عصر نو
www.asre-nou.net

کاوه


Fri 30 01 2026

فرامرز پارسا

new/faramarz-parsa.jpg
زِ اشکِ فروخورده‌ی مادران
برآمد خروشِ نهانِ جهان.
نه بانگِ طبل و نه آوای تیغ،
ولیکن بلرزید بنیادِ میغ.
چو مردم نهادند دل بر خطر،
ببستند چشم از هراس و حذر،
زمین زیرِ پایِ ستمکار لرزید،
کاخِ دروغ از درون فرو ریخت.
بکشتند پیر و جوان را به کین
که بنشینند آسوده بر تختِ زین،
ندانستند زهرِ کردارِ خویش
چکد قطره‌قطره به کامِ خویش.
شب از دیده‌ی ظالمان خواب برد،
سحر نامِ فردا زِ آنان سترد؛
نه دین ماند و نه شرم و نه راه،
چو دادند دل را به بیگانه شاه.
دگرباره کاوه زِ مردم دمید،
نه یک تن، که قومی زِ جان آفرید؛
درفش از رگ و ریشه‌ی درد ساخت،
به میدانِ تاریخ، آتش نواخت.
زد از بیخ و بن، هر چه ضحاک بود،
سرِ مارِ ظلم از تنش واکشود؛
نماند از ستم نقش و نامی به‌جا
چو نیرویِ حق شد به پا، آشکارا.
————
۲۰۲۶/۱/۲۹