سپاه پاسداران در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا:
نمادگرایی سیاسی، فشار ژئوپولیتیک و بازگشت منطق تقابل
Fri 30 01 2026
تصمیم اخیر اتحادیه اروپا برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک اقدام حقوقی یا امنیتی فهم کرد؛ این تصمیم بیش از هر چیز واجد معنایی سیاسی و نمادین است و در بستر تشدید تنشهای ژئوپولیتیک میان ایران، ایالات متحده و غرب قابل تحلیل است. همزمانی این اقدام با تهدیدهای مستقیم دونالد ترامپ به حمله نظامی و تحرکات گسترده نظامی آمریکا در خاورمیانه، نشاندهنده نوعی همراستایی سیاسی ـ امنیتی میان بروکسل و واشنگتن است؛ همراستاییای که پس از سالها تردید و شکاف در رویکردها، اکنون آشکارتر از گذشته بروز یافته است.
عقبنشینی فرانسه و شکستن آخرین مانع
یکی از نقاط کلیدی این تحول، عقبنشینی فرانسه از مخالفت پیشین خود است. تا پیش از این، پاریس همراه با برخی دیگر از دولتهای اروپایی، نسبت به قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی تردید داشت؛ تردیدی که ریشه در ملاحظات حقوق بینالملل، نگرانی از قطع کامل کانالهای دیپلماتیک و ترس از واکنشهای تلافیجویانه تهران داشت. تغییر موضع فرانسه – و پیشتر ایتالیا – نشان میدهد که کفهٔ ترازو در سیاست اروپایی بهطور محسوسی بهسوی منطق فشار و بازدارندگی سنگینتر شده است.
«سرکوب داخلی» بهمثابه مبنای مشروعیتبخش
اتحادیه اروپا بهطور رسمی، سرکوب خونین اعتراضها در ایران را دلیل اصلی این تصمیم اعلام کرده است. ارجاع مکرر مقامهای اروپایی به کشتهشدن هزاران معترض و توصیف سپاه پاسداران بهعنوان نیرویی که «دستانش به خون آلوده است»، تلاشی آشکار برای اخلاقیسازی تصمیمی است که در اصل، ریشهای عمیقاً سیاسی دارد. در این چارچوب، سپاه پاسداران نهتنها بهعنوان یک نیروی نظامی خارجی یا منطقهای، بلکه بهعنوان ابزار سرکوب داخلی بازنمایی میشود؛ بازنماییای که زمینهٔ لازم برای مشروعیتبخشی به اقدام اتحادیه اروپا در افکار عمومی غرب را فراهم میکند.
اقدام نمادین با پیامدهای واقعی
با این حال، خود مقامهای اروپایی نیز اذعان دارند که این تصمیم، از نظر عملی، تأثیر اقتصادی یا حقوقی چشمگیری ندارد. تحریمهای گسترده علیه سپاه پاسداران و اعضای آن بیش از یک دهه است که برقرارند و انتقال منابع مالی یا اقتصادی به این نهاد عملاً ممنوع بوده است. از این رو، اهمیت اصلی این اقدام را باید در سطح پیام سیاسی جستوجو کرد: پیامی خطاب به تهران مبنی بر اینکه اتحادیه اروپا نیز – دستکم در سطح گفتمانی – به اردوگاه سیاست فشار حداکثری نزدیکتر شده است.
پیوند پرونده سپاه با مناقشه هستهای
این تحول را نمیتوان جدا از بحران فزاینده پیرامون برنامه هستهای ایران تحلیل کرد. تهدیدهای صریح ترامپ، استقرار گسترده ناوگان آمریکا در منطقه و تعلیق همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، همگی نشانههای ورود مناقشه به مرحلهای خطرناکترند. شکست تلاشهای اروپایی برای احیای برجام و بازگشت تحریمهای سازمان ملل، عملاً نقش اروپا را از میانجی بالقوه به بازیگری همسو با فشار آمریکا تقلیل داده است.
در این چارچوب، قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی را میتوان بخشی از بستهٔ فشار سیاسی ـ روانی دانست که هدف آن واداشتن تهران به پذیرش مذاکراتی تازه، از موضع ضعف، است. با این حال، واکنشهای تند مقامهای ایرانی و تأکید آنان بر آمادگی نظامی، نشان میدهد که این سیاست لزوماً به کاهش تنش منجر نخواهد شد.
چشمانداز: تثبیت تقابل یا بازگشت به مذاکره؟
تحولات اخیر، بیش از هر چیز، از بازگشت منطق تقابل به روابط ایران و غرب حکایت دارد؛ منطقی که در آن، زبان تهدید، تحریم و نمادسازیهای سیاسی جایگزین دیپلماسی تدریجی و مصالحهمحور شده است. هرچند مقامهای ایرانی همچنان امکان مذاکره را بهطور کامل رد نکردهاند، اما فضای حاکم بر روابط، بیش از آنکه یادآور مسیر گفتوگو باشد، نشانههای تشدید یک بحران چندلایه را در خود دارد؛ بحرانی که در آن، پرونده هستهای، سرکوب داخلی، منازعات منطقهای و رقابتهای ژئوپولیتیک بهطور فزایندهای در هم تنیده شدهاند.