يکشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۳ – ۱۸ آوريل ٢٠٠۴

 

اولين شماره روزنامه وقايع اتفاقيه منتشر شد

اينجا روزنامه «وقايع​اتفاقيه» است؛ خيابان استاد نجات​اللهی (ويلا)، کاشی ۱۲۵.

ما در ساختمان قديمی روزنامه خود دست همه اهل قلم از طيف​های مختلف فکری را به گرمی می​فشاريم و از آنان می​خواهيم ما را در اين کار سخت و حساس تنها نگذارند.

 

نخستين شماره روزنامه وقايع اتفاقيه امروز منتشر شد. وقايع اتفاقيه نام يکی از اولين روزنامه هايی است که در دوره اصلاحات اميرکبير در ايران منتشر شد و به نوشت روزنامه شرق ،مشخص می شود که پس از بيش از يک قرن ، قصه جنبش اصلاح طلبی در ايران همچنان تکرار می شود. اولين سرمقاله روزنامه وقايع اتفاقيه ، "بازگشت به آينده" :

در ساختمانی قديمی نه به قدمت نام «وقايع​اتفاقيه» اما با روح و معماری سنتی جمعی از روزنامه​نگاران آمده​اند تا روزنامه​ای «محبوب»، «تأثيرگذار» و با «معيارهای حرفه​ای روزنامه​نگاری» منتشر کنند. روزنامه​ای که در اولين شماره خود «بازگشت به آينده» را نويد می​دهد.

اين جمع روزنامه​نگار روزهای بسياری است که با «فکر» ايجاد روزنامه​ای «حرفه​ای» گردهم آمده​اند، طرح ارائه داده​اند، برنامه​ريزی کرده​اند، آموزش​های فشرده روزنامه​نگاری مدرن را ديده​اند و از همه مهمتر با «اميد» آمده​اند آن هم در اين فضای بسی از «نااميدی»! فضايی که اگر در آن مرزی بين «عاقل بودن» و «عاشق بودن» قائل باشيم ما قطعا از طايفه دوميم. که «عقل» با صدها منطق و استدلال می​گويد: «در اين حيطه گام نذار» و «عشق» می​گويد: «برو»!

عشقی که به «اميد» ايمان دارد.

«اميد» واژه امروز و ديروز ما ايرانيان نيست. گذشتگان ما از اميرکبير که «وقايع​اتفاقيه» را با اميد «اصلاحات» منتشر کرد گرفته تا به امروز به آن ايمان داشته​اند. اميد به «اصلاحات ايرانی» تا به امروز که قريب دو قرن می​گذرد همچنان در دل ايرانيان زنده است و ادامه دارد.

ما نيز در «وقايع​اتفاقيه» امروز با «بازگشت به آينده»! کارمان را آغاز می​کنيم، «بازگشت»​به گذشته، «بازگشت» و «نگاه» به آنچه در اين سرزمين صدها سال است آزاديخواهان آن به دنبال «يک کلمه» بوده​اند: «قانون».

در ساختمانی قديمی نه به قدمت نام «وقايع​اتفاقيه» اما با روح و معماری سنتی جمعی از روزنامه​نگاران آمده​اند تا روزنامه​ای «محبوب»، «تأثيرگذار» و با «معيارهای حرفه​ای روزنامه​نگاری» منتشر کنند. روزنامه​ای که در اولين شماره خود «بازگشت به آينده» را نويد می​دهد.

اين جمع روزنامه​نگار روزهای بسياری است که با «فکر» ايجاد روزنامه​ای «حرفه​ای» گردهم آمده​اند، طرح ارائه داده​اند، برنامه​ريزی کرده​اند، آموزش​های فشرده روزنامه​نگاری مدرن را ديده​اند و از همه مهمتر با «اميد» آمده​اند آن هم در اين فضای بسی از «نااميدی»! فضايی که اگر در آن مرزی بين «عاقل بودن» و «عاشق بودن» قائل باشيم ما قطعا از طايفه دوميم. که «عقل» با صدها منطق و استدلال می​گويد: «در اين حيطه گام نذار» و «عشق» می​گويد: «برو»!

عشقی که به «اميد» ايمان دارد.

