عصر نو
www.asre-nou.net

سازمان دانشجویان ایرانی در آمریکا عضو کنفدراسیون


Tue 23 07 2019

بیژن باران

bijan-baran.jpg
جنبش دانشجویی ایرانیان مقیم آمریکا ISA از دهه 1950 و کانادا از دهه 1970 برای پشتیبانی از زندانیان سیاسی و مبارزات در ایران آغاز شد. هر سازمان دارای ساختار با اساسنامه و کارکرد با منشور است. ساختار کنفدراسیون جهانی از فدراسیون های کشوری چون آمریکا و آلمان تشکیل شده بود. هر فدراسیون هم از مناطق در برگیرنده واحدهای شهری بود. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی مهمترین سازمان دانشجویی جهان در دهه های 1960 و 1970 بود.

اساسنامه اینها را داشت: نام، تعریف، حقوق اجتماعی و سازمانی اعضاء، واحد، منطقه، فدراسیون، عضویت، شورایعالی، کنگره، نمایندگان، وظایف، هیئت دبیران، تشکیلات، مالی، دفاعی، بین الملل، انتشارات، تبلیغات، فرهنگی، تعاون، انحلال. ارگان رسمی 16 آذر بود. اخبار در نشریات غربی، مصوبات، جمعبندی کنگره ها، منشور کنفدراسیون و سازمان آمریکا اسناد دیگرند.

پیامها از سازمانهای مترقی دریافت می شدند. سرود های کنفدراسیون 16آذر، ای رفیقان، به حدود 20 تا می رسید که بهنگام تشنج جلسه خواندن گروهی آن حضار را همگرا می کرد. تشکیلات و مالی در گسترش تعداد اعضاء، جمعآوری یک روز کار اعضاء، بیلان علنی آن به کنگره فعال بود. به جنبشهای رهایی بخش، خانواده های زندانیان سیاسی، زلزله زدگان کمک مالی می شد.
بودجه سالانه کنفدراسیون 100 هزار مارک بود. منابع بقرار زیرند: حق عضویت، کمک‎های داوطلبانه، یک روز کار اعضاء، جشن‏های ملی، نوروز، مهرگان، شب ایرانی، فروش بلیط و جمع‎آوری اعانه.

در دانشگاههای آمریکا آغاز سال چند ده دلار بابت "فعالیتهای دانشجو" به هزینه تحصیل می افزایند. این پول برای امور تفریحی، فرهنگی، سخنرانی، نمایش فیلم، هنری بکار می رود. هر سازمان دانشجویی مانند ISA اتحادیه دانشجویان ایرانی هم یک بودجه کمکی برای مخارج جشنها، چاپ، غذای ملی شب انترنشنال گرفته؛ نیز اتاق و سالن مهمانی می گیرد.

دفاعی و بین الملل کارزارهای سیاسی و تسخیر سفارتخانه های ایران در نشر اسناد ساواک، اعتصاب غذا، مراوده با نیروهای مترقی جهان، دادن مقالات و اخبار به رسانه های غربی بودند. آکسیونهای دفاعی، تظاهرات خیابانی در واشنگتن، شیکاگو، لس آنجلس، نیویورک براه انداخت. با رسانه ها و نهادهای ضد امپریالیسم تماس داشت. انتشارات تولید مقالات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بازتکیر آثار سانسور شده داخل از بهرنگی، ساعدی، سلطانپور، گلسرخی، م. آزرم، اکبری بود. این آثار به هواداران فروخته می شد.

کارکرد سازمان آمریکا بسیج دانشجویان بدور منشور بود. منشور تحلیل وضع سیاسی ایران، مبارزات مردم، جنبش علنی، توده ای، دمکراتیک، ضد امپریالیسم، ضد حکومت استبداد بود. برای حمایت از زندانیان سیاسی، تبلیغ مبارزات مردم، در خدمت سازمانهای انقلابی، جنبشهای رهایی بخش 3قاره- سازمان با نیروهای مترقی در تماس بود. در زلزله ۱۳۴۹ کمک‏ مالی و دارویی به ایران فرستاد.

