چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۱ - ۲۲ اکتبر ۲۰۰۳

گزارش حقوقی کميسيون اصل نود مجلس

در خصوص پرونده​ی بازداشت شدگان ملی - مذهبی

نگهداری طولانی بازداشت شدگان [به صورت انفرادی] در سلول​ها نمی​تواند موجه و مطابق مقررات مربوطه باشد.

 

گزارش کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی در خصوص پرونده​ی بازداشت شدگان ملی - مذهبی که در اين کميسيون مورد رسيدگی قرار گرفت، طبق آيين​نامه​ی داخلی مجلس شورای اسلامی و مصوبه​ی همين کميسيون قرار است در صحن علنی مجلس شورای اسلامی قرائت شود.

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجويان ايران متن اين گزارش که نسخه​ای از آن از سوی کميسيون اصل ​۹۰ در اختيار گروه پارلمانی ايسنا قرار گرفت، به اين شرح است:

« گزارش حقوقی از پرونده ​۴۷۶۰ م مربوط به شکواييه​ی خانواده​های آقايان تقی رحمانی، رضا عليجانی، هدی​صابر و امير طيرانی.

پرونده​ای به کلاسه ​۴۷۶۰ م راجع به شکواييه​ی تعدادی از فعالان ملی - مذهبی که در تاريخ ​۲۱/۱۲/۱۳۷۹ در منزل آقای محمد بسته​نگار دستگير شده و در شعبه محترم ​۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی دارای پرونده​ی قضايی بودند، در اين کميسيون تشکيل گرديده و مکاتباتی با مراجع قضايی به عمل آمده که اسامی برخی از شکات جديد نيز در بين بازداشت شدگان قبل وجود دارد.

مع​الوصف چون هنوز دادنامه​ی بدوی در خصوص شکات قبلی به طور کامل تحويل اين کميسيون نگرديده است، ادامه​ی رسيدگی​های کميسيون متوقف ماند، لکن شکوائيه​ی خانواده افراد مذکور منشا بررسی​ها و مکاتبات جديد قرار گرفت و ابتدائا نامه​ای به شماره /​۴۷۶۰/۱۵۳۶۷/۹۰/م مورخ ​۲۸/۳/۸۲ برای جناب آقای خاتمی رياست محترم جمهوری اسلامی، جناب آقای نمازی دادستان محترم کل کشور و جناب آقای مروی معاون محترم اول قوه قضاييه ارسال شد.

در نامه مزبور که با ارسال تصوير شکوائيه​ی خانواده​ها همراه بوده، آمده است که:

« نامبردگان از فعالان سياسی و مطبوعاتی بوده و اخيرا در دادگاه انقلاب اسلامی تهران محکوميت​های حبس يافته​اند و رای صادره به مرحله قطعيت نرسيده است. بازداشت مجدد آنان در تاريخ ​۲۴/۳/۸۲ ظاهرا به اتهام ارتباط با ناآرامی​های اخير کوی دانشگاه تهران بوده و نگرانی خانواده​ها را موجب شده است.»

در پايان نامه درخواست شده که:

« شايسته است با عنايت به مطالب مندرج در متن شکواييه، در خصوص نوع و دلايل اتهام و جهت بازداشت مجدد آنها در حالی که با قيد وثيقه آزاد می​باشند، دستور بررسی صادر نموده و از نتيجه اين کميسيون را نيز مطلع فرمايند.»

رونوشت واصله از نامه شماره​۱۶۰۹۲ مورخ ​۷/۴/۸۲ رييس محترم دفتر رياست جمهوری که اصل آن عنوان وزراء محترم دادگستری و اطلاعات ارسال شده است، حاکيست رييس جمهور محترم برای وزراء مزبور پی نوشت فرموده​اند: « لازم است جدا بررسی شود که کاری خلاف قانون و رويه و مصلحت صورت نگرفته باشد يا نگيرد.»

