يکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۲ - ۲۱ دسامبر ۲۰۰۳

متن کامل

 گزارش کميسيون اصل ۹۰ در خصوص شکايت هاشم آقاجری

آنچه مورد نظر دادگاه قرار گرفته نقل روايات مجعولی است که سخنران با ذکر نمونه قصد دارد سيره​ی خرافه​زدايی مرحوم دکتر شريعتی را تبيين نمايد.  محتوا و متن سخنرانی، درست برعکس آن چيزی است که مدعی​العموم و دادگاه بدوی نتيجه​گيری کرده​اند.

 

گزارش کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی در خصوص نتيجه​ی رسيدگی به پرونده​ی شکايتی هاشم آقاجری، در جلسه​ی علنی امروز مجلس شورای اسلامی توسط جميله کديور مخبر اين کميسيون قرائت شد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، متن کامل اين گزارش به شرح ذيل است:

 

«موضوع و طرف شکايت:

آقای آقاجری در شکواييه ​۱۲ صفحه​ای خود، دادگستری همدان و آقای رمضانی رييس شعبه ​۱۴ دادگاه عمومی همدان را طرف شکايت قرار داده و با ضميمه نمودن متن سخنرانی مورخ ​۲۹/۳/۸۱ خود در تالار معلم همدان تحت عنوان دکتر شريعتی و پروژه پروتستانتيسم اسلامی مدعی بی​گناهی شده و صدور دادنامه بدوی شماره ​۸۱/۱۶۱۸ (کلاسه ​۸۱/۷۰۲) از شعبه مزبور را غيرقانونی دانسته و ضمن تاکيد بر مسلمان و شيعی بودن خود، نسبت به مسايلی اعتراض نموده​اند از جمله، موارد اعتراضی به قرار زير است:

​۱- تبعيت دادگاه از خط تبليغاتی روزنامه​هايی مثل رسالت و کيهان و دنباله​روی از مفاهيمی که توسط اين قبيل روزنامه​ها مطرح شده بود ​۲- صدور اطلاعيه​های تبليغاتی توسط دادگستری همدان با ذکر اتهامات اثبات نشده و عدم پاسخگويی توسط وی در راديو و تلويزيون ​۳- اهانت قاضی در هنگام بازجويی​ها و طرح سوالاتی که عمدتا از مصاديق تفتيش عقايد بوده و خلاف اصل ​۲۳ قانون اساسی می​باشد ​۴- حضور مامورين امنيتی در جلسات بازجويی​ها و عدم حضور وکيل در مراحل تحقيق ​۵- تغيير شعبه رسيدگی کننده بدون اين​که موارد قانونی رد دادرس وجود داشته باشد و ارجاع پرونده به آقای رمضانی ​۶- صدور قرار تامين نامناسب دويست ميليون تومانی و سپس تبديل غيرموجه قرار مزبور مدعی​العموم و در نتيجه نداشتن فرصت و امکانات تهيه دفاعيه دقيق ​۸- عدم حضور هيات منصفه در محاکمه و تشکيل دادگاه غيرعلنی، با وجود اين​که موضوع اتهامات قبلا توسط رسانه​های گروهی به اطلاع مردم رسيده بود ​۹- عدم استفاده از کارشناسان تخصصی در موضوع اتهام سب​النبی و ساير اتهامات مندرج در دادنامه بدوی ​۱۰- انتشار حکم بدوی قبل از قطعيت در بعضی جرايد مشخص و نقض حکم مقرر در تبصره يک ماده ​۱۸۸ قانون آيين دادرسی کيفری مصوب ​۱۳۷۸ که صراحتا انتشار حکم در رسانه​های گروهی قبل از قطعی شدن را مجاز ندانسته و متخلف را مستحق مجازات مفتری می​داند ​۱۱- مصاحبه قاضی مربوطه در شبکه سراسری سيمای جمهوری اسلامی ايران راجع به ماهيت پرونده و اتهامات وارده ​۱۲- نداشتن عنوان مجرمانه در متن سخنرانی مورد نظر و تفسير موسع عليه متهم به نحوی که اعمال مجازات​های سنگين را توجيه نمايد ​۱۳- نبودن شاکی خصوصی مشخص و غيرموجه بودن تعقيب کيفری ​۱۴- ايجاد رعب در بين وکلای دادگستری همدان به نحوی که هيچ کس از وکلای مقيم همدان راضی به قبول وکالت نشد و به ناچار از وکيلی که مقيم تهران است دعوت به همکاری گرديد ​۱۵- عدم استقلال واقعی قاضی رسيدگی کننده و ارتباط تلفنی وی در هنگام محاکمه با مقاماتی که در هدايت مسير پرونده نقش داشته​اند و غيره.

