عصر نو
www.asre-nou.net

گفت‌وگوی دی‌سایت (لوئیس پینکوفسکی) با مورخ آمریکایی دانیل ایمرواهر

امپریالیسم ایالات متحده:
«امپریالیسم یک روحیه است»


Sun 25 01 2026



به‌گفته دانیل ایمرواهر، مورخ آمریکایی، ایالات متحده یک امپراتوری بوده و هست. تصرف گرینلند شکستن یک تابو خواهد بود ــ و با این حال واقع‌بینانه‌ترین هدف ترامپ است.

۲۰ ژانویه ۲۰۲۶: دونالد ترامپ تهدید می‌کند که گرینلند را تصرف خواهد کرد. برای اروپا این یک شوک است. اما برای دانیل ایمرواهر، مورخ آمریکایی، حقیقت دومی نیز وجود دارد: رؤیای الحاق ممکن است آخرین تقلاهای هژمونی آمریکا باشد.

دی سایت:
آقای ایمرواهر، دونالد ترامپ می‌خواهد گرینلند را بخرد. او همچنان احتمال تصرف نظامی این جزیره را هم رد نمی‌کند. چرا تصاحب آن تا این حد برای او اهمیت دارد؟

دانیل ایمرواهر:
وقتی ترامپ در سال ۲۰۱۹ از گرینلند حرف زد، من آن را نوعی شوخی یا ترولینگ می‌دانستم. اما حالا این تهدید را بسیار جدی‌تر می‌گیرم. از نظر راهبردی، گرینلند همچنان برای امنیت ایالات متحده ضروری نیست: آمریکا همین حالا هم می‌تواند از طریق تجارت به منابع گرینلند دسترسی داشته باشد. آن‌ها یک پایگاه نظامی در آن‌جا دارند و حق ایجاد پایگاه‌های بیشتر را نیز در اختیار دارند.

دی‌سایت:
پس ماجرا چیست؟

ایمرواهر:
ترامپ دومین دوره ریاست‌جمهوری خود را با فهرستی از تمایلات الحاق‌طلبانه آغاز کرد: تبدیل کانادا به یک ایالت آمریکا، به‌دست گرفتن کنترل نوار غزه و بیرون راندن فلسطینی‌ها از آن، بازپس‌گیری منطقه کانال پاناما ــ و تصرف گرینلند؛ که به‌نظر من در حال حاضر واقع‌بینانه‌ترین هدف اوست. من یک فرضیه دارم: در ذهن ترامپ، این مناطق سفید یا خالی‌اند. در منطق فکری او، این‌ها فضاهایی هستند که می‌توانند توسط سفیدپوستان مسکون شوند. به همین دلیل است که منطقه کانال پاناما ــ که تا سال ۱۹۹۹ عمدتاً محل سکونت آمریکایی‌ها بود ــ ذهن او را مشغول می‌کند، نه خود کشور پاناما. ترامپ حداکثرگرا نیست، اما نوع خاصی از فضا وجود دارد که به آن علاقه‌مند است.

دی‌سایت:
تلاش‌های ترامپ برای گسترش قلمرو از طریق خرید یا الحاق خشونت‌آمیز، در کدام سنت تاریخ آمریکا قرار می‌گیرد؟

ایمرواهر:
کل قرن نوزدهم آمریکا با گسترش امپریالیستی مشخص می‌شود، مثلاً در جنگ با مکزیک. ترامپ احتمالاً این الگو را در ذهن دارد. شوک ما ناشی از این است که تاکنون در یک استثنای تاریخی آمریکا زندگی کرده‌ایم: «پکس آمریکانا» پس از ۱۹۴۵. ایالات متحده موفق شد نظم بین‌المللی را نسبتاً باثبات نگه دارد و بدون الحاق سرزمین‌های عظیم فرادریایی، قدرت خود را اعمال کند.

