عصر نو
www.asre-nou.net

۵ کتاب تازه از نشر باران


Mon 5 12 2011

کتاب بهائیان ایران، که از مجموعه پژوهش‌های تاریخی – جامعه‌شناختی ایران است توسط نشر باران در سوئد منتشر شد.

این کتاب که پیشتر به‌زبان انگلیسی توسط ویراستاران: دومینیک پرویز بروکشا و سینا فاضل تحت عنوان: The Baha’is of Iran منتشر شده است به کوشش و ویراستاری فریدون وهمن و با ترجمه‏ی حوری رحمانی و عرفان ثابتی به فارسی برگردانده شده است.

در مقدّمه‌ی نشر انگلیسی این کتاب ویراستاران یادآور شده‌اند که:

«جامعه‌ی بهائی ایران در دهه‌های 1860 و 1870 از بقایای جنبش بابی برخاست و وسعت و تنوّع آن از اواخر قرن نوزدهم تا دهه‌ی 1920، به طرز چشمگیری افزایش یافت.» ویراستاران تاکید می‌کنند که «جامعه‌ی بهائی ایران در اواخر قرن نوزدهم، فقط متشکّل از بقایای جامعه‌ی بابی نبود. بهاءالله پیروانش را تشویق کرد که به نقاط فاقد بهائی کشور سفر نموده جوامع محلّی جدیدی را تأسیس کنند.»

ویراستاران هدف از انتشار این مجموعه مقالات را، سوای ارائه‌ی مطالعاتی در خصوص توسعه‌ی اجتماعی و تاریخی جامعه‌ی بهائی ایران، پر کردن خلأیی می‌دانند که هم در مطالعات علمی در مورد آیین بهائی، و هم در مطالعه‌ی ایران مدرن به طور عام، وجود دارد.

ویراستاران اشاره کرده‌اند که این مجلّد سه مضمون عام دارد. نخستین آنها گروش به آیین بهائی است. گر چه اکثر بهائیان ایرانی پیشینه‌‌ای شیعی داشتند ولی شمار زیادی از یهودیان و زرتشتیان ایرانی هم به آیین بهائی گرویدند- که مایه‌ی نگرانی روحانیّون این ادیان و شگفتی ناظران خارجی شد

دوّمین مضمون این مجلّد، سهم جامعه‌ی بهائی در زندگی فرهنگی و اجتماعی کشور است. زنان در این امر نقش برجسته‌ای داشتند و دومینیک پرویز بروکشا، نقش مکاتبات بهاءالله و عبدالبهاء را با شماری از زنان بهائی، در بسیج آنان به عرصه‌ی فعالیّت‌های اجتماعی - هم در داخل جامعه‌ی بهائی و هم در جامعه‌ی ایران به طور کلّی- بررسی می‌کند.

سوّمین مضمون این کتاب که در مقالات متعدد بررسی شده آزار و اذیّت بهائیان است. خطری که از ابتدای پیدایش این آیین، پیوسته وجود داشته است. در این بخش از کتاب مقالاتی به قلم پنج چهره‌ی برجسته‌ی مطالعات ایرانشناسی درج شده است.

ویراستار فارسی کتاب آقای فریدون وهمن نیز در مقدّمه‌ی نشر فارسی یادآور شده‌اند که:

«کتاب حاضر بیانگر بخش‏های گوناگونی از تلاش‏ یک جامعه‏ی نوین دینی برای احراز هویتی مستقل و رها ساختن خود از سنّت‏های کهنه است. این کتاب تاریخ مدوّنی از آیین بهائی از آغاز تا امروز نیست. با این حال فصل‏های گوناگون آن هر یک به گونه‏ای بازگوی شکل گرفتن دینی جدید است که در ایران قرن نوزدهم سر برآورد، آرمان‏های انقلابی آن با شور و کوشش پیروانش به تدریج در جامعه‏‏ی ایران مطرح گردید، و علیرغم بیش از یک قرن و نیم سرکوب و آزار و کشتار، نه تنها به حیات خود ادامه داد بلکه به خارج از مرزهای ایران نیز گسترش یافت. اما این دین هنوز در ابتدای رشد خود است و اگر بر مقیاس ادیانی چون مسیحیت بسنجیم، تا بیرون آمدن از گمنامی و احراز مقامی مساوی در بین ادیان بزرگ راهی دراز در پیش دارد.»

