logo





جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۱ فوريه ۲۰۲۰

پیش بسوی سوسیالیسم (2)
روایت چپ، یک روایت سوسیالیستی است. راهکارهای چپ سوسیالیستی میباشند. داستان چپ یک داستان سوسیالیستی است. چپ ایران باید بر پایه های اصول اعتقادی خویش، روایت و سخن خویش را بسراید و داستان خویش را از دیدگاه خویش تعریف نماید. چپ نباید خود را پشت کلماتی مانند "عدالت اجتماعی"، "چپ رادیکال"، "چپ دموکرات" و یا "رادیکال" و "تحول گرا " مخفی نماید. چپ ایران باید با صدای بلند، رسا و شفاف بگوید که راهکار بنیادین و استراتژیک حل مشکلات اجتماعی را در راهکارهای آلترناتیو سوسیالیستی می بیند.
خیلی از رفقای چپ ما به سوسیالیستهای شرمگینی تبدیل شده اند که خجالت میکشند برای مردم از سوسیالیسم صحبت بکنند. از نظر آنها نه فقط راهکار ها و اهداف سوسیالیستی آنقدر دور از شرایط امروز ما هستند که مردم آمادگی و ظرفیت شنیدن در مورد آنها را ندارند، بلکه صحبت کردن از آنها مردم را از ما فراری میدهد. بر اساس چنین استدلال هایی استراتژی چپ و احزاب سوسیالیستی باید تنها مبتنی بر پاسداری از ارزش های ضد تبعیضی، دموکراتیک و حقوق بشری بوده و باید بطور همزمان از رشد جهت دار با برنامه سرمایه داری ملی زیر چطر نظارتی حقوقی قانونی عدالت خواهانه حمایت بکنند.
بر اساس چنین استدلال هایی جایی برای عملکرد راهکارهای سوسیالیستی به موازات رشد جهت دار سرمایه داری ملی زیر چطر نظارتی قانونی موجود باقی نمی ماند. سوسیالیستها نباید نگران مدافعه از منافع سرمایه داری ملی بوده باشند. سرمایه داری ملی به اندازه کافی احزاب و سازمان های سیاسی، پشتوانه حقوقی، اداری و مدنی دارد که از پشتوانه های تبلیغاتی، امنیتی و مالی کافی برخوردار بوده باشند که خود از منافع خویش دفاع نمایند. سوسیالیستها باید خود چنان وزنه و قدرت سنگینی را در پهنای سیاسی کشور بسیج و فراهم نمایند که بتوانند راهکار های مستقل و سوسیالیستی را در جامعه مطرح نمایند. در چنین شرایطی میباشد که نیروهای جبهه سوسیالیستی و غیر سوسیالیستی بر پایه های مکانیسم های دموکراتیک قادر خواهند بود بر روی حد اقل های مورد توافق خویش توافق نموده و آنها را به پیش ببرند.
دموکراسی به اختصار
دموکراسی یکی از نظام های مختلفی میباشد که برای اولین بار در یونان باستان توسط فیلسوفان زمان مطرح شد. الیگارشی، آریستوکراسی، هیرارشی، دموکراسی، دیکتاتوری، جمهوری، مونارشی و اوتوکراسی از جمله آلترناتیو هایی میباشد که توسط این فیلسوفان برای بشریت تئوریزه شده و ارائه گردیده اند. میدانیم که افلاطون طرفدار جمهوریت، انطور که خودش آن را تصویر میکرد بود، و ارسطو طرفدار حاکمیت اریستوکراسی بود. سقراط بر پایه های احترام به نظام دموکراسی بود که جام شوکران را سرکشید.