دی‌سایت:
مهم‌ترین گسترش‌های سرزمینی در تاریخ آمریکا کدام بوده‌اند؟

ایمرواهر:
آمریکا در سال ۱۷۷۶ استقلال خود را اعلام کرد. در ۱۸۰۳، توماس جفرسون لوئیزیانا را از فرانسه ناپلئونی خرید و بدین ترتیب وسعت آمریکا را دو برابر کرد. در ۱۸۴۶ آمریکا علیه مکزیک جنگید و بخشی از آن کشور را ضمیمه کرد. در ۱۸۶۷ آلاسکا را خرید. در ۱۸۹۸ اسپانیا را در جنگی شکست داد و سپس به نوعی «تور خرید امپریالیستی» رفت: مستعمرات اسپانیا یعنی پورتوریکو، گوام و فیلیپین را تصاحب کرد و همچنین سرزمین‌هایی چون هاوایی و ساموآی آمریکایی را که متعلق به اسپانیا نبودند. بدین ترتیب آمریکا صاحب یک امپراتوری فرادریایی با میلیون‌ها جمعیت شد.

دی‌سایت:
تصرف موفق گرینلند از سوی آمریکا از نظر تاریخی چه معنایی خواهد داشت؟

ایمرواهر:
الحاق گرینلند در لحظه‌ای کاملاً متفاوت از خرید آلاسکا در سال ۱۸۶۷ رخ می‌دهد. تا همین اواخر، جاه‌طلبی‌های استعماری از سوی آمریکا و اکثریت جهان عملاً رد می‌شد. از منظر تاریخ جهانی، شکستن این تابو مهم‌تر از خودِ تصرف گرینلند است ــ هرچند این اقدام پیامدهای عظیمی برای مردم گرینلند خواهد داشت. تصرف سرزمین یکی از متحدان ناتو به معنای فروپاشی اتحاد فراآتلانتیک خواهد بود.

دی‌سایت:
آیا تاکنون دولت دیگری در آمریکا تلاش کرده بود گرینلند را به قلمرو آمریکا تبدیل کند؟

ایمرواهر:
بله، در سال ۱۹۴۶ هری ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا، تلاش کرد گرینلند را بخرد. این موضوع دهه‌ها یک راز دولتی بود. چون مسیرهای پروازی مهمی در دوران جنگ سرد از فراز گرینلند می‌گذشت، ترومن کوشید جزیره را به‌دست آورد. آمریکا با مخالفت روبه‌رو شد ــ و سپس تلاشی برای تصرف نظامی گرینلند نکرد.

دی‌سایت:
اما ترامپ این بار استفاده از زور نظامی را منتفی نمی‌داند.

ایمرواهر:
دولت ترامپ فکر می‌کند اگر تهدید به خشونت را به‌اندازه کافی باورپذیر کند، می‌تواند گرینلند را بخرد. بنابراین، برخلاف برخی دیگر از خریدهای سرزمینی آمریکا، این یک معامله مبتنی بر رضایت طرفین نخواهد بود.

امپراتوری و امپریالیسم چه معنایی دارند

دی‌سایت:
این الحاق‌ها تا چه حد بحث‌برانگیز بودند؟

ایمرواهر:
اغلب بسیار بحث‌برانگیز. و همچنین تاریخِ الحاق‌هایی وجود دارد که آمریکا انجام نداد. آمریکا می‌توانست تمام مکزیک را تصرف کند، اما این کار را نکرد. آن‌ها الحاق‌های خود را «گزینش» می‌کردند. بسیاری از سرسخت‌ترین مخالفان گسترش امپریالیستی در تاریخ آمریکا، نژادپرستانی بودند که نگران پذیرش جمعیت‌های غیرسفید در جمهوری بودند.

دی‌سایت:
الحاق گرینلند از منظر تاریخی چه جایگاهی خواهد داشت؟

ایمرواهر: از نظر مساحت، گرینلند بزرگ‌ترین الحاق منفرد در تاریخ آمریکا خواهد بود ــ اندکی بزرگ‌تر از خرید لوئیزیانا. اما لوئیزیانا برای اسکان سفیدپوستان و برای قدرت آمریکا اهمیت عظیمی داشت. گرینلند از این نظر بسیار کم‌اهمیت‌تر است.

دی‌سایت:
خرید آلاسکا از روسیه در سال ۱۸۶۷ توسط وزیر خارجه آمریکا، ویلیام سیوارد، در زمان خود به «حماقت سیوارد» معروف شد، اما بعدها مورد ستایش قرار گرفت. آیا علاقه آمریکا به گرینلند با خرید آلاسکا قابل مقایسه است؟

ایمرواهر:
از نظر ظاهری بله. هر دو بسیار بزرگ و کم‌جمعیت‌اند. اما یک تفاوت اساسی وجود دارد: روسیه با فروش آلاسکا موافقت کرد. نه گرینلند و نه دانمارک خواهان فروش گرینلند نیستند.

دی‌سایت:
امپراتوری تزاری روسیه فقط به‌دلیل نیاز مالی و نیز ترس از تصرف آلاسکا توسط امپراتوری بریتانیا موافقت کرد. شما به سرزمین‌هایی اشاره کردید که آمریکا ادعای آن‌ها را داشت. تا چه حد می‌توان گفت آمریکا یک امپراتوری است؟

ایمرواهر:
این اصطلاح محل مناقشه است، چون تعریف‌های بسیار متفاوتی از آن وجود دارد. بر اساس محدودترین تعریف، امپراتوری صرفاً کشوری است که مستعمره دارد. بر این اساس، آمریکا یک امپراتوری بوده و هست. اما می‌توان استدلال کرد که آمریکا به معنای گسترده‌تر نیز یک امپراتوری است: کشوری که اهدافش را با واداشتن دیگر دولت‌ها به تبعیت ــ از طریق مداخله، تهدید و رشوه ــ محقق می‌کند.

دی‌سایت:
آیا هر امپراتوری الزاماً امپریالیستی است؟

ایمرواهر:
امپراتوری یک ساختار است؛ امپریالیسم یک روحیه. امپریالیسم معمولاً به میل به سلطه اشاره دارد. یک دولت می‌تواند ساختار امپراتوری داشته باشد، بدون آن‌که روحیه‌ای شدیداً امپریالیستی داشته باشد. برعکس، یک دولت می‌تواند روحیه‌ای کاملاً امپریالیستی داشته باشد، بدون آن‌که مستعمره یا پایگاه فرادریایی داشته باشد. در مورد آمریکا امروز، ما هم امپراتوری را می‌بینیم و هم امپریالیسم را.

دی‌سایت:
آیا امپراتوری آمریکا در مرحله گسترش است یا در مرحله افول؟

ایمرواهر:
نشانه‌های روشنی از افول وجود دارد. در سال ۱۹۴۵ سهم آمریکا از اقتصاد جهانی بسیار بالا بود؛ امروز این سهم کمتر شده است. تهدیدهای ترامپ را می‌توان واپسین نفس‌های هژمونی آمریکا دانست. کاهش قدرت جهانی آمریکا می‌تواند به جهانی آنارشیک‌تر، به هژمونی چین یا روسیه، یا حتی به جهانی دموکراتیک‌تر منجر شود. به‌جای آن‌که پکس آمریکانا با ناله‌ای خاموش شود، ممکن است با انفجاری پایان یابد. ما شاهد تقلاهای خشونت‌بار آمریکا هستیم. ترامپ در نمایش قدرت بسیار تهاجمی‌تر عمل می‌کند و به الگوهای قدیمی‌تر قدرت تکیه دارد. به همین دلیل به دکترین مونرو، به رئیس‌جمهور مک‌کینلی ــ که به الحاق‌های امپریالیستی و تعرفه‌ها معروف بود ــ و البته به جنبش «اول آمریکا» علاقه‌مند است.

دی‌سایت:
شما در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ کتاب چگونه یک امپراتوری را پنهان کنیم را نوشتید. امپراتوری آمریکا چه شکلی دارد؟

ایمرواهر:
هرچند روی نقشه دیده نمی‌شوند، اما آمریکا صدها پایگاه نظامی در کشورهای دیگر دارد؛ برآوردها از حدود ۷۵۰ پایگاه حکایت دارند. این پایگاه‌ها، همراه با پنج قلمرو مسکونی آمریکا، امپراتوری سرزمینی را تشکیل می‌دهند. افزون بر این، آمریکا بارها به‌طور پنهانی در سیاست کشورهای دیگر مداخله کرده است. نمونه‌های دیگری هم وجود دارد: دلار آمریکا ارز ذخیره جهانی است. همه باید انگلیسی بلد باشند. رؤیاهایی که به‌طور محلی در آمریکا شکل می‌گیرند، از طریق رسانه‌های آمریکایی و هالیوود در جهان پخش می‌شوند.

جهانی‌سازی به‌جای استعمار

دی‌سایت:
استعمارزدایی در قرن بیستم به افول قدرت‌های امپریالیستی بریتانیا و فرانسه انجامید. آمریکا چگونه توانست بدون تصاحب مستعمرات در سراسر جهان، قدرت جهانی خود را گسترش دهد؟

ایمرواهر:
آمریکا نیز بزرگ‌ترین مستعمره خود، یعنی فیلیپین، را واگذار کرد. هاوایی و آلاسکا را به ایالت ارتقا داد. به‌طور خلاصه، آمریکا به‌جای استعمار، به جهانی‌سازی روی آورد. به شیوه‌ای پیچیده‌تر از اعمال قدرت جهانی پرداخت، منابع را از طریق تجارت جهانی تأمین کرد و بر صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی سلطه یافت. صنعت هوانوردی این امکان را فراهم کرد که آمریکا در سراسر جهان پرواز کند و نقاط راهبردی را کنترل کند. به همین دلیل من آمریکا را یک «امپراتوری نقطه‌ای» می‌نامم: امپراتوری‌ای که عمدتاً از نقاط تشکیل شده، نه از سرزمین‌های وسیع.

دی‌سایت:
آمریکا چگونه نقش خود به‌عنوان امپراتوری را پنهان کرد؟

ایمرواهر:
در قرن نوزدهم، آمریکا به گسترش امپریالیستی خود افتخار می‌کرد. در قرن بیستم دیگر به‌دنبال مستعمرات بزرگ نبود و مستعمرات موجود را پنهان می‌کرد. برای مدتی پیش از جنگ جهانی دوم، از هر هشت نفر ساکن «ایالات متحده بزرگ»، یک نفر در سرزمین‌های فرادریاییِ مستعمره زندگی می‌کرد. اما روی نقشه‌ها، آمریکا به‌صورت یک لکه پیوسته نمایش داده می‌شد. بندیکت اندرسن، دانشمند علوم اجتماعی، این را «نقشه-لوگو» نامید. در حالی‌که در اواسط قرن بیستم، نقشه واقعی آمریکا باید فراتر از سرزمین اصلی را نشان می‌داد: فیلیپین، ساموآی آمریکایی، گوام، پورتوریکو، جزایر ویرجین آمریکا، آلاسکا، هاوایی و نزدیک به صد جزیره خالی از سکنه گوانو در کارائیب و اقیانوس آرام. همه این سرزمین‌ها و پایگاه‌های نظامیِ فراوان، بخشی از امپراتوری آمریکا هستند.