وهمن ادامه می‌دهد که «ادامهء حیات جامعه‏ی بهائی ایران تنها با تبلیغ این دین فراهم نیامد بلکه همانطور که فصول این کتاب نشان می‏دهد، بهائیان از همان روزهای نخست، با باور شدید به اهمیتی که آرمان‏های این دین برای ترقی ایران داشت، به ایجاد مدارس، کوشش در تعمیم بهداشت، پیشرفت بانوان برای حصول تساوی با مردان، تبلیغ قانون‏مداری و حکومت مشروطه، و نظایر آن پرداختند. چنین اقداماتی، نه تنها شخصیت و هویّت این دین را پر رنگ‏تر و برجسته می‏ساخت بلکه موجب تحوّلاتی نوین در جامعه‏ی عقب افتاده‏ی ایران در دوره‏ی قاجار می‏گردید. طبعاً اشاعهء این افکار با منافع روحانیت سنّت‏گرا در ایران در تضاد بود. این روحانیت، که نفوذ دینی و اجتماعی خود را در خطر می‏دید، به مقابله با بهائیان برخاست و مبارزه‏ای را آغاز کرد که بیش از یک قرن و نیم است ادامه دارد. این مقابله، پیش از انقلاب اسلامی، معمولاً با تحریک مردم ناآگاه و با وارد آوردن اتهامات گوناگون به بهائیان صورت می‏گرفت، حملاتی کور و بیرحمانه از سوی اوباش شهرها در پی داشت و به غارت و ویرانی خانه‏ها یا آتش زدن مزارع بهائیان، و گاه کشتار و آوارگی بهائیان می‏انجامید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی مبارزه با بهائیان سازمان یافته شد و با شدت و خشونت توسط نهادهای رهبری، سازمان‌های امنیتی و نیروهای بسیجی و سپاه سرپرستی می‌گردد.» کتاب در 500 صفحه وبا جلد محکم منتشر شده‌است.

نوشته‌‌های کتاب فوق از نویسندگان زیر می‌باشد.

افشاری رضا، امانت عباس، امانت مهرداد، بروکشا دومینیک پرویز، توکّلی طَرقی محمد، ساناساریان الیز، شهابی هوشنگ اسفندیار، صادق‏زاده میلانی کاویان، فاضل سینا، فؤادی مینو، مؤمن موژان و وهمن فریدون

*******

«زنان در بند 209 اوین»، عنوان خاطرات ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار و فعال اجتماعی است که به انضمام خاطره‌ای از بهمن احمدی‌امویی از بند مردان اوین، به تازگی توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است.

نویسنده این کتاب را ضمن گرامیداشت خاطره همه زندانیان عقیدتی و سیاسی، به «زندانیان گمنام وطن» تقدیم کرده است.

«زنان در بند 209 اوین»، شامل یادداشت‌ها و خاطرات نویسنده، از دو بازداشت گروهی زنان در سال 1385 است: بار نخست برمی‌گردد به روز 22 خردادماه 1385 در تهران که تظاهرات زنان در میدان هفت‌تیر در اعتراض به نقض حقوق زنان، توسط نیروی انتظامی به شدت سرکوب و ده‌ها تن از جمله گروهی از فعالان سرشناس جنبش زنان بازداشت می‌شوند.

در 13 اسفندماه همان، سال بار دیگر بیش از سی نفر از فعالان جنبش زنان در پی برگزاری تجمعی مسالمت‌آمیز در مقابل دادگاه انقلاب در تهران دستگیر می‌شوند. این تجمع در اعتراض به دستگیری و محاکمه چندتن از اعضای جنبش زنان برگزار شده بود.