رونوشت ديگری به شماره ​۵۹۶۶/۸۲/۱ مورخ ​۱۷/۴/۸۲ از آقای مشهدی مدير کل محترم دبيرخانه قوه قضاييه واصل شد که خطاب به آقای مرتضوی دادستان محترم تهران نوشته شده است و تصوير نامه مورخ ​۲۸/۳/۸۲ اين کميسيون را با ضمائم مربوطه حسب پی​نويس رييس محترم نهاد قوه قضاييه برای دادستان عمومی تهران فرستاده​اند، بدون اين​که کمترين اظهار نظری راجع به مفاد شکواييه مربوطه نمايند.

رونوشت نامه ديگری با همين مضمون و با امضای آقای مشهدی مدير کل محترم دبيرخانه قوه قضاييه خطاب به آقای مرتضوی به شماره ​۶۹۶۹/۸۲/۱ مورخ ​۴/۵/۸۲ واصل شده است که در اين نامه هم هيچ اشاره​ای به مفاد و مندرجات شکواييه موصوف نفيا يا اثباتا نگرديده است.

در تاريخ ​۱۰/۶/۸۲ جلسه​ای با حضور خانواده​های مزبور در کميسيون تشکيل شد و مشروح مطالب آنان استماع گرديد که عمدتا تاکيدی بر مفاد شکواييه قبلی می​باشد، مطالبی از اين قبيل که مامورين با حکم آقای مرتضوی وارد منازل شده و با دستگيری آنها کليه نوارهای صوتی، کامپيوتر و وسايل شخصی که ارتباطی به هيچ گونه اتهام قانونی نداشته و حتی مدارک مربوط به اوراق تحصيلی فرزندان را بدون تنظيم صورت جلسه با خود برده​اند و تمام زوايای منزل را تفتيش کرده و از وضع بازداشت شده​ها اطلاعی ندارند و نهايتا درخواست رسيدگی و احقاق حقوق کرده​اند.

خانواده​های شکات در شکواييه ديگری هم​چنين اظهار نموده​اند:« در طی يک ماه و نيم بازداشت موقت تنها يک بار ملاقات کوتاه مدت ميسر شده و متوجه شده​اند که همسران​شان در شرايط سخت سلول نگهداری می​شوند به نحوی که بيمار، ضعيف و شديدا لاغر شده​اند. وکلای انتخابی از اتهامات و دلايل اتهامی بی​اطلاع بوده و موفق به ديدار با موکلين خود نشده​اند. در شرايط بلاتکليفی بوده و حتی از محل نگهداری خود بی​اطلاع می​باشند؛ و نهايتا آزادی هر چه سريع​تر بازداشت شدگان و رعايت و اجرای قانون و عدالت را درخواست نموده​اند.»

در شکواييه​ی ديگری به تاريخ ​۲۲/۶/۸۲ خانم آقای تقی رحمانی يادآوری کرده​اند که:« همسرش در اين مدت دچار بيماری تکرر ادرار شده و چون در سلول بوده در برخی مواقع به ناچار در همان سلول رفع نياز می​کند. موضوع اعتصاب غذای وی نيز با وعده آقای مرتضوی (با حضور در سلول انفرادی) به بهبود شرايط زندان، شکسته شده، ولی وعده​ها تحقق نيافته است و از دسترسی به هر گونه کتاب و روزنامه محروم بوده و در قرنطينه خبری به سر می​برد.

تصوير شکوائيه اخير با شرح قابل توجهی که حائز نکات مهم شکواييه بوده طی نامه شماره ​۴۷۶۰/۵۸۰۴/۹۰م مورخ ​۲۷/۶/۸۲ مجددا برای جناب آقای مروی معاون محترم اول قوه قضاييه ارسال گرديده که هنوز پاسخی نفيا يا اثباتا واصل نشده است.