 

اقدامات کميسيون:

کميسيون پس از وصول شکواييه و تشکيل پرونده، بدوا طی نامه شماره ​۴۹۰۷/۱۴۸۷۲/۹۰ م مورخ ​۲۱/۹/۸۱ از رياست محترم دادگستری همدان و قاضی صادر کننده​ی رای دعوت به عمل آورد تا در جلسه​ی مورخ ​۲۶/۹/۸۱ کميسيون شرکت نمايند تا با حضور آنها موضوعات شکواييه مورد رسيدگی قرار گيرد. جلسه​ی مزبور با حضور همسر و خواهر شاکی وکيل مدافع وی و بدون حضور مسوولين دعوت شده از دادگستری همدان تشکيل شد و مطالب مشروحی توسط وکيل شاکی، راجع به نقض مقررات و قوانين در هنگام بازجويی​ها و محاکمه و صدور حکم بدوی به استحضار اعضا محترم کميسيون اصل نود رسيد و موارد شکواييه​ی آقای دکتر آقاجری با توجه به مستندات قانونی و مشاهدات شخصی وی توضيح داده شد و توسط وکيل وی تاکيد شد که هجوم تبليغاتی عليه آقای آقاجری قبل از شروع محاکمه و برگزاری جلسات دادگاه زياد بوده، هويت مشخص شاکيان، برابر قانون به طور دقيق احراز نشده و بسياری از شکايات از سوی اصناف و مجامع صنفی و جمعی از بازاريان بوده و موادی از قانون مجازات اسلامی که در دادنامه بدوی مورد استناد قرار گرفته است و به موجب آن مجازات​های سنگين برای آقای آقاجری مقرر شده ارتباطی با اتهام وارده ندارد و صرفا به جهت انتخاب مجازات شديدتر به مواد قانونی استناد شده است. وکيل شاکی در قسمتی از توضيحات خود هم​چنين گفتند که ابتدا اتهام توهين مطرح بود ولی بعدا به علت فشارهای سياسی اتهامات سنگين​تر مثل سب​النبی و نفی ضروريات دين اضافه گرديد.

در جلسه مذکور همسر شاکی نيز مواردی به عنوان شکواييه مطرح کرد از جمله اينکه آقای احمدی رييس دادگستری همدان در جلو فرزندان من و مادر آقای آقاجری که مادر شهيد هم هستند، گفته​اند که آقاجری مرتد است و تکرار ساير اتهامات پرونده که باعث وحشت و اضطراب خانواده شده است و اول اجازه ملاقات با آقای آقاجری نمی​دادند و هر بار با تحمل مشکلاتی موفق به ديدار وی شده​ايم.

 

خلاصه​ای از دادنامه بدوی:

دادنامه ​۱۲ صفحه​ای شعبه ​۱۴ دادگاه عمومی همدان بعد از ذکر يک مقدمه غيرضروری که معمولا در صدور دادنامه​های قضايی مرسوم نيست، اتهامات متهم پرونده (آقای سيدهاشم آقاجری فرزند سيدجابر، مدرس دانشگاه تربيت مدرس، ​۴۵ ساله، اهل آبادان، ساکن تهران و عضو مرکزی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی) را چنين برشمرده است:

