جمعه ۲۹ اسفند ١٣٨٢ – ١۹ مارس ٢٠٠۴

 

به مناسبت ۲۹ بهمن ماه، سالروز ملی شدن صنعت نفت

قراردادهای نفتی ايران متناسب با اهداف ملی شدن صنعت نفت نيست.

ملی شدن صنعت نفت در گفت ​وگو با دکتر ورجاوند, پاکدامن, باوند, مزرعتی, عاصمی​پور و حسينی

 

خبرگزاری کار ايران

دکتر پرويز ورجاوند, کارشناس مسايل اقتصادی در گفت ​وگو با خبرنگار ايلنا گفت: طی ۲۵ سال اخير سياست​های پرتنش ايران مانع جذب سرمايه​های خارجی و به وجود آمدن شرکت​های بزرگ وتوانمند در زمينه نفت وگاز شده است.

ورجاوند,با اشاره به سال​روز ملی شدن صنعت نفت گفت:ملی شدن صنعت نفت ايران اقدامی برای طرد قدرت استعماری در ايران و گامی برای بازيافت استقلال واقعی کشورمان بود.

وی گفت:هدف واقعی دکتر مصدق از ملی کردن صنعت نفت,دستيابی به استقلال کامل ايران برای بيرون آوردن منابع ملی از سلطه بيگانگان بود.

وی ادامه داد:گرچه با ملی شدن نفت ايران دست انگلستان از منابع نفتی ايران کوتاه شد؛اما بهره برداری از منابع نفت کشورمان در غالب کنسرسيوم مورد توجه قرار گرفت.

دکتر ورجاوند,با بيان​اينکه با ملی شدن نفت ايران معيارهای مربوط به صنعت نفت در جهان تغييرکرده و به نفع کشورهای مالک نفت شد,افزود:از آن زمان قراردادهای نفتی به نفع کشورهای مالک نفتی سامان داده شد.

وی گفت:گرچه بعد از ۲۹ اسفندماه ايران بر منافع نفت خود حاکم شد؛اما به دليل تضادهای سياسی و چالش با قدرت​های جهانی از جمله آمريکا در عمل از سرمايه کافی و امکان سرمايه​گذاری کلان درعرصه نفت محروم ماند.

دکتر ورجاوند اضافه کرد:به دليل اين محدوديت​ها در قراردادهای مختلف نفتی منافع ملی آن​چنان که بايد به طور کامل تامين شده و همگی در شرايط اضطراری منعقد می​شوند.

وی تصريح کرد:درحال حاضر صنعت نفت ايران يک اعتبار ملی است؛اما عملا در بهره​برداری از منابع​مان قدرت مانور لازم را نداريم,بنابراين در زمان انعقاد قراردادها همه ابعاد ملی شدن نفت را لحاظ نمی​کنيم.

کارشناس مسايل اقتصادی, با بيان اين که ايران در زمينه تکنولوژی نفت جزء کشورهای آشنا با اين تکنولوژی است,گفت:اختلاف سياسی ايران با آمريکا باعث شده ابعاد سرمايه​گذاری و بهره​برداری از منابع نفتی خود با محدوديت فراوانی مواجه شود.

وی افزود:اگر بتوانيم محدوديت​های سياسی خارجی خود را از ميان برداشته و امکان سرمايه گذاری طولانی را در اين خصوص فراهم کنيم,قادر به انعقاد قراردادهای متناسب با منافع خود خواهيم بود.

دکتر ورجاوند,در ادامه يادآور شد:دکتر مصدق در زمان ملی کردن صنعت نفت با عدم وابستگی به درآمدهای نفتی هنر بزرگی را به کار برد و درآمد نفتی را به نحوی ساماندهی کرد که صادرات کشور بر واردات پيشی گرفت.

وی گفت:متاسفانه بعد از کودتای ۲۸ مرداد تا امروز تمامی دولت​ها که به قدرت رسيدند,صرفا با تکيه برمنابع نفت توانستند طرح​های جاری مملکت را به اجرا درآورند.

کارشناس مسايل اقتصادی ادامه داد:ما نتوانستيم از نفت به عنوان يک درآمد ملی بهره گرفته و در بازار جهانی حضور موثری داشته باشيم.

وی اضافه کرد:متاسفانه درآمدهای نفتی هميشه بار سنگينی بردوش ملت ايران بوده و هرگز نتوانستيم از اين منبع عظيم برای پويايی يک اقتصاد سالم و مبتنی بر رقابت بهره بجوييم.

وی,با بيان اين که در طول ۲۵ سال گذشته نتوانستيم يک شرکت نفتی مطرح در دنيا همانند پتروناس را به وجود آوريم,گفت:ايجاد يک شرکت توانمند از نقطه نظر سرمايه,تکنولوژی و بازاريابی بستگی به حضور ايران در اقتصاد جهانی و سياست منطقه​ای دارد.

دکتر ورجاوند افزود:متاسفانه برخورداری از سياست پرتنش باعث شد,نتوانيم سرمايه​های خارجی را برای سرمايه گذاری در کشور جذب کرده و شرکت​های توانمندی را در زمينه نفت وگاز به وجود آوريم.

 

*** شرکت​های داخلی به دليل ناآگاهی از مفاد قراردادها قادر به حفظ منابع ملی نيستند.

دکتر رضا پاکدامن,کارشناس امور قراردادهای نفتی,با اشاره به سال​روز ملی شدن صنعت نفت,گفت:علی رغم گذشت بيش از۵۰ سال از ملی شدن صنعت نفت هنوز هم شرکت​های داخلی در نحوه تنظيم قراردادهای نفتی با بخش خارجی ضعف اساسی دارند,که به دليل عدم آگاهی,امتيازات وحشتناکی را به طرف خارجی خود می​دهند.

وی افزود:اگر چه ملی کردن نفت ايران يک پيروزی سياسی برای دولت دکترمصدق محسوب می​شد؛اما بعد از سقوط دولت دکتر مصدق,شرکت​های انگليسی در غالب کنسرسيوم وارد صنعت نفت ايران شدند.