دموکراسی یونان قدیم بر پایه انتخاب نمایندگان از میان شهروندان آتن و از طریق رای اکثریت و تصمیم گیری بر پایه نظر مشورتی و در نهایت رای گیری و نظر اکثریت به اجرا در می آمد. در این نظام نه تنها شهروندان غیر آتنی و بردگان حق رای نداشتند، بلکه حقوق اقلیتها بر اساس حاکم بودن نظر اکثریت چندان مورد محافظت نبود. امروزه نه تنها مفهوم شهروندی به مراتب وسیعتر و گسترده تر میباشد، بلکه حقوق اقلیت ها در قوانین اساسی، حد اقل در نوشته ها مورد محافظت قرار گرفته است و اقلیت ها بر اساس مکانیزم های حقوقی و قانونی میتوانند در چهارچوبه قوانین از حقوق خویش دفاع نمایند.
امروزه نظام های جمهوری و مونارشی - سلطنتی، هر دو تلاش کرده اند تا با استفاده از ثمره های دوران مدرنیسم، دموکراسی را در خود عجین کرده و نظام پارلمانی را در خود ادغام نمایند. هم جمهوریت، هم نظام سلطنتی و هم دموکراسی نواقص خاص خود را دارند. اگر چه ادغام جمهوریت با دموکراسی، پیشرفته ترین نوع نظام سیاسی امروز تاریخ بشری میباشد، با وجود این، هم جمهوریت، و هم دموکراسی با ویژگیهایی امروزین آنها دارای نقصان های جدی میباشند.
دموکراسی در نظام های سرمایه داری قابل خرید و فروش میباشد. قدرت های مختلف بازیگر در پهنای سیاسی کشورها از امکانات و مکانیسم های موجود در نظام دموکراتیک جهت پیشبرد اهداف و برنامه های خویش استفاده میکنند. مکانیسم های بوروکراتیک، مکانیسم های امنیتی، مکانیسم های حقوقی – قضائی، مکانیسم های تبلیغاتی رسانه های حقیقی و مجازی، مکانیزم های مالی اقتصادی، مکانیسم های لابیگری های پشت صحنه ها و مکانیسم های اعمال فشار ار طریق حضوردر صحنه های اعتراضات مدنی و از طریق برامد افکار عمومی از جمله ابزارها و مکانیسم های کارکردی نظام دموکراسی میباشند. سهم و امکانات توده ها زحمتکشان، آزادیخواهان مدافع حقوق بشر برای استفاده از این امکانات به مراتب کمتر از پتانسیل ها و امکاناتی میباشد که نظام سرمایه داری کلان، کمپرادورها و محافظه کاران برای استفاده از آنها برخوردار میباشند.
در یک چنین عرصه های نابرابر عرض اندام برای استفاده از مکانیزم ها و پتانسیل های دموکراسی، باید اذعان کرد که نه تنها دموکراسی یک سلسله مکانیسم های ایده آل نمیباشد، بلکه تنها سلسله مکانیسم های غیر قهری موجود برای پیشبرد اهداف و برنامه های مدافع منافع زحمتکشان میباشد. باید دموکراسی را با تمام نقاط ضعف آن در نظر گرفته و در پیشبرد اهداف و برنامه های راهکارهای آزادیخواهانه، ضد تبعیض و عدالت جویانه متوجه این امر بود که پتانسیل های سرمایه داری جهت استفاده از آنها به مراتب بیشتر از نیروهای پیرو راهکارهای سوسیالیستی خواهد بود.
مکانیزم های دموکراسی در دوران مدرنیسم شرایط را برای ایجاد تعادل و برابر حقوقی در رقابت بازار آزاد و بازتاب های آن بر عرصه های حقوقی، مدنی و اجتماعی را فراهم میساخت. نظام های حقوقی و امنیتی "قوه قضائیه و قوه مجریه" برای تامین چنین شرایط بازی و رقابت آزاد و برابری در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و مدنی تنظیم گردیده و ایفای نقش مینمایند. نقش آفرینی انها بر پایه های قوانین و ضوابطی میباشند که توسط کنگره ها، مجلس ها و کابینه های دولتی و نظام های حقوقی قضائی تصویب میگردند. در نظام هایی که حرف اول را در اعمال قدرت و کنترل مطلق، کلان سرمایه داری و نئولیبرالیسم میزند، این همین قدرتمداران هستند که قوانین و ضوابط را به نفع خویش نوشته و از طریق گماشتگان خویش در نهادها و ارگان های اجرائی، حقوقی و غیره آنها را به نفع خویش و به ضرر مردم عادی و زحمتکشان به اجرا در میاورند.
دموکراسی لزوما با خود برابری،آزادی و عدالت اجتماعی را به ارمغان نمی آورد. دموکراسی به تنهایی تامین و تضمین کننده تبعیض زدائی نیز نمیباشد. دموکراسی از توازن قوای سیاسی، اجتماعی، مدنی، امنیتی و مالی فعال در حیات اجتماعی تاثیر میگیرد. سنگینی این توازن نیروها بر کدامین چرخه ای بچرخد، دموکراسی در جهت تامین منافع بخش های مربوطه اجتماعی، و محدود کردن، نفی و پایمال کردن حقوق و منافع بخش های دیگر اجتماعی بکار گرفته خواهد شد. بر چنین پایه هایی میباشد که فرزندان ناخلف دموکراسی میتواند میوه های خود را بصورت پوپولیسم دونالد ترامپ، اردوغان، نریندا مودی، دئترته، و یا فاشیسم هیتلری، موسولینی و فرانکو به نمایش بگذارد.
فقط کافیست به قوانین، ضوابط و عملکردهای نانوشته ای که در محیط های اداری، قضائی، کاری و غیره جاری میباشد که برخلاف قوانین و ضوابط نوشته شده، تبعیض آمیز و غیر عادلانه و غیر دموکراتیک میباشند، ولی کاملا مرسوم بوده و عملکرد دارند نظری انداخت. اگر فرد مظلومی بخواهد در مقابل آنها ایستادگی کرده، عکس العمل نشان داده و دادخواهی بکند، نه تنها باید توان مالی و انرژی زمانی غیر قابل تصوری را مصرف نماید، بلکه از نظر مالی میتواند متحمل هزینه های گزافی گردد، که اغلب بخاطر جلوگیری از این ضرر و زیان، ترجیح میدهد تا دادخواهی نکرده و به قبول تبعیض و بی عدالتی گردن نهاده، با آن خود را تطبیق داده و با آن همزیستی نماید.
سوسیالیستها و دموکراسی
دموکراسی حباب پاک و شفاف، ظرف کریستال، آب زلال، آسمان آبی، بهشت برین و مدینه فاضله نیست. دموکراسی امکانات و مکانیزم هایی را فراهم میکند که قدرت های بازیگر در صحنه های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و غیره بتوانند با اتکا به آنها و از طریق استفاده از آنها اهداف خویش را در کسب قدرت، اعمال قدرت و تامین منافع گروه هایی را که آنها را نمایندگی میکنند، بکار گیرند. با این استدلال، دموکراسی به تنهایی نمیتواند یک هدف استراتژیک باشد. دموکراسی در نسبیت و محدودیت های مضمونی خویش، مجموعه وسایل و امکانات را برای استفاده گروه بندی های اجتماعی فراهم مینماید.
سوسیالیستها از نظر سیاسی در اکثریت غالب کشورهای جهان در موقعیت دفاعی قرار داشته و در حاکمیت و قدرت های سیاسی نقش غالب را ندارند. آنها از موقعیت ضعف و دفاعی به عرصه و زمین بازی دموکراسی قدم میگذارند، تا آن را از دست اقلیت یکی دو درصدی که قدرت های مالی، امنیتی و سیاسی و غیره در در دنیای غرب و جهان سوم در دست خود داشته و به نفع خود استفاده می نمایند، خارج کرده و آنرا تحت کنترل "دموس" و یا توده های مردم عوام در بیاورند. سوسیالیستها در تلاش میباشند تا از پتانسیل ها و مکانیزم های دموکراسی، به نفع توده های زحمتکشان و عموم مردم بهره برداری نمایند. آنها اگر با چنین برآمدی با پدیده دموکراسی رودررو نگردند، دز زمین سرمایه داری کلان محافظه کاری نئولیبرال به بازی گرفته خواهند شد.

دنیز ایشچی
21 فوریه 2020


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد