عصر نو
www.asre-nou.net

گزارش نشست جبهه ملی ایران – آلمان

پیرامون انتخابات آزاد و رفراندوم


Sun 12 12 2010

هموطنان ارجمند!
بعدازظهر چهارشنبه دهم آذر(اول دسامبر ۲۰۱۰) ماه سال جاری جلسه عمومی سازمان جبهه ملی ایران – آلمان با حضور آقایان جمشید طاهری نژاد و علی اصغر سلیمی از تحلیگران سیاسی در محیطی صمیمی برگزار شد و چنانکه قبلا از طریق رسانه های الکترونیک به اطلاع هموطنان رسیده بود. موضوع سخنرانی و گفتگو پیرامون مفاهیم انتخابات آزاد و رفراندوم بود. آقای فرشید یاسائی گردانده نشست ضمن عرض خیر مقدم از مدعوین حاضر در جلسه چنین توضیح دادند: حضار محترم خانم ها و آقایان ! همانطور که اطلاع دارید. جلسات عمومی سازمان جبهه ملی ایران – آلمان برای مدتی به تعویق افتاده بود دلیل آن بیشتر در رابطه با جنبش سال پیش و شرکت مستقیم و غیر مستقیم اعضای این سازمان در برگزاری و برنامه ریزی تظاهرات و نشست های مربوطه بود. اولین جلسه عمومی بعد از آن دوره پرتلاطم سیاسی در خارج خصوصا در شهر کلن ؛ امروز است . با امید اینکه بتوانیم در آینده جلسات ماهانه عمومی را ادامه داده تا با نظریات هموطنان آشناتر شویم. در این جلسه همانطور که قبلا اعلام شد. دو نفر از فعالین و تحلیلگران سیاسی آقایان سلیمی و طاهری پور دعوت شده بودند که در مورد انتخابات آزاد و رفراندوم یعنی مباحثی که در ایران هم اکنون مابین روشنفکران و فعالین سیاسی ارزیابی و تحلیل میشود؛ به بحث و گفتگو بپردازند. لازم به تذکر است که با توافق سخنرانان در میان سخنرانی ها پرسش هائی از گردانده نشست مطرح و متعاقبا سخنرانان با سعه صدر به آنان پاسخ دادند. آقای یاسائی با توصیف کوتاهی پیرامون جلسات عمومی جبهه ملی ایران – آلمان در شهر کلن چنین ادامه داد ...:
آقای جمشید طاهری پور اولین سخنران حتما از طریق مقالات متعددی که موضوع ایران را تجزیه و تحلیل کرده اند ؛ معرف حضور شما هست . من تنها برای شروع بحث به نقل قولی از ایشان بسنده می کنم و ادامه بحث را در اختیار ایشان قرار خواهم داد. ایشان در مقاله مشکل ایران حکومت اسلامی است مینویسند : "... استقرار "حکومت اسلامی" در کشوری اتفاق افتاد که صد سال از پيروزی انقلاب مشروطيت در آن؛ بمثابه نخستين تجربه‌ی "سکولاريزاسيون" در آسيای ميانه می‌گذشت و اين توفيق را پيدا کرده بود که برپايه انتخابات؛ "پارلمان"، "قانون اساسی" و "حکومت قانون" و دستگاه بوروکراسی "نوين" داشته باشد و در راه " نوسازی" اجتماعی و رشد و گسترش طبقه متوسط و نيرو‌های اجتماعی "جديد" گام‌های بلندی به پيش بردارد..." پای صحبت ایشان می نشینیم.
ایشان ضمن عرض سلام به حضار و تشکر از برگزار کنندگان این نشست بحث خویش را اینچنین آغاز نمود : " ...از دعوت دوستان جبهه ملی ایران – آلمان برای گفتگو و تبادل نظر پیرامون آن چه که "شعار محوری" توصیف کرده اند، سپاسگزارم. این کوشش ها در خور اهمیت هستند زیرا گفتگو و تبادل نظر میان نحله های متفاوت اپوزسیون ایران به تفاهم متقابل یاری می رساند و در حقیقت تنها راهی است که دموکراسی خواهان ایران برای غلبه بر دیو تفرقه، استوار کردن همراهی و همبستگی و فرارویاندن آن به اتحاد و اتفاق در پیش روی خود دارند.
به گمان من پرسشی که اپوزسیون دموکراسی خواه ایران با آن روبروست، عبارت است از بیان شفاف سمتگیریش در جنبش سبز ملت ایران است. لازم است؛ محتوای سکولار- دموکراتیک سیاست خود را در "حمایت انتقادی" از راه سبز امید، شفاف تر بسازیم تا بتوانیم این سیاست را به نحوی هدفمند تر و ثمربخش تر پیگیری کنیم. امری که ضرورت و برائت سیاسی دارد و مطالبه اصلی ملت ایران از ما در برون مرز است.
البته این کار شفاف سازی سمتگیری – از نظرگاهی که من نگاه می کنم- مبانی دارد که در این مجال کوتاه فقط می توان به اشاره از چند مورد آن نام برد و گذشت:
اول: بیان شفاف جایگاه خود ماست. ما چگونه اپوزیسیونی هستیم؟ پاسخ من به این پرسش این است که ما یک اپوزیسیون سکولار-دموکرات و مخالف حکومت دینی در ایران هستیم و در این راه مبارزه می کنیم که جامعه ما از استبداد ولائی- سپاهی موجود به دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر گذر بکند. ما برای گذار از نظام اسلامی به نظام دموکراسی؛ مبارزه خشونت پرهیز مدنی- سیاسی را برگزیده ایم و اهمیت شعار انتخابات آزاد نیز در ترسیم شفاف همین راه است؛ پذیرش داوری صندوق رای و آرای آزاد ملت ایران برای اعمال اراده ملی و دموکراتیک در تعیین سرنوشت خود و آینده ایران.
دوم: نیروی محرکه اصلی این گذار ملت ایران است. جنبش های اجتماعی- مدنی و شهروندی ملت ایران نیروی تعیین کننده تحولات دموکراتیک در کشور هستند. من از این منظر اصلاح طلب نیستم، تحول خواه هستم. گرایش هائی در اپوزیسیون وجود دارند که برای تغییرات دموکراتیک چشم به بالا دارند و "نبرد که بر که" در حکومت و مناقشات جناح های حکومتی را نیروی تغییرت دموکراتیک در ایران می شناسند. به نظر من این یک توهم و نقطه نظر اشتباه است. شکاف ها و منازعات جناح های حکومتی، به جنبش مردم مساعدت می رساند و البته باید از آن به بهترین وجه سود جست. اما همان طور که گفتم عامل تعیین کننده تغییرات دموکراتیک و تحول ایران در جهت دستیابی به دموکراسی و حقوق بشر و برابری حقوق شهروندان، مردم و خیزش های مدنی- شهروندی و جنبش های اجتماعی آنان است.
سوم: شناخت و ارزیابی از جنبش سبز ملت ایران است. برخی گرایشات برآمد جنبش سبز را یک اعتراض انتخاباتی تعریف می کنند که در هدف انتخاب آقای موسوی به ریاست جمهوری خلاصه است! ادعائی که خود موسوی نداشته و ندارد. از منظری که من نگاه می کنم؛ جنبش سبز انفجار خودآگاهی نوین نسل های جوان کشور ماست که ٧٥ در صد جمعیت کشور را تشکیل می دهند. این آگاهی محصول عوامل متعددی است و از آن جمله نتیجه تراکم شناخت تجربی است که در این سی سال حکومت جابرانه دینی از ماهیت استبدادی و ارتجاعی آن مردم ما بدست آورده اند. سی سال تبعیض و تحقیر و ستمگری و انواع ویرانگری ها، با چاشنی که در انتخابات کلید خورد موجب انفجار اعتراضی و برامد جنبش شهروندی سبز شد. من مختصر و مفید این جنبش را مشروطه دوم در شرایط امروز ایران و جهان می شناسم که مطالبه مرکزی آن حق انتخاب در معنای وسیع کلمه است. برای ترسیم یک سمتگیری واقعبینانه سیاسی این اهمیت دارد که برآمد جنبش سبز را، بیان ضرورت عبور کشور از استبداد ولائی-سپاهی به دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر و برابر حقوقی شهروندان بشناسیم. در حقیقت با جنبش سبز این ضرورت عبور؛ خصلت عینی و عملی پیدا کرد. حکومت مقبولیت مردمی ومشروعیت دینی خود را در مقیاس اکثریت بزرگ ملت ایران، به نحوی ترمیم ناپذیر از دست داده است. مشخصه های جنبش این اجازه را می دهد که میان جنبش سبز ملت ایران و راه سبز امید علامت مساوی نگذاریم. در عین حال واقع بینی سیاسی بر این دلالت دارد که در آرایش سیاسی کنونی، آقایان موسوی و کروبی را تاثیرگذارترین شخصیت ها در جنبش سبز ارزیابی کرده، از پایداری و استقامت آنها حراست کنیم و از انها در مطالبات و مواعید اعلام شده شان در سازگاری با مطالبات مردم و پیش راندن ایران بسوی آزادی، پشتیبانی به عمل آوریم. این پشتیبانی البته حامل جنبه و جهات انتقادی است و تاکید ش بر این است که راهبردی می تواند به روی جنبش سبز چشم انداز دموکراسی باز کند که از نظرگاهی تجددخواهانه از اسلام فقاهتی بگسلد و از منظر حقوق بشری، اسلام سیاسی را به سود جدائی دین از دولت، نقد کند. موارد سرنوشت سازی که در سایه روشن های کارپایه نظری و برنامه عمل راه سبز امید گم و در حقیقت مفقود هستند.
سکولار- دموکرات ها برای آن که خصیصه ملی- دموکراتیک حمایت انتقادی خود از راه سبز امید را حفظ کنند و تعمیق ببخشند و این امکان را داشته باشند با نیروهائی که " اجرای بدون تنازل قانون اساسی" را راهبرد محوری خود اعلام کرده و کماکان معتقد و پایبند به حکومت دینی هستند، تفاوت و تمایز خود را حفظ کنند و برای مردم قابل شناسائی نمایند، باید انتخابات آزاد را با مضمون و محتوائی شفاف و سازگار با سطح مطالبات مردم و اهداف جنبش شهروندی ملت ایران طرح و از آن دفاع کنند.
به نظر من سمت و سوی اصلی ما در جنبش سبز: "انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس ملی بازنگری قانون اساسی" است. اتخاذ این سمتگیری به ما تشخص می بخشد بدون آن که به همرائی ملی علیه استبداد دینی و دولت پادگانی کودتا، لطمه ای وارد اورد چرا که آقایان موسوی وکروبی بارها مخالفت خود را با نظارت استصوابی شورای نگهبان که از اصول اصلی قانون اساسی فعلی است، اعلام داشته اند و مکرر گفته اند قانون اساسی وحی منزل نیست. من در حدود یکسال پیش استدلال خود را در این مورد در مقاله " راهکار برون رفت پایدار از بحران" به اجمال نوشتم. این مقاله در آرشیو گویا نیوز و اخبار روز موجود و قابل دسترسی است. من دوست داشتم جهات تازه ای از استدلال در این باره را بیان کنم اما چون وقت کافی نداریم و من هم بیشتر شایق هستم از نظرات دوستان از نزدیک اطلاع پیدا کنم، می گذارم برای نوبت و یا وقت دیگر.".
*****
گردانده نشست بعد از پایان اولین سخنرانی و تشکر از آقای طاهری پور چنین ادامه داد... يکي از مهمترين مسايلي که اين روزها با آن روبرو هستيم چگونگي گذار به دموکراسي و استراتژي گذار است . گروه هاو تشکل های مختلف سياسي ، هر کدام استراتژي خاصي ارائه داده اند . نظریه غالب در اپوزیسیونی که به سرنوشت سیاسی کشور حساس هست در مورد «چگونگی گذار به دموکراسی» به مسالمت آمیز بودن این گذار تکیه می کنند. چنانکه میدانیم گذار از مرحله کنونی به دموکراسی به ابزار دموکراسی یعنی انتخابات توجه میشود. آقای سلیمی به نظر شما: آیا شعار رفراندوم و انتخابات آزاد میتواند از هم اکنون تا 14 ماه دیگر، یعنی اسفند 1390 و در زمان انتخابات مجلس نهم به انگیزش و بسیج مردم و پایه گذاری ساختارهای دموکراتیک کمک کند؟ اگر پاسخ آری است، چگونه؟ ایشان ضمن سخنرانی خویش به پرسش گردانده نشست ، پاسخ دادند...
" آقای علی اصغر سلیمی دومین سخنران نشست درباره شعار محوری چنبش دموکراسی خواهی کنونی ایران ـ رفراندوم و انتخابات آزاد سخن گفت. وی به اجمال به شعارهای صد سال اخیر جنبش آزادیخواهی و حرکتهای سیاسی ـ اجتماعی بزرگ و شعارهای مطروحه از جانب نیروهای حاکمه پرداخت و اشاره کرد که شعارهای اساسی و محوری در یک جامعه چکاد و فشرده و ماحصل گفتمان های سیاسی یک جامعه را بیان و متجلی می کنند. او همچنین به جنبه های سازنده و مثبت شعارها از یکسو و از سوئی دیگر به آسیب شناسی و جنبه های منفی شعارهائی که بر بستر نیازهای جامعه موجب فریب مردم میشوند، اشاره کرد.
در یک صد سال اخیر شعارهائی مثل مشروطه، قانون، مجلس، عدالت حانه، استقلال، تمامیت ارضی، بقای ایران، ملی کردن صنعت نفت، اصلاح قانون انتخابات و انتخابات آزاد، ضرورت مبارزه با نیروهای استعمارگر و امپریالیسم و بعدها سازندگی ایران، اصلاحات و جامعه مدنی و مجددا در سالهای اخیر انتخابات آزاد به امر آگاهی و پیشرفت افکار عمومی و سازندگی در جامعه ما خدمت کرده اند.
در این مدت صد سال برنامه ها و شعارهائی از قبیل مشروعه، اعمال اقتدار فردی، برپائی حکومتهای مطلقه و دیکتاتوری های «مصلحانه» برای ایجاد امنیت و نظم و اصلاحات از بالا تاثیرات منفی و یا پارادکسیکال بر حیات سیاسی و اجتماعی ملت ایران داشته اند.
آقای سلیمی نقش شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر لیبرالها، جنگ جنگ تا پیروزی در زمان انقلاب و سالهای اولیه پس از آن و شعارهای عدالت خواهی دولت کودتاگر (احمدی نژاد) را مخرب شمرد.
او دوره ها و فرایندهای تاریخی پی در پی سه دهه اخیر را به لحاظ فرهنگی ـ اجتماعی و سیاسی و ساختاری (تشکیلاتی) به عنوان حلقه های متصل و پیوسته یک حرکت گریزناپذیر و ذراز مدت و به لحاظ ضروری و منطقی تلقی کرده و از این رو رویداد بزرگ انتخاباتی سال ۸۸ را، که در پی همگانی شدن شعار انتخابات آزاد با تاکید بر حقوق شهروندی و حقوق طبقات و اقشار و اقوام و اقلیتهای محتلف تحقق یافت را یک پیشرفت بزرگ و یک گام فراروینده در تداوم منطقی دوره اصلاحات و جامعه مدنی (دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی) شمرد.
این سخنران در ادامه صحبتهایش گفت: شایسته است شعار محوری کنونی جامعه بر اساس همه پرسی ها، هم اندیشی ها و همدلی ها و همگامی ها تبیین و گزیده شود تا در گشایش بن بست سیاسی و اجتماعی و هموار کردن راه برون رفت از بحران کنونی به جامعه کمک کند.
وی درباره شناسائی ضرورت پروژه جدید دوجنبه ای و تکمیلی انتخابات آزاد همراه با رفراندوم، نکات زیرین را مورد تاکیذ قرار داد
ـ پیشرفت آگاهی ها و رشد افکار عمومی آزادیخواهانه که از طریق گسترش بحثها و گفتگوها و تلاشهای روشنگرانه و روادارانه آگاهان سیاسی و کنشگران اجتماعی بویژه در سالهای اخیر صورت گرفت.
ـ تغییرات اجتماعی جانبدارانه، مثبت و سازنده ای در صفوف طبقات و قشرها و قوم ها و اقلیتها در جهت پذیرش افکار آزادیخواهانه و رویکرد وسیع مردمی به جنبش سبز تحقق یافت و در نتیجه این جنب و جوش مردمی، پایگاه اجتماعی ولایت فقیه و دولت کودتا نازکتر شد.
ـ در مدت ۱۷ ماهه اخیر تضادها و کشمکشهای درون حاکمیت نه تنها آشکارتر شدند، بلکه به گسیختگی در صفوف آنان و به بحران سلطه آنان بر جامعه انجامید. این گسیختگی ها را بین دولت و مجلس و جناحهای اصولگرا و سران اصلی حکومت، بین آپارات ولایت فقیه با دستگاه روحانیت میتوان هر چه آشکارتر مشاهده کرد.
ـ تغییرات اقتصادی در جامعه ما با افزایش تحریمها و تشدید ناکارآمدی های دولت کودتا موجب تورم لگام گسیخته و بیکاری های پی در پی و زنجیزه ای و افزایش فشارهای اقتصادی و فقر و بی خانمانی گردیده است.
علی اصغر سلیمی شعار و پروژه دوجنبه ای و ترکیبی رفراندوم و انتخابات آزاد را به عنوان راه برون رفت از بحران کنونی سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی پیشنهاد کرده و بر گسترش روادارانه فضای گفتمانی، کاوش و کنکاش و هم پرسی و هم اندیشی و همگامی در دوره ۱۴ ماهه آتی (تا انتخابات مجلس نهم) تاکید نمود.
وی شعار تحریم استراتژیک، پایدار و یکبار برای همیشه را مثل گذشته، زیانبار برای حرکتهای سیاسی ـ اجتماعی دانسته و امکان تحریم های دوره ای (در هر دوره انتخاباتی و متعاقب تلاشها در کارزارهای انتخاباتی) و تحریم های موضعی در مناطق و بخشهائی از کشور را بعنوان یک تاکتیک محتمل قلمداد کرد و بر ضرورت شفافیت، جامعیت و همچنین درباره جنبه های انگیزش گرانه، بسیج گرانه و امیدوارانه پروژه دوجنبه ای رفراندوم و انتخابات آزاد سخن گفت.
او در خاتمه افزود تلاش در راستای برپائی جنبش ملی رفراندوم و انتخابات آزاد، نه تنها بمثابه راه برون رفت از بحران کنونی، بلکه با روایت تکمیلی دیگری بعنوان کنش ملی، دموکراتیک و خلاق، برای پایه گذاری مجلسی ملی، مستقل و نوین و جهت تدوین قانون اساسی جدید میتواند و بهینه است که در کانون توجه کارهای روشنگرانه آتی قرار گیرد... ایشان در خاتمه سخنرانی خویش توضیح دادند که این متن سخنرانی را به تقدیم به فرزانه دلیر آقای عباس امیر انتظام نموده است.".
جلسه بعد از زمان محدود پرسش و پاسخ توسط گردانده نشست با تشکر از حضور مدعوین گرامی خاتمه یافت.

دهم دسامبر 2010 کلن / آلمان
جبهه ملی ایران - آلمان