​۱- اهانت به دين حنيف اسلام و تشبيه آن به مسيحيت منحرف و منسوخ و ارتجاعی خواندن آن، سياه و تاريک و عتيقه دانستن آموزه​های دين مقدس اسلام و ضرورت تغيير دين مبين اسلام با پروتستانتيزم اسلامی و انکار ضروريات اسلامی و استهزا و مسخره کردن احکام نورانی اسلام از قبيل اجرای مراسم خطبه​ی عقد نکاح و ازدواج شرعی و انکار تقليد از مجتهدان عادل و تعبير از آن به عمل ميمون که از مسلمات فقه همه مذاهب اسلامی است (اصل حجيت فتوای فقها و لزوم تقليد از آنان) و در نتيجه انکار اصل دين و از بابت اين اتهامات که نقل قول مستقيم از متن دادنامه بوده، به استناد صدور ماده ​۵۱۳ قانون مجازات اسلامی برای متهم محکوميت اعدام مقرر شده است.

​۲- اهانت به ائمه طاهرين عليهم​السلام و انکار مقام قدسی و الهی آنان که متهم به استناد ذيل ماده ​۵۱۳ قانون مزبور، به تحمل ​۵ سال حبس در زندان شهرستان گناباد محکوم شده است.

​۳- اهانت به ساحت علمای اسلامی و مرجعيت شيعه و انبوه مقلدان مراجع عظام که به اين جهت و به استناد ماده ​۶۹۷ قانون مجازات اسلامی متهم به تحمل يک سال حبس تعزيری در زندان شهرستان طبس و تحمل ​۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

​۴- اتهام آخر اخلال در نظم و آرامش شهروندان همدانی بلکه ايجاد تشنج در سراسر کشور اسلامی است که با استناد به ماده ​۶۹۸ قانون مذکور، متهم به تحمل ​۲ سال حبس تعزيری در شهرستان زابل محکوم شده و از باب تتميم مجازات و به استناد ماده ​۱۹ قانون مجازات اسلامی، متهم به ده سال محروميت از تدريس در کليه دانشگاه​ها و مراکز آموزشی محکوم گرديده است.

در کليه​ی موارد اتهامی و برای استدلال توجه اتهام، صرفا از متن ادعانامه استفاده شده، و سراسر دادنامه (غير از چند جمله از مدافعات متهم) نقل قول از ادعانامه است. در قسمت​هايی از دادنامه عين جملات متهم در سخنرانی، موضوع اتهام با تفسيرهای بسيار موسع و مضامين بعيد از متن، و بدون ذکر مقدمه و موخره بحث، نقل قول شده است، و حتی در صفحه ​۴ استدلال شده است که « در خصوص اتهام اول، با توجه به تهاجم متهم در طول چند سال با يک سناريو حساب شده و از قبل طراحی شده در سخنرانی​ها در شهرهای مختلف کشور که به دعوت احزاب سياسی به عمل آمده، با پروژه​ی فتح سنگر به سنگر باورهای دينی مردم مسلمان شروع و با قرائت​های مختلف از دين و با ايجاد ترديد و شبهه افکنی و سپس تغيير دين، شالوده شکنی و ويران سازی آن برای ارايه دين جديد و متفاوت با اسلامی يعنی همان دينی که به گفته​ی وی در سال ​۷۹ افيون ملت​ها و دولت​هاست، اين اظهارات در خوش​بينانه​ترين احتمال منکر منشا الهی بودن دين است و ...» بعد مدعی​العموم و يا قاضی دادگاه اين پرسش را در دادنامه مطرح می​کند که: « اگر دين تخديری است وحشت آمريکا و استکبار جهانی از چيست؟ »

و ادامه می​دهد که: « متهم اصولا با مبانی تشريع الهی موافق نبوده... شکی نيست که در اين عبارات انکار همه احکام و ساير ضروريات دين می​باشد و به وضوح از اين بيان استفاده می​شود که ايشان تعريف اصلاحات را در تغيير دين ديده است و قبول و تبليغ اين موضوع خود عنصر اصلی جرم می​باشد » و در مورد انتقاد متهم به « خطبه طولانی » ازدواج اين​گونه استدلال کرده که چون ايجاب و قبول در عقد ازدواج طولانی نيست لذا منظور متهم مقدمه خطبه و آيات و رواياتی است که عاقد معمولا ذکر می​کند و نتيجه گرفته که « اين صراحت در تمسخر آيات و احاديث نبوی دارد » و مسايلی از اين قبيل که برای جلوگيری از اطاله​ی گزارش از شرح بقيه خودداری می​شود.