آخرين استعلام کميسيون در اين پرونده نامه شماره ​۴۰۷۶/۱۵۸۲۳/۹۰م مورخ ​۶/۷/۸۲ است. در اين نامه چهار سوال مشخص برای آقای بختياری رياست محترم سازمان زندان​ها و اقدامات تامينی و تربيتی کشور مطرح شده است. سوالات کميسيون به قرار زير است:

«۱- محل نگهداری افراد مزبور (رحمانی، صابر، عليجانی و طيرانی) کدام يک از زندان​های رسمی کشور بوده است؟

​۲- دستور نگهداری آنان در سلول توسط چه مقامی صادر شده است؟

​۳- آيا نامبردگان از حقوق عادی ساير زندانيان عملا برخوردار بوده​اند؟

​۴- حسب اظهار شکات، برخی محدوديت​ها در ملاقات، تلفن و برخی مزايای قانونی ديگر راجع به بستگان نزديک افراد مزبور اعمال شده است. آيا در اين خصوص نيز دستور قضايی خاصی به زندان مربوطه ابلاغ شده است؟»

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) اين گزارش در ادامه می​افزايد:

پاسخ واصله از آقای بختياری به شماره ​۴۲/۱۴۳۴/۱ مورخ ​۱۶/۷/۸۲ حاکيست که: « افراد مذکور در اندرزگاه ​۳۲۵ زندان اوين نگهداری و احدی از آنها به نام امير طيرانی در اوائل هفته گذشته آزاد شده و وضعيت مابقی مورد بررسی قرار گرفت که مشکلی در رابطه با زندان و مامورين نداشتند و متقاضی تسهيلات بيشتر در خصوص دسترسی به روزنامه و ملاقات داشتند که اولا توضيحات حضوری به آنان داده شده است. ثانيا نسبت به اجابت خواسته آنان از طريق دادستانی محترم نيز دستوراتی داده شده است.»

پاسخ مزبور هر چند به دقت و تفکيک، سوالات مطروحه را در برنمی​گيرد لکن اجمالا حکايت دارد که مامورين زندان مجری دستورات قضايی بوده​اند و در اين پرونده آقای مرتضوی دادستان محترم تهران نيز بيشترين نقش را در صدور دستورات اعم از ايجاد تسهيلات و يا غير از آن داشته و دارند. ضمنا دو هفته قبل از پاسخ آقای بختياری، رونوشت واصله از نامه شماره ​۲۱/۴۰۶۲۷/۸۲/۱۴۰ مورخ ​۲۵/۶/۸۲ آقای حکيمی رييس محترم دفتر دادستان کل کشور حاکيست که نامه مورخ ​۲۸/۳/۸۲ اين کميسيون حسب نظر آيت​الله نمازی دادستان محترم کل کشور، جهت اقدام لازم به آقای مرتضوی دادستان عمومی تهران ارسال شده است در اين نامه نيز هيچ​گونه اشاره​ای به مفاد شکوائيه نگرديده است. بنابراين با توجه به جميع جهات و مقررات قانونی مرتبط با مفاد شکواييه به نظر می​رسد:

« ​۱ - مفاد صريح مواد ​۳۲ و ​۳۵ و ​۱۳۴ قانون آيين دادرسی دادگاه​های عمومی و انقلاب مصوب ​۲۸/۶/۷۸ مجلس در خصوص شرايط مقرر برای صدور بازداشت موقت رعايت نشده است.

​۲ - نگهداری طولانی بازداشت شدگان [به صورت انفرادی] در سلول​ها نمی​تواند موجه و مطابق مقررات مربوطه باشد.

​۳ - ماده ​۹۶ قانون مزبور مقرر کرده است « تفتيش و بازرسی منازل، اماکن و اشياء در مواردی به عمل می​آيد که حسب دلايل، ظن قوی به کشف متهم يا اسباب و آلات و دلايل جرم، در آن محل وجود داشته باشد.»

در اين پرونده که ظاهرا نوعی اتهام دخالت در ناآرامی​های خيابانی خردادماه سال جاری است و با احضار افراد، بازداشت آنها مقدور بوده، تفتيش منازل و بردن وسايل شخصی دقيقا مطابق ماده قانونی ياد شده نمی​باشد.