«اميد» واژه امروز و ديروز ما ايرانيان نيست. گذشتگان ما از اميرکبير که «وقايع​اتفاقيه» را با اميد «اصلاحات» منتشر کرد گرفته تا به امروز به آن ايمان داشته​اند. اميد به «اصلاحات ايرانی» تا به امروز که قريب دو قرن می​گذرد همچنان در دل ايرانيان زنده است و ادامه دارد.

ما نيز در «وقايع​اتفاقيه» امروز با «بازگشت به آينده»! کارمان را آغاز می​کنيم، «بازگشت»​به گذشته، «بازگشت» و «نگاه» به آنچه در اين سرزمين صدها سال است آزاديخواهان آن به دنبال «يک کلمه» بوده​اند: «قانون».

و چرا هنوز پس از قرنها از اين تلاش، ما ايرانيان هنوز اندرخم همان يک کوچه «قانون» مانده​ايم.

و چرا هنوز پس از صدها سال که روزنامه​ای در عصر نوآوری و مدرنيته در ايران منتشر می​شود باز هم بايد از «قانون» سخن بگوييم و از حاکميت آن، و نيز چرا بايد امروز پس از صدها سال از تلاش اميرکبيرها، مشيرالدوله​ها، مستشارالدوله​ها، امين​الدوله​ها و صدها تن ديگر تا به امروز بازهم بايد در توجيه «اصلاحات» سخن بگوييم و حتی در اين راه مشقت بکشيم، رنج ببريم، سختی و عذاب تحمل کنيم، حبس بکشيم و .​.​.

هزاران سؤال از جنس همين موارد است که ما را نمی​تواند از گذشته و بازگشت به آن جدا کند، به ويژه ملتی که در شش، هفت سال اخير تجربه​ای ديگر را پشت​سرگذاشته است با همه خوبی​ها و بديهايش و با همه خوشی​ها و رنج​هايش!. شايد که بخشی از همين مردم، نااميدانه به آينده می​نگرند. اما جز اين است که آدمی به اميد «آينده» است که می​تواند زنده باشد.

بنابراين «وقايع اتفاقيه»ای ديگر پس از ۱۶۰ سال از قتل اميرکبير «اصلاح​طلب ناکام» ايرانی ظهور می​کند تا نگاهی به «آينده» داشته باشد. نگاهی پر از اميد و سرافرازی. که اگر «روزنامه​نگار ايرانی» که خود نيز بيش از صدسال است در خط اول و مقدم سختی​ها بوده است در اين راه پرمشقت گوشه عزلت گزيند و نااميدانه به آينده بنگرد، از مردم کوچه و بازار چه انتظاری می​ماند.

ده​ها سال است که روزنامه​نگار ايرانی را بر زمين می​کوبند اما بازهم حتی اگر رمقی اندک از او باقی مانده باشد برمی​خيزد و پيام «اميد» به «ملتش» می​دهد چرا که بايد اين رکن رکين دموکراسی را در اين «اوضاع بی​سامان»، همچنان «زنده» و «سرافرازانه» نگاه داشت.

***

از اين​روست که «وقايع اتفاقيه» انتشار خود را «اتفاقی دوباره در عرصه روزنامه​نگاری ايران» اعلام کرد و برای اين منظور «اصول​نامه» خود را به​طور روشن و شفاف در برابر قضاوت و کنترل دائم مخاطبان خود قرار می​دهد:

«اول- روزنامه وقايع​اتفاقيه روزنامه​ای حرفه​ای خواهد بود که تلاش می​کند با اطلاع​رسانی و تحليل به موقع اخبار سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی رسالت حرفه​ای خود را به انجام برساند و در اين راه به جز «قانون» و «حفظ منافع ملی» هيچ خط قرمزی برای خود نمی​شناسد».

«دوم- روزنامه​نگاران روزنامه وقايع​اتفاقيه تصميم گرفته​اند بخش​های مختلف روزنامه را تحت​الشعاع بخش سياسی قرار ندهند و اطلاع​رسانی در حوزه مسائل «اجتماعی» و «فرهنگی»​و نيز تحليل رويدادهای اين دو حوزه را با نگاهی نقادانه اما منصفانه مهمترين اولويت کار روزنامه قرار دهند».