 

ايرادات حقوقی بر دلايل مورد استناد قاضی به قرار زير است؛

​۱- مطالعه دقيق سخنرانی مورد نظر نشان می​دهد که سخنران هدفی جز تبيين افکار و آثار مرحوم دکتر علی شريعتی نداشته است و در سراسر سخنرانی عمدتا انتقادات مرحوم شريعتی را به اسلام تاريخی، خرافات موجود که به​نام اسلام شناسانده شده است، انتقاد به سازمان روحانيت سنتی، انتقاد به تلقی برخی روحانيون سنتی نسبت به رسالت اسلام اصيل و ذاتی، مقايسه​ی تاريخی سير تحول و تمايلات روحانيون مسيحی و اسلامی، پرهيز از عواقب سويی که گريبانگير روحانيون مسيحی شده، انتقاد به عدم توجه روحانيون مسيحی و اسلامی به مقتضيات زمان و مکان در برداشت​های فقهی و ساير مسايل مبتلابه جامعه​ی دينی برشمرده است و آن دغدغه​ها را در شرايط فعلی نيز محقق می​داند، و لذا به نظر می​رسد با توجه به سوابق متهم و اصرار و تاکيد وی بر مسلمان شيعی بودن و اطاعت وی از مراجع تقليد وقت برای شرکت در جبهه​ها و شهرت وی در محافل علمی و سياسی به مسلمانی و تعهد به موازين شرعی، نمی​توان اساسا اتهامات وارده را منطبق با مواد قانونی دانست. مطالبی که وی بيان کرده است، با تعابيری مشابه در کتب مرحوم شريعتی و بعضا در آثار ساير متفکران نوانديش همانند مرحوم شهيد مطهری و حتی انتقادات امام خمينی(ره) نسبت به برخی روحانيون سنتی موجود است و نمی​تواند عنوان دقيق مجرمانه داشته باشد، و آنچه به طور قاطع می​توان گفت اين است که هيچ​کدام از عبارات سخنرانی مصداق جرم سب​النبی نبوده و حتی با تفسيرهای موسع مدعی​العموم و قاضی دادگاه نيز چنين اتهامی از متن سخنرانی مورخ ​۲۹/۳/۸۱ مستفاد نمی​گردد.

​۲- ماده ​۳۷ قانون آيين دادرسی کيفری مصوب ​۱۳۷۸ مقرر داشته است که کليه​ی قرارهای بازداشت موقت بايد مستدل و موجه بوده، و مستند قانونی دلايل آن و حق اعتراض متهم در متن قرار ذکر شود، و ماده​ی ​۱۳۴ همين قانون مقرر کرده است که تامين بايد با اهميت جرم، شدت مجازات و دلايل و اسباب اتهام و احتمال فرار متهم و از بين رفتن آثار جرم و سابقه​ی متهم و وضعيت مزاج و سن و حيثيت او متناسب باشد، و بند "دال" ماده ​۳۲ قانون مزبور مقرر داشته در مواردی که آزاد بودن متهم موجب از بين رفتن آثار و دلايل جرم شده و يا باعث تبانی با متهمان ديگر يا شهود و مطلعين واقعه گرديده و يا سبب شود که شهود از ادای شهادت امتناع نمايند، هم​چنين هنگامی که بيم فرار يا مخفی شدن متهم باشد و به طريق ديگر نتوان از آن جلوگيری نمود، صدور قرار بازداشت جايز می​باشد و در مواردی که طبق ماده ​۳۵ صدور قرار بازداشت الزامی است، رعايت قيود ماده ​۳۲ از جمله بند "دال" ياد شده ضرورت دارد، و از آنجا که تمام اتهام​های وارده و تمام دلايل موجود، فقط متن سخنرانی مورخ ​۲۹/۳/۸۱ متهم بوده و تصور تبانی و از بين رفتن آن منتفی بوده و بيم فرار يک استاد دانشگاه نيز با توجه به حضور مکرر وی در بازجويی​های به عمل آمده، بعيد بوده، نمی​توان صدور قرار بازداشت و تمديد مکرر آن را، موجه و منطبق با قوانين موضوعه دانست. مضافا اين​که ممنوعيت در خروج از کشور نيز جز دستورات قاضی بوده است.

​۳- ماده ​۱۸۸ قانون ياد شده به تبعيت از قانون اساسی، اصل را بر علنی بودن محاکمات دانسته، مگر در موارد استثنا شده، يکی از موارد مزبور اين است که: علنی بودن محاکم مخل امنيت يا احساسات مذهبی باشد، در اين پرونده که حتی قبل از رسيدگی قضايی و قبل از صدور دادنامه​ی بدوی، توسط دادگستری همدان اطلاعيه​هايی با ذکر اتهامات متهم صادر گرديده و از طريق جرايد کثير​الانتشار در رسانه​های عمومی مثل راديو و تلويزيون به اطلاع مردم رسيده است، که خود رويه​ای غيرقانونی و ناصواب می​باشد، تشکيل جلسه​ی غيرعلنی دادگاه نمی​تواند منطبق با بند ​۳ ماده ​۱۸۸ بوده و مخل احساسات مذهبی تلقی شود.

​۴- وقتی که در دادنامه​ی بدوی برای توجيه صدور حکم اعدام به نظريه يکی از مراجع صاحب فتوا که "متهم را بدتر از سلمان رشدی دانسته" استناد شده است، جا داشت، برای بررسی دقيق​تر توجه اتهام​ها و تشخيص اين​که اظهارات متهم در سخنرانی مذکور از مصاديق سب​النبی يا توهين به ائمه​ی معصومين (ع) و مراجع عظام تقليد هست يا نه، از نظرات رسمی کارشناسان محترم دينی در اين خصوص استفاده می​نمودند، تا اجرای عدالت کيفری مواجه با ا عمال سليقه​های روزمره سياسی و يا احساسات مذهبی نگردد. مضافا اين​که تعدادی از مراجع و مدرسين عالی​مقام حوزه​های علميه، اظهاراتی در برائت متهم از اتهامات وارده داشته​اند و حداقل از باب "قاعده​ی شرعی درء" شايسته بود رای بر برائت متهم صادر گردد.

​۵- به موجب تفسير مورخ ​۴/۱۰/۷۸ مجلس شورای اسلامی که به تاييد شورای محترم نگهبان نيز رسيده است: از نظر مقررات کيفری اهانت و توهين و ... عبارت است از به​کار بردن الفاظی که صريح يا ظاهر باشد و يا ارتکاب اعمال و انجام حرکاتی که با لحاظ عرفيات جامعه و با در نظر گرفتن شرايط زمانی و مکانی و موقعيت اشخاص موجب تخفيف و تحقير آنان شود، و با عدم ظهور الفاظ توهين تلقی نمی​گردد.

با مطالعه​ی متن سخنرانی متهم در تاريخ ​۲۹/۳/۸۱ معلوم می​شود که اساسا نه قصدی برای توهين وجود داشته و نه کلمه​ای عليه بزرگان دينی از جمله ائمه​ی معصومين (ع) ادا شده است.

