«آرش»، خانه مشترک ما
سخنرانی منیره برادران در مراسم یادمان پرویز قلیچ خانی در پاریس، ۷ تیر ۱۴۰۵
Wed 1 07 2026
منیره برادران
قرار بر این شده که من در اینجا به سهمی که نشریه آرش در توجه دادن به موضوع زندان و کشتارها داشته، بپردازم. در گشت و گذار در شماره های بیست و سه سال نشریه آرش اما، نکته های جالبی توجهم را جلب کرد که دوست دارم اشاره ای هم به اینها داشته باشم. در حقیقت این نکته ها یک جورهایی به گذر عمر ما در تبعید هم مربوط می شوند.
یک نکته مهم برای من این بود که آرش در شروع کار خود را معرفی می کند و مسیر را ترسیم می کند. می نویسد: «آرزوهای برنیامده ما در وطن دفن نشده اند... هویت باختگی از ان ما نیست... آرش تلاش می کند بیان جنبه های گوناگون فرهنگ ما باشد..»
و تصویر آرش کمانگیر روی جلد که کار اصغر (آرتا) داوری است و مطلبی در باره جشن نوروز را می شود در آن راستا دید. بهمن ۱۳۶۹ است و متاثر از جنگی که جغرافیای سیاسی اش دور از ما نیست، مجله، شعر به یادماندنی «فغان ز جغد جنگ» را در کنار مطلبی با عنوان «جنگ برای نظمی نوین» از محمدرضا همایون ٰ(رضا معینی) را دارد.
در شش- هفت سال نخست انتشار، مجله عمدتا بار ادبی و فرهنگی دارد. بعدها است که مطالب سیاسی و اجتماعی به آرش راه پیدا می کند و به مرور بر حجم آن افزوده می شود. البته این امر از جنبه ادبی و فرهنگی آرش کم نمی کند. در اینجا یادی کنیم از محسن حسام، که در آخرین شماره مجله مطلبی دارد با عنوان «داستان نویسی در آرش». او یکی از نویسندگان مجله بود که شب گذشته جهان را به درود گفت. من با محسن حسام در بهار ۱۳۵۸ آشنا شدم. از اعضای شورای کارکنان کانون پرورش کودکان و نوجوانان بودیم و چقدر تلاش کردیم که از مصادره کانون توسط رژیم تازه به قدرت رسیده جلوگیری کنیم. پاسخ آنها اخراج همگی ما بود.
موضوع زنان همواره حضوری چشمگیر در آرش دارد، مثلا از گزارش کنفرانس بین المللی زنان در پکن تا مجموعه نوشته ها در روزهای جهانی زن تا ویژه نامه فروغ فرخزاد و ترجمه و مطالب نسبتا تئوریک. از مارس ۱۹۹۶ نجمه موسوی را با مقاله ها، ترجمه ها در مجله می بینیم و به زودی ترتیب دادن میزگردها و دوسیه ها و در دوره ای در نقش سردبیری به نقش اضافه می شود.
در حوزه زنان، با دیدگاه های بسیار متنوع روبرو هستیم که تا حدی با حوزه سیاسی آرش متفاوت است.
زندان
موضوع زندان و کشتارهای ج.ا. از نیمه دهه ۷۰ به بعد از محورهای آرش می شود. در چند سال اول هنوز نوشته ها در این باره اندک است. يك سال پس از شروع به انتشار آرش در (فروردین ۱۳۷۰) خاطره شبی از اعدام های سال ۶۰ در قالب طرح داستانی از من منتشر می شود. یک سال و نیم بعد (آرش ۳۰) مجله در صفحه اول یادداشتی دارد شبیه سرمقاله همراه با سروده ای در گرامی داشت حسین صدرایی و هبت معینی از کشته شدگان ۶۷ و عکس تکان دهنده نیم تنه از خاک بیرون زده را که از سمبل های خاوران است. جلوتر که می آییم جنایت تابستان ۶۷ در آرش نمایان تر می شود: در پنجمین سالگرد کشتار تابستان ۶۷ (آرش ۵۱) در مطلب «کالبدشکافی یک جنایت» از حسین پایدار و یک سال بعدتر در شهریور ۱۳۷۵ (آرش ۵۷) در نوشته «کشتار بزرگ» به قلم ناصر مهاجر را می خوانیم.
وقتی به زمان این دو نوشته دقت کنیم، به یاد می آوریم که آوازه حرکت مادران و خانواده های خاوران به رغم سانسور خبری شدید از گورستان به بیرون درز پیدا کرده بود. به واقع دادخواهی از همان جا و همان زمان زاده شد. از طرف دیگر در این سالها شاهدان و بازماندگانی که از کشور گریخته اند، از جنایت گزارش می دهند. و در همین سالها شاهد مراسم هایی در شهرهای مختلف خارج کشور در بزرگداشت جانباختگان دهه جنایت هستیم که در مجله گزارش آنها موجود است.