تبلیغات کنفدراسیون در افشای فقر، استبداد، فساد ایران در جهان چنان پرتوان بود که شاه از لابی اسراییل برای تبلیغ دولت در آمریکا کمک می گرفت. در تایم، لایف، نیوزویک، تلویزیون گاهی مستقیم با دادن 50هزار دلار به تایم و گاهی با لابی اسراییل بنا بر بخشهایی از کتاب علم برای شاه تبلیغ می شد. عَلَم: گزارش اسرائیل و تیم آمریکایی شان این بود که چهره ایران شاهنشاهی در آمریکا و اروپا بسیار بد است. باید در قبال پدر سوختگی این پسره، این مطالب را می گفتم. جلد ششم، ص ۳۳۲. ۱ آذر ۱۳۵۵. پسره= مایک والاس مصاحبه گر CBS.

کارزار دفاعی در 20 سال کنفدراسیون: اشغال سفارت ایران در لندن، بن، کپنهاگ، رم، برلین شرقی، لاهه، بروکسل؛ آژانس خبرگزاری پارس در پاریس؛ مرکز اروپایی ساواک در ژنو، فاش اسناد ساواک، تظاهرات عظیم بضد شاه و فرح در واشنگتن آذر ۱۳۵۶/ نوامبر ۱۹۷۷، مهر ۱۳۵۷ / سپتامبر ۱۹۷۸ در برابر سفارت آمریکا در فرانکفورت. اعضا، کادرها و رهبران کنفدراسیون در انقلاب به ایران رفتند. آنها با امید به ایرانی آباد، آزاد، شکوفان در مصاف با فالانژهای بنیانگرا تار و مار شده؛ بخارج برگشتند.

کارزار ژنو از پارلمان انگلیس، ایتالیا، سوئد و سوئیس تا امریکا پیش رفت. هنری کسینجر متحد شاه و وزیر امور خارجه وقت امریکا گفت: درباره فعالیت پلیس مخفی ایران در امریکا تحقیق می‏ کنیم. اگر درست باشد خواستار توقف عملیاتی آن‎ها خواهیم شد. اشغال کنسولگری رژیم در مونیخ در ۱۳۴۰در اعتراض به عدم تمدید گذرنامه علی محمد فاطمی و قطب ‏زاده بود.

این کارزار درخشان‏ترین تبلیغ بضد خودکامگی، با تماس با محافل سیاسی، فرهنگی، ادبی، وکلای مجلس، سیاستمداران اروپا، آمریکا، رسانه های غربی بود. فقر، اختلاف فاحش طبقاتی، ژاندارمی شاه را افشا کرد. رئیس جمهور آلمان، «از حضور در جشن به بهانه بیماری چشم خودداری کرد. دفاع از زندانیان سیاسی، فرستادن پول برای خانواده آنها، تشکیل کمیته ‏های دفاع، اعزام وکلای و خبرنگاران غربی به دادگاه‏های نظامی شاه انجام شدند.

اعتصاب غذا در اعتراض به دستگیری نیکخواه، سادات، کاشانی، منصوری و شیروانلو بعد از تیراندازی کاخ مرمر، کارزار تبلیغاتی بر علیه جشن ‏های ۲۵۰۰ ساله، شرکت در تظاهرات ضد جنگ را باید نام برد. با این فعالیت‏ها حکم اعدام نیکخواه، مسعود رجوی به ابد تبدیل شد.

دیگر کارهای دفاعی کنفدراسیون بقرار زیرند: حمایت از اعتصاب کوره‎پزخانه، رانندگان شرکت واحد، رانندگان تاکسی، کارگران کارخانه‎ها، شورش‎های دهقانی، کمک به جنبش‎های آزادی‏بخش فلسطین، ظفار، ویتنام با تبلیغات، فرستادن پول و دارو، فعالیت‏ فرهنگی با فیلمهای مترقی، شب‎ ایرانی، جشن نوروز و مهرگان، نمایش های آثار ساعدی یا طنز "عروسی" گلدا مایر و سادات.