آنچه مورد نظر دادگاه قرار گرفته نقل روايات مجعولی است که سخنران با ذکر نمونه قصد دارد سيره​ی خرافه​زدايی مرحوم دکتر شريعتی را تبيين نمايد و حتی از قول دکتر شريعتی تصريح می​شود که: "امامان و پيامبران را نبايد موجودات فراانسان نگاه کنيم، يک موجودات غيربشری، غيرانسانی که اصلا همه چيز آنها با ما فرق می​کند. اول امام را يک موجود دست نيافتنی و لاهوتی می​کردند که البته ديگر نمی​شد به او تأسی کرد" لذا منظور سخنران اين بوده که اتفاقا امامان و رهبران مذهبی به نوعی معرفی شوند که مردم عادی بتوانند از سيره و سنت آن بزرگواران بهتر و موثرتر پيروی کنند.

لذا محتوا و متن سخنرانی، درست برعکس آن چيزی است که مدعی​العموم و دادگاه بدوی نتيجه​گيری کرده​اند. راجع به موضوع تقليد نيز منظور سخنران با توجه به صراحت عبارات مربوطه، اتفاقا در اثبات اين مطلب است که مرحوم شريعتی می​گفته: "ما در اسلام عالم داريم نه روحانی...، رابطه بايد رابطه معلم و متعلم باشد نه مراد و مريدی..." و رابطه موجود را نقد کشيده و در قسمتی از دفاعيات خود گفته است: منظور، انتقاد از تقليد در اصول بوده که نياز به تحقيق و بررسی دارد نه فروع. بنابراين هيچ توهينی متوجه مراجع عظام و مقلدين آنها حداقل در متن سخنرانی موصوف به نظر نمی​رسد و ذکر کلمه "ميمون" در بين ده​ها جمله، با اين عبارت مشخص که "مگر مردم ميمون​اند که از او تقليد کنند" مثالی برای تقريب اذهان مستمعين در القا مفهوم ياد شده بوده و دلالتی بر قصد سخنران در توهين به شخص يا اشخاص خاصی ندارد.

​۶- راجع به اتهام اخلال در نظم و آرامش شهروندان همدانی و ايجاد تشنج در سراسر کشور، قابل ذکر است که اگر موضوع سخنرانی موصوف توسط برخی با شيوه تبليغاتی خاصی و به نفع تمايلات سياسی ويژه​ای به اطلاع مردم نمی​رسيد و سپس موضوع يک پرونده کيفری قرار نمی​گرفت، با توجه به تعداد معدود شنوندگان در يک مکان سرپوشيده، هيچ اتفاقی در اختلال نظم به فرض اثبات، ايجاد نمی​شد. مضافا اين​که اعتراضات وسيع دانشجويی پس از صدور دادنامه​ی بدوی و نيز موضع​گيری انتقادی برخی از مسوولين محترم قوای سه گانه نسبت به حکم صادره، نشان داد که نفس سخنرانی مورد بحث، حادثه​ی سويی برای افکار عمومی و مردم ايجاد نکرده بلکه صدور مجازات سنگين اعدام برای چنين متهمی، موجبات تشويش اذهان عمومی و ايجاد شبهه در استقلال قضات و وهن دستگاه قضايی کشور را فراهم نموده است.

​۷- دادگاه بدوی در همه​ی موارد اتهامی و با استناد به مواد ​۵۱۳، ​۶۹۷ و ​۶۹۸ (و صرف نظر از احراز يا عدم احراز وقوع جرم) حداکثر مجازات​های مقرره را تعيين کرده است. اين امر با توجه به عدم سوء پيشينه​ی متهم و سوابق جهادی، علمی و مذهبی وی و ساير شرايطی که در ماده ​۲۲ قانون مجازات اسلامی برای تخفيف مجازات مقرر شده است، خلاف رويه​ی معمول در محاکم دادگستری بوده و اماره​ موثری برای عدم استقلال واقعی قاضی دادگاه در محاکمه و تعيين مجازات می​باشد.