دی‌سایت:
آیا مفاهیم امپراتوری و امپریالیسم هنوز به ما کمک می‌کنند جهانی را که ترامپ، پوتین و شی جین‌پینگ می‌سازند، درک کنیم؟

ایمرواهر:
واژه دیگری برای آنچه ترامپ پیشنهاد می‌کند و آنچه پوتین انجام داده وجود ندارد. این مفاهیم می‌توانند مبهم یا تحقیرآمیز به نظر برسند، اما این الحاق خشونت‌آمیز یا خرید گرینلند یک کنش امپریالیستی است ــ صرف‌نظر از تعریف. وحشت‌های گذشته همچنان قطب‌نمای اخلاقی ما هستند. آخرین باری که قدرت‌های امپریالیستی به فتوحات گسترده سرزمینی روی آوردند، دو جنگ جهانی رخ داد. وقتی ملت‌ها بقای اقتصادی خود را به تصرف سرزمین گره می‌زنند، به‌جای تکیه بر تجارت متقابل، خطر چنین منازعات جهانی‌ای را می‌پذیرند.

دی‌سایت:
آیا مهم نیست که همچنان میان جاه‌طلبی‌های هژمونیک یک دموکراسی مانند آمریکا و کشورهایی چون روسیه و چین تمایز قائل شویم؟

ایمرواهر:
سیاست خارجی آمریکا همواره اقتدارگرایانه‌ترین بخش حکومت این کشور بوده است. سیاست خارجی و شیوه حکمرانی جهانی آن اغلب با پنهان‌کاری و تصمیم‌گیری پشت درهای بسته همراه بوده است. پرسش‌های بزرگ این دوران این‌ها هستند: آیا ترامپ موفق خواهد شد آمریکا را در جایگاهی کاملاً جدید قرار دهد؟ و آیا این کار، جهان را نیز وارد مرحله‌ای تاریخی تازه خواهد کرد؟

دی‌سایت:
اگر یک روزنامه‌نگار شما را مجبور کند برای این دوران جدید نامی انتخاب کنید، آن نام چه خواهد بود؟

ایمرواهر:
«بازسرزمینی‌شدن سیاست». اقدامات روسیه و جاه‌طلبی‌های چین همگی به جهانی اشاره دارند که به‌سوی بازارهای بسته‌تر و مناقشات سرزمینی بیشتر می‌رود. من نمی‌خواهم آن را «نئو‌امپریالیسم» بنامم، چون این تصور را القا می‌کند که دوران پس از ۱۹۴۵ امپریالیستی نبوده است، و من به این باور ندارم.

دی‌سایت:
فرض کنیم آمریکا گرینلند را برخلاف اراده مردم آن و متحدان ناتویی خود ضمیمه کند. این کار مسیر امپراتوری آمریکا را چگونه تغییر خواهد داد؟

ایمرواهر:
بسیاری از رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا به منابع، نفوذ اقتصادی یا سیاسی در کشورهای دیگر علاقه‌مند بودند. اما وقتی ترامپ از تصرف سرزمین‌های عظیم سخن می‌گوید، چیزی را بیان می‌کند که رؤسای‌جمهور اخیر حتی در خفا هم نمی‌خواستند. آمریکا پیش‌تر سرزمین‌هایی را تصرف کرده است، اما تصرف سرزمین‌های جدید، بخشی از آینده آمریکا تلقی نمی‌شد. برای ترامپ، چنین است.

به نقل هفته‌نامه دی‌سایت چاپ آلمان

دانیل ایمرواهر

۴۵ ساله، مورخ و استاد دانشگاه نورث‌وسترن در ایالت ایلینویِ آمریکا است. او نویسنده کتابِ بسیار تحسین‌شده و چندبار جایزه‌گرفتهٔ «امپراتوری پنهان – ایالات متحده به‌مثابه یک قدرت استعماری مدرن» (۲۰۱۹) است. دانیل ایمرواهر افزون بر فعالیت‌های دانشگاهی، برای نشریاتی چون نیویورکر، گاردین و آتلانتیک نیز می‌نویسد.