کنقدراسیون، فدراسیون، واحدهای شهری جشنهای ملی نوروز، تیرگان، سده، مهرگان برپا می کردند. در واشنگتن و شهرهای دیگر جشنهای نوروز در مارس گاهی تا 700 میهمان داشتند. این جشنها و یک روز اجرت فردی منبع درآمد برای سازمان بودند. کنگره، اردو، سمینار ادواری برگزار کرد. نشریات سیاسی و فرهنگی بین دانشجویان و اولیایشان فروخته می شد.

سازمان دانشجویان صنفی، دمکراتیک، توده ای، علنی بود. صنفی برای نیازهای قشر دانشجو مانند شهریه و مسکن، دمکراتیک در بر گیرنده طیف سیاسی از چپ تا راست می شود. توده ای یعنی غیر حزبی بوده؛ ولی بضد استبداد مطلقه و امپریالیسم، دفاع از زندانیان سیاسی، برای استقلال، رفع کاپیتولاسیون، آزادی در ایران، تبلیغ مبارزات مردم، گسترش فرهنگ اقوام ایرانی، حمایت از جنبشهای رهایی بخش مبارزه کرد؛ نه برای قبضه قدرت سیاسی.

چون سازمان توده ای بود؛ هواداران نیروهای سیاسی اپوزیسیون وقت در آن فعال بودند: جبهه ملی، حزب توده، انجمن مسلمان، انجمن سوسیالیست های خداپرست، سازمان انقلابی، طوفان، انترناسیونال 4/ تروتسکی، سچفخا، مجاهد، نهضت آزادی، کادرها، سازمان انقلابیون کمونیست، دانشجویان مستقل.

در سازمان دانشجویی اوضاع جهانی، مواضع سازمانهای مادر، تغییرات داخل ایران تلاقی می کردند. نیروهای سیاسی در سازمان دانشجویی به تبلیغ، نقد، بحث، رقابت با هم پرداختند. در روند 20ساله رقابتها به انشعابات، وحدت، جدایی، همکاری تا مرحله انقلاب بهمن منجر شدند. علنی بودن یعنی بیلان مالی هر واحد سالانه به اعضا داده شده؛ جلسات آن در چارچوب نهاد دانشجویی بود.

کنفدراسیون سازمان توده ای دربرگیرنده فعالین احزاب سیاسی ایران و تحت تاثیر اوضاع جهانی عمدتا شوروی، چین، آمریکا، و جنبشهای رهایی بخش بود. برخی فعالین عضو احزاب بوده؛ خانبابا تهرانی در حزب توده، جبهه دمکراتیک، شورای مقاومت فعالیت کرد. این سازمان حزب نبوده؛ لذا دنبال قبضه قدرت سیاسی نبود؛ نیز با قدرت مماشات نکرده؛ آن را نجس می دانست.

در نبود نهادهای حزبی جدا، یک سازمان توده ای در خارج، تلاقی اختلافات خطوط سیاسی بود. استبداد 2ضایعه سیاسی دارد: 1- لیبرالها صف جدا نداشته؛ در سازمانهای چپ فعالیت داشته؛ به تشتت سیاسی و سازشکاری گرایش دارند. خطوط سیاسی سازمانهای خود را ندارند. 2- همه در یک سازمان توده ای خارج از کشور بضد رژیم و بضد همدیگر مبارزه لفظی کرده به انشعابات دامن زدند. در استبداد مطلقه خاورمیانه، لیبرالیسم سرکوب شده؛ عناصر لیبرال به جنبش کارگری می پیوندند.

سندیکاهای مستقل از دولت هدف است. شرایط تشکلهای کارگری در دولت ضعیف و احزاب پر مدعا با مطالبات زیاد از دولت اند. استبداد ایکون/ تمثال رهبر را در همه جا علم می کند. اپوزیسیون ایرانی هم ایکون پرستش مردگان/ شهیدان در شبکه های مجازی مکرر می کنند. در کنفدراسیون موضع سرنگونی در منشور باعث انشعابات شد.

چرا سازمان دانشجویان ایرانی در آمریکا در 1960 در کنگره 8 از صنفی به سیاسی تبدیل شد؟ چرا کنفدراسیون در 1962 پدید آمد؟ با تنفس 39-42 دانشجویان در آمریکا و اروپا 2قطبی شده - حامیان جنبش آزادیخواهانه فعالیتهای سیاسی خود را در انتقاد از رژیم شدت دادند. سازمان آمریکا و دانشگاه تهران به آن پیوستند.

پیروزی ایزنهاور جمهوریخواه در نوامبر با تز کمربند اسلامی دور شوروی و کودتای اوت 1953 ایران را به آمریکا وابسته کرد. با پیروزی نوامبر 1960 حزب دمکرات سیاست خارجی آمریکا در ایران تغییر کرد. درس از رویدادهای گواتمالا پس از کودتای نظامی راست 1954 را آمریکا در برنامه اصلاحات ارضی به ایران داد.

جابجایی در کاخ سفید تضعیف اقتدار شاه، آزادیهای احزاب، تظاهرات جلالیه، فعالیت جبهه ملی، انقلاب سفید بهمن 41 را ببار آورد. جنبش 39-42 موتور بزرگ بود که در داخل به تنفس احزاب و در خارج سیاسیکاری و سازماندهی دانشجویان ایرانی را ممکن کرد. همین الگو را در انقلاب بهمن 57 هم پیآمد پیروزی کارتر دمکرات در گشایش سیاسی در ایران را می توان دید. در زمامداری کارتر 1977-1981 با تز حقوق بشر، ورود صلیب سرخ به اوین تسهیل شد.

بازرگان به تیمسار عباس قره باغی رئیس دادگاه گفت: «ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون و به شیوه مسالمت آمیز با شما سخن می گوییم با محکوم کردن ما ملت خاموش نمی شوند بلکه بازبان دیگری با شما سخن خواهند گفت.» اما هر چه هست مهندس بازرگان هیچ اطلاعی نداشت که در شاخه جوانان نهضت آزادی، محمد حنیف نژاد سرخورده از زبان قانون به مبارزه مسلحانه می اندیشد. بن بست رسیدن روش مسلحانه و راهبرد اصلاحی، سلطنت پهلوی را تداوم نداد. ۲۶ دی ۵۷ شاه برای همیشه از ایران رفت. اصلاحات امینی در 11 ماه با حمایت آمریکا قدرت شاه را محدود کرد.

مسئله عمده مجاهدین مبارزه با رژیمی بود که دیگر تحمل ناپذیر بود. تجربه عینی شان در سال های 39-42 شکست رفرمیسم و پارلمان در جبهه ملی، نهضت آزادی، حزب توده و روحانیون را آشکار کرده بود. پاسخ مجاهدین در آن شرایط تاریخی و در محدوده امکانات طبقاتی خود راه حل انقلابی و متکی بر بسیج توده ای بود. ولی انشعاب تقی شهرام و بهرام آرام به آنها ضربه شدید زد. حسین روحانی: مبارزی درهم شکسته، قربانی شکنجه و ضعف- تراب حق‌شناس
http://www.akhbar-rooz.com/

در پی تنفس سیاسی 39-42 با تغییر مسیر مشی آمریکا در خاور میانه، سه نهاد صنفی، غیرحزبی، توده ای یعنی کنفدراسیون دانشجویی در خارج، کانون نویسندگان ایران و وکلا در داخل پیدا شدند. دو کانون با حفظ ماهیت صنفی با سرکوب دولتها تا کنون بجا مانده اند. هر دو در مبارزه با سانسور، آزادگی، حمایت از زحمتکشان فصل مشترک دارند.

این 3 نهاد برای حقوق قانونی صنفی پیدا شدند: کنفدراسیون دانشجویان در خارج در 1341، کانون نویسندگان در 1347، وکلای دادگستری از 1331 در داخل. سازمان دانشجویی پرجمعیت تر از شمار نویسندگان و وکلا بود. لذا قانونمداری و نافرمانی مدنی ش پرتوان تر بود. استبداد در کنشگری سیاسی در داخل نفسگیر بود. با کمک لابی اسراییل در غرب برای شاه تبلیغ می شد.

لابی اسراییل در آمریکا تبلیغ مدرنیسم شاه را در تایم، نیوزویک، تلویزیون می کرد. شاه: چون اسرائیلی ها خدای لابیگری در حکومت آمریکا هستند، مجبوریم به دستورالعمل های آنها برای بهبود چهره ایران در آمریکا عمل کنیم. عَلَم: سفیر اسراییل کلی منت سر من گذاشت برای درست کردن مصاحبه یک مجله یهودی آلمانی با شاه و کلی درخواست هم در برابرش کرد. خاطرات علم، جلد ششم، صص ۲۳۶- ۲۳۵. ۱۷ شهریور ۱۳۵۵.

پس جنبش دانشجویی تنها در دمکراسی غرب ممکن می شد. سازمان دانشجویان در خارج با ائتلاف نظرات سیاسی به افشای دیکتاتوری شاه و جنگ پرداخت. در دهه 1970 پیدایش مبارزات مسلحانه در ایران، اختلاف مرزی چین و شوروی، بحران مالی 1976 رژیم، سرکوب شدید ساواک، نضج شعار شیعی ضد کاپیتولاسیون که به خاطرش حسن علی منصور در بهمن 1343 ترور شد- جنبش را بسوی سرنگونی رژیم کشاند.

چین و شوروی تضاد اصلی در جنبش چپ جهانی را در مائویسم-رویزیونیسم، امپریالیسم-سوسیال امپریالیسم، تز 3جهان غرب/ ناتو، شرق/ ورشو، عدم تعهد مانند هند دامن زدند. حزب توده و مائویستهای ایرانی تبلور این تضاد در کنفدراسیون بودند.

مائویسم با تز "محاصره شهر از طریق روستا، جامعه نیمه فئودال-نیمه مستعمره" برای همه کشورهای جهان سوم، شوروی با تز "راه رشد غیرسرمایه داری" در خاورمیانه و آفریقا، "ضد امپریالیسم" شعار اصلی شوروی با کمک به کودتاهای استبدادی چون سوریه و عراق تشنّجات در جنبش دانشجویی پدید آوردند.

انقلاب کوبا با الگوی "موتور کوچک موتور بزرگ" دبره، ورود آمریکا بجای فرانسه در ویتنام، اوج مبارزه الجزیره بضد استعمار فرانسه، رشد ملیگرایی عربی ناصر، فعالیت ژنرال بختیار در عراق، انشعابات خطوط مائویی از حزب توده، جنگ 6 روزه 67 اعراب و اسراییل، تظاهرات مه 68 پاریس رادیکالیسم را دامن می زدند.

این تضادها تشنّجات درون کنفدراسیون را دامن زدند. اعدام حکمتجو و خاوری را توده انقلابی مرگ مزدوران روسی خواند؛ دیگران آن را شهادت در راه خلق خواندند. گنجاندن سرنگونی در منشور با مخالفت حزب توده و توده انقلابی و اصرار خط میانه و رزمنده امر افتراق دیگر بود. هواداری از مشی چریکی در برابر مشی توده ای کنفدراسیون را چند شقه می کرد. خط انقلابی رفرم را کنار زد. اگر چه نیروهای سیاسی نمی توانستند تکوین انقلاب در راه را تبیین کنند؛ ولی شعار انواع انقلابات توده ای، دمکرایتک، خلق، اسلامی، بی طبقه توحیدی را می دادند.

چرا انقلاب بهمن 1357 رخ داد؟ برای پاسخ 7 اصل حکومت باید بررسی شوند: جمهوریت، تفکیک 3قوه مقننه، مجرییه، قضاییه؛ حدود حکومت، قدرت حکومت از مردم است؛ نه موروثی یا دینی، فدرالیسم، چک و بالانس، حقوق فرد. قانون، سنت تعامل، تضاد آشتی پذیر یا تعامل، آشتی ناپذیر یا کودتا و انقلاب نیز مهم اند. لنین انقلاب پیروزمند را در 3شرط دانست: بحران بالاییها، طغیان پایینیها، وجود یک سازمان رهبری. علل عمده انقلاب را در اوضاع جهانی، خارجی، درونی می توان مدلسازی کرد. این الگو در انقلاب بهمن 57 ایران صدق کرد.