دکترپاکدامن,با بيان اينکه بعد از ملی شدن نفت ايران,تنها ظاهر روابط شرکت​های نفتی خارجی در ايران تغيير کرد,گفت:انگليسی​ها قبل و بعد از ملی شدن نفت,در ايران حضور داشتند و قراردادهای مختلفی را منعقد کردند, منتها بعد از ملی شدن نفت​,تنها غالب همکاری​ها تغيير کرد.

دکتر پاکدامن تصريح کرد​:از آنجا که يکی از ضروريات صنعت نفت ايران​,سرمايه​گذاری در بخش فنی و مديريتی است,بنابراين هرگز نمی​توانيم خود را بی​نياز از سرمايه​گذاری​ها بدانيم.

به گفته وی,انحصاری بودن تکنولوژی صنعت نفت باعث شده تا شرکت​های دارنده اين تکنولوژی همواره تعيين کننده نوع ارتباط​ها باشند.

اين کارشناس نفتی,با اشاره به اينکه مفهوم ملی شدن نفت در دوره اقتصاد نوين,مستلزم رشد تکنولوژی و جذب سرمايه فراوان است​,گفت:با اين شرايط نمی​توانيم بدون کمک گرفتن از کشورهای صاحب دانش و فن پيشرفتی داشته باشيم.

وی خاطرنشان کرد​:اگر چه ملی شدن نفت ايران يک اقدام بسيار مهم در تاريخ ايران محسوب می​شود؛اما ملی شدن به معنای عدم حضور سرمايه​گذاران خارجی در صنعت نفت نيست.

دکتر پاکدامن ادامه داد:​در دوارن جنگ,​رکورد عظيمی بر اقتصاد ايران وارد و باعث عقب ماندگی ۱۵ تا ۱۰ ساله کشورمان در بخش صنعت نفت شد.

وی تصريح کرد: دوران انقلاب و جنگ باعث شد,تا صنعت نفت ايران که روزگاری درمنطقه و خاورميانه پيشگام بود, از گردونه رقابت خارج شده و از بسياری از رقبای خود همانند قطر يا عربستان عقب بماند.

به اعتقاد دکترپاکدامن,اگر چه جنگ صدمات فراوانی بر صنعت نفت ايران وارد کرد​؛اما عدم سرمايه​گذاری مناسب در اين بخش و سياست​گذاری​های منطقی در دوره​هايی خاص باعث خروج نخبگان نفت و جذب آن​ها به شرکت​های خارجی ​شد.

وی افزود: وقتی نمی​توانيم از نفت خود,استفاده بهينه و مناسب در رشد و توليد کشور داشته باشيم,نبايدآن را بلای سياه بدانيم​.

دکتر پاکدامن تاکيدکرد​:مشکل ما اين است که نتوانستيم از نعمت​های طبيعی و فرصت​های فراوانی که در اختيار داشتيم برای نسل آينده استفاده کنيم.

کارشناس قراردادهای نفتی,با اشاره به ملی بودن ذخاير نفتی در قانون اساسی گفت:صنعت نفت ايران در بسياری از بخش​های اصلی خود نيازمند سرمايه​گذاری خارجی است, درصورتی که براساس قانون تملک مخازن نفتی با دولت است؛اما سرمايه​گذاران خارجی خواهان بهره​مندی از توليدات نفتی هستند.

وی اضافه کرد​:از طرفی درسال​های اوليه انقلاب صنعت نفت با اين تفکر که بيگانگان نبايد دخالتی درامر توليد نفت ايران داشته باشند​,از دست آن​ها خارج و به نيروهای داخلی سپرده شد.

وی ادامه داد: از آنجا که صنعت نفت نيز همانند نظام اداری نظيريک بخش اداری عمل می​کند,نه تنها نتوانست به رشد و شکوفايی دست يابد؛بلکه کارايی شرکت​های تجاری را نيز به دست نياورد.

وی افزود:​همچنين شرکت​های دولتی درون صنعت نفت,حالت رقابتی بودن شرکت​ها را در اين صنعت از بين برده و باعث ايستا بودن ارتباط بين شرکت​ها شدند.

وی گفت:​زمانی که مديران از آزادی عمل در مديريت برخودار نبوده و نتوانند مانور لازم را در اداره امور بدهند, بايد هم انتظار داشته باشيم که شرکت ملی نفت ايران از لحاظ شرکتی جايگاهی در بازار نفت جهان نداشته باشد.

کارشناس مسايل اقتصادی,در پاسخ به اين سوال که مهم​ترين عامل عدم پيشرفت صنعت نفت ايران چيست,گفت:​قانون​گذاران ما با سياست های خود محدوديت​هايی در قانون نفت به وجود آورده​اند,که نتوانيم پيشرفت کنيم؛البته تحريم​های آمريکا نيز درکندی رشد صنعت نفت تاثير داشت.

وی افزود:نا کارآمدی نظام اداری صنعت نفت به دليل وضع قوانين ناقص در اين صنعت باعث شد حتی شرکت​های داخلی نيز نتوانند به رقابت با يکديگر بپردازند.

پاکدامن,در رابطه با مهم​ترين ضعف صنعت نفت,گفت: هنوز نظام جامعی که چگونگی طی فرايند صنعت نفت را مشخص کند,تدوين نشده تا بدانيم که بايد بيشتر بر چه جنبه​هايی از اين صنعت تکيه کنيم و به چه نکاتی تاکنون توجهی نکرده​ايم.

وی,به ناکارآمدی بخش خصوصی در صنعت نفت اشاره کرد و گفت:بخش خصوصی در ايران نمی​تواند خود را همگام با تحولات جهانی تطبيق دهد.

وی در اين ارتباط افزود:شرکت​های خصوصی در ايران خود را محدود به فعاليت​های کيفی و کمی داخل کشور کرده​اند و هرگز نيز تلاشی برای جايگزينی خود به جای شرکت​های خارجی حاضر در صنعت نفت نکرده​اند.

دکتر پاکدامن گفت:ضعف نظام مديريتی در بخش دولتی و خصوصی باعث شده تا شرکت​های داخلی به طور سنتی در مقابل پيشرفت مقاومت نمايند.

به گفته وی,با توجه به سابقه ۱۰۰ ساله ايران در صنعت نفت و گذشت بيش از ۵۰ سال از ملی شدن نفت, هنوز هم شرکت​های داخلی برای حضور در مناقصات نفتی مشکل داشته و وزارت نفت نيز در برخی از مناقصات از حضور آن​ها به دليل نداشتن تکنولوژی و سرمايه کافی خودداری می​کند.

کارشناس قراردادهای نفتی,تصريح کرد​:شرکت​های داخلی در نحوه تنظيم قراردادهای نفتی با بخش خارجی ضعف اساسی دارند که به دليل عدم آگاهی, امتيازات وحشتناکی را به طرف خارجی خود می​دهند.

وی خاطرنشان کرد​:ديدسنتی شرکت​های داخلی در نحوه تنظيم قرارداد با شرکت​های خارجی باعث شده تا آن​ها نتوانند منافع خود را در انعقاد قراردادها حفظ کرده و به دليل نا آگاهی از مفاد قراردادها و تبعات حقوقی آن​ها لطمات فراوانی بخورند.

 

*** بعد ازگذشت ۵۰ سال از ملی شدن صنعت نفت به توسعه اقتصادی دست نيافتيم.

دکتر هرميداس باوند,کارشناس مسايل اقتصادی گفت:ملی شدن صنعت نفت را وسيله​ای برای نيل به استقلال سياسی و اقتصادی دانست و گفت:در زمان دکتر مصدق نفت ايران صنعتی منزوی در اقتصاد کشور محسوب می​شد.

وی افزود:ملی شدن صنعت نفت ايران نه تنها زمينه رفاه اجتماعی و توسعه اقتصادی را فراهم کرد؛بلکه از لحاظ بين المللی يک اقدام مثبت و مترقی تلقی می​شد, منتهی بعد از گذشت ۵۰ سال از اين واقعه متاسفانه به اهداف ملی شدن يعنی توسعه اقتصادی دست نيافتيم.

به گفته وی, درآن زمان صنعت نفت از سيستم اقتصادی کشور کنار نگه​داشته شده بود و ضوابط عادلانه​ای در قراردادهای نفتی حاکم نبود.

وی,با اشاره به اينکه اقدام دکتر مصدق باعث تحول در زمينه انعقاد قراردادهای نفتی شد,افزود:بعد واقعه ۲۹ اسفند از لحاظ بين​المللی قطع نامه​هايی به نفع کشورهای درحال توسعه دارنده نفت, در رابطه با حاکميت دايمی آنها بر منابع طبيعی خود صادر شد.

دکتر باوند در ادامه گفت:گرچه ملی کردن صنعت نفت يک پديده مترقی در زمان خود بود؛اما اينک که ۵۰ سال از آن واقعه می​گذرد تحولات جهانی به شکلی پديدار شده که الگوها و ضوابط تا حدودی متفاوت شده​است,به گونه​ای که برای رشد صنعت نفت خود ناگزير از استفاده سرمايه​گذاری خارجی هستيم.

اين کارشناس اقتصادی تصريح کرد:در واقع درحال حاضر بسياری از شرکت​ها برای جذب سرمايه​گذار خارجی براساس منافع متقابل خود عمل می​کنند,کاری که ما نتوانستيم به درستی آن را انجام دهيم.

وی,با بيان اينکه در طول ۵۰ سال گذشته نتوانستيم از روش​های ملی شدن صنعت نفت عبرت لازم را بگيريم, افزود:ملی کردن صنعت نفت ايران در همان زمان با کودتای ۲۸ مرداد به پايان رسيد,بدون اينکه دکتر مصدق بتواند اهداف خود را در زمينه نفت عملی کند.

دکتر باوند,به لغو يک جانبه قراردادهای نفتی در زمان انقلاب به بهانه مغايرت با ملی شدن نفت اشاره کرد وگفت: با انجام اين​کار هزينه بسيار سنگينی را بدون توجه به آثار حقوقی و سياسی لغو يک جانبه قراردادها پرداختيم.

وی افزود:انجام اين عمل در زمان انقلاب بيشتر جنبه شعاری و ارزشی داشت تا واقع گرايی, همچنين درحال حاضر نيز به دليل تحريم​های خارجی مجبوريم در انعقاد قراردادهای نفتی بيشتر به جنبه سياسی آن توجه کنيم.

وی اضافه کرد:از نظر سودجويی از منابع طبيعی نه تنها نتوانستيم از اصل ملی شدن درس بگيريم؛ بلکه امروز نيز از لحاظ اقتصادی کماکان در زمره کشورهای درحال توسعه با رکود اقتصادی و تورم هستيم.

دکتر باوند گفت:متاسفانه در ايران به دليل ضعف مديريت و ضعف اداری نه تنها اهداف ملی شدن صنعت نفت ميسر نشد؛ بلکه بيش از پيش به درآمدهای حاصل از فروش نفت متکی شديم.

وی افزود:وجود محدوديت​های نسبی باعث شد,تا در صنعت نفت خود که سابقه ۱۰۰ ساله دارد, به جای اولويت مسايل اقتصادی به مسايل سياسی برای خروج از تحريم​ها و بن بست​ها بپردازيم.

دکتر باوند تصريح کرد:در زمان ملی شدن صنعت نفت,دکتر مصدق در شرايط سختی قرارداشت؛ اما الان ما در شرايطی هستيم که آزادی عمل بيشتری برای بهره​برداری از فرصت​ها به نفع منافع و توسعه اقتصادی کشور داريم.

وی افزود:با همه امکانات بين​المللی که در طی ۲۵ سال اخير کسب کرديم,نه تنها نتوانستيم از درآمدهای نفتی که بيش از ۴۸۰ ميليارد دلار بود,استفاده کنيم؛ بلکه بر مشکلات اقتصادی ما نيز روز به روز افزوده شد,بدون اينکه بهره​ای از اين درآمدها داشته باشيم.

وی گفت:اقتصاد ايران اقتصادی توليدی مبتنی بر اشتغال زايی نيست؛ بلکه يک اقتصاد رانتی و دلالی و وابسته به واسطه​گری است.

دکتر باوند ادامه داد:به جهت نداشتن ثبات سياسی و حقوقی در ۲۵ سال اخير نه تنها موفق به جذب سرمايه​های خارجی نشديم؛ بلکه شرايطی را به وجود آورديم که همه سرمايه​های کشور به کشورهای عربی و حاشيه خليج فارس سرازير شود.

تحليل گر مسايل سياسی و اقتصادی افزود:در زمان ملی شدن صنعت نفت کشورهای توليدکننده وصادرکننده نفت هيچ نقشی در بازار نفت نداشتند؛اما امروز به دليل گسترش ارتباطات بين​المللی و آگاهی در تمام جزييات مسايل اين رابطه تا حدودی متعادل شده است.

وی گفت:ايران درحال حاضر در مرحله​ای از آگاهی قرارگرفته که در آن زمان وجود نداشت؛ بنابراين می​توانست از اين فرصت به نحو احسنت استفاده کند؛ اما متاسفانه تاکنون نتوانستيم به بهره​برداری مناسب از منابع نفتی خود بپردازيم.

وی خاطرنشان کرد:وقتی برای جذب سرمايه و ورود تکنولوژی در عرصه نفت حاضر به باج دادن هستيم؛ نتيجه آن انعقاد قراردادهايی می شود که در آنها منافع ملی در يک ارزيابی منطقی بر مبنای رابطه جاری مالی و اقتصادی نباشد.

دکتر باوند,همچنين با اشاره به وجود محدوديت​های فراوان دکتر مصدق در زمان ملی شدن صنعت نفت,افزود: در آن زمان ايران تنها از۳۰ درصد درآمد نفتی خود بهره​مند بود,درحالی که در الگويی که همان زمان برجهان حاکم بود,کشورها به طور مساوی از اين درآمد استفاده می​کردند؛اما دکترمصدق ثابت کرد که می​توان بدون اتکا به درآمدهای نفتی کشور را اداره کرد.

*** قوانين و مقررات بسيارقديمی​ درصنعت نفت مانع پيشرفت شرکت​های نفتی شده است.

دکترمحمدمرزعتی,مديرپژوهشی موسسه مطالعات بين​المللی انرژی گفت:قوانين و مقررات بسيار قديمی حاکم برصنعت نفت تاثير فراوانی بر روی مديريت منابع نفتی گذاشته و مانع از پيشرفت صنعت نفت ايران با گذشت۵۰ سال از ملی شدن نفت شده است.

وی,با اشاره به سال​روز ملی شدن صنعت نفت ايران,مهم​ترين عامل اتفاق اين جريان را پايين بودن حق مالکيت برمنافع ملی ايران دانست.

وی,با تاکيد برضرورت ملی شدن نفت ايران توسط دکتر مصدق افزود:دکتر مصدق توانست حق مالکيت بر مخازن نفتی را در شرايطی که انگليس مالک مخازن نفتی ايران بود,به دست آورد.

دکترمزرعتی گفت:بعد از اينکه مالکيت بر مخازن نفتی حاصل شد,بايد می​توانستيم بيشترين سرمايه را جذب کرده و سود را از اين فعاليت به دست آوريم و حضور شرکت​های خصوصی و داخلی در صنعت نفت ايران پر رنگ تر می​شد,تا بهره برداری از منابع نفتی با کمک دولت انجام شود.

وی گفت:​گرچه مالکيت برمنابع نفتی ايران رخ داد؛اما نتوانستيم به بهره​برداری بهينه از منابع خود بپردازيم.

دکتر مزرعتی,با بيان اينکه کشور انگليس توانست با در اختيار گرفتن مالکيت منابع نفتی بهره​برداری از آن​ها را به شرکت​های خصوصی واگذار کند,افزود:آن​ها توانستند از طريق قانون​گذاری صحيح و وضع قوانين درست سيستم بهره مالکانه درستی را به اجرا گذارند,درحالی که اين اتفاق در ايران رخ نداد.

مديرپژوهشی موسسه مطالعات بين​المللی انرژی خاطرنشان کرد:با اينکه از دهه ۱۹۸۰ شاهد حضور شرکت​های متعدد نفتی در عرصه جهانی بوديم؛ اما ايران نتوانست از اين فرصت برای بهره​برداری بهينه از منابع نفتی خود استفاد نمايد.

وی ادامه داد:نفت ايران قبل از انقلاب ملی بود و بعد از آن صنايع درگير با آن هم نظير شرکت​های حفاری ملی شدند و همين امر دخالت دولت را در فعاليت تصدی و عملياتی در بخش نفت افزايش داد.

به اعتقاد وی,زمانی که برنامه​ريزی تصدی و بهره​برداری از منابع نفتی به عهده دولت باشد,بايد هم انتظار عدم بهره برداری بهينه از منابع نفتی خود باشيم.

دکتر مزرعتی,با تاکيد بر مالکيت دولت بر منابع نفتی گفت:برای حضور بيشتر بخش خصوصی و شرکت​های خارجی در عرصه نفت بايد روش بهره​برداری از منابع نفتی خود را تغيير دهيم.

وی,با اشاره به اقدامات دکتر مصدق برای ملی کردن نفت افزود:​با ملی شدن صنعت نفت ايران تمام کشورهای صاحب نفت به تقليد از کشورمان پرداخته و نفت خود را ملی کردند.

مديرپژوهشی موسسه مطالعات بين​المللی انرژی در ادامه گفت:يکی از موفقيت​های بزرگ دکتر مصدق در جريان ملی شدن نفت,عدم اتکا به درآمدهای نفتی با وجود تحريم​های بين المللی بر کشورمان بود,به گونه​ای که در آن زمان ايران توانست علاوه بر مالکيت منابع نفتی مالکيت برمنابع اقتصادی را نيز افزايش دهد.

دکتر مزرعتی,با بيان اينکه ملی کردن صنعت نفت در هر زمانی ضرورت دارد,افزود:نفت تمام کشورها جز آمريکا ملی است,منتهی مديريت بر آن از اهميت قابل توجهی برخوردار است.

وی گفت:در زمان دکتر مصدق تصور می​شد که همه چيز بايد در اختيار شرکت نفت باشد؛ اما درحال حاضر ديگر چنين ديدگاهی وجود ندارد و وزارت نفت بايد تنها در حد يک تصميم​گيرنده و سياست گذار استراتژيست وارد شود.

*** ايران با دستيابی به ظرفيت توليد ۵/۷ ميليون بشکه در روز در سال۲۰۲۰ علاوه بر اينکه از قدرت چانه زنی بالايی برخوردار می​شود,می​تواند جايگاه مناسبی درپاسخگويی به نياز ۱۰۷ ميليون بشکه نفت در روز کسب کند.

دکترمحمد جواد عاصمی​پور,کارشناس نفتی,با اشاره به سال​روز ملی شدن صنعت نفت گفت:نگاه امروز ما به ملی شدن با دوران بعد از انقلاب در تحليل اين واقعه بسيار متفاوت است.

وی,با بيان اين که در زمان دکتر مصدق, نظارتی بر منابع نفتی خود نداشتيم,افزود:امروز ملی شدن به معنای اتخاذ و کسب مديريت ملی بر منابع نفت و گاز است,درحالی​که تصور قبل انقلاب تنها به معنای مالکيت بر آن​ها بود.

دکترعاصمی پور گفت:اگر مالکيت بر منابع نفتی بدون مديريت برآن​ها روزگاری ارزش تلقی می​شد,امروز با توجه به فضای فعلی اقتصاد جهانی و استفاده از تکنولوژی و سرمايه​گذاری يک ضد ارزش تلقی می​شود.

وی افزود:آنچه در نهضت ملی شدن دنبال شد,همان​طور که در بحث سياسی دکتر مصدق نيز مطرح بود,مديريت ملی است که دکتر توانست در ديپلماسی سياسی خارجی و موازنه منفی داخلی خود آن را دنبال کند.

کارشناس مسايل اقتصادی,با بيان اينکه اهداف دکترمصدق بعد از کودتای ۲۸ مرداد تا زمان انقلاب اسلامی متوقف شد,تصريح کرد:بعد از انقلاب ملی شدن در صنعت نفت به معنای واقعی در ايران حاکم شد.

به گفته وی,پيش از انقلاب ۴۶ شرکت خارجی همه امور حفاری را در ايران انجام می​دادند,درحالی​که با تاسيس شرکت​های ملی حفاری در سال ۱۳۵۸ توانستيم مهارت انسانی و ساخت داخل را شکل دهيم.

دکترعاصمی پورگفت:در زمان قبل انقلاب مديريت بر منابع نفتی برعهده شرکت​های خارجی بود و شرکت ملی نفت تنها خدمات غيرصنعتی را برعهده داشت و عملا از مديريت بر منابع نفت کنار گذاشته شده بود.

وی,با بيان اينکه مالکيت بر منابع نفتی برعهده ايران نبود,افزود:قبل از انقلاب اکتشاف,مطالعات زمين شناسی، مخازن،تامين کالاهای با ساخت داخل و تعيين استراتژی ميادين نفتی همگی برعهده شرکت​های خارجی بود.

وی ادامه داد:در مقطع انقلاب شاهد امپراطوری خاصی در صنعت نفت بوديم,که هيچ نقش در صنعت داخلی نداشت, درحالی​که بعد از انقلاب اين فضا به وجود آمد و شرکت​های مهندسی مشاور و ساخت تجهيزات داخلی تاسيس شدند.

دکترعاصمی پور,با اشاره به اينکه با تصويب قانون ساخت حداکثر داخل صنعت داخلی توانست حضور توانمندی در بخش دولت داشته باشد,گفت:زمانی که نيروی انسانی و مديريت ايرانی بعد از انقلاب در صنعت نفت شکل گرفت,به درستی می​توان ادعا کرد,که تنها بخشی که در ايران مديريت ملی را تجربه کرد,صنعت نفت است.

کارشناس نفتی تصريح کرد:البته اين پيشرفت​ها نبايد باعث شود,که خود را بی​نياز از تکنولوژی و مديريت روز دنيا در زمينه صنعت و گاز بدانيم.

وی,با بيان اينکه طی دوران جنگ تحميلی نتوانستيم به توسعه صنعت نفت خود بپردازيم,گفت:در طول برنامه سوم و بعد از خرداد ۷۶،حضور شرکت​های خارجی در کنار شرکت​های داخلی و دانش نيروی انسانی با مديريت ايرانی توانست تا حدودی خلايی را که در سال​های اوليه انقلاب ايجاد شده بود,جبران کند.

وی خاطرنشان کرد:با توجه به اينکه قرار است تا سال ۲۰۲۰ ظرفيت توليد نفت کشور به ۵/۷ ميليون بشکه در روز برسد تا بتوانيم سهم ۵/۱۴ درصدی خود را در اوپک حفظ کنيم,بايد به سرمايه​گذاری گسترده در صنعت نفت بپردازيم و اين امر منافاتی با اهداف ملی شدن نفت ندارد.

به گفته وی, ايران با دستيابی به ظرفيت توليد ۵/۷ ميليون بشکه در روز در سال۲۰۲۰ علاوه بر اينکه از قدرت چانه زنی بالايی برخوردار می​شود,می​تواند جايگاه مناسبی درپاسخگويی به نياز ۱۰۷ ميليون بشکه نفت در روز کسب کند.

دکتر عاصمی پور گفت:در واقع ملی شدن نفت تا سال ۱۳۵۷ تنها در تقويم​ها اتفاق افتاد,آن روز فکر می​کرديم ملی بودن مالک بودن بر منابع نفتی و امروز آن را در مديريت بر منابع ملی می​دانيم.

وی تصريح کرد:ملی بودن به معنای نفی سرمايه​گذاری خارجی در بخش نفت و گاز نيست؛ زيرا روابط اقتصادی امروز جهان با روابط ۵۰ سال پيش متفاوت است و صنعت نفت ايران ناگزير از سرمايه​گذاری است.

وی گفت:بعد از انقلاب مديريت بر منابع نفتی در اختيار ايران قرار گرفت و ما بوديم که تصميم گرفتيم کجا بايد به سرمايه​گذاری پرداخته و اين صنعت به چيزی احتياج دارد.

دکتر عاصمی پور,در پاسخ به اين سوال که صنعت نفت ايران آيا در دوران بعد از انقلاب موفق عمل کرده, افزود: همه اين​ها بستگی به فضای سياسی و نظامی بعد از جنگ دارد, در دوران بعد از جنگ به سرمايه​گذاری عظيمی در بخش نفت احتياج داشتيم؛اما تحريم​های آمريکا عليه ايران باعث شد تا سرمايه​گذاران برای ورود به ايران ترديد کنند.

وی گفت:اما ايران توانست با فراهم کردن شرايط سرمايه​گذاری در بخش نفت و گاز نه تنها باعث حضور سرمايه گذاران خارجی در صنعت نفت شود؛بلکه عملا طلسم عدم بهره​برداری ميدان گازی پارس جنوبی را نيز شکست و اين يک پيروزی بزرگ برای کشورمان محسوب می​شود.

دکتر عاصمی پور,با بيان اينکه در طی ۲۵ سال اخير بهتر می​توانستيم به بهره​برداری از منابع نفتی خود بپردازيم , تصريح کرد:درهرحال بايد تنظيم قراردادهای نفتی را در چارچوب اصل ۴۴ قانون اساسی که مالکيت را تنها در انحصار دولت دانسته و هيچ گونه امتيازی را جايز نمی​داند,ديد.

وی گفت:براساس اصل ۴۴ قانون اساسی واگذاری حق بهره​برداری به شرکت​های خارجی يا داخلی غير از دولت يک نوع امتياز محسوب شده و وزارت نفت نمی​تواند چنين کاری را انجام دهد.

دکتر عاصمی پور تصريح کرد:بنابراين وزارت نفت ناچار است به سمت انعقاد قراردادهای بيع متقابل يا فايناس برود.

وی ادامه داد:با اينکه مشارکت در توليد منع قانون اساسی دارد؛ اما چنانچه اين شيوه قرارداد برای رشد بخش خصوصی به تصويب شورای نگهبان برسد در برنامه چهارم فصل جديدی در انعقاد قراردادهای نفتی ايران به وجود می​آيد.

وی گفت:چنانچه در برنامه چهارم بنگاه​داری در صنعت نفت شکل گيرد,علاوه بر اينکه می​تواندفضای خلاقيت مديريتی را دراين عرصه ايجاد کند، باعث رشد صنعت نفت در کشور می​شود.

 

*** به عنوان فردی که در انعقاد بسيار از قراردادهای بيع متقابل حضور داشته​ام, نه تنها از اصول اين نوع قراردادها دفاع می​کنم؛ بلکه آن را منطبق بر اصل ملی شدن صنعت نفت می​دانم.

سيدمهدی حسينی,مدير طرح​های توسعه​ای شرکت ملی نفت ايران,با اشاره به سال​روز ملی شدن صنعت نفت ايران,گفت:صنعت نفت ايران به معنای واقعی کلمه بعد از انقلاب ملی شد.

وی,درخصوص قراردادهای نفتی گفت:درحال حاضر نه تنها هيچ قرارداد امتيازی در صنعت نفت نداريم؛ بلکه قراردادهای مشابه قبل از انقلاب نيز وجود ندارد.

حسينی, با بيان اينکه دکتر مصدق از ملی شدن صنعت نفت,تنظيم يک رابطه اقتصادی را دنبال می​کرد,افزود: ممکن است عده​ای حرکت دکتر مصدق را يک حرکت صرفا سياسی از جهت نفت و سلطه تلقی​کنند و وزن تنظيم روابط اقتصادی را کم جلوه دهند؛ اما به اعتقاد من ملی شدن صنعت نفت حرکت زيبايی بود که توانست ملاحظات سياسی,اجتماعی و اقتصادی را به اجرا در آورد.

وی,هدفمند بودن و داشتن آرمان مورد قبول عامه و توافق بر رهبری در جمع نخبگان را که در عقايد دکتر مصدق تجلی می​کرد,را از جمله ويژگی​های بارز ملی شدن صنعت نفت دانست.

وی ادامه داد:وفاق در سطح رهبريت و نخبگان باعث توافق ملی و شرط لازم برای هر حرکتی است,که اين هنر را بايد در روش,منش و رهبری دکتر مصدق ديد.

به گفته مديرطرح​های توسعه​ای شرکت ملی نفت ايران, وعده بهتر شدن زندگی ناشی از ملی شدن نفت, وعده پر جاذبه​ای از لحاظ اقتصادی و نفی سلطه به لحاظ ايديولوژيکی بود,که باعث پيروزی اين نهضت شد.

وی,با اشاره به اهميت بخش اقتصادی ملی شدن صنعت نفت,گفت:متاسفانه نهضت ملی شدن نفت ايران در بدو امر با کودتای ننگين ۲۸ مرداد روبرو شد؛اما عمق اين حرکت به قدری وسيع بود که حتی بر روابط بعدی کودتاچی​ها با شرکت​های نفتی بزرگ سايه افکند.

حسينی, با اشاره به اينکه شرکت​های نفتی نمی​توانستند خود را از تبعات ملی شدن نفت رها کنند,تصريح کرد: بعد از ملی شدن نفت ايران چارچوب​​های قراردادها تغيير کرد و به سمت حمايت از کشورهای دارنده نفت سوق پيدا کرد.

به اعتقاد حسينی,بعد از ملی شدن نفت,کشورها ديگر نمی​توانستند به انعقاد قراردادهای امتيازی که پيش از حرکت دکتر مصدق در کشورهای دارنده نفت حاکم بود, بازگرداند.

وی,ادامه داد:علی رغم اينکه در قراردادهای نفتی هرگز حقوق ايران به طور کامل لحاظ نشد؛اما دنيا متوجه شد که بايد در روابط نفتی خود با ايران حقوقی را برای کشورمان قايل شود؛ چرا که ديگر امکان بازگشت تاريخ به زمان قبل از ملی شدن نفت وجود نداشت.

وی,با بيان اينکه يکی از آثار بسيار مثبت ملی شدن صنعت نفت برقراری يک رابطه نسبتا سالم در قراردادهای نفتی است,خاطرنشان کرد:با اينکه شرايط بعد از انقلاب نسبت به گذشته خيلی بهتر شده؛ اما باز هم روابط ما بر اساس يک رابطه منصفانه برقرار نشده است.

حسينی,در رابطه با قراردادهای امتيازی که پيش از ملی شدن صنعت نفت امضا می​شد,توضيح داد:منظور من از قراردادهای امتيازی نوعی از قرارداد است که در دنيا متداول بود,که براساس آن امتياز اکتشاف و استخراج نفت در مناطق عظيمی از کشور را در مقابل حقوق کمی که دريافت می​کرديم به شرکت نفت ايران و انگليس واگذار می​کرديم.

وی ادامه داد:اما بعد از ملی شدن نفت و حتی کودتای ۲۸ مرداد ديگر شاهد انعقاد قراردادهای امتيازی نبوديم ؛ زيرا احيای آن از نظر همه غيرممکن بود.

مديرطرح​های توسعه​ای شرکت ملی نفت ايران,در پاسخ به اين سئوال که آيا نفت ايران بعد از انقلاب به معنای واقعی کلمه ملی شد,افزود:صنعت نفت ايران,ملی شدن خود را از بدو انقلاب اسلامی تجربه کرد و به آن شکل و سامان داد.

وی, ادامه داد:دوران ملی شدن صنعت نفت ايران به دليل کودتای ۲۸ مرداد عمر کوتاهی داشت, بعد از آن جريان نيز شاهد حضور يک رهبری ملی در کشور نبوديم تا اين جريان در مسير صحيح خود حرکت کند,تا اينکه بعد از انقلاب حاکميت ملی بر صنعت نفت به شکل واقعی آن ساماندهی شد.

وی گفت:من نمی​خواهم بگويم تمام حرکت​هايی که در دوران بعد از انقلاب در صنعت انجام شده صد در صد در جهت اهداف ملی شدن نفت بوده است؛ زيرا قطعا در مسيرمان ضعف​ها و کاستی​هايی داشتيم؛اما دستاوردهای روشنی در اين حرکت به چشم می​خورد و می​درخشد.

حسينی, افزود:اول اينکه اساسا تلاش کرديم تا توانايی خود را در عرصه نفت به مرحله امتحان گذاشته و آن را آزمايش کنيم تا ببينيم آيا صنعت نفت ايران می​تواند خود را به صورت مستقل اداره کند يا خير.

وی,با تاکيد بر اينکه در طی ۲۵ سال اخير در اداره صنعت نفت ايران موفق بوديم,تصريح کرد:ما توانستيم بدون هيچ گونه کمک خارجی و حتی تحت فشارهای خارجی که به صورت تحريم عليه ايران اعمال می​شد,صنعت نفت را به نحو مطلوبی اداره کنيم.

حسينی, اضافه کرد:توانستيم توليد نفت ايران را که در اثر اعتصابات قبل از انقلاب و جنگ تحميلی افت کرده بود, بازسازی کنيم و به سطح قابل قبولی از توليد برسانيم.

وی گفت:در زمينه تکنولوژی نيز شاهد توسعه سريعی طی سال​های اخير با وجود قطع ارتباطات تکنيکی و علمی با خارج از مرزهای خود در زمينه صنعت نفت بوديم.

حسينی, افزود:در اين مدت به اين نتيجه رسيديم که بهترين روش برای يک صنعت پويا و موفق ايجاد يک تعامل سازنده و مبتنی بر روابط منصفانه و عاقلانه است,که استفاده از فن​آوری​های جديد را در بخش نفت مسير می​کند.

مديرطرح​های توسعه​ای شرکت ملی نفت ايران, يادآور شد:با ترتيبات بين​المللی که در صنعت نفت شکل گرفته و استقلال نسبی که شرکت​های نفتی نسبت به سياست کشورهای خود پيدا کرده​اند,ديگر نمی​توان از آن​ها به عنوان ابزار سياسی هر کشوری استفاده کرد.

وی گفت:ما توانستيم در برخورداری از استقلال بدون گرفتن هيچ​گونه پذيرش ايده​ای از خارج مرزها و صرفا در چارچوب​های داخلی بدون هيچ شايعه​ای روابط بسيار خوبی در جهان برقرار کنيم.

حسينی تصريح کرد:گرچه فشارهای بين​المللی و تحريم آمريکا عليه ايران همچنان ادامه دارد و موانع فراوانی را در اين ارتباط به وجود آورده؛اما در هر حال توانستيم بسياری از اين فشارها را بی​اثر کنيم.

وی,در ادامه با بيان اينکه نبايد در صنعت نفت خود دچار کوچک بينی يا بزرگ بينی شويم,گفت:متاسفانه يکی از مشکلات فرهنگی ما,کوچک ارزيابی کردن دستاوردهای بزرگ و بزرگ کردن ضعف​هايمان است, به نحوی که استقلال فکری و اتکا به نفس را در صنعت نفت تضعيف کرده است.

حسينی,افزود:اين مسئله روزنامه​ها و رسانه​های ما را تحت تاثير قرار داده, با اين تفکر می​نويسيم, فکر می​کنيم و زندگی می​کنيم, که اين آسيب بسيار فراوانی به کشور وارد می​کند.

وی,تصريح کرد: بدون اينکه بخواهيم بزرگ بينی داشته و يا تبليغی صحبت کنم,​معتقدم گرچه در برخی از بخش​ها کمبودهايی را نسبت به شرکت​هايی چون استات اويل داريم,منتهی در بسياری از موارد از آن​ها برتر هستيم.

حسينی,در رابطه با علت موفقيت شرکت​های دولتی همچون استات اويل و پتروناس در عرصه بين​المللی,گفت: مادامی که اين شرکت​ها در درون کشور خود به فعاليت می​پرداختند,چندان معروف نبودند؛ اما وقتی به سرمايه​گذاری در خارج از مرزهای خود پرداختند در مقابل تعهدات بين​المللی کيفيت کار خود را ارتقاء داده و مديريت مالی, فنی و تکنولوژيکی خود را سامان دادند.

وی, ادامه داد:اما در ايران به دليل انقلاب و جنگ نه تنها امکان انعقاد قرار داد نفتی ميسر نبود؛​ بلکه فضای بين​المللی نيز آمادگی پذيرش ما را نداشت,به همين جهت عمده توجه شرکت ملی نفت ايران به داخل بود.

مدير طرح​های توسعه​ای شرکت ملی نفت ايران توضيح داد:به محض اينکه توانستيم اولين قراردادهای خود را در سال ۱۳۷۵ منعقد کنيم, اولين حرکت​های ملی شدن نفت نيز شکل گرفت.

وی,درپاسخ به اين سئوال که بيشترين انتقاد وارد به وزارت نفت نيز از همان سال​ها آغاز شد,گفت: برای اينکه از همان دوران کار خود را آغاز کرديم,هر زمان که کاری شروع می​شود انتقادها نيز به آن کار وارد می​شود,که گاهی درست و گاهی نادرست است.

حسينی, افزود:ما در اين ارتباط مدعی نيستيم, عالم دهر هم نيستيم؛ اما همه مديران ما در طی ۱۲تا۱۰ سال گذشته که انعقاد قراردادهای نفتی آغاز شد,نه تنها صنعت نفت را می​شناسند؛ بلکه به روابط بين​الملل نيز آگاهی دارند.

وی,خاطرنشان کرد:در کنار حرکت به سمت بين​المللی شدن, نبايد محدوديت​های موجود در اثر تحريم عليه کشورمان را دست کم بگيريم؛ زيرا به واسطه اين تحريم ايران۳۰ درصد از بازار مصرف انرژی جهان و تکنولوژی که متعلق به آمريکا بود را از دست داد.

وی, ادامه داد:از طرفی نفوذ آمريکا با اقتصاد, سياست و نظامی گری​اش درساير نقاط دنيا,عرصه را برای تجارت نفت ايران تنگ کرد؛اما ما توانستيم با وجود همه اين فشارها و تنگی فضا, جای خود را در تجارت نفت باز کنيم.

وی,​ گفت:امروز ايران برای بين​المللی شدن صنعت نفت در منطقه احتمالا پرچمدار بوده و در حرکت​های بين​المللی طی چند دهه گذشته تقريبا از همه کشورهای منطقه جلوتر و بهتر حرکت کرده و علاوه بر جذب سرمايه, رقابت بين​المللی را نيز با شرکت​های متعدد برقرار کرده است.

حسينی,در پاسخ به اين سئوال که برای شکستن تحريم آمريکا در صنعت نفت به شرکت​های خارجی امتياز داديم ,تصريح کرد:مطلقا چنين اتفاقی در قراردادهای بيع متقابل رخ نداده است.

وی افزود:توجه داشته باشيد که دنيا دنيای رقابت است,ما بايد در اين دنيا زندگی کنيم, برای فروش محصولات رقابتی خود ناگريز از بازاريابی هستيم, برای جذب سرمايه بايد رقابت کنيم,از طرفی کسانی که می​خواهند خواسته​های ما را تامين کنند,خواستار پول و درآمد بالا هستند.

وی, ادامه داد:وقتی ما درآمدهای آنان را تامين نکنيم,طبيعتا رقبای ما آن​ها را جذب می​کنند,از طرفی شناخت بازار نيز در اين رقابت از اهميت بالايی برخوردار است.

وی,با تاکيد بر اينکه برای شناخت بازار نبايد افراط و تفريط داشته باشيم,گفت:نبايد برای اينکه بازار را به دست گرفته و رقبا را از عرصه رقابت خارج کنيم, به سرمايه​گذاران امتياز دهيم و يا برعکس به قدری عرصه را برای سرمايه گذاران تنگ کنيم و به قدری سخت​گيری کنيم که سرمايه​گذاران از کشور خارج شوند.

حسينی,با اشاره به انتقادهای وارده به قراردادهای بيع متقابل,تصريح کرد:امروز بسياری از کسانی که درباره صنعت نفت و قراردادهای نفتی صحبت می​کنند,شناختی از بازار نفت ندارند.

وی گفت:درحال حاضر ما مورد انتقاد يک طيف گسترده از صفرتا ۱۸۰ درجه هستيم,از آنجا که جماعت بازار را به خوبی نمی​شناسند,عده​ای می​گويند قراردادها را می​توانستيد ارزان​تر ببنديد و عده​ای هم گفتند که به قدری سخت گيری می​کنيد که سرمايه​گذاران علاقه​ای به سرمايه​گذاری در صنعت نفت ندارند.