عصر نو
www.asre-nou.net

پیشنهاد رفراندوم حسن روحانی را سرسری نگیریم


Sun 11 02 2018

بهرام خراسانی

برخی از سایتها، دیروز خبر درگذشت آیت الله خامنه‌ای را اعلام و پس از آن، آن خبر را دروغین خواندند. این‌که به راستی آقای خامنه‌ای مرده است یا بیماری سختی دارد، من نمیدانم. اما به اعلام این خبر در آن سایت ها، همچون یک مانور می نگرم که اگر هم امروز دروغ بوده است، شاید چند روز دیگر چنین خبری اعلام شود و راست باشد. من نمی دانم چه هنگام، اما در چارچوب همان مانور تمرینی، می توانم فرض کنم همین فردا. اکنون می پرسم اگر خبر راست باشد، نیروهای ملی و دموکراتیک چه باید بکنند و چه می توانند بکنند؟ همچنین، می توانم بپرسم که در چنین شرایطی، چه گزینه هایی میتواند از سوی هواداران نظام ولایت فقیه انجام شود. حکومت نظامی که خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی است، کودتای خشن سپاه و پیآمدهای بسیار تلخی برای کشور و در درجه‌ی نخست برای خود سپاه درپی دارد؟ سازش سپاه و بیت با دولت روحانی؟ آیا به رسمیت شناخته شدن رهبر جدید ممکن است، و محافظه کاران حوزه‌ی علمیه‌ی قم که شاید فرصتی را پیش روی خود ببینند، چه واکنشی به آن خواهند داشت؟ آیا حمله‌ی خارجی ممکن است، و اگر چنین شود جامعه چه واکنشی خواهد داشتو یا هر گزینه‌ی دیگر. همچنین، میتوانم بپرسم از سوی مردم چه واکنشی میتواند وجود داشته باشد؟ آیا شورشی فراگیر و بزرگتر از سال ۱۳۸۸ و دیماه ۱۳۹۶ شدنی است و اگر بلی، به رهبری چه نیرویی؟ آیا یک جنبش فراگیر طبقه کارگر و دیگر مردم دربرابر کودتای احتمالی سپاه میتواند پدید آید؟

امروز حسن روحانی در سخنان خود در میدان آزادی و در بزرگداشت انقلاب ۱۳۵۷، همراه با انتقاد از دستگاه‌های حکومتی، برپایه‌ی اصل ۵۹ قانون اساسی آشکار خواهان انجام یک رفراندوم شد. او چیزی درباره‌ی چند و چون و درونمایه‌ی این رفراندوم نگفت، اما پیش کشیدن آشکار آن در یک مراسم رسمی برای یادبود انقلاب، هم دستاویز خوبی برای پیگیری این فراخوان از سوی نیروهای ملی و دموکرات است، و هم میتواند نشان دهنده‌ی احتمال دگرگونیهایی جدی در ساختار حکومتی باشد که درگذشت احتمالی آقای خامنه‌ای میتواند یکی از آنها باشد. بر این پایه، نیروهای ملی و دموکرات باید با شتاب و بیدرنگ خود را برای چنین رویدادهایی آماده سازند، و راه را بر هرگونه عذر و بهانه در آینده ببندند. چنین مینماید که اکنون گرچه بسیار دیرهنگام، اما دست کم به بهانه‌ی همین دستاویز درگذشت آیت الله خامنه‌ای، نیروهای ملی و دموکرات باید با هرچه در توان دارند در راه یکپارچگی خود تلاش کنند. این کار بسیار دشوار، اما شدنی است.

