جمعه ۱۷ مهر ۱۳۸۳ - ۸ اکتبرر ۲۰۰۴

 

بخش هائی از کتاب «نه زيستن، نه مرگ» خاطرات زندان ايرج مصداقی

جناح‌هاي رژيم و روش‌هاي سرکوب

اطلاعات سپاه، دادستاني و چهره‌هاي شاخص آن‌ها؛ تحول سيستم امنيتي و سرکوب و...

 

 

 

صحبت حکام شب يلداست

نور ز خورشيد جوي بو که برآيد

حافظ

 

۱

در سال‌هاي اوليه‌ي پس از انقلاب و دهه‌ي خونين ۶۰، مسئولان دادستاني، برخاسته از ميان بازار و هيئت‌هاي مؤتلفه بودند. نفوذ انجمن اسلامي بازار و هيئت‌هاي مؤتلفه در اداره‌ي دادستاني، تا‌ آن‌جا بود که شايع بود بخشي از هزينه‌هاي جاري دادستاني، به وسيله‌ي بازار و انجمن اسلامي آن تأمين مي‌شود! مسؤلان دادستاني هم‌چون لاجوردي، رحماني، مهرآيين، قديريان، جوهري‌فرد، کربلايي، حاج مراد، پيشوا و ... و پشتيبانان آن‌ها چون، حبيب‌الله عسگراولادي، اسدالله بادامچيان، ابوالفضل حاج‌حيدري، سعيد اماني، محسن لباني، محمود کريمي‌نوري، نيري‌، برادران ميرمحمد صادقي، علينقي سيدخاموشي، احمد کريمي، اکبر کريمي برادران اسلامي، شفيق و درخشان ... عمري را در حجره‌هاي بازار گذرانده بودند و يا چون کچويي و عزت شاهي، حسين زاده و ... به کار ساده در بازار پرداخته بودند، ولي داراي فرهنگ حاکم بر بازار بودند. آنان براي امرار معاش، عمري را فقط از طريق واسطه‌گري و دلالي سپري کرده بودند. دلال و واسطه‌گر، به دنبال سود و منافع سريع در کوتاه مدت است. او همه چيز را در کوتاه مدت ديده و جنسي را از دستي به دستي ديگر مي‌رساند و سهم خود طلب مي‌‌کند. در ابعاد کلان وقتي به کار واردات و صادرات مي‌پردازد نيز دوباره به فکر سود و منفعت در کوتاهترين زمان ممکن است. شاغلان در بازار از سرمايه‌گذاري طولاني‌مدت در هراس بوده و آن را در راستاي منافع خود نمي‌بينند. اين دسته از افراد، وقتي دادستاني و ابزار سرکوب را در کنترل خود گرفتند، با توجه به فرهنگي که در آن رشد کرده بودند، به دنبال دست‌يابي به نتيجه در کوتاه‌ مدت شدند. شيوه‌هاي اتخاذ شده از سوي آن‌ها براي حکومت‌کردن نيز ناظر بر همين ادعاست، يعني هميشه منافع کوتاه مدت رژيم را مدنظر قرار مي‌دهد. حاکمان دادستاني به محض گرفتن اطلاعات از قرباني که "جرمش" را سنگين مي‌دانستند، وي را با همان پرونده به دادگاه فرستاده و حکم اعدامش را مي‌گرفتند. افراد زيادي از مجاهدين، آگاهانه با دادن يک سري از اطلاعات که مي‌دانستند منجر به اعدام‌شان خواهد شد، از اين حربه سود جسته و با حفظ اطلاعات اصلي و ذي‌قيمت، در مقابل جوخه‌ي اعدام ايستاده و جاودانه مي‌شدند. مقام‌هاي اطلاعاتي رژيم پس از مدت‌ها که از اعدام زندانيان مي‌گذشت، متوجه مي‌شدند که چه گنجينه‌هاي گران‌بهايي از اطلاعات را از دست داده‌اند.

طي آن سال‌ها، اطلاعات سپاه تقريباً در اختيار کامل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي قرار داشت. اين سازمان و عناصر و همکاران آن مانند بهزاد نبوي، سعيد‌ حجاريان، محسن‌آرمين، مرتضي‌الويري، هاشم آقاجري، فيض‌الله عرب‌سرخي، حسين فدايي، محسن‌ رضايي، محمدباقر ذوالقدر، علي شمخاني، مهدي کاظمي، رحيم صفوي و... کليدي‌ترين نقش را در سرکوب سازمان‌هاي سياسي، انقلابيون، آزادانديشان و روشنفکران جامعه به عهده داشته و کليه‌ي سازمان‌هاي اطلاعاتي و امنيتي رژيم، اعم از اطلاعات و امنيت کميته‌ها، نخست وزيري، سپاه پاسداران، حفاظت اطلاعات‌هاي ارتش و دواير گوناگون آن را اداره مي‌کردند. ساختار اطلاعات سپاه پاسداران و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي چنان در هم رفته بود که دلايل دستگيري و متن بازجويي‌هاي محمدرضا سعادتي از رهبران دستگيرشده‌ي مجاهدين خلق در سال ۵۸ را سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در ۴۲ صفحه منتشر کرده و در رابطه با پرونده‌ي او اطلاعيه‌ي مطبوعاتي نيز منتشر مي‌کردند!