خانم بنی یعقوب در مقدمه کتاب نوشته است: «نگارش و انتشار خاطرات مربوط به یک زندان کوتاه مدت، به معنای اهمیت بخشیدن به آن نیست بلکه به منظور ثبت تاریخی این وقایع است. اگر نه! خیلی خوب می‌دانم که گذراندن دوره‌ای کوتاه در زندان در برابر رنج بسیاری از زندانیان عقیدتی- سیاسی میهنم به ویژه برخی از روزنامه‌نگاران زندانی، ناچیز شمرده می‌شود. همچنان كه می‌دانم رنج‌های ما به عنوان زندانی‌های دهه هشتاد جمهوری اسلامی به هیچ عنوان قابل مقایسه با درد و رنج‌های زندانیان سیاسی كشورم در دهه شصت نیست. دهه‌ای كه شلاق و كابل و اعدام اتفاق‌های روزمره زندان‌های جمهوری اسلامی بود. با این وجود برای ارائه تصاویری نزدیك از زندان‌های جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر به فكر نگارش و انتشار این خاطرات افتاده‌ام. خاطراتی كه حاصل گذراندن پانزده‌روز زندان در یكی از بندهای امنیتی جمهوری اسلامی در زندان بزرگ اوین است. پانزده روزی كه عبارت از دو دوره یك هفته‌ای است كه هربار به خاطر تهیه گزارش از تظاهرات زنان بازداشت و راهی زندان شدم. تلاش كرده‌ام تصویری واقعی و به دور از هرگونه پیش‌داوری و یا جانبداری به خواننده ارائه دهم.»

«زنان در بند 209 اوین»، اینگونه آغاز می‌شود: «قرار بود زنان در اعتراض به قوانین تبعیض‌آمیز در خیابان "هفت تیر" تهران تظاهرات کنند. حدس می‌زدم آن روز حوادث کم‌نظیری در این میدان اتفاق بیفتد. به همین دلیل تصمیم گرفتم برای پوشش خبری، به جای یک خبرنگار، از یک تیم خبری استفاده کنم؛ تیمی که عبارت از خودم، خواهرم ترانه بنی‌یعقوب، فریده غائب و آزاده عصاران بود. بهمن هم داوطلب شد که به تیم خبری ما بپیوندد. از همکارانم خواستم در مناطق مختلف میدان پراکنده شوند تا در آخر بتوانیم تصویری کامل از آن‌چه می‌گذرد به مردم ارائه بدهیم. تیم ما، هم باید برای "روزنامه سرمایه" که صفحه ویژه زنان داشت گزارش می‌داد و هم به وب‌سایت کانون زنان ایرانی؛ وب‌سایتی که از دوسال پیش کارش را در حوزه زنان آغاز کرده بود.

به همکارانم گفتم: "همه شما می‌دانید که خط قرمزهای روزنامه به مراتب بیشتر از وب‌سایت اینترنتی است. بنابراین آنچه را نمی‌توانیم در روزنامه درج کنیم، می‌توانیم در سایت اینترنتی خودمان منتشر کنیم."

در آخر هم به همه‌شان توصیه کردم: "لطفا هرگز با پلیس در گیر نشوید. هرگز از جمع مردم فاصله زیادی نگیرید. چون تجربه نشان می‌دهد پلیس و نیروهای امنیتی راحت‌تر با افرادی که تنها افتاده‌اند برخورد می‌کنند. اگر پلیس دستور متفرق شدن داد مقاومت نکنید. نشانه‌هایی مبنی بر احتمال سرکوب شدید تظاهرات‌کنندگان توسط نیروهای پلیس وجود دارد. فوری در مواجه شدن با پلیس کارت خبرنگاری‌تان را نشان دهید. پلیس با خبرنگاران برخورد نمی‌کند. حداقل در تظاهرات‌های قبلی که چنین بوده است."»


ژیلا بنی‌یعقوب، متولد 1971، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان است. او سال‌ها در تحریریه روزنامه‌های مختلف از جمله روزنامه‌های نوروز، وقایع اتفاقیه، سرمایه و... به عنوان دبیر سرویس اجتماعی فعالیت داشته است.

این روزنامه‌نگار در سال ۲۰10 میلادی برنده جایزه بین‌المللی شجاعت در روزنامه‌نگاری از بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زن و همچنین برنده «جایزه جهانی آزادی بیان» از سازمان روزنامه‌نگاران کانادایی شد. او همچنین در سال 2011 جایزه ویژه «آزادی بیان» سازمان گزارشگران بدون مرز را از آن خود کرد.

ژیلا بنی‌یعقوب در حال حاضر سردبیر وب‌سایت اینترنتی کانون زنان ایرانی است که در عرصه حقوق زنان فعالیت می‌کند. این سایت بارها از سوی حکومت اسلامی فیلتر شده است.