1-بی کفایتی شاه در عبور از بحران مالی 1977. 2-پس از انقلاب سفید موج خرافات و تخریب رعیت ها به حلبی آبادهای حومه شهرها گسیل شده؛ در بهمن 57 موج خرافی و تخریب با انتظارات جامعه توحیدی بی طبقه سلطه یافت. 3- رهبری شورای انقلاب اسلامی 15 شیعی مذکر مانند مطهری، طالقانی، رفسنجانی، بازرگان بنیانگرایی شیعی را غالب کرد. این رهبری در تشکیلات مساجد و حسینیه ها با پخش نوارهای کاست و شبهای چهلم کشته شدگان جنبش را گسترش داد.

ه. نهاوندی در "آخرین روزها.." نوشت: در 7 اکتبر 1978 یعنی 4 ماه پیش از انقلاب ریاست شاه و فرح در کاخ سعد آباد با امیران ارتش و حکومت از جمله کاظم ودیعی برای حل بحران جلسه 7 ساعته گذاشت. در این جلسه یک روحانی شیعی، سنی، ارمنی، مجاهد، توده ای، جبهه ملی نبود. حتی نیکخواه، لاشایی، تحلیلگر، استاد هم نبودند. این امیران مسند کار مسایل را نتوانسته حل کرده؛ جلسه بی نتیجه و با خنده به اعدام آزمون وزیر مشاور کشیده شد. شاه گفت: شوخی بس است، آقايان.

کنفدراسیون ظرف 20سال از یک نهاد صنفی به سیاسی و سپس انقلابی پرید. خط انقلابی به انشعابات غیرضروری در مقطع بهمن 57 منجر شد. باید توجه داشت "انقلابی" در کنفدراسیون یک ملغمه عرفانی، شرقی، پوپولیست با بریده هایی از مشاهیر چپ بود. این ملغمه ربطی به واقعیت انقلاب اسلامی نداشت که در منطقه از افغانستان و پاکستان تا ایران، ترکیه، لبنان، غزه، مصر در تکوین بود.

در این اپوزسیون آرمانی انقلاب ایده آل به کمال رسید؛ جایی برای رفرمیسم، لیبرالیسم، پذیرش دولت، خطوط سازشکار نبود. اصولا استبداد شرقی آزادی بیان را سانسور کرده؛ بهنگام بحران، روشنفکران نمی توانند راه برونرفت از بحران را به حاکمیت بدهند. در حالیکه آزادی بیان در انگلستان و آمریکا روشنفکران را در حل بحران مشارکت داده؛ نظام را تداوم می بخشد.

در ایران حاکمیت با نقض قانون اساسی در مورد آزادی بیان مخالفان اقلیتی را سرکوب می کند. کنفدراسیون را در مارس ۱۹۷۱ یا ۱۳۵۰ دادستان نظامی ارتش به استناد قانون ۱۳۱۰ غیرقانونی خواند. در این قانون داشتن مرام اشتراکی ممنوع بوده؛ با استقلال و امنیت ایران مغایرت داشته؛ جرم ‌بود. عضویت ش مجازات ۳ تا ۱۰ سال زندان داشت. در حالیکه کنفدراسیون یک نهاد تبلیغی بود که ادعای سهم در حاکمیت نداشت. این جرم به گسترش سازمان کمک کرد؛ در مبارزه با دیکتاتوری دانشجویان جری تر و پرشمار تر شدند.

علل فروپاشی کنفدراسیون پس زمینه های طلوع انقلاب سرنگونی طلب بود. پس از سقوط سلطنت، این سازمان دانشجویی به سازمان جوانان هوادار نیروهای سیاسی و انقلاب تجزیه شد- اسلامی، چریکها، جبهه ملی، حزب توده، توده انقلابی. در کنفدراسیون با شعارهای آرمانی به مرور حزب توده، انجمن مسلمان، تروسکیستها، خط راست/ سیس، خط میانه/ احیاء طرد شدند. سپس چند نیروی سیاسی عمده درونی از هم انشعاب کردند.