شيوه‌ي برخوردي را که دادستاني انقلاب براي سرکوب نيروهاي سياسي پيشه کرده بود، از ابتدا با مخالفت اطلاعات سپاه پاسداران که بخش ۲۰۹ اوين را اداره مي‌کرد، روبه‌رو بود. ديدگاه آن‌ها، تشکيلاتي‌تر، منسجم‌تر و پيچيده‌تر بود و منافع درازمدت رژيم را مدنظر داشت. بعدها سعيد حجاريان، يکي از مهم‌ترين مهره‌هاي اطلاعاتي رژيم طي ساليان سياه دهه‌ي ۶۰، در مصاحبه‌اي با عماد‌الدين باقي، به اين نکته اشاره کرده و از آن به عنوان يکي از مهم‌ترين اختلاف‌هاي او و دوستانش در مجاهدين انقلاب اسلامي با لاجوردي و گروه مؤتلفه که دادستاني را اداره مي‌کردند، نام برد. آنان به درستي اعتقاد داشتند که با شيوه‌ي لاجوردي و مؤتلفه، به کنه و ذات تشکيلات‌ها دست پيدا نمي‌کنند و نمي‌توانند ريشه‌ي آن‌ها را قطع کنند بلکه تنها به زدن سرشاخه‌ها بسنده مي‌کنند که مي‌توانند دوباره رشد کنند. دعواي بين"اصلاح طلبان" و"محافظه کاران" امروزي در واقع از همان موقع شروع شده بود. جناح مؤتلفه و يا دادستاني انقلاب از اين زاويه برخورد مي‌کرد که اعدام‌هاي لجام‌گسيخته و فوري، رعب و وحشت در جامعه ايجاد کرده و افراد را از پيوستن و ياري رساندن به گروه‌ها باز مي‌دارد. در واقع، شعار "النصر بالرعب" که هم اکنون در جامعه از سوي جناح مقابل خاتمي، يعني مؤتلفه و مدرسه حقاني دنبال مي‌شود، ريشه در همان دوران دارد و مخالفت با آن در نشريه‌ها و صحبت‌هاي "دوم‌خردادي"ها نيز از همان سال ۶۰ نشأت مي‌گيرد. در نگاه "دوم‌خردادي"هاي امروز، اين نوع سرکوب، شايد تنها در کوتاه‌ مدت جواب بدهد، در حالي که آن‌ها خواب ماندگاري و حاکميت طولاني‌مدت را ديده‌اند.

بارزترين وجه اين درگيري‌ها که بارها عوامل رژيم از جمله سعيد‌ حجاريان و مصطفي تاج زاده روي آن دست گذاشته‌اند، موضوع اعدام سيدمحمدرضا سعادتي در مردادماه سال ۶۰ است. اطلاعات سپاه و فعالان سازمان مجاهدين انقلاب‌اسلامي عقيده‌ داشتند با زنده نگاه داشتن سعادتي و فشار شکنجه، او را به دفاع از رژيم و ضديت با مجاهدين وادار کرده و به اين ترتيب از وجهه‌ي او بر عليه مجاهدين استفاده کنند.[1] اما لاجوردي در پي کينه‌ي حيواني که به مجاهدين داشت، بر خلاف رايزني‌هاي انجام شده در سطح بالاي نظام، وي را به جوخه‌ي اعدام سپرد. بعد از گذشت ۲۳ سال از موضوع فوق، هنوز عوامل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با سوز و گذاز از واقعه‌ي فوق ياد مي‌کنند.

 

۲

از همان سال‌هاي اوليه دهه‌ي ۶۰، سازمان‌هاي اطلاعاتي موازي در کنار هم رشد و توسعه‌ مي‌يافتند و به رقابت در امر کسب اطلاعات و سرکوب نيروهاي سياسي همت مي‌گماردند. در سال‌‌هاي اوليه‌ي دهه‌ي ۶۰ تضاد دو جناح و سازمان‌هاي اطلاعاتي وابسته به آن‌ها(اطلاعات سپاه و دادستاني انقلاب) در امر سرکوب بر اين پايه بود که چگونه شکنجه کنيم تا اطلاعات بيش‌تري کسب کنيم، چگونه سرکوب کنيم تا به عمق جريان‌ها و تشکيلات‌ها برسيم و مصاحبه‌هاي اجباري را بر چه پايه‌اي بگيريم که تأثير بيش‌تري در جامعه داشته باشد. تضاد آن‌ها در چگونگي اداره‌ي جامعه نيز از طريق جنگ و جدال نيروهاي خط امام و بازار(دولت موسوي و جناح رسالت) ادامه داشت. سعيد‌حجاريان، مرتضي‌‌الويري و دوستان‌شان در مجلس تلاش کردند با تصويب لايحه‌ي تشکيل وزارت اطلاعات که تماماً توسط خود آن‌ها تهيه شده بود، فعاليت‌هاي اطلاعاتي را در يک سازمان گسترده هماهنگ کنند. هرچند اين سازمان در سال ۶۳ ايجاد شد ولي سال‌ها طول کشيد تا در دوران فلاحيان توانست تمامي اهرم‌هاي قدرت اطلاعاتي را در دست بگيرد و به واسطه‌ي آن، امر سرکوب را به خوبي پيش ببرد. با تمامي فراز و نشيب‌هايي که در دو دهه‌ي گذشته وجود داشته است، هم‌چنان دعواي دو جناح بر سر اين است که چگونه عمل کنيم تا حفظ و بقاي" نظام الهي" را فراهم کنيم و از مواهبِ قدرت، بيش‌تر استفاده کنيم. اين دعوا از ۳۰ خرداد و برکناري بني‌صدر از رياست جمهوري تاکنون، بي‌وقفه ادامه داشته است و تنها در شرايط گوناگون، شکل آن عوض شده است. روزي پوشش اين دعوا، عنوان مبارزه‌ي پيگير بين"اسلام ناب محمدي" و "اسلام مرفهين بي‌درد" بود. روزي سرپوش آن "فقه پويا محمدي" و "فقه سنتي" بود و دوره‌اي اين جنگ و جدال تحت عنوان دفاع از "انحصارات‌ دولتي" و "سرمايه‌گذاري و مشارکت مردم" بود و زماني، اين جدال به عرصه‌ي "جامعه‌ي مدني اسلامي" و "حکومت اسلامي" کشيده شد.

امروز نيز هم‌چون سال‌هاي قبل، از سازمان اطلاعات موازي و برخوردهاي دوگانه مي‌نالند. با تغييراتي که طي اين سال‌ها در بافت حکومتي ايجاد شده و با جابجايي قدرت در ميان جناح‌هاي رژيم، امروزه اطلاعات سپاه پاسداران و بخش حفاظت اطلاعات قوه‌ي قضاييه، جناح راست رژيم را نمايند‌گي مي‌کنند و وزارت اطلاعات تا حدودي به جناح "دوم خرداد" رژيم متمايل است. نحوه‌ي برخورد اين دو سازمان اطلاعاتي با پديده‌هاي مختلف، هم‌چنان نشان‌دهنده‌ي شکاف و اختلاف سليقه‌اي است که از ابتدا، در امر اداره‌ي جامعه و مديريت سرکوب وجود داشته است.

 

۳

پس از پايان جنگ با عراق و به ويژه در سال‌‌هاي اخير، به خاطر پيچيده‌تر شدن امر سرکوب و درگير شدن با واقعيت‌هاي جامعه، مسئله‌ي سرکوبِ برنامه‌ريزي‌شده و سيستماتيک، در نگاه مسئولان امنيتي و اطلاعاتي تفوق يافته و ديدگاه‌هاي سنتي در اين رابطه به کناري نهاده شدند. از آن‌جايي که در وزارت اطلاعات، به آخرين پژوهش‌هاي جامعه شناسي و آماري ايران دسترسي داشته‌ و مشکلات پيش روي رژيم را به خوبي مي‌شناختند، چاره‌ي کار براي تعويق سرنگوني رژيم را در ارائه‌ي شعارهاي گم‌راه کننده‌ و بسط و توسعه‌ي فرهنگي جديد مي‌ديدند. بي‌دليل نيست که عناصر شناخته شده‌اي چون عباس عبدي مصطفي تاج زاده، سعيد ‌حجاريان، علي ربيعي و... به کارهاي پژوهشي روي آوردند و پشت سر هم مؤسسات پژوهشي راه‌اندازي مي‌کنند. با در نظرداشتن واقعيت‌هاي جامعه، پس از دوران جنگ، نيروهاي زبده‌ي اطلاعاتي و سرکوب‌گر رژيم، با مطرح کردن "تهاجم فرهنگي دشمن"، لزوم مبارزه‌ با آن را در دستور کار خود قرار دادند. آن‌ها در يک تحليل اطلاعاتي- امنيتي، به اين نتيجه رسيده بودند که پس از تهاجم نظامي و پليسي رژيم به نيروهاي سياسي و سرکوب و از هم‌پاشي آن‌ها، عرصه‌هاي نبرد به لحاظ تشکيلاتي نيز تغيير کرده است. اين‌بار براي جلوگيري از سر برآوردن دوباره‌ي نيروهاي سياسي و يا شکل‌گيري نيروهاي مخالف جديد، در کنار سرکوب "نظامي" و "پليسي"، به تهاجم فرهنگي نيز دست زدند. با توجه به شناخت عميق‌تري که پيدا کرده بودند، قبل از آن‌که به امر سرکوب بپردازند، با ايجاد موج‌هاي فرهنگي و ساخت ترم‌هاي خاص و ويژه و تکرار آن در مطبوعات و رسانه‌هاي خبري وابسته به خود، در صدد ايجاد نوعي از فرهنگ برآمدند که بتواند عمر رژيم را طولاني‌تر کند. شبکه‌ي خبري "قسط" وابسته به قوه‌ي قضاييه که تحت تسلط محافظه‌کاران است، در توضيحي آشکار به نقش مهم اين گونه تلاش‌ها پرداخته است:

اطلاع‌ رساني، دقيق، شفاف و هماهنگ، بهترين و بسترسازترين اهرم براي آماده کردن افکار عمومي و فرهنگ سازي و پيش‌گيري در مقابله با پديده‌هاي ناهنجار اجتماعي و به ويژه مبارزه با مفاسد اقتصادي است. اهميت اين فرهنگ‌سازي در پيش‌گيري و مقابله با مفاسد اقتصادي و اجتماعي تا اندازه‌اي است که مي‌توان گفت تا چشم پوشي از آن، هرگونه طرحي را در اين زمينه با شکست مواجه خواهد کرد.[2]

با تغيير شرايط، نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي رژيم نيز تلاش مي‌کنند خود را به روز کرده و از آخرين دستاورد‌ها بهره مند شوند. در همين راستا است که حجاريان و دوستانش که خطر را زودتر تشخيص داده‌اند به راه‌اندازي "مرکز تحقيقات استراتژيک رياست جمهوري" دست مي‌زنند.[3] او با تأييد آن‌چه که پرسشگر درباره‌ي عملکرد او پس از سال ۶۸ در ارتباط با پروژه‌ي بسط توسعه‌ي سياسي و ايده‌ي فشار از پايين، چانه‌زني در بالا و راه‌اندازي روزنامه‌ي صبح امروز و تشکيل جبهه‌مشارکت و ... روي اين نکته تأکيد مي‌کند و مي‌‌گويد:

خوب اينها شغل من بوده است. از سال ۶۸ به اين طرف شغل من پيگيري همين برنامه‌ها بوده است. قبل از ۶۸ هم همين بوده است اما با شكل و صورتي ديگر كه بعداً بايد راجع به آن صحبت كرد. اما از سال ۶۸ كه مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري راه افتاد من در معاونت سياسي اين مركز همين پروژه كاري را دنبال مي‌كردم [4]

چنان‌چه ملاحظه مي‌شود حجاريان آن‌چه را که بعد از سال ۶۸ انجام مي‌دهد در راستاي فعاليت قبل از سال ۶۸ خود که پايه‌گذاري "وزارت جنايت و سرکوب اطلاعات" است مي‌داند. و در اين راه عباس عبدي، عليرضا علوي تبار، بهزاد نبوي و... را همکاران خود معرفي مي‌‌کند.

بي‌دليل نيست که شاغلان قديمي بخش سرکوب و کشتار، به بخش‌ فرهنگ و اطلاع رساني نقل مکان کرده و اهرم‌هاي فرهنگي را به دست گرفته‌اند. اينان به‌همراهي عده‌اي از روشنفکران، روزنامه‌نگاران و چهره‌هاي مطرح فرهنگي به خدمتِ رژيم در آمده، به توليد و نشر خبر، گزارش، تحليل و نقد و بررسي پرداخته و بازار نشر و کتاب و مطبوعات و... را اداره مي‌کنند و از اين طريق جنگ رواني را نه در مقابل دشمن خارجي و جبهه‌هاي جنگ، بلکه در ميان جامعه و برعليه مردم به کار مي‌گيرند.

شر±ح حال سرتيپ پاسدار فريدون وردي‌نژاد، يکي از بهترين نمونه‌ها در اين زمينه است. داشتن مسئوليت امنيت واحد اطلاعات سپاه پاسداران با نام مستعار "مهدي نژاد" در سياهترين روزهاي حاکميت رژيم در سال‌هاي اوليه دهه‌ي ۶۰، يکي از مسئوليت‌هاي او بوده است. او که به بي‌رحمي و شقاوت حتا در نزد کارگزاران رژيم نيز معروف بود، بدون اشاره به نقش مهم‌اش در سرکوب و کشتار نيروهاي مترقي و پيشرو جامعه در سال‌هاي پيش، تلاش مي‌کند خود را عنصري "فرهنگي و دانشگاهي" جا بزند. او به همراه حسن روحاني و هادي نجف‌آبادي، سه نماينده‌ي رژيم در ديدار محرمانه با رابرت مک‌فارلين مشاور امنيت ملي رونالد ريگان و هيئت همراه او در سفر به ايران، بودند. او در سايت شخصي‌اش خود را چنين معرفي مي‌کند:

 

سوابق مطبوعاتي

انتشار صدها مقاله، يادداشت و سرمقاله در روزنامه ايران( فارسي چاپ تهران )از سال ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۸۰ و سرمقالههايي در روزنامههاي ايران ديلي (انگليسي) و الوفاق (عربي) [هيچ اشاره‌اي به فعاليت‌هاي قبل از سال ۱۳۷۴ خود نمي‌کند. گويي او در اين سال شروع به کار براي رژيم کرده است]

مدير مسؤولي نشريات ايران ، ايران ديلي(انگليسي)، الوفاق(عربي)،ايران ورزشي ، ايران سپيد(به خط بريل)، مجله ايران جوان، ماهنامه ايران آذين و سالنامه ايران سال

مدير مسؤول فصلنامههاي امام علي (ع) از منظر فرزانگان و نهج البلاغه از منظر فرزانگان (۱۳۷۹)

رئيس هيات مديره و مدير عامل مؤسسه فرهنگي، مطبوعاتي ايران.

مدير انتشارات مؤسسه ايران .

 

سوابق تدريس

دانشگاه امام حسين(ع)[[5]]، دانشكده علوم، چهار ترم. افكار عمومي و سازمان‌هاي اطلاع رساني

پژوهشكده علوم دانشگاه امام حسين (ع)، فوق ليسانس، دو ترم- جنگ رواني.

دانشكده خبر،[[6]] ارتباط شناسي،چهار ترم، دو واحد.

دانشكده خبر، افكار عمومي، (۲ واحد) به مدت شش ترم.

دانشکده خبر، چهار ترم سياستگذاري خبري و رسانهاي

سيستمهاي اطلاعات مديريت (MIS) - مرکز اطلاعات مديريت[7]

وردي‌نژاد به خاطر سوابق مهم اطلاعاتي و امنيتي‌اي که دارد، هم اکنون به عنوان سفير رژيم در چين مشغول فعاليت است. اين پست به خاطر اهميت استراتژيک چين در ساخت و فروش تسليحات نظامي (به ويژه سلا‌ح‌هاي غيرمتعارف و کشتار جمعي) و تلاش گسترده‌ي رژيم براي دست‌يابي به سلاح هسته‌اي، از جايگاه مهمي در سياست خارجي رژيم برخوردار است.

وردي‌نژاد در اين راه تنها نيست. سال‌هاست که محافل وابسته به رژيم تلاش‌ مي‌کنند در معرفي علي لاريجاني، از وي به عنوان "استاد فلسفه" نام برند و اشاره‌اي به درجه‌ي سرتيپي و فرماندهي سپاه پاسداران او نمي‌کنند. آن‌چه که در باره‌ي سوابق سرتيپ عزت‌الله ضرغامي رئيس صدا و سيما مطرح مي‌شود تنها به بعد از سال ۷۱ مربوط است و در باره‌ي فعاليت‌هاي پيش از اين تاريخ، او سکوت مي‌کنند. مسئولان نظامي، اطلاعاتي و امنيتي رژيم به عمد در زندگي‌نامه‌هايي که براي خود خود "جعل" مي‌کنند، از پرداختن به مسئوليت‌هاي دهه‌ي ۶۰( و قتل‌ها و جنايت‌هايشان) سر باز مي‌زنند و با تحريف تاريخ براي خود نقشي فرهنگي و دوستدار فرهنگ "ضرب" مي‌کنند!

 

 ۴

نگاهي گذرا به اسامي اداره‌کنند‌گان راديو و تلويزيون، خبرگزاري‌هاي دولتي و ديگر رسانه‌هاي جمعي رژيم نيز به خوبي نشان‌گر ادعاي فوق است:

 

راديو و تلويزيون

پس از برکناري محمد هاشمي از رياست صدا و سيماي جمهوري اسلامي، بيش از يک دهه است که بزرگ‌ترين رسانه‌ي ارتباط جمعي ملي در اختيار سپاه پاسداران، معاونت فرهنگي ستاد مشترک سپاه پاسداران و باند‌هاي وابسته به آن قرار دارد و تسلط اين‌گونه افراد بر دستگاه عريض و طويل صدا و سيما و پست‌هاي معاونت و مديرکلي گسترش روزافزوني مي‌يابد. کار به آن‌جا کشيده است که از صدا و سيماي جمهوري اسلامي به عنوان محملي براي لجستيک عمليات تروريستي خارج از کشور و زمينه سازي ترورهاي داخلي و قتل‌هاي زنجيره‌اي استفاده مي‌‌کنند.

- سرتيپ علي لاريجاني، رئيس سابق صدا و سيما: وزير سابق ارشاد اسلامي معاون سابق ستاد کل سپاه پاسداران؛

- سرتيپ علي آقامحمدي، جانشين سابق رئيس صدا و سيما:. از مسئولان اطلاعاتي و تروريستي رژيم و مسئول ميز عراق در شوراي‌عالي امنيت ملي، مسئول کميته‌ي تبليغات شوراي‌عالي امنيت ملي، نام برده پيش تر مدير مسئول هفته‌‌نامه‌ي "حوادث" بود و هم‌اکنون مدير مسئول روزنامه‌ي "سلام هموطن"؛

- سرتيپ عزت‌الله ضرغامي، رئيس صدا و سيما: معاون حقوقي و پارلماني و شهرستان‌هاي سابق صدا و سيما، معاون امور سينمايي وزارت ارشاد اسلامي، از فرماندهان سابق سپاه پاسداران و نيروهاي انتظامي، مدير مجموعه‌هاي صنعتي و نظامي سپاه پاسداران، معاون پارلماني وزارت دفاع، از فعالان بخش رسانه‌‌اي قتل‌هاي زنجيره‌اي. سايت "دريچه" وابسته به محافل اطلاعاتي جناح راست رژيم" از وي به عنوان "از افراد مسلط و استراتژيستهاي فرهنگي و هنري" نام مي‌برد؛

- امير امامي تهراني، مدير سابق حوزه‌ رياست صدا و سيما، معاون اجرايي صدا و سيما، از گردانندگان اصلي صدا و سيما: معاون سابق پارلماني وزارت اطلاعات بوده‌ است؛

- حسين شيخ‌عطار، مدير مشاور انفورماتيک امور مجلس و استان‌هاي صدا و سيما: از عوامل وزارت اطلاعات، فعال در تروريسم خارج از کشور، يکي از متهمان فراري دادگاه ترور شاپور بختيار، برادر وي عليرضا شيخ‌عطار سردبير فعلي روزنامه‌‌ي همشهري وابسته به شوراي شهر تهران و عصو مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام است؛

- سرتيپ محمد سرفراز، مديرکل اروپا - آمريکاي صدا و سيما: از فرماندهان سابق سپاه پاسداران؛

- افرادي چون حسن رحيم پورازغدي، عماد افروغ، حسن عباسي، پناهيان که به عنوان جامعه شناس، کارشناس سياسي و اجتماعي و خطيب صدا و سيماي رژيم را در اختيار دارند، جملگي از وابستگان سپاه پاسداران و اساتيد دانشگاه امام حسين وابسته به سپاه پاسداران هستند؛

در دوران پس از جنگ، گردانندگان اصلي صدا و سيما و معاونت‌هاي حساس آن جملگي از وابستگان سپاه پاسداران و ارگان‌هاي سرکوب‌گر رژيم بوده‌اند و در اين راه واحد تلويزيوني سپاه پاسداران نقش اساسي داشته است.

 

خبرگزاري، وزارت ارشاد، کميسيون فرهنگي مجلس و...

- سرتيپ فريدون وردي‌نژاد، رياست سابق خبرگزاري ايرنا و مطبوعات وابسته به آن؛

- احمد پورنجاتي رئيس کميسيون فرهنگي مجلس ششم: معاون سابق وزير اطلاعات، نزديک‌ترين فرد به ري‌شهري در وزارت اطلاعات و نيز بنيان‌گذار "جمعيت ارزش‌ها" به همراه رازيني، روح‌الله حسينيان، ري‌شهري، وي يکي از کساني بود که براي گرفتن فتواي قتل‌عام زندانيان مارکسيست در سال ۶۷ به همراه محمد يزدي به ديدار خميني شتافت و ...؛

- علي لاريجاني، عزت‌الله ضرغامي، حسين انتظامي، مصطفي ميرسليم، مصطفي تاج‌زاده و... در طول‌ سال‌هاي پس از جنگ از اداره‌کنندگان وزارت ارشاد اسلامي بوده‌اند که جملگي از فرماند‌هان سپاه پاسداران، نيروهاي انتظامي و بخش‌هاي سرکوب‌گر رژيم بوده‌اند؛

- محمد مهدي حيدريان، معاون کنوني امور سينمايي و سعمي بصري وزارت ارشاد: مدير سابق سيما فيلم وابسته به صدا و سيما، از فرماندهان سابق سپاه پاسداران؛

- مهرنوش جعفري، مدير کل کنوني مطبوعات و خبرگزاري‌هاي داخلي وزارت ارشاد اسلامي نيز از عناصر به نام اطلاعاتي است؛

- محمود محمدي‌عراقي، رئيس سابق سازمان تبليغات اسلامي، داماد مصباح يزدي: از عناصر مدرسه‌ حقاني، فعال در پروژه قتل‌هاي زنجيره‌اي؛

- خاموشي مسئول جديد سازمان تبليغات و حسن بنيانان در حوزه‌هنري از نزديکان سپاه پاسداران و باندهاي وابسته به آن هستند؛

- مهدي ارگاني، مدير سابق مجموعه‌ي فرهنگسراهاي وابسته به شهرداري تهران، از مشاوران صدا و سيما: از عناصر اطلاعاتي فعال در تروريسم خارج از کشور رژيم؛

رجبعلي مزروعي همزمان مديريت انجمن صنفي روزنامه نگاران، انجمن روزنامه نگاران مسلمان و انجمن قلم را به عهده دارد.

- سايت‌هاي اينترنتي دريچه، گويا+۱، امروز، رويداد، يه‌خبر، بازتاب و خبرگزاري‌هاي مهر، فارس، قسط و... نيز توسط عوامل اطلاعات و امنيتي ديروز و امروز اداره مي‌‌شوند؛

- باشگاه خبرنگاران جوان، نهادي راه‌اندازي شده و وابسته به سپاه پاسداران است که در تدارک کادرسازي براي نيروهاي رژيم در زمينه‌هاي فيلم و تبليغات و... است. واحد تلويزيوني سپاه پاسداران نقشي ويژه در راه‌اندازي اين باشگاه داشته است و غالب دست‌اندرکاران آن يا دوره‌هاي ويژه در سپاه پاسداران ديده‌اند و يا فارغ‌التحصيل دانشگاه امام حسين هستند.

- سهيل کرمي و سعيد ابوطالب دو تن از جاسوسان و اعضاي حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران که مدتي در اسارت نيروهاي آمريکايي در عراق بودند؛ از وابستگان اين نهاد هستند. سعيد ابوطالب به پاس خدماتي که در اين راه ارائه کرد، به نمايندگي مجلس هفتم انتخاب شد؛

- مرکز موسيقي صدا و سيما و مرکز موسيقي وزارت ارشاد نيز از حمله و يورش فرماندهان سابق سپاه پاسداران در امان نمانده است. اخيرا فرماندهان و وابستگان سپاه شرکت‌هاي توليد موسيقي به ويژه پاپ را نيز راه اندازي کرده‌اند.

- حسين زمان يکي از خوانندگان پاپ "دوم خردادي" يکي از فرماندهان سابق سپاه پاسداران بوده‌ است؛

 

روزنامه‌هاي جناح راست

- سرتيپ حسين انتظامي: مدير مسئول روزنامه‌ي "جام جم" وابسته به صدا و سيما: از فرماندهان سابق سپاه؛

- مسيح مهاجري: مدير مسئول روزنامه‌ي جمهوري اسلامي روحاني، از مشاوران صدا و سيما: از معاونت‌هاي وزارت اطلاعات، از فعالان در پروژه‌ي قتل‌هاي زنجيره‌اي؛

- سرتيپ حسين شريعتمداري: مدير مسئول و نماينده‌ي خامنه‌اي در روزنامه‌ي کيهان: معاون بخش اجتماعي وزارت اطلاعات در دوران فلاحيان، از فرماندهان سپاه پاسداران، مسئول بخش فرهنگي زندان‌هاي جمهوري اسلامي، از فعالان در پروژه‌ي قتل‌هاي زنجيره‌اي، از مشاوران ويژه صدا و سيما؛

- سرتيپ حسين صفارهرندي، قائم مقام مدير مسئول کيهان: از فرماندهان سپاه؛

- حسن شايانفر، از مسؤلان روزنامه‌ي کيهان: از مهره‌هاي اطلاعاتي و از مسئولان سابق بخش فرهنگي زندان‌هاي رژيم؛

- حسن رحيم پور ‌ازغدي، مهدي نصيري، محمد نوري زاده، نادر طالب زاده و... از مسئولان و نويسندگان عمده روزنامه‌ي کيهان، همگي از فرماندهان و وابستگاه سپاه پاسداران هستند؛

- علي يوسف‌پور، مدير مسئول روزنامه‌ي سياست روز، از مسئولان اصلي اطلاعاتي، نماينده سابق مجلس از اردل و فارسان؛

- عباس نميني‌ سليمي، سردبير سابق کيهان هوايي و مدير مسئول نشريه‌ي انگليسي زبان تهران تايمز، مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران: از مسئولان اطلاعاتي سابق .و از بستگان نزديک خامنه‌اي؛  

- عبدالله محشتم، مدير مسئول نشريه "يالثارات" ارگان انصار حزب‌الله: از فرماندهان سپاه پاسداران؛

- اسدالله بادامچيان، مدير مسئول نشريه "شما" ارگان مؤتلفه از پشتيبانان و خطدهندگان دادستاني انقلاب اسلامي، معاون رياست قوه‌‌ي قضاييه؛ گفته مي‌شد پسر وي يکي از بازجويان شعبه‌ي هفت اوين بود؛

- پرويز کرمي، صاحب امتياز و سردبير روزنامه‌ي "جوان" يکي از ارگان‌هاي غيررسمي سپاه پاسداران و محافل نزديک به آن" از فرماندهان سابق سپاه؛

-علي اکبر اشعري مسئول نشريات "سروش" وابسته به صدا و سيما، معاونت مطبوعاتي و تبليغاتي وزارت ارشاد در دوره‌ي مصطفي ميرسليم از اعضاي مرکزيت مؤتلفه از رهبران انصار حزب‌الله؛

- مسعود ده‌ نمکي: مدير مسئول نشريه‌ي "دو کوهه" و "شلمچه": از اعضاي سپاه پاسداران، از رهبران انصار حزب‌الله؛

- صولت مرتضوي باباحيدري، مدير مسئول روزنامه‌ي "حمايت"، ارگان سازمان‌ زندان‌هاي رژيم: زندانبان؛

- حميدرضا علي‌اکبري‌ دهکري، سردبير روزنامه‌ي "حمايت"، ارگان سازمان زندان‌‌هاي رژيم: زندانبان؛

به طور قطع و يقين در ارتباط با اداره کنندگان روزنامه‌هاي رسالت، قدس، انتخاب، آفرينش، مأوي (ارگان داخلي قوه‌قضاييه) که وابسته به جناح محافظه کار هستند نيز مي‌توان به راحتي ردپاي عناصر مهم اطلاعاتي و امنيتي رژيم را ديد.