اکنون کمابیش همه‌ی نیروهای ملی و دموکرات، به بایستگی گذار از نظام جمهوری اسلامی و سرگونی آن رسیده اند. اما اینکه چگونه باید این کار را بکنند و کدام نیروها باید در این راه باهم همداستان شوند، چندان روشن نیست. آیا هنوز باید به یک اصلاحات ریشه‌ای اما پرشتاب و کوتاه مدت پایبند باشیم، و یا باید در شیپور انقلاب بدمیم. همچنین، نه فرایند این گذار برای همه روشن است و نه همگان برداشتی یکسان از این دو مفهوم دارند، و گاه چنین میپندارند که سرنگونی یک دستگاه فرمانروایی، همان انقلاب است. گرچه هیچکس نمیتواند از آمدن کس دیگری به این میدان احتمالی پیشگیری کند، اما هرکسی میتواند آمیزه‌ی ویژه ای را بپسندد و خواهان گردهم آمدن این یا آن نیروها را پیشنهاد کند. آنچنانکه این نگارنده میپندارد، چنانچه کسانی اصلاحات را به گونه ای که تاکنون بوده بی فرجام و گذار از نظام جمهوری اسلامی در دستور کار آنها باشد، آنگاه برای به میدان آوردن بیشنه‌ی مردم جدا از وابستگی طبقاتی و دینی و قومی، نباید چشم به راه بسیاری از رهبران اصلاح طلب حکومتی باشند. همچنین است آن دسته از روشنفکران دینی که دلبستگی آشکاری به نقش دین در سیاست و حکومت دارند. اینها همان نقشی را در مبارزه بازی خواهند کرد که شخص آیت الله خمینی و اعضای انجمنهای اسلامی دانشگاههای درون مرزی و برون مرزی در انقلاب ۱۳۵۷ بازی کردند. تنها اندک کسانی از روشنفکران دینی هستند که میتوانند با جنبش همراهی کنند، و این کسان برای همه‌ی نیرهای ملی و دموکرات شناخته شده هستند. فزون بر این روشنفکران کم شمار، به هیچیک از دموکرات نماییهای این گروه و یا هرپایبند و شیفته‌ی دیگر به اسلام سیاسی نباید دل بست. اگر نگاهی به میدان کارزار بیندازیم، آنگاه و باتوجه به اینکه هیچ گروه یا نیرویی نمیتواند به تنهایی به این هدف سنگین برسد، باید به همه‌ی نیروهای سکولار و با پرهیز از کینه های دیرینه و خودآزاریهای فرقه ای، خوشامد گفت. از نگاه این نگارنده، همه‌ی نیروهای چپ مارکسیستی به ویژه سازمانهای شناخته شدۀ آن، همه‌ی نیروهای ملی و دموکرات همسو با جبهه‌ی ملی، و همچنین هواداران شخص رضا پهلوی در این گروه انبوه جای میگیرند. این سه نیروی اصلی با وجود هر پیشینه ای که دارند، هنوز از خاستگاه و پایگاه نیرومندی در جامعه برخوردارند. فزون بر اینها، از آنجا که یک دولت گذار میتواند از آشفتگی پیشگیری کند و دستیابی به هدف را آسان سازد، من گفتگو با دولت حسن روحانی و گفتگوی آشکار مطبوعاتی با بخشهایی از ارتش و نیروهای انتظامی و حتی سپاه و فراخوان آنها را برای پیوستن به جنبش مردمی بسیار سودمند میدانم.

نقشه‌ی راه برای این فرایند یا هر پیشنهادی که دیگران در این زمینه بدهند، چندان ساده نیست و نیازمند گفتگوها و از خود گذشتگیهای بسیار نیروهای ملی و دموکرات است. اما در این راه، یک خط پررنگ عملی وجود دارد و این همانا جدا سازی سرنوشت نهاد سکولار دولت (حتی دولت کنونی) و دیوانسالاری رسمی، از خط بخش نابرگزیده‌ی نظام یا بخش یزدان سالار است. من در گفتارنامه‌ی ۲۸ دیماه ۱۳۹۶ خود با نام "ایران چگونه سربلند و پایدار خواهد شد؟" در همین نشریه پیشنهادی دادم که با واکنش کین توزانه و ناآگاهانه‌ی تنی چند از خوانندگان روبرو شد. اما چون هنوز درونمایه‌ی این پیشنهاد را درست میدانم، آن را دوباره واگو میکنم: "اکنون میتوان گفت که فروپاشی نظام به دلیل ساختار پر تناقض درونی و جنگ قدرت میان بخشهای گوناگون آن چه پیش از درگذشت آیت الله خامنه ای و چه پس از آن و چه کسی دست به خشونت بزند و چه نزند، ناگزیر است. این فروپاشی به ویژه چنانچه پس از درگذشت رهبر و رقابت بی فرجام برای گزینش رهبر جدید انجام شود، بسیار خطرناک و ویران کننده است. پس از درگذشت آیت الله خامنه ای چه امروز چه چند سال دیگر، بی خاصیت ترین و ناتوانترین نهاد تصمیم گیری، همان مجلس خبرگان رهبری است ..... از این رو، شاید بهترین گزینه برای گریز از هرج و مرج و خونریزی، آن باشد که آیت الله خامنه ای در زمان حیات خویش همه گروههای قومی، دینی و زیانی مردم را در برپایه‌ی اصل نوزدهم قانون اساسی و رعایت اصل بیست و سوم در زمینه ممنوعیت تفتیش عقاید به آشتی ملی فرا خوانند و همهنگام، حذف ولایت فقیه و بندهای ۱۰۷ تا ۱۱۲ قانون اساسی را به همه پرسی ملی بگذارند. در زمان حیات خود، دست سپاه را از اقتصاد کوتاه و آن را در ارتش ادغام کنند. همچنین، ایشان ضمن واگذاری حق برگماری رئیس قوه قضائیه به قاضیان پاکدستی که در کشتار آزادیخواهان دست نداشته اند، بپذیرند که دولت کنونی برای یک دوره کمابیش شش ماهه و تا برگزاری یک مجلس موسسان، با نظارت مردم کشور را بچرخاند. پس از آن نیز مردم و نخبگان آنها، راه را از چاه بازخواهند شناخت. من چنین میپندارم که این تنها راه نجات کشور از هرج و مرج خونین و گذار به یک ایران سربلند و پایدار خواهد بود". من میدانم که کسی از درون حکومت جمهوری اسلامی به این فراخوان پاسخ نخواهد داد، اما تقش هر فراخوانی همین یعنی گشودن یک گفتگو است، و من هم چیزی بیش از این نمیخواهم.

پیروز باشیم
بهرام خراسانی
۲۲ بهمن ۱۳۹۶