این انشعاب تا پیکار از مجاهدین، اکثریت از اقلیت فدایی، نهضت آزادی از جبهه ملی، حکمتیست و کومله، چندین گروههای دیگر ادامه داشت. اینهم ارثیه شیعی است که غیرخودی نجس است؛ نباید فرد مدرن با آن تعامل کند. لذا رفرمیست یا لیبرال توهین موحش بود. سازش با مخالف، گناه کبیره بود؛ در تخالف با خط سیاسی پیروزمند مندلا در آفریقای جنوبی.

روشن است که پس از هر جدایی، هر کدام کنگره های موازی گذاشتند. سازمان آمریکا پس از انشعاب 3گانه کنگره 23 شیکاگو در 1975 باز هم به مبارزات خود در 3 سازمان هوادار چریکها، ستاره سرخ، احیاء ادامه داد. پس از انشعاب 3سازمان رویهمرفته 15 دبیر هر ساله داشتند. برخی دبیران چند دوره انتخاب شدند. پس از انقلاب، سازمانهای دانشجویی سیاسی شده؛ هر یک کنگره های خود را داشتند. اکنون 70 سازمان دانشجویی اسلامی از جمله تحکیم وحدت در دانشگاههای کشور پس از 40 سال پدید آمده اند.

سازمان آمریکا کنگره 1 تا 7 از 1980 تا 1986 را در شرق آمریکا گذاشت. خط رزمنده در کنگره 8 نیویورک در 1987 سازمان آمریکا 3 دبیر فرهنگی، تشکیلات، دفاع هوادار سچفخا با هواداران در کانادا، هند، فیلیپین داشت. ماهنامه جهان را نشر کرد. پس از انقلاب سازمان جوانان و پیشگام بدور احزاب متشکل شدند. برای نمونه سازمان دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا، کانادا، هند به سازمان جوانان هوادار سچفخا-اقلیت تا یک دهه فعال بود.

سازمان آمریکا با 5دبیر در 27 کنگره اش حدود 135 دبیر داشت. پس از انشعاب در کنگره 25 با 3 کنفدراسیون هر کدام 5دبیر در کل حدود 150 دبیر داشت. البته بعضی چند دوره انتخاب می شدند. هم کنفدراسیون هم فدراسیون 3 تا 5 دبیر مانند تشکیلات، فرهنگی، دفاع، و بین الملل داشتند. هر دو نهاد کنگره های سالانه داشته؛ منشور مشترک و برنامه فعالیت تبلیغی و دفاعی در حمایت از مبارزات مردم را تصویب کردند. نیز مبارزات درونی نظرات در صفآرایی دبیران تبلور می یافت.

هر واحد هم دارای دبیر تشکیلات، دفاع، فرهنگی بوده؛ به نسبت اعضا نماینده اصلی و علی البدل برای کنگره داشت. خط سیاسی دبیر بنا به رای نمایندگان کنگره از چند خط سیاسی کنفدراسیون بود؛ دبیر تشکیلات با بیشترین رای غالبا از خط سیاسی با اکثریت بود. دفاع برای تظاهرات، فراخوان، پخش اعلامیه، تماس با نهادهای مترقی بود.

در اکثر کشورهای غربی سازمان دانشجویی بومی و مقیمان خارجی وجود داشت. در آمریکا دانشجویان برای جامعه دمکراتیک SDS، سازمان دانشجویان عرب، کنفرانس بین المللی دانشجویان/ کوسک در غرب از دهه 1960 فعال بودند. اتحادیه بین المللی دانشجویان IUS همسوی اردوگاه در بر گیرنده 155 سازمان از 112 کشور بود.

منابع. ‏2019‏/07‏/23
کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی https://www.iran-archive.com/start/56
اساسنامه کنفدراسيون محصلين و دانشجويان ايرانی در اروپا.
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-93237.html کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ملی) محمود طوقی