 

روزنامه‌هاي جناح مياني متمايل به رفسنجاني

- محمدعطريان‌فر، مدير مسئول روزنامه‌‌هاي "همشهري" و از گردانندگان روزنامه‌ي "شرق": معاون سياسي و امنيتي سابق وزير کشور، از بنيان‌گذاران بازداشتگاه "وصال" يکي از شکنجه‌گاه‌هاي حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي؛

- مرتضي حاجي، مديرعامل روزنامه "همشهري" و قائم‌مقام مديرمسؤول روزنامه در زمان غلامحسين كرباسچي، از فرماندهان سپاه پاسداران، از معاونت‌هاي استانداري مازندران؛

- مرتضي‌الويري، مدير مسئول سابق روزنامه‌ي همشهري، بازجو، شکنجه‌گر، نماينده سابق مجلس و نخستين شهردار منتخب اولين دوره‌ي شوراي اسلامي‌ شهر تهران پس از "دوم خرداد" بود. شورايي که رياست آن را عبدالله نوري و معاونتش را سعيد‌ حجاريان به عهده داشتند. الويري بعد از کناره‌گيري از شهرداري تهران، به عنوان يکي از ديپلمات‌هاي ارشد رژيم به سفارت اسپانيا منصوب شده است؛

- عبدالله نوري، مدير مسئول روزنامه‌ي خرداد: وزير سابق کشور، نماينده‌‌ي خميني در سپاه پاسداران و جهاد سازندگي، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي‌عالي امنيت‌ملي؛

- فريدون وردي‌نژاد، مدير سابق خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) مدير مسئول روزنامه‌ي ايران؛

- علي ربيعي، مدير مسئول روزنامه‌ي "کار و کارگر" و نشريه کارگري "انديشه‌ي کار"، اين نشريه تلاش مي‌کند با استفاده‌ از فرهنگ چپ، خود را به نوعي پيرو ديدگاه‌هاي چپ نشان دهد: از معاونت‌هاي وزارت اطلاعات، بازجو و شکنجه‌گر، مسئول دبيرخانه شوراي امنيت ملي، مشاور امنيتي خاتمي، از رهبران و گردانندگان "خانه‌ کارگر"، فرزند ۲۲ ساله‌ي وي نيز مسئول خبرگزاري ايلنا(خبرگزاري کارگري رژيم) است؛

- مصطفي کواکبيان، مدير مسئول روزنامه‌ي "مردم‌سالاري"، از رهبران انصار حزب‌الله سمنان؛

هم‌چنين روزنامه‌هاي همبستگي، اعتماد، توسعه نيز که وابسته به جناح مياني (رفسنجاني) هستند، از چهره‌هاي مطرح امنيتي و اطلاعاتي استفاده مي‌کنند.

 

روزنامه‌هاي جناح مشارکت

- سعيد حجاريان، مديرمسئول روزنامه‌ي "صبح امروز"، از مسئولان سايت اينترنتي "امروز"، عضو شوراي سردبيري روزنامه‌هاي سلام و... : از قديمي‌ترين عناصر اطلاعاتي رژيم، از مسئولان اطلاعات نخست‌وزيري، معاون وزير اطلاعات، مؤسس دانشگاه امام محمدباقر وابسته به وزارت اطلاعات، عضو مؤسس شوراي امنيت ملي، مؤسسه مطالعات استراتژيک، معاون و مشاور سياسي خاتمي، محافل جناح راست رژيم از وي به عنوان متخصص "جنگ رواني" نام مي‌برند؛

- عباس عبدي، عضو شوراي سردبيري نشريه‌ "سلام" و ديگر روزنامه‌هاي دوم خردادي، مسئول مؤسسه تحقيقاتي و نظر سنجي آينده: عضو دفتر اطلاعات نخست وزيري، مسؤل واحد "بررسي" وزارت اطلاعات، مشاور سابق دادستان کل کشور؛

- محمد نعيمي‌پور، مدير مسئول روزنامه‌ي ياس نو: مديرکل امورخارجي وزارت اطلاعات، عضو هيئت رئيسه و رئيس فراکسيون مشارکت(هوادار خاتمي) در مجلس شوراي اسلامي ششم؛

- محسن ميردامادي، مدير مسئول روزنامه‌‌هاي مشارکت و "وقايع اتفاقيه": از فرماندهان بخش اطلاعات وامنيت سپاه، از گردانندگان بخش امنيت و سرکوب وزارت کشور، رئيس کميسيون اطلاعات و امنيت مجلس شوراي اسلامي ششم؛

- مصطفي تاج‌زاده، عضو شوراي سردبيري ياس نو و ديگر نشريه‌هاي دوم خردادي، مقاله نويس و ايدئولوگ دوم خردادي: معاون سياسي و امنيتي سابق وزير کشور، از کادرهاي مهم اطلاعاتي رژيم و از عناصر سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي؛

- عليرضا علوي‌تبار، عضو شوراي سردبيري نشريه‌هاي "دوم خردادي" و از گردانندگان سايت "امروز": عنصر مهم اطلاعاتي، ايد‌ئولوگ جريان‌‌هاي "دوم خردادي"؛

- حميدرضا جلايي‌پور، عضو شوراي سردبيري نشريات دوم خردادي (جامعه، توس، نشاط و...): فرماندار سابق مهاباد، معاون سياسي و امنيتي استاندار، از فرماندهان سپاه و شريک در قتل‌هاي دهه‌ي ۶۰ کردستان؛

- محمد محسن سازگارا، عضو شوراي سردبيري نشريه‌‌هاي دوم خردادي (جامعه، توس، گلستان و...) از برنامه‌ريزان سرکوب گسترده‌ي سال‌هاي اوليه دهه‌ي ۶۰، نويسنده‌ي اساسنامه‌ي سپاه پاسداران؛

- اکبر گنجي: سردبير نشريه راه نو، عضو شوراي سردبيري نشريه‌هاي "دوم‌خردادي"، از مسئولان بخش فرهنگي سفارتخانه‌هاي جمهوري اسلامي در خارج از کشور: از اعضاي سابق عقيدتي- سياسي سپاه پاسداران؛

- عمادالدين باقي، سردبير روزنامه‌ي "جمهوريت"، عضو شوراي سردبيري نشريه‌هاي "دوم خردادي" از اعضاي سابق عقيدتي- سياسي سپاه پاسداران و عضو مؤسسه نشر آثار امام خميني؛

- سيد ابراهيم نبوي، طنزنويس روزنامه‌هاي دوم خردادي: از عناصر چماقدار حزب‌الله و از عوامل سرکوب وزارت کشور در سياه‌ترين روزهاي رژيم؛

 

روزنامه‌هاي مجمع روحانيون مبارز و نزديکان به آن

- هادي خامنه‌اي، برادر ولي فقيه رژيم، مدير مسئول روزنامه‌هاي "جهان اسلام" و "حيات نو": بازجوي سابق اوين در دهه‌ي ۶۰ و اوج جنايات رژيم، نماينده‌ي مجلس ششم؛

- علي‌اکبر محتشمي پور، مدير مسئول روزنامه‌ و مجله‌ي "بيان": وزير سابق کشور، بنيان‌گذار حزب‌الله لبنان، از چهره‌هاي اصلي جنايت رژيم؛

سيدمحمد موسوي‌خوييني‌ها، مدير مسئول روزنامه‌ي "سلام": دادستان سابق کل کشور، نماينده‌ي خميني در حج؛

- رسول منتجب‌نيا، صاحب امتياز روزنامه‌ي "نسيم صبا" وابسته به مجمع روحانيون مبارز: از مسئولان وزارت اطلاعات و نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي در دهه‌ي ۶۰؛

- سيدمحمود دعايي، مدير مسئول و نماينده‌ي ولي‌فقيه در روزنامه‌ي اطلاعات به مدت بيش از دو دهه: رابط وزارت اطلاعات و مجلس، غالب کتاب‌هايي که توسط وزارت اطلاعات تهيه شده و يا در زندان‌هاي رژيم نوشته‌ مي‌شوند از جمله‌ خاطرات نورالدين کيانوري، ارتشبد حسين فردوست، طاهره باقرزاده (قدرت و ديگر هيچ) و ... توسط انتشارات روزنامه‌ي اطلاعات به دست چاپ سپرده مي‌شوند. او در نامه‌اي از بابک اميرخسروي مي‌خواهد که خاطرات کيانوري را نقد کند تا وي آن را به چاپ سپارد. وعده‌اي که عملي مي‌شود!

 

بخش هنر و سينما

هنرمندان و فيلم‌سازان مشهور وابسته به رژيم نيز در واقع از بخش کشتار و سرکوب به اين بخش نقل مکان ‌کرده‌اند و تلاش مي‌کنند ميدان‌هاي جديد فعاليت را نيز در اختيار خود بگيرند:

- محسن مخملباف سناريست و کارگردان: بازجو و شکنجه‌گر کميته‌ي مرکزي انقلاب اسلامي (بهارستان) در سياهترين روزهاي تاريخ ايران در سال‌هاي اوليه دهه‌ي ۶۰ که  در فيلم "سلام سينما" گوشه‌اي از تبحر خود در امر بازجويي را به هنگام پرسش و پاسخ از جوانان براي استخدام‌ به عنوان هنرپيشه، نشان مي‌دهد.

- بهروز افخمي سناريست و کارگردان سينما، نماينده‌ي مجلس ششم شواري اسلامي از تهران، پاسدار سابق اوين در سال‌هاي ابتدايي دهه‌‌ي ۶۰؛

- احمدرضا درويش سناريست و کارگردان: از عناصر بسيجي و سپاهي عضو گشت‌‌هاي "ثارالله" که عريان‌ترين نوع سرکوب را در خيابان‌هاي پايتخت به نمايش‌ مي‌گذاشتند؛ 

- سيف‌الله داد سناريست و کارگردانان، معاونت سينمايي عطاءالله مهاجراني وزير ارشاد اسلامي در دوران خاتمي: عضو کميته مرکزي انقلاب اسلامي(بهارستان)؛

- ابراهيم حاتمي‌کيا سناريست و کارگردان: عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، مأمور به خدمت در واحد سمعي بصري نيׅ±وي هوايي سپاه پاسداران؛

- جمال شورجه، سناريست و کارگردان: عضو کميته، پاسدار؛

- جواد شمقدري، سناريست و کارگردان: عضو کميته، پاسدار؛

علي‌رغم تضادهاي ظاهري و عملکرد دوگانه، جناح‌هاي رژيم به وقت لزوم مانند تيغه‌هاي قيچي براي قطع يک ريشه و شاخه عمل مي‌کنند.

ناگفته نگذاشته باشم که در اين بخش، بحث در باره‌ي چگونگي اجراي سياست‌هاي فرهنگي رژيم مورد نظر‌ نبوده است.

 

 



[1]   از نظر من وصیت‌نامه‌ی سعادتی که توسط رژیم انتشار یافت، می‌تواند واقعی بوده و وی به هنگام شهادت، احتمالاً دارای دیدگاهی که در وصیت‌نامه مطرح می‌کند، بوده باشد. متن وصیت‌نامه‌ای که حجاریان و تاج زاده و... روی آن تأکید می‌کنند، قبل از هر چیز نشان‌دهنده‌ی ماهیت ضد‌بشری رژیم خمینی می‌باشد که زندانی بی‌دفاعی چون سعادتی را که از ابتدای انقلاب در زندان بوده و هیچ نقشی در تحولات سیاسی جامعه و به ویژه ۳۰ خرداد و پس از آن نداشته، به جوخه‌ی اعدام می‌سپارد.

[2]   www.ghest.com

[3]   مجاهدین با یک ارزیابی شتابزده تحولات ناشی از تشکیل مرکزتحقیقات استراتژیک را تلاشی از سوی رفسنجانی برای پی نخود سیاه فرستادن نیروهای خط امامی تلقی کردند.

[4]   سایت امروز ۱۷ تیرماه ۱۳۸۳.

[5]   وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

[6]   وابسته به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا.

[7]   http://www.verdinejad.com