​۴ - ماده ​۱۰۳ قانون مزبور اشعار می​دارد که از اشيای متعلق به متهم فقط آنچه راجع به واقعه جرم است تحصيل شود و ماده ​۱۰۴ همين قانون مقرر کرده که مراتب می​بايست در صورت​مجلس قيد و پس از امضای متهم آن را در پرونده ضبط نمايند و چنانچه ضبط اوراق و اشياء ضرورت نداشته باشد با اخذ رسيد به صاحبش مسترد می​شود. در اين خصوص با توجه به اظهارات شکات اين پرونده که در موارد متعددی نيز توسط ساير شکات در ساير پرونده​ها نيز منعکس می​باشد، مقررات مادتين مذکور دقيقا رعايت نگرديده است. عدم پاسخگويی به مکاتبات اين کميسيون نيز می​تواند قرينه برای صحت احتمالی اظهارات شکات تلقی شود.

​۵ - عدم اجازه به دخالت يا حتی حضور وکيل انتخابی متهمين در مرحله​ی تحقيقات که معمولا به استناد تبصره ماده ​۱۲۸ قانون مذکور می​باشد، با توجه به عدم وجود دلائل کافی در توجه اتهامات وارده می​تواند نوعی تفسير موسع عليه متهم بوده و اماره خروج قاضی از بی​طرفی در انجام تحقيقات باشد و اساسا بسياری از شائبه​ها در اعمال فشار و ايجاد تضييقات ادعا شده عليه متهمين اين پرونده و ساير متهمان سياسی و مطبوعاتی ناشی از همين تفسير موسع و نهايتا عدم حضور وکيل در مراحل تحقيقات می​باشد و نظام اسلامی هزينه​های فراوانی تاکنون بابت وجود تبصره مذکور و نحوه اعمال غير منطقی آن توسط برخی قضات تحمل کرده است.

​۶ - تبصره الحاقی به ماده واحده اجازه مکاتبه و تحقيق مستقيم به کميسيون اصل نود با دستگاه​های دولتی، مصوب ​۵/۲/۱۳۶۴ مجلس که به تاييد شورای نگهبان نيز رسيده است، کليه مسوولين قوای سه گانه را مکلف نموده تا ظرف يک ماه از تاريخ وصول نامه، پاسخ «کافی و مستند» خود را به مکاتبات کميسيون اعلام دارند و تخلف از اين تکليف قانونی جرم محسوب شده است. اوراق و محتويات اين پرونده حاکيست که مسوولين قوه قضاييه که مخاطبين اصلی کميسيون در اعلام پاسخ بوده​اند علی​رغم گذشت بيش از سه ماه از اولين مکاتبه، اقدام به ارسال پاسخ «کافی و مستند» ننموده و مشمول مفاد تبصره ياد شده بوده و لذا يک نسخه از اين گزارش جهت تعقيب متخلفين به دادگستری تهران ارسال شود!

​۷- از آنجا که طبق قانون، وزارت محترم اطلاعات در خصوص توجه اتهامات امنيتی مرجع صالح برای اظهار نظر می​باشد، مقامات قضايی برای تکميل تحقيقات و حفظ بی​طرفی در اين مرحله بهتر بود از نظرات کارشناسی وزارت مزبور کسب اطلاع نمايند، نه تنها چنين اقدامی حسب ظاهر انجام نشده است بلکه برخی مسوولين بلندپايه وزارت اطلاعات در جلسه مورخ ​۲۱/۷/۸۲ کميسيون ويژه مجلس شورای اسلامی صراحتا اعلام کرده​اند که افراد ياد شده هيچ گونه دخالتی در ناآرامی​های اخير کوی دانشگاه تهران نداشته​​اند و لذا ادامه بازداشت اين افراد قطع نظر از غيرموجه​بودن اصل بازداشت انجام شده، نمی​تواند منطبق با قانون باشد.»