريت گردن بگذارند. آنها ضمن ارائه تصويری سرتاپا وارونه و دروغين از جريان
مباحثات درونی سرانجام انشعاب را بر ماندن ترجيح دادند.
حتی نگاهی کوتاه به اسناد جدال های درونی حزب ما
(که اکنون در سايت روزنه در اختيار عموم قرار دارد) نشان ميدهد که اين انشعاب از
موضعی راست صورت گرفته است. مضمون مباحث و مواضع انشعابيون که بطور پيگير از جانب
رفيق کوروش مدرسی مطرح ميشود، چه در زمينه برنامه و استراتژی و چه تاکتيک و تحزب و
سبک کار، عملا خلاف برنامه حزب کمونيست کارگری، مواضع مصوب و اعلام شده کنگره های
تاکنونی حزب و مبانی کمونيسم کارگری و مباحث حزب و جامعه و حزب و قدرت سياسی است.
اين مواضع عملا بازگشتی به کمونيسم های بورژوايی و سنت های راست و شناخته شده ای
است که نمی خواهد همين امروز و در دل انقلابی که عليه جمهوری اسلامی و اوضاع موجود
در ميگيرد، برقراری جمهوری سوسياليستی و تحقق فوری سوسياليسم را در دستور قرار
دهد.
اين جريان انشعابی مصداق اين واقعيت تلخ دهه های
گذشته است که چگونه کمونيست هايی که خواسته اند با دست شستن از راديکاليسمشان
بخيال خود فعال و اهل عمل بشوند، خواسته اند بجای انقلاب و کارگران و مردم انقلابی
"به قدرت خيره بشوند"، ناگزير عملا به دنبالچه احزاب اصلی بورژوايی و
پادوهای بازی قدرت تبديل شده و سرانجام قربانی و يا به حاشيه رانده شده اند. تاريخ
چپ در ايران و در جهان نمونه چنين احزابی را بسيار بدست داده است. اگر حزب
انشعابيون بخواهد به خطی که کورش مدرسی نمايندگی ميکند ادامه بدهد سرنوشتی بجز اين
نخواهد داشت.
در پلنوم ۱۶ حزب که برای اولين بار تزهای کوروش
مدرسی مطرح گرديد مخالفت قاطع اکثريت کميته مرکزی و کادرهای حاضر، و حتی بسياری از
رفقايی که امروز جزو انشعابيون هستند را بر انگيخت. از پلنوم ۱۶ تا کنگره چهارم
جدال های نظری حادی در سطح دفترسياسی و کميته مرکزی حزب در جريان بود تا اجازه ندهد
اين خط راست بر مواضع رسمی حزب مسلط شود. کنگره ۴ پيروزی خط رسمی حزب و کمونيسم
کارگری منصور حکمت بود. و همه اين رفقا، گرچه امروز برخی ميگويند از سر مصلحت بوده
است، به قطعنامه سياسی کنگره رای دادند. بعد از کنگره چهارم رفته رفته اين جريان
عرصه را به خود تنگ ديد و عملا به مقاومت در مقابل اجرا و پيشبرد قطعنامه کنگره
چهارم و متمم عملی آن در پلنوم بيستم (قطعنامه هويت اجتماعی دادن به رهبران عملی
چپ) دست زد. شکايت و شکايت کشی و مقاومت عملی و عدم پيشبرد سياست های مصوب به عرصه
اصلی فعاليت آن تبديل شد و در نتيجه فعاليت ارگانهای رهبری حزب، دفتر سياسی و هيات
دبيران را فلج کرد. انتشار مباحث دفتر سياسی در بين کادرهای حزب مخالفت قاطع
اکثريت کادرهای حزب را با مخالفين خط رسمی برانگيخت. چشم انداز رای نياوردن در
انتخابات کنگره و در رهبری حزب بسياری از اين رفقا به موضعی سوق داد که امروز
اتخاذ کرده اند: انشعاب و تشکيل يک حزب جداگانه.
حزب جديدی که انشعابيون تشکيل داده اند از همين
ابتدا تناقضات بنيادی را در خود حمل ميکند. از يکسو به «يک دنيای بهتر» و منصور
حکمت قسم ميخورد و از سوی ديگر بنا به شهادت اسناد مباحثات درونی حزب ما و بويژه
تزهای رهبر اين انشعاب، کوروش مدرسی، عملا و در دنيای واقع از آن طفره ميرود. اين
موضع حتی در بيانيه اعلام موجوديت چند خطی حزب انشعابيون منعکس است. گفته ميشود که
اين حزب «تصرف قدرت سياسی را بعنوان شرط سازمان دادن انقلاب اجتماعی طبقه کارگر
هدف قرار ميدهد». مانيفست کمونيست حدود ۱۶۰ سال پيش اعلام کرد: اولين قدم در
انقلاب کارگری سرنگونی بورژوازی و تصرف قدرت سياسی توسط طبقه کارگر (و صد البته
توسط حزب سياسی اش) است. دوستان فقط دستکاری کوچکی در اين حکم مانيفست کرده اند:
تصرف قدرت سياسی شرط سازمان دادن انقلاب اجتماعی طبقه کارگر است! يعنی انقلاب
اجتماعی بعد از تصرف قدرت سياسی صورت خواهد گرفت! سوال اينست که چه کسی، چگونه و
در چه پروسه ای تصرف قدرت کرده است؟ اين حواله کردن انقلاب سوسياليستی به بعداز
تصرف قدرت بر اين تز نخ نمای چپ بورژوائی، که رفيق کورش صريحا در مباحثات درون
حزبی بيان کرد، بنا شده است که "سوسياليسم مردم را رم ميدهد" و انقلاب
سوسياليستی "در شرايط حاضر" غير ممکن است. اين شيوه تصرف قدرت، و حتی
شريک شدن در قدرت، عليرغم آنکه نقطه قوت خود را امکانپذيری و برخورد به سياست
بعنوان "هنر ممکن" ميداند، کاملا تخيلی و در عالم واقع غير ممکن است.