«سوم، روزنامه وقايع​اتفاقيه خود را سخنگوی «طبقه متوسط جامعه» می​داند که سعی می​کند آمال و آرزوهای اين طبقه مهم و گسترده جامعه از زبان اين روزنامه منعکس شود. از اين رو نه روزنامه​ای کاملا نخبه​گرا و روشنفکرانه خواهيم بود و نه کاملا و عامه​گرا!»

«چهارم- روزنامه​ وقايع​اتفاقيه از جهت فکری خود را وابسته به جريان «اصلاحات» می​داند که می​کوشد در چارچوب قانون اساسی و قوانين کشور به مسائل «حقوق بشر»، «دفاع از حقوق شهروندی همه ايرانيان»، «دفاع از آزادی​های عمومی به​ويژه آزادی بيان و عقيده» و «دفاع از حاکميت قانون» بپردازد».

«پنجم- وقايع اتفاقيه می​کوشد روزنامه​ای موضوع​گرا و تحليلی باشد نه شخصيت​گرا، در عين حال که از پوشش مناسب خبری رويدادها در عرصه مختلف غفلت نمی​کند».

«ششم- وقايع​اتفاقيه می​کوشد رعايت دقيق «اخلاق حرفه​ای روزنامه​نگاری» را سرلوحه کار خود قرار دهد و به​ويژه به حريم خصوصی و شئون انسانی افراد احترام می​گذارد و از افترا، توهين، تهمت و مخدوش کردن شهرت و شخصيت افراد که متأسفانه سکه رايج اين ديار شده است، پرهيز می​کند».

«هفتم- روزنامه وقايع​ اتفاقيه اخبار، مطالب و عکسهای خود را بدون منبع و نام مشخصات توليد کننده،​ آن منتشر نمی​کند و به «فتوژورناليسم» و «گرافيک هنری» روزنامه اهميتی خاص می​دهد».

«هشتم- و مهمتر از همه نکات، وقايع​اتفاقيه تلاش و افری خواهد داشت تا به عنوان تحولی مهم در عرصه خبررسانی مطبوعات کشور مدرن​ترين سبک خبرنويسی روز دنيا، soft news (نرم​ خبر) را در کليه صفحات اعمال کند».

و بر اين اعتقاديم که در عرصه روزنامه​نگاری ايران اگر اين روزنامه هيچ کار مثبتی را هم انجام ندهد اما حداقل بتواند سبک​های رايج در روزنامه​های موجود کشور را کنار بگذارد و سبک خبرنويسی soft news را رايج کند. هرچند که ما در اين مسير در ابتدای راه هستيم و قصد بلندپروازی هم نداريم اما همه ما در اين روزنامه با اين قصد و نيت آماده​ايم که فعل «خواستن» را در اين​باره صرف کنيم. اميدواريم طی چندماه آينده بخش​های مختلف روزنامه بتوانند بسياری از خبرهای خود را به​صورت soft news منتشر کند.

ما برای رسيدن به نقطه مطلوب در اين نوع از خبرنويسی از خوانندگان خود فرصت می​خواهيم تا روزنامه​نگاران وقايع​اتفاقيه بتوانند خود را هرچه سريعتر با اين خبرنويسی وفق دهند و اسلوب دقيق آن را پياده کنند.

چراکه به قول دکتر يونس شکرخواه «خبرنويسی ديگر گذاشتن قلم بر روی کاغذ و نوشتن رويداد نيست. اين ماجرايی مربوط به ديروز بود که امروز آن را قصه ماهی بيرون از آب می​ناميم!».

در ساختار سبک خبرنويسی soft news برخلاف سبک هرم وارونه «ارزش اطلاعات با سطور پايانی خبر رو به نقصان نمی​گذارد. در اين ساختار در ميان شش عنصر خبری وزن عنصر «چرا؟» از بيشترين اهميت برخوردار است و خبرنگار با رجوع به منابع مختلف سعی در پاسخگويی به همين «چرا» دارد.

وزن «چرا» به اين دليل زياد شده است که رويداد قابل نمايش شده و سهمی که برای روزنامه​نگار باقی مانده همين پاسخ​دهی به علت وقوع رويداد است.