​۸- دادگاه بدوی در تعيين مجازات اتهام غير وارد "سب​النبی" دو گونه شدت عمل غيرموجه عليه متهم به کار گرفته است. چرا که در ماده ​۵۱۳ قانون مجازات اسلامی مقرر شده است، اگر اهانت به ائمه​ی معصومين (ع) مشمول سب​النبی باشد، مجازات "اعدام" دارد و در غير اين صورت مجازات مجرم حبس از يک تا پنج سال خواهد بود. به عبارت ديگر اهانت موضوع ماده ​۵۱۳ يا مشمول سب​النبی هست يا نيست، و بالاخره اهانت ساده با مجازات حبس مواجه خواهد شد، در حالی که در دادنامه​ی بدوی هم مجازات اعدام از بابت سب​النبی برای متهم در نظر گرفته شده است و هم مجازات پنج سال حبس بر وی تحميل شده است! اين اقدام دادگاه بدوی نمی​تواند مطابق صراحت ماده ​۵۱۳ بوده و مصداق بارز تفسيری است که در قوانين کيفری از آن منع شده است.

​۹- دادگاه بدوی برای اتهام غيروارد "اهانت به ساحت علمای اسلامی و مرجعيت شيعه و انبوه مقلدان مراجع عظام" و به استناد ماده ​۶۹۷ قانون مجازات اسلامی متهم را به حداکثر مجازات مقرره يعنی يک سال حبس و ​۷۴ ضربه شلاق محکوم کرده است، در حالی​که اولا به موجب ماده ​۷۲۷ همين قانون، تعقيب متهم به استناد ماده​ی ​۶۹۷ فقط با شکايت شاکی خصوصی قابل اجراست، ثانيا صراحت ماده ​۶۹۷ ناظر به "افترا" است نه اهانت. به عبارت ديگر ماده ​۶۹۷ مقرر داشته است هر کس به هر وسيله به کسی امری را صريحا نسبت دهد که آن امر جرم محسوب می​شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نمايد، جز در مواردی که موجب حد است به يک ماه تا يک سال حبس و تا ​۷۴ ضربه شلاق يا يکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد، لذا با توجه متن سخنرانی موصوف استناد به ماده ​۶۹۷ اساسا موضوعيت نداشته است.

​۱۰- قاضی محترم دادگاه بدوی در خصوص اتهام اخلال در نظم و آرامش شهروندان همدانی، بلکه ايجاد تشنج در سراسر کشور اسلامی، متهم را به استناد ماده ​۶۹۸ قانون مزبور به تحمل ​۲ سال حبس محکوم کرده است. در حالی که اولا صراحت ماده ​۶۹۸ ناظر به نشر اکاذيب است نه اخلال در نظم، ثانيا تعقيب متهم به استناد ماده ​۶۹۸ نياز به شکايت شاکی خصوصی دارد و اين موضوع نيز صريح ماده ​۷۲۷ همين قانون است. ثالثا موضوع اخلال در نظم و آرامش جامعه به فرض اثبات جرم مشمول ماده ​۶۱۸ قانون مجازات اسلامی است که مقرر داشته است: هر کس با هياهو و جنجال يا حرکات غيرمتعارف يا تعرض به افراد موجب اخلال در نظم و آسايش و آرامش عمومی گردد يا مردم را از کسب و کار بازدارد، به حبس از ​۳ ماه تا يک سال و تا ​۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد. بنابراين با عنايت به صراحت ماده ​۶۱۸ قاطعانه می​توان نظر داد که انجام سخنرانی موصوف از مصاديق حکم مقرر در ماده​ی مزبور نيز نمی​باشد و نهايتا دادنامه​ی بدوی منطبق با هيچ​کدام از مواد ​۶۹۸ و يا ​۶۱۸ نبوده و تعيين مجازات ياد شده هم به لحاظ شکلی و هم به لحاظ ماهوی عدم رعايت قانون را دربردارد.

ناگفته نماند تعبيراتی که در بخش​هايی از سخنرانی فوق استفاده شده است می​توانست در لسان ديگری به​کار برده شود لکن گلايه درعدم رعايت اين نکته مهم، با بحث​های دقيق قانونی و عناوين مجرمانه و تعيين مجازات​های سنگين تفاوت​های بسياری دارد.

 

حسين انصاری​راد

رييس کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی»