نامه ی ولايتی به روزنامه های اروپايی،
مصرف داخلی يا «جام زهر هسته ای» ؟
سيامند
متنِ نامه ی علی اکبر ولايتی به روزنامه ی ليبراسيون
توضيح روزنامه ی ليبراسيون
اوائل ژوئن علی اکبر ولايتی با من تماس گرفت تا با او مصاحبه ای بکنم، که به
نظر می رسد موضوع آن همين پيامش بوده باشد. مشکل اينجا بود، که مصاحبه فقط می
بايست به صورت نوشته انجام می شد، بی آن که امکان مباحثه ی احتمالی در رابطه با
پاسخ های او وجود داشته باشد. اين روش پذيرفتنی نبود. مدتی ترديد و دودلی، اتلاف
وقت، تا اينکه بالاخره اين متن رسيد، بسيار طولانی برای اينکه بتوان همه ی آن را
انتشار داد، اما قطعاتی از آن را بله، نويسنده را در جريان قرار داديم، او هم
پذيرفت.
برنارد گتا – ليبراسيون – چهارشنبه 2 ژوئيه 2008
به نام خدا
ايران چه می خواهد ؟
«يک مخاطب اروپايی اخيرا از من پرسيد، چه کسی در ايران حکم می راند ؟ پاسخ روشن
است. اگر مسئله در رابطه با امور استراتژيک بنيادی باشد، بر اساسِ قانون اساسی که
با آرای همگانی به تصويب رسيده، تصميم نهايی را رهبر انقلاب اتخاذ خواهد کرد. بر
پايه ی اين نحوه ی عمل است که می توان اقدامات صورت گرفته و تصميمات بنيادی اتخاذ
شده توسطِ آيت اله خامنه ای را به قضاوت نشست و روند ديپلماسی ما را درک کرد.
رهبر انقلاب ... به رغم گسترده ی وسيع اختياراتش، تنها در مواردی بسيار مهم
دخالت می کند، و باقیِ مشکلات را برای مسئولين حکومتی می گذارد که خود به حل و فصل
آنها بپردازند. در دوره ی امام خمينی هم، مثلِ دوره ی آيت اله خامنه ای، ديپلماسی
ايران تلاش در ايجاد و گسترش روابط با ديگر کشورها داشته است... با به حضور
پذيرفتنِ مسئولين و روسای حکومت هايی بی شمار و در تماس با آنها، هر کدام از طرفين
مثالی انکارناپذير از اين حضور سرنوشت ساز رهبر در عرصه ی ديپلماسی ايران ارائه
داده اند.
طی اين سال ها، اقداماتِ رهبر انقلاب بر پايه ی اعتقاد به اين امر بوده که حفظ
و استقرار صلح جهانی از مجرای شناسايی حق حاکميت دولت ها و احترام به مرزهای بين
المللی می گذرد. اين اعتقاد تنها ناشی از مسئوليتِ رهبری نيست، بلکه حاصل شخصيت
آيت اله خامنه ای، اعتقاد عميق و تجربه ی شخصی او در کنار مبارزين ما در جبهه های
نبرد عليه تجاوز صدام حسين است.
تائيد مواضعِ او در رابطه با مسئله ی فلسطين و حقوق مردمان اين منطقه نيز ناشی
از تعلقِ خاطرِ او به دفاع از حقوق محرومان (مستضعفان) و ايجاد جهانی سرشار از صلح
و فاقد خشونت است. او عميقا اعتقاد دارد که سرنوشت سياسیِ مردمانی که در شرايط
حاضر در اين منطقه ساکن هستند، می بايست توسط انتخاباتی دمکراتيک مشخص شود، و
نتيجه ی اين انتخابات پذيرفته و محترم داشته شود، انتخاباتی که همه ی مسلمانان،
يهوديان و مسيحيان آزادانه در آن شرکت کنند.
رهبر انقلاب در همه ی مصاحبه هايش ... در پی گفتگويی بر مبنای احترام به حقوق
ديگری و حسن نيت بوده است... او در هر يک از ارتباطاتش بر مسئوليت های ايران در
قبالِ معضلاتِ جهان و منطقه تاکيد کرده است.
کشور ها در قلب بحران های بزرگِ بين المللی واقع شده است ... همسايگی صدام
حسين و يا طالبان به همان ميزان برای ما دشوار بوده، که امروز حضور نظامی بيگانگان
و ناوگان جنگی در مرزهايمان. چه در زمان حمله به ايران، سپس کويت توسط صدام حسين،
اشغال کويت، فروپاشی اتحاد شوروی، اشغال شمال عراق توسط ترکيه، وقايع مربوط به 11
سپتامبر، جنگ داخلی تاجيک، جنگ در قره باغ، اشغال سرزمين های لبنان توسط ارتش
اسرائيل، جنگِ امريکا عليه طالبان و عليه صدام حسين مورد تهديدات بی شمار بوده ايم
و اين تهديدات تنها منحصر به ايران نبوده اند. کشور ما نه تنها می بايست دشمنی و
به انزواراندنِ غرب نسبت به انقلابش را تحمل کند، بلکه می بايست با فشارهای
اقتصادی، و ضرورت توجه به توسعه و گسترش نسل جوان اش و همچنين تروريسم و مواد مخدر
دست و پنجه نرم کند.... طی اين نوزده سال بحرانی، اقداماتِ رهبر انقلاب، شخصيتِ
او، شهامت، مسئوليت پذيری و قدرت تصميم گيری اش موجب تقويتِ نقشِ منطقه ای و بين
المللی ايران شده است. او توانسته ايران را تبديل به شريکی غيرقابلِ چشم پوشی در
مقوله ی حفظِ امنيت منطقه و جهان بکند. او تمايل دارد که ايران همچنان اين نقش را
ادامه دهد.
رهبر انقلاب نيروی لازم برای ارشاد و راهنمايی کشور را از حمايت مردم کسب می
کند. همين حمايت و مشارکت مردمی است که در مرکز اشتغالاتِ ذهنی امنيتی ايران قرار
دارد و ايران را از همسايگان هسته ای اش متمايز می کند. از نظر رهبر انقلاب اين
قدرت سلاح نيست که تامين کننده ی امنيت است. زيرا که تجربه ی برخی کشورهای تا
دندان مسلح، حتی هسته ای، نشان داده که سلاح نمی تواند جايگزين مشروعيت سياسی و
اجتماعی شود. در مقابلِ چالش ها، سرنوشت تاريخیِ ايران رهبر انقلاب را مطابق با
مسئوليت هايش ناچار به دست به کار شدن می کند. تکنولوژی و مهارِ انرژی هسته ای صلح
آميزِ ايرانی، می بايست که در آينده حفظ و محافظت شود. اينها دستاوردهای ايران
برای اهدافی صلح آميزند و يادگاری از نسلِ انقلاب. عضويت و مشارکتِ ايران در
معاهده ی منع و گسترش سلاح های هسته ای بيانگر اين الزام است و پذيرش اين ملزومات
در مقابل ايران را از حقوقی برخوردار می
کند. بدين طريق است که می توان به توافقی مشترک ميان ايران و ايالات متحده دست
يافت.
اين متنی است که روزنامه ی ليبراسيون از نامه ی علی اکبر ولايتی وزير
امورخارجه ی 16 ساله ی جمهوری اسلامی (1996-1980) و مشاور رهبر در امور بين المللی
به انتشار رسانده. روشن است که علی اکبر ولايتی خود خواب نما نشده و سرخود دست به
چنين اقدامی نزده است. از سوی ديگر اين اقدام و اين نقطه نظرات، چيزی نيست که آيت
اله خامنه ای در روزهای اخير به آنها دست يافته باشد، برنارد گتا نويسنده ی
ليبراسيون اشاره می کند که تماسهای ولايتی مبنی بر اينکه او را دعوت به مصاحبه با
خود بکند، از ابتدای ماه ژوئن (يک ماه قبل) آغاز شده بود. ولايتی در مصاحبه با
برنارد گتا در 14 فوريه ی همين سال لحن چندان متفاوتی نداشت و همچنان از پاسخگويی
روشن و صريح به سئوالات شانه خالی می کرد، همانطور که در نامه ی اخير به همين کار
پرداخته :
«مشخصا بگوئيد، آيا شما ايده ی تعليق
موازی طرح شده توسط محمدالبرادعی مدير آژانس بين المللی انرژی هسته ای را می
پذيريد ؟
ما با کمال ميل می پذيريم که در اين
پرونده مخاطبمان محمدالبرادعی باشد. حالا ديگر او می بايست که پيشنهادی مکتوب به
ما ارائه کند تا که بتوانيم آن را مورد بررسی قرار بدهيم. ما قبلا هم با هم صحبت
کرده ايم، همين جا در تهران، و مذاکره کننده ی ما، آقای لاريجانی هم در اين زمينه
رهنمودهايی دريافت کرده است.
شما که به سئوال من جواب نداديد...
درها برای مذاکره با محمدالبرادعی کاملا
بازند. هيچ محدوديتی وجود ندارد.
حتی برای تعليق عمليات غنی سازی تان ؟
ما طی همين سال های پيش اين را
پذيرفتيم، تعليقی دو سال و نيمه، اما در آخر مشخص شد که می خواهند ما اصلا از
انرژی هسته ای دست بکشيم، چيزی که اصلا قابل پذيرش نيست. تعليق اصلا راهی برای
توافق باز نکرد، اما اگر ما همچنان بر يافتنِ راه حلی صلح آميز برای اين مسئله
تاکيد می کنيم، به اين معناست که هيچ ايده ای از همان ابتدا غيرقابلِ قبول نيست،
نه برای ما نه برای هر کس ديکری. ما يک خط قرمز داريم : پذيرشِ حق ما در انرژی
هسته ای، که معاهده ی منعِ گسترش سلاح های هسته ای برای ما به رسميت شناخته. ما
انرژی هسته ای نظامی را نمی خواهيم، اما موکدا می گويم و تکرار می کنم، همه بايد
بدانند که حق ما در انرژی هسته ای صلح آميز خط قرمز ماست و ما بدون کوتاه آمدن از
آن دفاع می کنيم.» (ليبراسيون – مصاحبه با برنارد گتا، 14 فوريه 2008)
به رغم شور و شوقی که برای بسياری پيش آمد، بسياری که از «جام زهر هسته ای»
رژيم سخن گفتند و برخی ديگر که از تسليم بی قيد و شرط، تا جايی که حتی سرمقاله
نويس روزنامه ی ليبراسيون فرانسوا سرژان را نيز به خود مبتلا کرد، اما اتفاق جديدی
نيفتاده است.
« از همين جاست که گشايشِ ولايتی، هرچقدر
هم گنگ و دوپهلو، که در روزنامه ی امروز منتشر کرده ايم جالب توجه است. خطا خواهد
بود اگر اين چرخش رفتاری را تنها تسويه حساب درونی رژيم ايران، سيستمی از قدرت
سياسی تقريبا به همان شفافی و قابل درکی که يک انجمن کاردينال ها به قصد گزينش
پاپ، محسوب کنيم. حالا نوبت غرب و به ويژه فرانسه که رياست اتحاديه ی اروپا را
اخيرا به عهده گرفته، است که به اين اشاره ی تهران پاسخ بدهند. باراک اوباما به
نوبه ی خود شهامت اين را داشت که ضرورتِ گشايش بابِ گفتگو با دشمنان امريکا، از
جمله ايران را مورد تاکيد قرار دهد. بدون هيچ توهمی و هيچ پيش شرطی موضوع بر سر
اين است که ببينيم بالاخره تهران حاضر است در رابطه با برنامه ی هسته ای اش شفافيت
در پيش بگيرد. هيچوقت چنين نبوده اند و اين رژيم تا دلتان بخواهد دروغ گفته. اما يک
توافق بد هميشه ارزشمندتر از يک جنگِ خوب است» ( سرمقاله ی ليبراسيون- «گشايش»
فرانسوا سرژان – 2 ژوئيه 2008)
به جرئت می توان مدعی شد که سرمقاله ی فرانسوا سرژان، همان چيزی است که جمهوری
اسلامی قصد دستيابی به آن را داشته است. غالب شدنِ چنين ديدگاهی در آستانه ی نشست
سران هشت کشور بزرگ صنعتی در ژاپن، عقربه ی زمان را به نفع حکومت جمهوری اسلامی
خواهد چرخاند. تهديدات سرداران سپاه و گرفتنِ آرايش جنگی نه به قصد جنگيدن، بلکه
برای تقويت جبهه ی گشوده شده توسط خامنه ای و ولايتی و البته ديگر سران رژيم است.
جمهوری اسلامی برای پيشگيری از شکل گرفتنِ تحريم های تازه و خريد وقت دست به اين
تاکتيک زده و حاضر به کوچکترين عقب نشينی نخواهد شد. در بحثِ حفظِ نظام همه ی جناح
های حکومتی دست در دست يکديگر دارند.
«شايد راست سنتی زمانی که محافظه کار
خوانده می شد اين توصيف را تحقير خود قلمداد می کرد اما امروزه در مقابل تندروی
اين محافظه کاری است که ستوده می شود. محافظه کاری در اين مقام يعنی تقديس عقل،
ستايش احتياط، ترجيح معلومات بر مجهولات، غلبه ی تدبير بر ماجراجويی، برتری مذاکره
بر جنگ، دفاع از حق با سياست و نه نبرد ... راست افراطی به راستِ سنتی ندا می دهد
که چو پرده برافتد نه تو مانی و نه من، و اين پيام خطرناکی است ... چاقو می خواهد
دسته اش را ببرد. تيغی که برای اصلاح طلبان تيز شده بود اکنون دسته را نشانه رفته
است. امروزه اصولگرايان تندرو در افشاگری و فضاسازی دست اصلاح طلبانِ تندرو را از
پشت بسته اند. حرف ها مشترک است اما نيت ها فرق می کند. تکليفِ اصلاح طلبان اما
چيست ؟ واقعيت در نبرد محافظه کاری و بنيادگرايی بديهی است که بايد جانبِ محافظه
کاری را گرفت... چهارصد سال است که ايران چشم و چراغِ شيعه است. در اوج نهضت
تنباکو و هنگامی که ناصرالدين شاه در آستانه سقوط بود ميرزای شيرازی در حالی که می
توانست حکومت ايران را ساقط کند از اين کار خودداری کرد نه از آن جهت که ميلی به
شاه داشت که بدان جهت که ايران را پناهگاه دين و مذهب می دانست. حفظِ اين مرز
همچون حفظِ اين شريعت عهد تاريخی روحانيت شيعه در طولِ تاريخ آن بوده است. اکنون
همين نهاد سنت را بايد به ياری خواند، حفظِ سرزمين شيعه در عينِ حفظِ عزت آن» (جنگ
چاقو و دسته اش – محمد قوچانی – شهروند امروز شماره 50)
«سرزمين شيعه» نه با جنگ، که با تحريم های تا کنونی به زانو افتاده است، ادامه
و تشديد تحريم ها يقينا نتيجه اش همانطور که آقای قوچانی نيز در گفتار خود مدعی
شده اند به «نه تو مانی و نه من» خواهد انجاميد. آقای قوچانی، اصلاح طلب سابق و
محافظه کار جديد، همانند باقی مسئولين و گردانندگان دورانديش حکومتی در تلاشِ
«حفظِ سرزمين شيعه» به همه در زده و می زند، اما پرونده ی هسته ای امروزه نه در
دست «راست سنتی» بلکه در دستِ فرماندهان سپاه پاسداران و به قولِ آقای قوچانی
«راست انقلابی» و يا «راست افراطی» است. سياسيون و سران «راست سنتی» برای باقی
ماندن در جايگاه خود چاره ای جز بازی با مهره های سپاه ندارند، اگر تا ديروز
فرماندهان سپاه، گماشتگان روحانيان بودند، امروزه، اين جايگاه تغييراتی جدی گرده
است. فرماندهان واقعی امروز، همان گماشتگانِ ديروزند و رهبران روحانی و مکلای رژيم
چاره ای جز پذيرش بازی در زمين سپاهيان را ندارند. دست يابی به سلاح اتمی برای سپاه
و احمدی نژاد به مثابه يکی از مهرهای اين نهاد، هدفی است که برای دستيابی به آن به
هر ريسکی دست خواهند زد. خامنه ای و ولايتی تنها در تلاشند تا کمی برای آنها زمان
بخرند، فريب انان را نبايد خورد.
يکشنبه 16 تير 1387
سيامند