در اين ساختار تازه، عامل انسانی همه جا اصل است. حالا صدای انسان بايد در خبر شنيده شود. نقل قول مستقيم زياد کاربرد دارد.

از ديگر سو، نقش تصويرسازی هم به شدت در خبر اهميت يافته است به طوری که می​گويند: نگو! نشان بده!

اين تصويرسازی​ها در خبر، وابسته به نوع خبر است. گاهی تصوير، تصويری به روز و تازه است و گاه تصويری کهنه و قديمی.

امروز خبرهای دايره​ای به غير از پاسخگويی به مخاطب، پرسش​زا هم هستند. اين پرسش​سازی​ها عمدتا به خاطر ترغيب مخاطب به تعقيب رويداد صورت می​گيرد.

روزنامه​نگاری که به اين سبک دايره​ای خبر می​نويسد، به خوبی می​داند که خبر او به پايان می​رسد، ولی رويداد به پايان نمی​رسد و چون به پايان نرسيده است، مخاطب نبايد به چنين احساسی برسد که چون خبر يک رويداد را خوانده، ديگر لازم نيست خود آن رويداد را دنبال کند، به همين دليل است که می​گويند خبر امروز در جايی به پايان می​رسد که آغاز شده است.

اين نوع خبرنويسی غالبا با پرسش به پايان می​رسد. اين پرسش يا به طور مستقيم مطرح می​شود و يا به صورت استفاده از يک نقل قول مستقيم تفکربرانگيز.

در هر صورت، خبرنويسی جديد که هنوز در يک حالت گذار به سر می​برد و ادبيات خود را کاملا مکتوب نکرده و بيشتر در هاله​ای موسوم به نرم خبر چهره می​نمايد، دامن زدن به انديشه انتقادی و پرسشگر در مخاطب را وظيفه​ای جدی و حرفه​ای قلمداد می​کند.

روزنامه وقايع​اتفاقيه علاوه بر اين در اولين مرحله، سايت روزنامه را به آدرس www.vaghaye.com ايجاد خواهد کرد و مطالب روزنامه را در اختيار کاربران می​گذارد. تلاش همکاران ما در اين حوزه بر اين متمرکز است که همزمان با شروع کار روزنامه نسخه pdf و html صفحات روزنامه را بر روی web منتشر کنند. در مرحله اول انتشار الکترونيکی روزنامه وقايع،​ امکانات متداول در سايت​های خبری و روزنامه​ها نظير آرشيو و جست​وجو در متن اخبار و مطالب در سايت قرار می​گيرد.

در مرحله دوم که به فاصله کوتاهی رخ خواهد داد، نسخه الکترونيکی روزنامه وقايع اتفاقيه مجهز به «وبلاگ» خواهد شد. اين وبلاگ در واقع اين امکان را فراهم می​کند که کاربران با تک​تک خبرنگاران و اعضای تحريريه و دبيران روزنامه ارتباط دوسويه برقرار کنند. اعضای تحريريه نکات حاشيه​ای کار در روزنامه يا نظرات شخصی خود را در مورد مطالب روزنامه منتشر می​کنند و از نظرات کاربران در مورد مطالب خود بهره می​گيرند.

در مرحله سوم که سعی می​شود ظرف دو-سه ماه آينده صورت گيرد نسخه الکترونيکی روزنامه به سمت يک روزنامه الکترونيکی online پيش خواهد رفت که اگرچه به خط​مشی و محتوای نسخه چاپی وفادار خواهد بود اما باتوجه به ظرفيت​هايی که محيط web و خبرنويسی online در اختيار سايت قرار می​دهد، اخبار و مطالب بيشتر و پرداخته​تر از نسخه چاپی را منتشر خواهد کرد و ارتباط مستقيم​تری با کاربران برقرار خواهد نمود.

***

ما در ساختمان قديمی روزنامه خود دست همه اهل قلم از طيف​های مختلف فکری را به گرمی می​فشاريم و از آنان می​خواهيم ما را در اين کار سخت و حساس تنها نگذارند.

اينجا روزنامه «وقايع​اتفاقيه» است؛ خيابان استاد نجات​اللهی (ويلا)، کاشی ۱۲۵.