او در ژوئن سال 2010 در جریان پیامدهای اعلام نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران به همراه همسرش، بهمن احمدی امویی بازداشت شد. او پس از شصت روز با وثیقه آزاد و چندماه بعد از سوی دادگاه انقلاب اسلامی به خاطر مقاله‌های انتقادی‌اش علیه دولت محمود احمدی‌نژاد، به یک‌سال حبس تعزیری و 30 سال محرومیت از شغل روزنامه‌نگاری محکوم شد.

**********


از حجره‌های سالوس تا غرفه‌های سوپر‌دولوکس«
علیرضا نوریزاده
نشر باران،سوئد

روی جلد این کتاب با عکسی از جواد منتظری از یکی از حوزه‌های علمیه تهران تزئین شده است. «از حجره‌های سالوس تا غرفه‌های سوپر‌دولوکس»، شامل پنج دفتر است. دفتر نخست تحت عنوان «نماز قیطریه» از ۱۵ مقاله شکل یافته است. این دفتر با خاطرات نویسنده از روزهای انقلاب، روزنامه اطلاعات، خروج شاه از ایران و... آغاز می‌شود.
دفتر دوم، «پروازی بر فراز خاورمیانه»، مطالبی در پیوند با فلسطین و لبنان را دربرگرفته است: «جای ایران در فلسطین و لبنان» و «لبنان،‌ای قرنفل بال شکسته خونین». «در بارگاه ولایت» نام دفتر سوم این مجموعه با هفت مقاله است؛ از جمله مطالب این بخش «چگونگی تکوین دفتر ولایت» و «جنگ سیدعلی با شیخ‌محمدتقی بر سفره ولایت» است.
دفتر چهارم هفده مقاله دارد و از طولانی‌ترین بخش‌های کتاب «از حجره‌های سالوس تا غرفه‌های سوپر‌دولوکس» است. مقالات این بخش حوادث دوران پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و میرحسین موسوی و جنبش سبز آغاز می‌شود و به سی سال «رابطه جمهوری اسلامی با فلسطین»، «جمهوری اسلامی و حماس»، «ایران و افغانستان» ادامه پیدا می‌کند. دفتر آخر نیز به «حوزه‌های علمیه» می‌پردازد؛ از جمله مطلبی که عنوان کتاب نیز از آن گرفته شده است، «از حجره‌های تیره و تار ونمناک تا حجره‌های لوکس» نام دارد. در این دفتر مطالبی در باره مدارس مهم قم، طلاب خارجی حوزه، فهرست مدارس، حسینیه‌ها و... آمده است.
علیرضا نوری‌زاده، نویسنده و روزنامه نگار، متولد ۱۳۲۸ محله امیریه تهران است. او کار‌شناس مسائل سیاسی ایران و خاورمیانه و رئیس «مرکز مطالعات عربی ایرانی» در لندن است.
این روزنامهنگار از دانشکده حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده و مدرک دکتری خود را در رشته جامعه‌شناسی سیاسی از دانشگاه لندن گرفته است. تا به حال هفت دفتر شعر نیز منتشر کرده است با نام‌های «ازپشت شیشه» (۱۳۴۵، تهران)، «الف. لام. می‌م» (۱۳۴۹، تهران)، «شمشادهای خونی شهریور» (۱۳۵۰، تهران)، «شب هزار و یکم» (۱۳۷۰، لندن)، «وطنم، نور و آب و عطر و عسل» (۱۳۷۴، لندن)، «نوروز در شبانه ی تبعید» (۱۳۷۸، استکهلم) و «پنجره ای رو به خانه پدری».
چند پژوهش، گزارش و روایت نیز از این روزنامه نگار منتشر شده است: «شش هزار کیلومتر در جستجوی واقعیت» (گزارشی از لبنان و فلسطین و مصر، تهران، ۱۳۵۶)، «انقلاب مصر، آنچه گفته نشد» (۱۳۵۷، تهران)، «ما بچه های خوب امیریه» (۱۳۷۴، لندن)، «ازخون دل نوشتم (گزیده مقالات ۱۳۷۵ – ۱۳۶۲، لس‌آنجلس)، «از لابهلای دفتر ایام» (۱۳۷۸، استکهلم)، چهارگانه «گزارش قتل‌ها و اعترافات سعید امامی»، «قتل های زنجیرهای»، «سونای زعفرانیه»، «فلاحیان مردی برای تمام فصول جنایت»، «یک شاخه گل» (گفتوگوی داریوش باقری با علیرضا نوریزاده درباره زندگی اش، ۱۳۸۸، آمریکا).
علیرضا نوری‌زاده علاوه بر این‌ها چند کتاب نیز از ادبیات امروز دنیای عرب به فارسی ترجمه و منتشر کرده است؛ ازجمله: «حماسه فلسطین» (مجموعه شعر شاعران فلسطین، ۱۳۴۹، تهران)، «بیرون از اسطوره ‌ها (مجموعه شعرهای محمود درویش، ۱۳۵۰، تهران)، «با شاخه های زیتون» (ادبیات فلسطین، ۱۳۵۶، تهران)، «نبرد سوئز» (اثر محمد حسنین هیکل، ۱۳۵۶ تهران)، «برگزیده آثار غسان کنفانی» (۱۳۵۶، تهران) و «شعر مقاومت» (برگزیده شعرهای شاعران مبارز فلسطین، ۱۳۵۸، تهران).

********
رمان «چاه بابل»
نوشته رضا قاسمی
.
چاپ دوم رمان «چاه بابل» نوشته رضا قاسمی با تصحیحات در 276 صفحه توسط نشر باران در سوئد منتشر شد
این رمان که نخستین بار سال 1999 منتشر شد، داستان زندگی یک خواننده ایرانی ساکن پاریس را همزمان با داستان زندگی تناسخ قبلی او در دوره قاجار روایت می‌کند.
داستان در پاریس می‌گذرد و شخصیت اصلی آن «مندو» دچار بحران روحی است. زندگی بیشتر شخصیت‌های این رمان نیز در سیاهی فرو رفته است و هیچ روزنه امیدی در زندگی آنها نیست. «مندو» کور می شود، «کمال» در عذاب وجدان می‌میرد، خانواده «نادر» از هم می‌پاشد٬ «فلیسیا» به آمریکا می‌رود٬ «آرتور» هنر را ترک می‌کند، «روژه لوکنت» می‌میرد٬ رمان «ف.و.ژ» خراب می‌شود و ایلچی با تزار دیدار نمی‌کند.
رمان با این جملات آغاز می‌شود: «از جمله دلايلی که برای اثبات تناسخ می ‌آورند يکی اين است که در زندگی بارها به اشخاصی برمی‌ خوريم که نمی‌شناسيم و با اين حال چهره‌شان به طرز غريبی آشناست؛ طوری که بی‌‌وقفه از خود می‌پرسيم: "کجا ممکن است ديده باشم‌‌اش؟"
مندو هم چشمش که به فليسيا افتاد از خودش همين را پرسيد. بی‌ گمان اگر کسی از معتقدان به تناسخ کنار دستش بود، می‌گفت: "در زندگی پيشين!" کسی که کنار دستش بود به تناسخ اعتقادی نداشت. از پرسش سوزانی هم که کاسه ‌سر مندو را به جوش آورده بود خبر نداشت. با اينهمه، ديری نگذشت که مندو به ياد آورد فليسيا را دو قرن پيش ديده است؛ در روسيه، در کاخ تزار الکساندر! اما تا به اين ماجرا برسيم ابتدا بايد از شمايل سرگردان فليسيا بگوييم؛ شمايلی رنگ و روغن که شاهکاری مسلم بود و کار استادی زبردست و با اينهمه، به هر خانه‌‌ای می‌رفت جايش در پستو بود يا انباری؛ طوری که حالا سطح تابلو را لايه‌های متعددی از غبار پوشانده بود؛ از غبارهای چرب اتاقی زيرشيروانی تا خاک‌های نرم و محجوب انباری قصر آدم محترمی مثل "ف. و. ژ". فکر نکنيد ميخ کنده می‌ شد يا، بر اثر اتفاقی بيرون از دايره‌ فهم، شمايل خودش راه می‌‌افتاد و از ديوار پايين می‌‌آمد (حالا ديوارهايی می‌‌سازند که ميخ در آن فرو نمی‌‌رود يا اگر برود ديگر درنمی‌‌آيد). نه. چيزی در خود شمايل بود که بيننده‌ مجذوب را وامی‌‌داشت دست به جيب ببرد، دسته چک‌‌اش را بيرون بياورد، با رغبت‌‌ترين امضای همه‌ عمرش را بيندازد پای آن و فليسيای سرگردان را با خودش ببرد. حالا اگر يکی دو روز بعد فليسيا را از ديوار برمي‌داشت و به پستو می‌‌برد و بعد طوری رفتار می‌کرد که انگار چيزی ديده است که نبايست می ديده (يا حالا که ديده، انگار عهد بسته است که شتر ديده، نديده) گناهش گردن کس ديگری‌ست.»

********
سگ و زمستان
اولین رمان شهرنوش پارسی‌پور

سگ و زمستان بلند اولین رمان شهرنوش پارسی‌پور است که یکی و دو سال قبل از انقلاب اسلامی منتشر شده است اما متاسفانه دیده نشد و بعد از انقلاب هم ابتدا به خاطر جو انقلابی آن زمان و سپس به واسطه‌ی دستگیری نویسنده امکان بازچاپ را پیدا نکرد. شهرنوش پارسی پور که کارهایش در ایران ممنوع است کتاب‌هایش را توسط نشر باران در سوئد منتشر می‌کند.

رمان سگ و زمستان بلند که توجه مخاطب را به روابط اجتماعي جلب می‌کند در عین حال بيانگر تضاد و برخورد نسل‌های مختلف در ایران آن دوره است. نسل‌هایی با سنت‌ها و فرهنگ خاص خود . نویسنده توانسته است فضای جامعه متضاد آن دوره را و در عین حال روابط اجتماعی و دنیای جهان ایرانی را که شامل اجتماع و خانواده است را به خوبی نشان دهد. افرادي مثل عموها، عمه‌ها، خاله‌ها، پدر ومادرها، پدر و مادربزرگ‌ها يا خواهر و برادرهای بزرگ‌تر ومسن‌تر وگاهي هم كلفت نوكرهای پير و خانه زاد است كه كمی از مسئوليت پدر ومادر را بر عهده می گيرند در مقابل آنها نسل جديدی قرار دارد با معيارهای متفاوت نگرشی مختلف و نيازهائی نو كه پابند وعده وعيدهای آرمانی و آن جهانی نيستند و به همين روزگار تعلق دارند، به خوبی در رمان نشان داده می‌شود. حسين وحوری ، نمادی از اين نسل هستند . حوری از حسين سيراب می‌شود. انديشه‌ها و خواست‌های حسين در حوری جايگزين می‌شود. حسين جوانی روشن‌فكر، ژرف نگر و اهل مطالعه و كتاب است، او که دنبال نوگرایی و دنبال حقیقت است، نيازي به هيچ گونه پرده پوشي بر اعمال و رفتار خود احساس نمی‌كند در مقابل عموی بزرگش، دائي، پدر و ديگر اقوام قرار گرفته است. اهل فامیل و آشنا از پدر و مادر تا دایی و همسایه همه با اسلحه سنت به جنگ او می‌آیند. محدویت‌های زندگی در جامعه سنتی، شخصیت اصلی داستان را دچار بحران‌های روحی می‌کند و به الکل پناه می‌برد و...

حوری شخصیت دیگر داستان است که از 15 سالگی درگیر و تحت تاثیر افکار برادرش حسین می‌شود. حسین جوانی است که فعال سیاسی است و به همبن دلیل 3 سال به زندان می رود و این شروع تیره روزی اوست که حتی پدر و مادر از او فاصله می گیرند و تنها رابط او با خانواده و کل جهان حوری است و البته سنگ صبور او نیز هست. مرگ حسین باعث می‌شود حوری وارث افکار مبارزه طلبانه برادر شود.

«اشکال کار فقط این بود که هیچ کس منو دوست نداشت آنقدر لاغر و نحیف بودم که کسی اعتنایی به من نکند ....