حتی اگر از کمونيسم و آزادی و برابری تماما دست بشوئيد و به کمونيسمی از نوع حزب
توده تبديل شويد، حتی اگر بجای انقلاب ديپلماسی قدرت و تزهائی مانند نافرمانی مدنی
و مجلس موسسان و تشکيل دولت موقت با بازمانده های حاصل از فروپاشی جمهوری اسلامی و
رفراندوم و غيره را در برابر خود قرار بدهيد- يعنی دقيقا تزهائی که در پلنوم ۱۶
کورش مدرسی مطرح کرد و تا روز استعفا مدافع آن بود، باز سرنوشتی بهتر از امثال حزب
توده نخواهيد داشت. دست شستن از راديکاليسم، متکی کردن استراتژی تصرف قدرت بر چيزی
بجز انقلاب، راه ميان بری به قدرت نيست، سريعترين راه برای منزوی شدن در ميان
کارگران و مردم انقلابی است.
ما اميدواريم کمونيست هايی که اکنون متاسفانه در
صف انشعابيون هستند متوجه کلاه گشاد کلاسيکی که طی دهه ها سر کمونيست های راديکال
رفته است بشوند. حزب انشعابيون با پلاتفرم و ترکيب امروزی اش ميتواند يک جمع سياسی
ناهمگون و پر از تناقض باشد و اختلافات و کشاکش ها در اولين نقطه عطف سياسی و حتی
پيش از آن در بين آنها بالا بگيرد. در هر حال اگر روی خطی که کوروش مدرسی بروشنی
نمايندگی ميکند، و در همين بيانيه اعلام موجوديت به خورد کمونيستهای ما داده شده،
سير کند جايگاه اين حزب در قطب راست جامعه خواهد بود.
واضح است که حزب کمونيست کارگری هيچ علاقه ای
ندارد که انشعابيون بيش از اين به راست بچرخند. به هر درجه ای که اين رفقا به «يک
دنيای بهتر» متعهد بمانند نزد ما اعتبار و احترام خواهند داشت. بهر درجه ای که
عليه جمهوری اسلامی مبارزه کنند نزد ما احترام خواهند داشت. اما از يک جهت حزب
رفقای انشعابی برای ما متفاوت از احزاب ديگر است و آن اينکه ميخواهد سياست هايش را
تحت نام کمونيسم کارگری و حکمتيسم عرضه کند. ما موظفيم که اجازه ندهيم حتی کوچکترين
راست روی تحت نام حکمت و کمونيسم کارگری توجيه شود. ما اينرا تضمين ميکنيم و اجازه
نمی دهيم راست و کمونيسم بورژوايی که منصور حکمت از در بيرون کرده بود حالا تحت
نام خود او از پنجره وارد شود. ما قاطعانه از منصور حکمت دفاع خواهيم کرد!
و بالاخره انشعاب اخير اعلام شکست قطعی مواضعی
راست در حزب کمونيست کارگری بود. عليرغم لطماتی که اين انشعاب به ما تحميل ميکند،
بيرون رفتن خط راست در عين حال نيروی ما را ده چندان ميکند. تا همين جا انسجام و
اتحاد و عزمی که بين کادرهای حزب بر سر مواضع تا کنونی حزب بدست آمده است يک پيشروی
بزرگ و منبع انرژی و تحرکی عظيم است. در واقع حزب کمونيست کارگری در آستانه يک
انقلاب عظيم در ايران يک آمادگی وسيع و شورانگيز برای ايفای نقش خويش بدست آورد.
دست آورد ديگر اين جدال با خط راست اين بود که عملا حزب ما بيش از پيش به يک حزب
علنی و شفاف و متکی بر اراده آگاهانه کادرهای کمونيست سوق يافت. جدال های اخير
نشان داد که هرچه علنيت و شفافيت بيشتر باشد، هرچه حزب بيشتر در دسترس مردم باشد،
و هر چه بيشتر بر کادرهای کمونيست اتکاء کند بهتر از خودش دفاع ميکند. در جريان
اين جدال ها حزب صاحب يک رهبری منسجم و متحد کمونيستی شد و نشان داد که چگونه چنين
رهبری کمونيستی کليد همه پيشروی ها است. تا قبل از اين انشعاب تلاش رهبری حزب اين
بود که اجازه ندهد مواضعی که هر کدامش ميتوانست باعث از دست دادن پايه های اجتماعی
حزب در بين کارگران، زنان و جوانان شود، حاکم گردد. اکنون حزب با انسجام و اتحادی
که بدست آورده است با تمام قوا رو به همين پايه اجتماعی کار خواهد کرد و ابعادی به
مراتب عظيم تر و پر قدرت تر از موجوديت فعلی اش بدست خواهد آورد. اين حزب اکنون
چند گام به آن حزبی که پيروزی کمونيسم را در ايران ممکن کند، نزديکتر شده است.
کنگره پنج حزب حضور اين حزب را با صدائی رسا تر و محکم تر از هميشه به جامعه اعلام
خواهد کرد.
زنده باد منصور حکمت
حزب کمونيست کارگری ايران
۲۵ اوت ۲۰۰۴، شهريور ۱۳۸۲
http://www.wpiran.org
http://www.rowzane.com