پس از آن چندین دوسیه و مجموعه نوشته هایی از تجربه های زندان را در آرش منتشر می شود که راویان آنها شاهدان و بازماندگان اعدام های دهه ۶۰ و کشتار تابستان ۶۷ هستند. هر حادثه ای در ارتباط با دهه ۶۰، موضوعی می شود برای تبادل نظر و انعکاس صدای بازماندگان. وقتی اسدالله لاجوردی را ترور کردند، پرویز ما را دعوت کرد که از احساس خود در باره کشته شدن کسی که هر یک از ما خاطره های هولناکی از او داریم، برای مجله بنویسیم. آيا ترور جنايتكار را می شود عدالت نامید؟ يا صرفا از روح انتقام سرچشمه می گیرد؟ اینها پرسش های مهم دادخواهی هستند.
نظیر این چالش را در موضوع تواب هم می بینیم. این موضوع، که در یکی از سمینارهای زنان به خاطر حضور یکی از توابها به تشنج انجامید، در پی خود بحث هایی را دامن زد. نمونه های دیگری هم از این هم نشینی راویان در آرش ثبت است.
کوتاه کنم مجله آرش خانه مشترک تجربه ها و خاطره های ما بود. پرویز قلیچ خانی توجه خاصی داشت که زندان و سرکوب از زبان شاهدان روایت شود.
آخرین شماره آرش، که به سردبیری نجمه موسوی است و بیش از ۳۵۰ صفحه را در بردارد، به تمامی به موضوع زندان مربوط است و ابعاد مختلف آن، از کشتار ۶۷ تا خاوران تا ادبیات زندان و ...
وداع با آرش
آرش به یکباره متوقف نمی شود. با یک نوع آمادگی قبلی به انتشار خود پایان می دهد. بعد از انتشار صد شماره که روند زمانی ۱۷ ساله را دربردارد، آرش اعلام می کند که هنوز امید و توان ادامه را دارد. به عنوان انگیزه تداوم یا هر دلیل دیگر قلیچ خانی به نکته ای اشاره می کند که جنبه هشدار آن را امروز بهتر درک می کنیم. از موقعیت دشواری می گوید «که دو بستر گسترده و رنگین سازمان های اطلاعاتی آمریکا و ج.ا. به شکل های مختلف بخشی از روشنفکران و کانون های فرهنگی هنری را بسوی خود جلب کرده اند...» و این به سال ۲۰۰۸ است.
مجله تا ده شماره دیگر به حیات خود ادامه می دهد با تنوع بیشتر. وهمانطور که در شروع کار خود را معرفی کرده بود در پایان هم در ویژه نامه ۱+۱۱۰ به نقد و بررسی کارنامه ۲۳ ساله اش می پردازد. این شماره مثل یک گودبای پارتی است که همکلاسی های قدیمی هم به آن دعوت شده اند و فرصتی است برای قدردانی ها و نیز رنجش ها.
اینجا متوجه می شویم که چرا به یکباره نام مهدی فلاحتی از سردبیری حذف شد. او که تا شش هفت سال نخست انتشار در کنار مدیر مسئول پرویز قلیچ خانی حضور داشت، دلیل کناره گیری خود را در تفاوت نگاه خود با مدیر مسئول می داند. می گوید برای خود او «گسترش و تعمیق آگاهی فرهنگی جامعه ایرانیان خارج از کشور» مهمتر بود.
و پرویز قلیچ خانی همانطور که در مصاحبه با ناصر مهاجر هم گفته، پرهیز از مسائل سیاسی را درست نمی دانسته و همانطور که اشاره شد از دوره ای بار بحث ها و مسایل سیاسی به ویژه در شکل دادن به دوسیه، میزگرد بیشتر می شود.
در راه اندازی نشریه مسعود نقره کار هم نقش داشت ولی بعدها به جز چند مطلب، حضوری از او در آرش نمی بینیم. او هم روایت خود را از شکل گیری مجله توضیح می دهد که روایتی است متفاوت با روایت پرویز، که در گفتگو با مهاجر می خوانیم.
و سیاوش مژدهی (حیدری)، که از ابتدا همکار مجله بوده، از فراز و نشیب های آرش می گوید. و آرش را یکی از ماندگارترین نشریات در تاریخ تبعید می داند.
من هم با این ارزیابی موافقم. مطالب آن هر زمانی می تواند منبعی برای مرور حوادث دوره ای پرتب و تاب باشد که راویانش نسل چپ مبارزی است که به رغم شکست ها و از دست دادن های سنگین از پا درنیامده، به مبارزه و اعتراض ادامه داده است. و پرویز از این نسل بود و در دوسیه های سیاسی مجله هم که موضوعات مختلف را در برمی گرفت، عمدتا صدای این نسل را منعکس می کرد.
من این را ضعف مجله نمی بینم، ویژگی آن می بینم که نیروهایی که در رسانه های غالب گم هستند و در ارگان سازمانی هم طبعا انعکاس محدود و بسته ای دارند، در خانه ارش گردهم می آیند و با هم بحث و گفتگو می کنند.
ماندگاری آرش را می توان از این جنبه هم دید که به عنوان منبع و مرجعی پرغنا برای پژوهشگران و علاقه مندان برای همیشه ماندگار است: در صفحه اینترنتی و کانال تلگرامی “آرش” به همت نجمه موسوی و همایون ایوانی و همچنین در سایت آرشیو اپوزیسیون ایران.

|
|