من همینطوری فکر می کردم که عاشقم ولی نمی دانستم عاشق چه کسی و در زوایای مغزم پی آدم می گشتم که عاشق بشوم. منوچهر مال سودابه بود از پسرهای آقای کردبچه خوشم نمی آمد به نظرم زشت می آمدند می ماند پسرهای خانم طبری. سیامک خان که زن داشت سیاوش خان افسر بود و من از افسرها خوشم نمی آمد (حسین گفته بود خوشش نمی آید) فرامرز خان دانشجو بود و نگاه سگ هم به دخترهای همسن من نمی انداخت و اما فریبرز، فریبرز بچه بودو فقط یک سال از من بزرگ تر بود و هنوز سیبل نداشت بعد یادم آمد که منوچهر هم سیبل ندارد. دلم نمی خواست عاشق فریبرز بشوم ولی هیچ کس دیگری نبود به ذهنم نمی آمد در خانواده مان پسری نداشتیم پسرهای عموی کوچکم فرنگ بودند و عموی بزرگم اصلا بچه نداشت. دایی ام تازه زن گرفته بود و پسر خاله ها هم بی اندازه بزرگ بودند ... دست آخر به فریبرز رضایت دادم و در عالم خیال مدتی به او فکر کردم ............ »

شهرنوش پارسی‌پور نویسندگی را از سیزده‌سالگی آغاز کرد و از شانزده‌سالگی داستان‌هایش با نام مستعار در گاهنامه‌های گوناگون به چاپ می‌رسید. سگ و زمستان بلند نخستین رمان او ست که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.

نویسنده خود در یادداشتی بر بازچاپ این کتاب:

شصت‌وپنج ساله شده‌ام و هنوز تکلیف چاپ آثارم مشخص نیست. از مسعود مافان درخواست دارم «سگ و زمستان بلند» را تا اطلاع بعدی تجدید چاپ کند. این نخستین رمان من است که طرح آشفته آن در هجده سالگی‌ام شکل گرفت و تا نیمه‌های آن نوشته شد. خروج از خرمشهر به قصد تهران، تغییر کار، بعد شوهر کردن و دانشگاه رفتن و بچه‌دار شدن کار تالیف آن را معلق کرد. این رمان پس از پایان دانشگاه و طلاق و استعفا از کار، در سال بحرانی ۱۳۵۳ به پایان رسید. چهارسال پیش از انقلاب اسلامی و عملاً پس از «سووشون» خانم سیمین دانشور دومین رمانی‌ست که به دست زنی نوشته شده. این کتاب سرنوشت غم‌انگیزی دارد: نخستین چاپ آن را انتشارات امیرکبیر به مدیریت آقای جعفری انجام داد و تقریباً مصادف شد با انقلاب ایران و کتاب مهجور ماند. در آغاز انقلاب آقای جعفری که بنگاه انتشاراتی‌اش مصادره شده بود حقوق آن را به من برگرداند. دومین چاپ آن فدای «زنان بدون مردان» شد. از چاپخانه یک راست رفت به جایی که کتاب‌ها را خمیر می‌کنند. چاپ‌های بعدی آن پراکنده در این سوی و آن سوی دنیا انجام شده است.

در سال ۱۳۵۳، در زندان تفالی از حافظ زدم که سرنوشت آن چه می‌شود. دلیل این امر این که فقط دو نسخه ماشین شده از آن در دست دوستان بود و من مطمئن نبودم که نجات پیدا می‌کند. حافظ چنین پاسخ داد: شکر شکن شوند طوطیان هند، زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

بدبختانه تا امروز به بنگاله نرفته است و احساس من این است که خواجه شیراز هم همانند من از این بابت متعجب است! باری به هر تقدیر، در خواندن آن اگر نقصی پیدا کردید به جوانی نویسنده ببخشید. کتاب با توجه به شرایط سانسور زمان شاه نوشته شده و کوشش ناقصی است در بررسی مشکل چپ‌گرایان در ایران آن زمان. در عین حال کوششی در درک حالت احساسی طبقات متوسط سنتی از مفهوم چپ. لطفا در خواندن کتاب کشتارهای سال‌های دهه ۱۳۶۰را به خاطر داشته باشید.

شهرنوش پارسی پور
۱۱ مهر ۱۳۹۰
برابر با ۳ اکتبر ۲۰۱۱
شهر ریچموند در ایالات متحده آمریکا

*******
کتاب ها را می‌توانید از طریق نشر باران در سوئد یا از طریق کتابفروشی‌های ایرانی اروپا و امریکا تهیه کنید.
info@baran.se
www.baran.st