چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۸ مه ۲۰۰۸

آمان گیمی هزارو یک فامیل، شما چی گیدی؟(گویش گیلکی)

(ما می گوئیم هزار و یک فامیل،شما چه می گوئید؟)

حمید حمیدی

Hamid.rhamidi@gmail.com

 

یکی از ویژگی های حکومت های استبدادی،درون گرائی و دیوار کشی میان "خودی" و "نخودی" است. این حکومت ها با "مقدس" جلوه دادن "نظام"،انتقاد به خود را،توهین به "مقدسات" و فرد ویا افراد به اصطلاح منتقد را "برانداز" و ماموران" امپریالیسم" و" صیهونیزم " معرفی می نمایند. برای آنها فرقی ندارد که آن فرد و یا افراد با آنها بوده باشند و یا خارج از حوزه "خودی" ها قرار داشته باشند. تنها و یگانه معیار آنها خطوط ممنوعه ای است که به شرط پذیرش و وفاداری به آنها ، "خودی" و "شایسته" به حساب خواهند آمد وبه مجرد عبور از خطوط ممنوعه، به معاندان و دشمنان "مقدسات" تبدیل و مجازات می شوند.

با توجه به اینکه، حکومت ایران یکی از " شایسته " سالار ترین حکومت های موجود می باشد،و تا کنون به خط کشی "خودی" و "نخودی" مبادرت ننموده و تمامی خدمتگزاران به مردم و انقلاب را، نه بر اساس روابط فامیلی، بلکه بر اساس شایستگی به خدمت گرفته است، بر خود وظیفه دانستم تا به معرفی این شایستگان و خدمتگزاران گمنام مردم ایران همت گمارم،تا هم میهنان عزیزم،با خدمتگزاران خود در این سه دهه بیشتر آشنا گردند.

البته لازم میدانم تاکید نمایم، هرگونه شباهت نام، تصادفی بوده و به هیچوجه از شایستگی های خدمتگزاران مردم کم نخواهد نمود .

یکی بود، یکی نبود.زیر گنبد کبود، به غیر شما هیچکس نبود.توی یک کشور دور، شاه ستمگری بود که با خاندان هزار فامیلش حکومت می کرد.مردم خسته از ظلم و جور اراده کردند تا این هزار فامیل را سرنگون کنند.القصه مردم موفق شدند و انقلاب کردند و هزار فامیل سرنگون شد. و حالا بخوانید دنباله قصه:

 

نسل اول: اسلام انقلابي و ازدواج انقلابي


با پيروزي انقلاب  نسلي به قدرت رسيدند كه مبارزه سياسي و اسلام انقلابي براي آنها فرصتي باقي نگذاشته بود تا به ازدواج فكر كنند. ازدواج براي اين نسل در زمره اولويت‌هاي زندگي نبود و از سوي ديگر به دليل ديدگاه مذهبي و عقيدتي آنان امكان آشنايي گسترده جز از طريق خانواده با جنس مخالف را نداشتند يا اگر داشتند ديدگاه ايدئولوژيك اين جوانان به آنان اجازه نمي‌داد در دانشكده يا جامعه به انتخاب دست زنند. واقعيت آشكار ديگر اين بود كه حکومت تازه‌تاسيس  نياز به مديراني از جنس اين پيروان اسلام انقلابي داشت و آنان كه در فاصله سني 25 تا 35 سال قرار داشتند و روزگاري گمان نمي‌كردند كه به عنوان كارمند در اداره يا وزارتخانه‌اي استخدام شوند اكنون در معرض نهادهاي "وزارت"، "دولت" و "وكالت مجلس" قرار گرفته بودند و شايد درست نبود كه در "تجرد" بمانند. اينگونه بود كه ازدواج انقلابي به ضرورت اسلام انقلابي تبديل شد؛ ازدواجي كه در درون مناسبات نظام تازه شكل مي‌گرفت و اخلاق و آداب خاص خود را داشت: با آشنايي خانوادگي آغاز مي‌شد و با مراسم ساده‌اي پايان مي‌يافت. گاه مسجد صورت مي‌گرفت و تعداد ميهمانان مراسم ازدواج بسيار اندك بود. ازدواج‌هايي كه در درون خانواده انقلاب صورت مي‌گرفت اين مزيت را داشت كه خانواده‌هاي عضو اين خانواده بزرگتر شناختي كافي از هم داشتند و نيازي به تحقيق بسيار وجود نداشت. سطح توقعات طرفين از يكديگر نيز اندك بود و به دليل جو اجتماعي موجود، خانواده‌ها به ساده‌ترين شكل ممكن مقدمات ازدواج را فراهم مي‌كردند.
                       http://www.mobin-group.com/image/reg/images/86371.jpg
1- داماد سرخانه
يكي از اين ازدواج‌هاي مشهور ازدواج محمد محمدي‌نيك مشهور به ري‌شهري با دختر آيت‌الله مشكيني بود. ري‌شهري كه پس از انقلاب  ايران پس از مدتي حضور در دادستاني ارتش به وزارت اطلاعات، دادستاني ويژه روحانيت، دادستاني كل كشور و سرپرستي حجاج ايراني رسيد، حاج‌آقا مرتضي تهراني را معرف و مسبب اين ازدواج مي‌داند: «آقاي مشكيني پاسخ ايشان را موكول به استخاره كرد و پس از چند روز پاسخ داد كه استخاره كردم، خوب آمد پس از موافقت ايشان جريان را به خانواده‌ام در تهران نوشتم و از مادرم و عمه‌ام... خواستم كه به قم بروند و صبيه ايشان را ببينند. آنها رفتند و ديدند و پسنديدند و در پاسخ نامه من نوشتند خوب است ولي خيلي كوچك است. او در آن هنگام تقريبا 9 ساله بود.» (خاطره‌ها، ج 1، ص 52 – 51) مهريه اين ازدواج هزار تومان بود: «مهريه را مبلغ 5 هزار تومان نوشتم [اما آيت‌الله مشكيني] در اثر خطاي ديد پنج هزار تومان را پانصد تومان خوانده بود به ما پيغام داد من حرفي ندارم كه مهريه او پانصد تومان باشد ولي چون مهريه خواهر بزرگتر او هزار تومان است همين مبلغ را براي مهريه او بپذيريد. من تعهد مي‌كنم كاري كنم كه بيش از پانصد تومان شما بدهكار نشويد» (همان: 52) مراسم عقد در حرم امام رضا(ع) «بدون هيچ‌گونه تشريفات اجرا شد» از آن پس آقاي ري‌شهري «مانند يكي از اعضاي خانواده آقاي مشكيني در منزل ايشان و به قول معروف داماد سرخانه» بود. (همان: 53) يك سال و نيم بعد با انتقال به قم داماد ديد كه «به تدريج شرايطي پيش آمده كه احساس كردم ادامه اين وضع به مصلحت نيست با اينكه قرار بود جشن ازدواج ما چند سال بعد باشد، پيشنهاد كردم كه هرچه زودتر انجام شود تا بتوانيم زندگي مستقل تشكيل دهيم. آقاي مشكيني ابتدا با اين پيشنهاد موافق نبود دليل مخالفتش هم كوچك بودن همسرم از نظر سني بود. چون در آن هنگام يازده سال بيشتر نداشت اما من موضوع را با جديت پيگيري مي‌كردم كه همسر من است و شرعا حق دارم او را به خانه خود ببرم... سرانجام با اصرار من ايشان (مشكيني) راضي شد و جشن ازدواج‌مان در سال 1374 برگزار شد.» (همان: 53)

 

2- داماد دگرانديش
ازدواج مشهور ديگر عصر انقلاب اسلامي ازدواج دختران آيت‌الله هاشمي رفسنجاني با پسران آيت‌الله لاهوتي بود. هاشمي رفسنجاني و حسن لاهوتي هر دو از مبارزان سياسي با رژيم پهلوي بودند. همين سوابق و مناسبات سبب شد دو پسر آيت‌الله لاهوتي يعني حميد و سعيد با دو دختر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به ترتيب فائزه و فاطمه هاشمي ازدواج كنند. فرزندان آيت‌الله لاهوتي از موقعيت سياسي خود براي ورود به حكومت استفاده نكردند اما فائزه هاشمي در سال 1375 نماينده

                       http://www.mobin-group.com/image/reg/images/89052.jpg

دوم مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي شد و به عضويت حزب كارگزاران سازندگي درآمد و همواره به عنوان نماد گرايش ليبرالي پدرش شناخته شد و فاطمه هاشمي نيز به عضويت حزب اعتدال و توسعه درآمد كه گرايشي ميانه‌رو در ميان محافظه‌كاران ايران را نمايندگي مي‌كند. يكي از مهمترين مصائب و مسائل اين دو ازدواج، درگذشت آيت‌الله لاهوتي بود. حسن لاهوتي گرچه از روحانيون مبارز و مبارزين مذهبي محسوب مي‌شد اما به جز حميد و سعيد فرزند ديگري به نام وحيد لاهوتي داشت كه مانند فرزندان بسياري از روحانيون مبارز آن عصر (همچون آيت‌الله طالقاني، محمدي گيلاني، جنتي و...) دگرانديش بود و چپ‌گرا. كار به جايي رسيد كه روز چهارشنبه 6 آبان 1360 اكبر هاشمي رفسنجاني در كارنامه روزانه‌اش نوشت: «ساعت سه بعدازظهر خبر دادند كه از طرف دادستاني انقلاب به خانه آقاي [حسن] لاهوتي ريخته‌اند و خانه را تفتيش مي‌كنند. به آقاي [اسدالله] لاجوردي گفتم با توجه به سوابق و مبارزات آقاي لاهوتي بي‌حرمتي نشود. گفت دنبال مدارك وحيد [لاهوتي] هستند. اول شب اطلاع دادند كه آقاي لاهوتي را به زندان برده‌اند و احمد آقا هم تماس گرفت و ناراحت بود. قرار شد بگوييم ايشان را آزاد كنند. آقاي لاجوردي پيدا نشد به آقاي [سيدحسين] موسوي تبريزي دادستان كل انقلاب گفتم و قرار شد فورا آزاد كنند. احمد آقا گفت امام هم از شنيدن خبر ناراحت شده‌اند.» (عبور از بحران: ص 341) اما آيت‌الله لاهوتي هرگز به خانه‌اش بازنگشت. فردا صبح هاشمي رفسنجاني نوشت: «عفت تلفني اطلاع داد كه آقاي لاهوتي را ديشب به بيمارستان قلب برده‌اند بلافاصله تلفن زد و گفت از دنيا رفته‌اند تماس گرفتم معلوم شد صحت دارد. آقاي لاجوردي دادستان انقلاب تهران گفت آقاي لاهوتي اتهامي نداشته‌اند، براي توضيح مدارك مربوط به وحيد آمده بودند كه به محض ورود به زندان دچار سكته قلبي شده و معالجات بي‌اثر مانده است. قرار شد پزشكي قانوني نظر بدهد.(همان: ص 340)
خبر درگذشت حسن لاهوتي نماينده آقای خميني در استان گيلان، امام جمعه رشت، نماينده مردم رشت در مجلس اول و سرپرست سپاه پاسداران با سكوت رسانه‌ها مواجه شد و همين مساله اعتراض فرزندان و عروسان وي را برانگيخت. آنان حتي به پدرشان اكبر هاشمي رفسنجاني كه در آغاز جلسه علني مجلس شوراي اسلامي خبر درگذشت آيت‌الله لاهوتي را داده بود، اعتراض كردند: «حميد و فائزه آمدند و شب را پيش من ماندند. چون تنها بودم مقداري آنها را تسليت دادم و ارشاد كردم. غيرمستقيم گله داشتند كه چرا من با صراحت نگفتم كه آقاي لاهوتي در زندان سكته كرده و فوت شده» (همان: ص 359)
از آن روز سال‌ها مي‌گذرد اما هنوز كسي با صراحت از درگذشت آيت‌الله لاهوتي سخن نمي‌گويد.

 

3- داماد لبنان
ازدواج ديگري كه در اين سال‌ها رخ داد و پيوندهاي خانواده‌هاي روحاني را استوار مي‌ساخت ازدواج فرزندان دو روح‌الله به دو دخترخاله بود. سيداحمد خميني فرزند امام روح‌الله خميني و سيدمحمد خاتمي فرزند آيت‌الله روح‌الله خاتمي با دو دخترخاله ازدواج كردند كه سيدمحمد صدر پسرخاله آنهاست. بدين‌ ترتيب خانواده بزرگي شكل مي‌گيرد كه پيوند ميان خميني‌ها، خاتمي‌ها و صدرها را برقرار مي‌كند. اينگونه است كه سيدمحمد خاتمي به دليل نسبتي كه از طريق همسرش با

                  http://www.mobin-group.com/image/reg/images/46243.jpg

 

امام موسي صدر مي‌يابد به داماد لبنان مشهور است همچنان كه آيت‌الله سلطاني طباطبايي پدر خانم فاطمه طباطبايي همسر مرحوم سيداحمد خميني از جمله علمايي بود كه از نامزدي خاتمي براي رياست‌جمهوري ايران در سال 1376 حمايت كرد.

کمیته ویژه پیگیری سرگذشت امام موسی صدر:

" پيگيری پرونده امام موسی صدر در دوران دولت اصلاحات شکل جدی تری به خود گرفت. رئيس جمهور خاتمی همانطور که در سفر به لبنان اذعان داشت که برخی از ايده های خود چون گفت و گوی تمدنها را از انديشه های امام موسی صدر الهام گرفته بود ، از آغازين سالهای نخستين دوره رياست جمهوری ، پيگيری سرنوشت امام موسی صدر را در دستور کار دولت خويش قرار داد .
هر چند طی سالهای قبل از آن نيز اراده مقامات عالی نظام بر پيگيری پرونده امام موسی صدر بوده و امام خمينی (ره) رهبر فقيد انقلاب و مقام معظم رهبری همواره توجه ويژه ای به اين موضوع داشته اند اما وقوع جنگ تحميلی باعث شد پيگيری جدی اين پرونده از سوی دولت جمهوری اسلامی ايران به تأخير افتد .
تا اينکه پيگيری جدی اين پرونده سرانجام از سوی رئيس جمهور خاتمی کليد خورد. دولت اِيشان با تشکيل کميته ويژه ای پيگيری پرونده را در فاز سياسی آغاز کرد. نماينده ويژه رئيس جمهور در اين امر تعيين و مذاکرات سياسی با طرف ليبيايی به جريان افتاد . پنج سال در مذاکره و رايزنی سپری شد . در اين مدت دولت ليبي با بازی تأخيری ، عملاٌ سير مذاکرات دو طرفه را به بن بست کشاند . موضع گيری ليبيايی ها در قبال پيگيری دولت ايران به گونه ای بود ، که اکنون میتوان گفت؛ دولت خاتمی به دستاورد بزرگی در پيگيری سرنوشت امام موسی صدر رسيده است . اين رهاورد مهم چيزی نيست، جز اعتراف شخص قذافی به ربوده شدن امام موسی صدر درليبی و در عين حال «عدم نیل به پيشرفت در فاز مذاکره سياسی. » نتايج مذاکرات پنج ساله حامل اين پيام ويژه برای دولت و ناظران سياسی- رسانه ای ايرانی است که رايزانی های سياسی به تنهايی نمیتواند دولت ليبی را وادار به بازگويی حقيقت پرونده امام موسی صدر کند . در حال حاضر توجه نخبگان و مسئولان ايرانی به سمت ديگری معطوف شده است . گشودن پرونده قضايی عليه معمر قذافی در محاکم جمهوری اسلامی ايران ، موضوعی است که در دستور کار افراد و جريانات پيگير پرونده امام موسی صدر قرار گرفته است .
بررسی حقوقدانان ايرانی حاکی از آن است که قوانين فعلی حقوقی کشور امکان گشودن چنين پرونده ای را بدست نمیدهد و بايستی نسبت به اصلاح قوانين حقوقی در اين مورد اقدام کرد و اين وظيفه ای است که در حيطه اختيارات مجلس شورای اسلامی قرار دارد . مجلس با اصلاح قوانين میتواند راه را برای تحت فشار قرار دادن بيشتر دولت ليبی فراهم سازد . در اين مرحله حساس که مسير پيگيری های پرونده امام موسی صدر بخشی از مسئوليت سنگين اين پرونده ملی را متوجه مجلس کرده است ، نمايندگان مجلس هفتم از ايفای نقش مؤثر در پرونده سخن رانده و برای پِيگيری جدی پرونده اعلام آمادگی کرده اند . چهره های برجسته ای از اعضای فراکسيون اصول گرايان (اکثريت) مجلس چندی پيش نشستی با خانواده امام موسی صدر برگزار کرده و آمادگی خود برای پيگيری پرونده در پارلمان را اعلام کردند" .( روزنامه ایران، 1383/6/31)



http://www.mobin-group.com/image/reg/images/90374.jpg

4- داماد آقای خمینی
اما اين تنها پيوند خاتمي‌ها و خميني‌ها نيست. در نيمه دهه 60 سيدمحمدرضا خاتمي ديگر فرزند آيت‌الله روح‌الله خاتمي با زهرا اشراقي نوه آيت‌الله روح‌الله خميني ازدواج كرد. زهرا اشراقي در عين حال دختر آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي داماد امام خميني است كه در سال‌هاي تبعيد امام خميني دفتر ايشان را هم اداره مي‌كرد و به هنگام نزاع سران حزب جمهوري اسلامي با ابوالحسن بني‌صدر اولين رئيس‌جمهوري اسلامي ايران از سوي امام خميني به عضويت هيات حكميت براي حل اختلاف درآمد. آيت‌الله اشراقي روحاني سنت‌گرا و در عين حال آزاديخواهي شناخته مي‌شد كه نسبت به گرايش‌هاي حاكم عصر خود از استقلال راي و نظر برخوردار بود. شهاب‌الدين اشراقي روز جمعه 20 شهريور 1360 به علت سكته درگذشت. در سال 1386 شوراي نگهبان صلاحيت پسر آيت‌الله علي اشراقي – كه نامزد اصلاح‌طلبان براي مجلس هشتم بود – را رد كرد اما با واكنش صريح بيت امام خميني در مرحله تجديدنظر صلاحيت او تاييد شد.

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/79135.jpg

5-داماد استاد
پس از شهادت مرتضي مطهري، دختر ايشان با پسر آيت‌الله ميرزاهاشم آملي ازدواج كرد. داماد استاد اما همان كسي است كه به نام دكتر علي لاريجاني يك دهه رئيس سازمان صدا و سيما و قبل از آن وزير ارشاد اسلامي و پس از آن دبير شوراي عالي امنيت ملي شد. علي لاريجاني عضو يكي از خانواده‌هاي مذهبي و سياسي جمهوري اسلامي است. محمدجواد لاريجاني اولين فرزند اين خانواده است كه به قدرت رسيد: معاون وزير امور خارجه شد و نماينده مجلس شد. ستاره اقبال محمدجواد لاريجاني اما با يك حركت حساب نشده در دوران انتخابات رياست‌جمهوري سال 1376 فرو خفت و او اكنون به معاونت حقوق بشر قوه قضائيه كفايت كرده است. صادق لاريجاني كه "شيخ" خانواده لاريجاني‌هاست نيز با عضويت در شوراي نگهبان در زمره قدرتمندترين فرزندان اين خاندان به حساب مي‌آيد اما آنكه از همه فرزندان مرحوم ميرزا هاشم خوش‌اقبال‌تر است علي لاريجاني همان داماد استاد مطهري است كه اكنون به نمايندگي از مردم قم به پارلمان راه يافته و قدم در راه رياست مجلس و شايد رياست‌جمهوري مي‌گذارد.

نسل دوم: اسلام حكومتي و ازدواج حكومتي
با استقرار جمهوري اسلامي و تثبيت انقلاب  به تدريج اسلام از صورت يك دين به شكل يك دولت مستقر درآمد و روابط خانواده‌هاي مذهبي و انقلابي به صورت مناسبات خانواده‌هاي سياسي و حكومتي درآمد. طبيعي است كه هر انقلابي سرانجام به نظامي سياسي منتهي شود اما در فرآيند اين تغيير و تحول مناسبات خانوادگي هم به تدريج تغيير كرد و با بلوغ فرزندان انقلاب اسلامي به تدريج فرزندان انقلاب اسلامي همسران خود را از ميان خانواده‌هايي كه بيشترين رفت و آمد را با آنها داشتند برگزيدند. گروهي از اين ازدواج‌ها به نسبت نسل اول انقلاب ساده‌زيستانه بود اما گروهي از آنها به تناسب شرايط زمان و مكان تغيير كرده و به شيوه ازدواج طبقه متوسط جامعه نزديك شده است. همزمان با تحولات جمعيتي و طبقاتي در ايران و تغيير موقعيت و مكان زندگي و مناسبات اقتصادي خانواده‌هاي ايراني، خانواده‌هاي سياسي نيز دگرگون شدند و به شكل تازه‌اي ازدواج‌هاي خود را سامان دادند.

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/19436.jpg

1- مشهورترين ازدواج نسل دوم ازدواج مجتبي خامنه‌اي فرزند رهبري با دختر دكتر غلامعلي حدادعادل است؛ پيش از آنكه به رياست مجلس هفتم شوراي اسلامي و حتي نمايندگي مجلس ششم برسد. شايد به همين علت باشد كه غلامعلي حدادعادل در اسفندماه سال گذشته در گفت‌وگو با مجله شهروند امروز گفته «من اين تحليل را قبول ندارم كه چون خانواده ما با خانواده مقام معظم رهبري پيوند سببي پيدا كرد گروه‌هاي سياسي به بنده تمايل نشان دادند. خويشاوندي تاثيري در تصميماتم به عنوان رئيس‌مجلس ندارد» ديگر فرزندان رهبر انقلاب نيز با خانواده‌هاي مذهبي و سياسي داراي گرايش‌هاي ديگر ازدواج كرده‌اند: مسعود خامنه‌اي با دختر آيت‌الله خرازي از مدرسين حوزه علميه قم و خواهر صادق خرازي معاون وزير امور خارجه در دولت خاتمي و مشاور كنوني سيدمحمد خاتمي ازدواج كرده است در عين حال كه كمال خرازي وزير خارجه خاتمي و رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي عموي عروس به حساب مي‌آيد. مصطفي خامنه‌اي ديگر فرزند مقام رهبري نيز با دختر آيت‌الله خوشوقت(از فتوا دهندگان قتل های زنجیره ای) از روحانيان تهران و نامزد ائتلاف رايحه خوش خدمت (گروه حامي دولت محمود احمدي‌نژاد) ازدواج كرده است. با وجود اين فرزند آيت‌الله خوشوقت مديركل مطبوعات خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دوره سيدمحمد خاتمي بود و در پرونده زهرا كاظمي اظهارنظري متفاوت از اظهارنظرهاي رسمي كرد. دختر ديگر مقام رهبري با فرزند حجت‌الاسلام والمسلمين محمدي گلپايگاني رئيس دفتر رهبر انقلاب اسلامي ازدواج كرده است. بدين ترتيب با مروري بر ازدواج‌هاي فرزندان مقام  رهبري مي‌توان گفت هيچ يك از اين ازدواج‌ها نمي‌تواند واجد معناي جناحي يا سياسي خاصي باشد. به جز آنكه همگي آنها در محدوده خانواده‌هاي مذهبي و سياسي انقلاب اسلامي رخ داده است.

2- اما ماجرا زماني جالب‌تر مي‌شود كه دريابيم سلسله اين ازدواج‌ها به تدريج خانواده‌هاي بيشتري را در بر مي‌گيرد و در نهايت خانواده‌اي بزرگتر را مي‌سازد. چندي پيش پسر صادق خرازي با دختر محمدرضا خاتمي ازدواج كرد. بدين ترتيب صادق خرازي كه برادر همسر فرزند مقام رهبري است، در عين حال پدر همسر نوه آقای خميني و برادرزاده سيدمحمد خاتمي نيز هست و اين به معناي خانواده سياسي و مذهبي بزرگي است كه با دو رهبر نظام و يك رئيس‌جمهور و نيز يك وزير خارجه جمهوري اسلامي نسبت دارد.

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/57527.jpg

3- در ادامه همين مناسبات خانوادگي ازدواج فرزندان سيداحمد خميني و نوادگان آقای خميني نيز جالب توجه است: سيد حسن خميني نوه ارشد آقای خميني با دختر آيت‌الله موسوي بجنوردي عضو سابق شوراي عالي قضائي و عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز ازدواج كرده است.
برادر او يعني سيد ياسر خميني نيز با دختر سيدمحمد صدر نامزد ائتلاف اصلاح‌طلبان براي مجلس هشتم ازدواج كرده است. يعني در واقع فرزند سيداحمد خميني با دختر پسرخاله مادرش خانم فاطمه طباطبايي ازدواج كرده كه پسرخاله همسر سيدمحمد خاتمي نيز محسوب مي‌شود و از خانواده بزرگ «صدر» به حساب مي‌آيد. خانواده آقای خميني البته دامادهاي مشهور ديگري نيز دارند: نوه خانم زهرا مصطفوي دختر آقای خميني با پسر محسن رضايي ازدواج كرده و دختر ديگر آيت‌الله اشراقي (كه نوه خميني به حساب مي‌آيد) با پسر آيت‌الله طاهري امام جمعه سابق اصفهان ازدواج كرده است تا خانواده‌اي بزرگ شكل گيرد.


                    http://www.mobin-group.com/image/reg/images/66038.jpg
4-يكي از جالب‌ترين ازدواج‌هاي درون حكومت اسلامي ازدواج پسر رئيس اسبق قوه قضائيه با دختر رئيس كنوني اين قوه است: پسر آيت‌الله موسوي اردبيلي از مراجع تقليد شيعه با دختر آيت‌الله سيدمحمود هاشمي شاهرودي ازدواج كرده است. پسران ديگر آيت‌الله موسوي اردبيلي هر يك با دختر يكي از بزرگان مذهبي ازدواج كرده‌اند: دختر آيت‌الله جوادي آملي از مدرسين حوزه علميه قم و آيت‌الله شهرستاني از فقهاي قم و نماينده آيت‌الله سيستاني در ايران كه چندي يكي از بستگانش وزير نفت عراق بود. از نسل دوم اين خانواده نوه آيت‌الله موسوي اردبيلي و آيت‌الله جوادي آملي با پسر محمد هاشمي برادر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و رئيس اسبق سازمان صداوسيما ازدواج كرده‌اند.

 

5- از ميان اعضاي دفتر امام خميني و دفتر آيت‌الله خامنه‌اي فرد مشتركي وجود دارد كه دو داماد بنام دارد: حجت‌الاسلام رسولي محلاتي دختران خود را به عقد آقايان ناطق نوري رئيس مجلس چهارم و پنجم و عباس آخوندي وزير اسبق مسكن درآورده است. حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق نوري هم‌اكنون مسووليت بازرسي دفتر رهبر را بر عهده دارد و يكي از سران جناح اصولگرا در ايران شناخته مي‌شود.

6-در ميان ساير ازدواج هاي سياسيون در ايران وصلت تاج زاده با فخر السادات محتشمي پور و کديور و مهاجراني در ميان اصلاح طلبان قابل توجه است.درباره ساير خويشاوندي هاي سياسي مي توان به اين موارد اشاره کرد: ازدواج عباس پور نماينده تهران با خواهر آقاي جاسبي رييس دانشگاه آزاد، وصلت موسي پور معاون پارلماني وزير کشور با خواهر آقاي باهنر نماينده کرمان در مجلس شوراي اسلامي همچنين آقاي غلامعلي حداد عادل و خانم طيبه ماهروزاده و غلامحسين الهام و فاطمه رجبي، فاطمه کروبي و مهدي کروبي، حسن کامران با نيره اخوان نماينده اصفهان در مجلس هفتم پيوند زناشويي دارند. در همين راستا بين آيت الله موسوي بجنوردي و رياض رييس کميسيون بهداشت مجلس هفتم رابطه پدر زن دامادي وجود دارد. درميان باجناق هاي سياسي نيز مي توان به اين موارد اشاره کرد: اکبر ناطق نوري با آخوندی وزیر سابق مسکن و رئیس بنیاد مسکن، محصولي مشاور رييس جمهور با ولايتي نماينده ويژه رهبر در امور بين الملل، حسيني نماينده زابل با آقاي کامران نماينده اصفهان.

7- محمد تقی جهرمی (وزیر کار) داماد ناطق نوری ودختر دکتر صادق زیبا کلام عروس دکتر توکلی نماینده مجلس است. ( پیدا کنید نقطه اشتراک را). سرتان را درد نیاورم، و به شخصیت های قصه ما اضافه کنید،چند وزیر و نماینده دیگر مجلس هم با هم، یا زن و شوهر هستند یا داماد و پسر خاله و پسر عمه و باجناق و دایی و عمو و عمه و ..
میخواستم در همین جا قصه را به پایان ببرم که دچار عذاب وجدان شدم. دیدم ای داد وبیداد، مظهر عدالت ورزی را فراموش کرده ام. و اینجا بود که به سراغ "ارسطوی زمانه"، احمدی نژاد رفتم.

اندر احوال مدیریت جهان، حضرت ظل السطان و کاشف جمکران:

یکی از متنفذین اصفهان، که با والی آن ولایت ـ شاهزاده ظل‌السلطان پسر ناصرالدین شاه ـ آبش در یک جوی نمی‌رفت، نزد صدر اعظم وقت از دشواری وضع خود شکایت می‌کرد. صدر اعظم گفت چاره‌ای نیست، اگر نمی‌توانی با شاهزاده کنار بیایی، جل و پلاست را جمع کن و برو به شهری دیگر،گفت: هر جا بروم همین آش است و همین کاسه. شیراز بروم، عموی شاه حاکم است. قم بروم، برادر شاه حاکم است. تبریز بروم، پسر دیگر شاه حاکم است... صدر اعظم به خشم آمد، گفت برو به جهنم. اصفهانی رند که از چکه‌گویی مثل اکثر همشهریانش کم نمی‌آورد، گفت آنجا هم خاقان مغفور پدر بزرگشان حکومت می‌کند.(خیر اندیش)

این سخن نغز هاشمی رفسنجانی را لابد به‌یاد دارید که گفت: "شاه می‌خواست قم را مثل تهران کند، خدا نخواست و موفق نشد. ما موفق شدیم به‌خواست خداوند تهران را مثل قم کنیم."
تنها، شبیه کردن قم به تهران نبود. پیش از انقلاب شکوهمند خیالات دیگری هم در سر داشتند. می‌گفتند ایران باید به پای پنج قدرت بزرگ اقتصادی جهان برسد. از آن حرفهای خنده‌دار. خنده‌دارتر این که می‌خواستند تهران را شبیه پاریس و لندن کنند. یعنی تبدیل امّ‌القراء اسلام به کفرآباد.
البته خدا نخواست و چنین فاجعه‌ای اتفاق نیفتاد. اما تا حدودی موجبات و مقدماتش فراهم شده بود.
مردها کراوات (علامت صلیب) می‌زدند. زنها با چادر و چاقچور به‌کلی بیگانه شده بودند. مردم را عادت داده بودند پشت میز بنشینند و مثل فرنگی‌نامسلمان با قاشق و چنگال غذا بخورند در حالی که خداوند با آفریدن پنج انگشت دست راست، چنگال طبیعی برای غذا خوردن در اختیار انسان قرار داده است همانطور که انگشتان دست چپ برای استنجاء(طهارت گرفتن ) آفریده شده است.
آن زمان که هنوز آفت بیدینی به جان میهن اسلامی ما نیفتاده بود، وقتی بچه به مکتب می‌رفت جزو اولین آموزشها این بود که معلم می‌پرسید: «استنجاء را با لب می‌گیرند یا با دندان؟» و شاگرد باید بلافاصله جواب بدهد: "با دست چپ و آب روان"

http://www.khandaniha.eu/ax/polo.jpg

از مطلب دور نیفتیم. خدا نخواست ایران عزیزمان به کفرستان تبدیل شود. مثل نامسلمانان بپوشیم. مثل نامسلمانان بنوشیم. مثل نامسلمانان نشست و برخاست کنیم. زن و مرد با هم دست بدهند. با هم برقصند. با هم بر سر یک میز بنشینند و با قاشق و چنگال غذا بخورند.

http://www.khandaniha.eu/ax/aroosi1.jpg
رئیس جمهور اسلامی در مجلس عروسی - فرزندش در کنار او است

و خدا، محمود احمدی‌نژاد را آفرید تا بیاید و ضمن آماده کردن جهان برای ظهور مهدی موعود، دست به نقد آثار آن آموزه‌های شیطانی را از مُلک ایران بزداید و مردم را به زندگی شایستۀ انسانی عادت دهد: روی زمین نشستن، با دست غذا خوردن، از حکیم و دوا بی‌نیاز بودن و شفا از امامزاده خواستن، برای حل مشکلات لاینحل عریضه نوشتن و در چاه جمکران انداختن، به‌جای ساز و دهل در مجلس جشن و عروسی دعا خواندن و نماز گزاردن....

 سایت رجا نیوز در صفحه اولش مصاحبه ‌ای از احمدی نژاد در مورد جنبش دانشجویی گذاشته و یک سوتیتر هم به عنوان فراز مهم آن در صفحه اول میبینیم:

آقای احمدی نژاد:  " ... نظام سیاسی قبل از انقلاب که سرتا پایش ظلم بود؛ بعداز انقلاب هم بالاخره در برنامه ریزیها، ارتباطات گروهی، عدم شایسته سالاریها، عزل و نصب ‌ها و توزیع فرصتها، گروههایی بودند که یا رابطه‌ای و حزبی و فامیلی یا به خاطر منافع شخصی عملکردند و میکنند. اگر دانشجو جلو اینها نایستد بقیه شعارها دیگر پوچ است... " اینک توجه شما را جلب میکنم از مبارزه جناب احمدی نژاد با فامیل بازی در دولت نهم:

مهندس زریبافان (دبیر هیات دولت): 

داوود مددی                 : رییس سازمان تامین اجتماعی                          => باجناق زریبافان

سیدمحسن نبوی            : عضو هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری خارجی  => داماد زریبافان

علیرضا مددی             : مدیرکل وزارتی وزارت تعاون                         => برادرزاده باجناق زریبافان

ناظمی اردکانی            : وزیر تعاون                                                 => شوهر عمه داماد زریبافان

دانش جعفری              : وزیر اقتصاد                                                => پسر عمه پدر داماد زریبافان

 

هاشمی ثمره (مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات کشور و همه کاره رییس جمهور):

مهندس مهدی هاشمی ثمره     : مدیرکل وزارتی وزیر نیرو          => برادر هاشمی ثمره

خانم قند فروش                       : مشاور خانواده وزیر کشور        => زن برادر هاشمی ثمره

عبدالحمید هاشمی ثمره          : معاون وزیر صنایع                   => برادر هاشمی ثمره

 

محمود احمدی نژاد (رییس جمهور):

داوود احمدی نژاد                  : رییس بازرسی ریاست جمهوری          => برادر احمدی نژاد

حسین شبیری                        : رییس صندوق مهر رضا                       => شوهر خواهر احمدی نژاد

پروین احمدی نژاد                 : معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری   => خواهر احمدی نژاد

علی اکبر محرابیان                : وزیر صنایع                                        => خواهرزاده احمدی نژاد

داوود مددی (رئیس سازمان تأمین اجتماعی) باجناق آقای زریبافان دبیر هیأت دولت ـ سیدمحسن نبوی (عضو هیأت مدیره شرکت سرمایه‌گذاری خارجی) داماد زریبافان ـ علیرضا مددی (مدیر کل وزارتی وزارت تعاون) برادرزاده باجناق زریبافان ـ ناظمی اردکانی (وزیر تعاون) شوهر عمه داماد زریبافان ـ دانش جعفری (وزیر سابق امور اقتصادی و دارایی) پسرعمه پدر داماد زریبافان ـ مهندس مهدی هاشمی ثمره (مدیر کل وزارتی وزیر نیرو) برادر هاشمی ثمره مشاور عالی و همه‌کارۀ رئیس جمهور ـ خانم قندف (مشاور خانواده وزارت کشور) زن برادر هاشمی ثمره ـ عبدالحمید هاشمی ثمره (معاون وزیر صنایع) برادر هاشمی ثمره ـ داوود احمدی‌نژاد (رئیس بازرسی ریاست جمهوری) برادر محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری ـ حسین شبیری (رئیس صندوق مهر رضا) شوهر خواهر احمدی‌نژاد ـ پروین احمدی‌نژاد (معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری) خواهر احمدی‌نژاد ـ علی اکبر محرابیان (وزیر صنایع) خواهرزادۀ احمدی‌نژاد ـ سردار سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم (فرمانده کل نیروی انتظامی) باجناق احمدی‌نژاد.
بر این لیست بیفزایید بستگی خانوادگی رئیس جمهوری و معاون وی در امور گردشگری و...پس از وصلت فرخندۀ آقازاده احمدی‌نژاد با صبیه اسفندیار رحیم مشائی.)

وزارت شایستگان امور خارجه:

آقای منوچهر متکی را که می شناسید؟

ایشان وزیر امورخارجه دولت مهرورز آقای احمدی نژاد می باشند. البته گرچه آقای متکی وزیر محترم امورخارجه می باشند اما ایشان از بدو ورودشان به این وزارتخانه به تحول و بازنگری ای در این وزارتخانه پرداخته اند و موفق شده اند نام این وزارتخانه و عملکردش را کمی متحول نمایند و این وزارتخانه را از امور خارجه به وزارت رفاقت و امورخارجه تبدیل نمایند.

امروزه این وزارتخانه در مدت کوتاهی به چندان موفقیت چشمگیری دست یافته که توانسته کل بستگان و دوستان آقای متکی و دیگر معاونان آن وزارتخانه را گرد هم بیاورد، شاید بسیاری از این اخبار و اطلاعات را شما جسته و گریخته تا کنون خوانده باشید اما سعی می شود در این مقال با هم نگاهی دقیق تر به این موضوع بیاندازیم:

همسر آقای متکی خانم طاهره نظری مهر که دکتر داروساز و از کارمندان سازمان بهزیستی کل کشور بوده اند بدون اینکه تخصصی در حوزه امور خارجه داشته باشند ناگهان به وزارت امورخارجه به عنوان مشاور وزیر منتقل شدند ایشان که در بهزیستی داروسازبخش توانبخشی بودند با بیست و هشت سال سابقه کاری این روزها مشاور شده اند تا بتوانند چند وقت دیگر بازنشست بشوند و از حقوق و مزایای بازنشستگی یک مدیر کل ارشد استفاده کنند. .

همسر آقای شیخ عطار نیز خانم فریبا نمازی که پیش از این ناظم دبیرستان دخترانه امام سجاد در منطقه هفت تهران بوده اند به محض اینکه همسرشان قائم مقام وزارت امور خارجه شدند به این وزارتخانه منتقل شدند و مدیر و معلم و ناظم مدرسه را نیز با خود آوردند به وزارت امورخارجه تا دور هم باشند و حالا این خانمها در آنجا چه می کنند خدا عالم است !؟

خانم متکی که البته بسیار جویای نام نیز هست علاوه بر نظارت بر انتصابات و نقل و انتقلات به عنوان مثال دو ماه پیش که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي سمیناری را با نام " زنان نخبه مسلمان " در نظر داشت برگزار نماید مبلغ هفتادو پنج میلیون تومان را به دبیرخانه سمینار از بودجه وزارت امورخارجه اهدا نمودند تا از وی در سمینار به عنوان یک زن موفق و نخبه نامبرده شود! . از دیگر شاهکارهای آقای متکی و خانواده محترمشان اینکه در اسفند سال 1386 هنگامی که آقای متکی در یک هیات دیپلماتیک قصد عزیمت به کشور سوریه و لبنان را داشتند این افراد نیز حضور داشتند:

خانم طاهره نظری مهر- همسر آقای متکی به عنوان کارشناس زنان خانم معصومه متکی - دختر آقای متکی ( دانشجوی فیزیک دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز) به عنوان کارشناس قراردادهای عمرانی.آقای حمیدرضا متکی - پسر آقای متکی (از تحصیلات ایشان اطلاعی در دست نیست) به عنوان مدیر هماهنگ کننده هیات اعزامی ، البته لازم به یادآوری نیست که همه این افراد و هیات باهواپیمای تشریفاتی دولت ایران به سوریه و لبنان رفتند ، همان هواپیمایی که در زمان دولت آقای خاتمی خریداری شد وجنجالهایی برپا کرد و دولت آقای احمدی نژاد به محض آمدن گفته بود آنرا فراموش کنید ما احتیاجی به این هواپیمای طاغوتی نداریم.

یک نکته جالب دیگر چندی پیش وزیر امورخارجه سوئیس به ایران سفر نموده بود که همگان مطلعید درسومین شب حضور ایشان در رستوران باغ گیلاس وزارت امورخارجه ضیافت شامی برگزار نموده بود که هیات سوئیسی با جمعیت پانزده نفر و تیم ایرانی با تعداد بیش از هفتاد نفر در آن ضیافت بودند که در میان آنها بازمیتوانیم به همسر و فرزندان آقای متکی باجناقهای ایشان و بسیار جالب تر شوهر خاله آقای متکی هم اشاره کنیم . اما حالا که صحبت فامیلهای آقای متکی شد لازم است که باجناقهای آقای متکی هم اشاره نمائیم:

آقای متکی مفتخر به داشتن چهارباجناق هستند که به محض به وزارت رسیدن، آقای مجتبی مردانی باجناق بزرگتر را سر کنسول جمهوری اسلامی در حیدر آباد می نمایند و آقای علی صمد لکی زاده را که قبلا درجه دار سپاه پاسداران بودند با مدرک سیکل به عنوان معاون اداره مجمع شیمیایی و خلع سلاح وزارت خارجه منصوب کردند و آقای علی حلمی باجناق دیگر را مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در لندن نمودند و دیگری را آقای حمید میرزایی مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در بمبئی هند نمودند . البته لطف ایشان فقط شامل حال باجناقها نشده ایشان دو برادر خانم گل و ناز هم البته دارند ! ، که از قضا آنها هم تا قبل از به وزارت رسیدن ایشان بیکار بودند که با آمدن آقای متکی به وزارت امورخارجه شکر خدا این معضل نیز برطرف گردیده آقای جواد نظری مهر رایزن امور کار سفارت ایران در بحرین گردیدند و آقا وحید هم مسئول امور دانشجویی در سفارت ایران در مالزی.

 آقا منوچهر خان وزیر، خود نیز از اعضای کانون فارغالتحصیلان شبه قاره هند می باشند که البته قبل از دوران وزارت دبیر کل این تشکل سیاسی بوده اند. ایشان با وزارت رسیدن البته استعفاء دادند از این سمت اما از آنجا که خیلی دلشان برای دوستان هم تشکلی و هم حزبی شان تنگ می شده و طاقت دوری آنها را نداشته تصمیم میگیرد حالا که خودشان نمی توانند در آنجا باشند دوستانشان را به وزارتخانه بیاورند. اینجا بود که این اقدامات احساسی و عاطفی را انجام می دهند.

آقای سید مهدی نبی زاده از دوستان دوران تحصیلشان را که در همان کانون هم بودند ومهندس فارغ التحصیل از شهر بنگلور می باشند را که در وزارت ارتباطات و در شرکت مخابرات به عنوان کارپرداز مشغول بودند را به وزارت امورخارجه منتقل و به عنوان معاون اداری و مالی انتصاب می نمایند اما بعد از گذشت 20 ماه مهدی خان دلشان را این معاونت می زند و فیلشان هوس هندوستان می کند اینجا بود که آقا منوچهر ایشان را به عنوان سفیرجمهوری اسلامی،در هندوستان منصوب می نمایند ، مهدی خان البته در آن 20 ماه معاونت اداری و مالی خود به نحو حریصانه ای به ماموریت های موقت پرداخت و از کلیه سفارت خانه ها و سر کنسول گری های جمهوری اسلامی، دیدن کرده و در همین گذر به بیش از 100 کشور سفر کردند.

آقای مجتبی کولیوند که ایشان نیز کارمند عادی شرکت مخابرات و دانشجوی دانشگاه پونه و نیز عضو همان کانون بودند به عنوان مدیر کل ابنیه و اموال وزارت امورخارجه انتخاب شده وی پس از 2 سال و سفرهای متعدد به خارج از کشور به آقا منوچهر می گوید: من را هم سفیر کنید اما به علت نمی دانیم چه؟ چون با سفارت او مخالفت شد ایشان هم قهر کرده و از وزارت خارجه رفت. منتها دیگر به شرکت مخابرات برنگشت و هم اکنون مشغول برجسازی در تهران هست.

آقای ماشاالله شاکری هم که فارغ التحصیل دانشگاه دهلی می باشد و قبل از وزارت دوستشان منوچهر خان، در سازمان کشتیرانی کارمند روابط عمومی بودند رابر اساس شایستگی های که حتما داشته به عنوان سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان منصوب می نمایند.

آقای حیدر رضا ضابط که ایرانی الاصل و متولد هندوستان بوده اند و قبل از وزارت آقا منوچهر درآستان قدس خادم حرم امام رضا بودند را به عنوان کارشناس سیاسی وزارت خارجه در سفارت ایران دراسلام آباد منصوب می نمایند.

البته آقای سید علی حسینی هم که معرف حضور همه می باشد دیگر سخنگوی وزارت امورخارجه ایشان هم از دانشجویان عضو کانون دانشجویان شبه قاره هند بوده اند.

قصه شایسته سالاری آقای متکی بسیار طولانی شد پس بگذارید مابقی را فهرست وار با هم از نظر بگذرانیم:

مهدی محتشمی ،رئیس اداره انبیه ساختمان وزارت خارجه .ایشان قبلا کارمند عادی سازمان بهزیستی بودند که بازنشسته شده بودند و البته توسط متکی خان خدمت او بمدت نامعلوم تمدید می شود.

آقای خسرو رضازاده کارشناس سفارت جمهوری اسلامی در نیجریه می باشند ایشان نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد.

آقای مسعود زمانی سر کنسول ایران در کراچی می باشند ، ایشان نیز از دانشجویان فارغ التحصیل هند می باشند.

آقای فرقانی از کارشناسان ابنیه و اموال سفیر ایران در ترکمنستان می باشند ، وی هم ولایتی آقای متکی و از اعضای کانون می باشند.

آقای محمود بابایی رییس اداره اقتصادی وزارت امور خارجه می باشند ایشان نیز فارغ التحصیل هند و تا قبل از این سمت در خیابان امیر آباد تهران آژانس املاک داشتند.

عباس کاشفی دیپلمه ای که در وزارت خارجه کارمند عادی بودند و دوست فرزند آقای متکی می باشند ایشان هم اکنون رییس اداره خدمات وزارت امورخارجه می باشند.

آقای یدالله صمدی رییس اداره امور مالی وزارت خارجه که با وجود گذشت 2 سال از بازنشستگی وی به عنوان رییس اداره امور مالی منصوب شد ایشان از بستگان آقای متکی می باشند.

آقای حمیدی زارع علیرغم اینکه ماموریت وی به عنوان سر کنسول در نخجوان تمام شده بود از همان جا به عنوان سفیر به باکو عازم شد وی نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است.

 شهردار خوش تیپ تهران قالیباف:

"زهرا مشير را كسي قبل از شهردار شدن آقاي قاليباف نمي‌شناخت اما وقتي كه قاليباف در شهرداري پايتخت خوب جا افتاد دست همسرش را هم بند كرد.آن هم چه بند كردني ! خانم مشير كه تا پيش از اين سابقه روشني در فعاليت‌هاي اجتماعي نداشت يك شبه آمد و شد مدير كل امور بانوان شهرداري تهران.در اين مدت هم نه با كسي مصاحبه كرد و نه چندان روي خوشي به رسانه‌ها و خبرنگاران كنجكاو نشان داد.نمي‌خواهم بي‌انصافي كنم و بگويم همسر آقاي قاليباف واقعا هيچ كاري در دو سال گذشته در حوزه مسئوليتش انجام نداده است اما خب واضح است كه اين خانم هيچ دانش و تجربه‌اي از حوزه زنان نداشته و نه تنها در اين حوزه سابقه‌اي برايش نمي‌شود دست و پا كرد بلكه اساسا در زمينه فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي هم ايشان چندان زن مشاركت‌طلب و فعالي نبوده.خودش را تحصيلكرده رشته جامعه ‌شناسي معرفي مي‌كند اما توضيح بيشتري نمي‌دهد و حتي از توضيح در اين زمينه طفره مي‌رود.خلاصه كه زهرا خانم مستقيا از توي آشپزخانه آمده و پشت ميز مديركلي امور بانوان نشسته؛ اين را هم دست‌هايش مي‌گويند هم گنجينه واژگانش و هم مسلط نبودنش در حوزه‌اي كه مسئوليت آن را قبول كرده...اما خب بالاخره هر كسي بايد يك طوري بالا برود ديگر..حالا چه بهتر كه همسر شهردار تهران باشي و بي‌زحمت و دردسر بشوي خانم مديركل"

( از یاداشت های فهیمه خضر حیدری) وب سایت ایشان

مشت نمونه خروار:

"دو هفته نامه ايلام فردا تيتر اول خود را به موضوع استفاده يکي از مسئولان سياسي ايلام  از موقعيت خود براي استخدام فرزندش اختصاص داده است.
به گزارش البرز در اين مطلب با عنوان (به به ، بخوانيد و تعجب نکنيد؟!) تأکيد شده که با وجود فارغ التحصيلان دانشگاهي فراوان انگار بيکاري فقط مختص عده اي است.
در ادامه مطلب  با نثر طنز آلود و کنايه آميزآمده است که آقازاده يکي از مديران به نام  (م ـ الف) که به سلامتي در حال تحصيل در مقطع کارداني پودماني بدون کنکور در دانشگاه آزاد است و متأسفانه از ناراحتي شديد کليوي در رنج است موفق به اخذ کارت معافيت سربازي شده و همزمان در يکي از اقتصادي ترين شرکت هاي استان (پتروشيمي ) استخدام رسمي شده و اين در حاليست که طبق قانون استخدام دارندگان معافيت پزشکي ممنوع است.
در ادامه مطلب نگارنده به اعزام گروهي از افراد تازه استخدام شده اين مجتمع به دوره آموزشي ژاپن اشاره و تأکيد کرده است که در اداره اي که اين آقازاده جذب شده ، جوانان تحصيلکرده زيادي از جمله دانشجويان و فارغ التحصيلان دکترا و کارشناسي ارشد مشغول فعاليت هستند که اجازه نيافته اند به کشور خارجي اعزام شوند ولي او به عنوان نخبه استاني با بدرقه رسمي رهسپار کشور ژاپن شده است.
اين مطلب با گفتاري از فلاسفه به پايان رسيده با اين مضمون که هر کس بتواند شجاعت را خريداري کند، شجاع است هرچند بزدل باشد.
گفته مي شود روي سخن نشريه ايلام فردا با فرماندار شهرستان ايلام مرکز (استان ) است که با استفاده از موقعيت اداري خود فرزندش را در پتروشيمي استخدام کرده است، استخدام  فرزند فرماندار ايلام در مجتمع پتروشيمي بدون دارا بودن مدرک تخصصي اين روزها با انتقاد شديد محافل مختلف مواجه شده است."

 افزایش شایستگان ممنوع الخروج:
افزایش آمار مديران ممنوع الخروج به ۴۲۰۰ نفر

بیژن یگانه(رادیو فردا):چند روز پس از آن که رییس کل بانک مرکزی از ممنوع الخروج شدن سه هزار تن از مديران کشور خبر داد، معاون دادستان کل کشور شمار دقيق مديران ممنوع الخروج طی ۲۹ سال گذشته در سمت های دولتی را چهار هزار و ۲۰۰ نفر اعلام کرد.

مديران بدهکار

اگر چه ممنوع الخروج بودن مديران سياسی، نظامی و اقتصادی در ايران بی سابقه نيست اما وقتی طهماسب مظاهری، رییس کل بانک مرکزی چند روز قبل از تهيه ليست سه هزار نفری مديران اقتصادی ممنوع الخروج خبرداد، معلوم شد که شمار آنان بسيار بيشتر از ارقامی است که تا پيش از اين تصور می شد.

آقای مظاهری در عين حال از تداوم ممنوعيت خروج از کشور برای مديران جمهوری اسلامی به ويژه مديران اقتصادی نيز سخن گفت و اعلام کرد که "بانک مرکزی اسامی افرادی که لازم است ممنوع الخروج بودن آنها تداوم يابد به دادستانی اعلام خواهد کرد.

از اظهارات رییس کل بانک مرکزی چنين بر می آيد که سه هزار مدير اقتصادی دولت که ممنوع الخروج شده اند هر يک حداقل ۵۰۰ هزار دلار به بانک ها و سازمان های اجرايی کشور بدهی دارند و بدين ترتيب حداقل بدهکاری مديران به سيستم بانکی يا وزارتخانه های کشور معادل یک ميليارد و ۵۰۰ ميليون دلار است.

وی اتهام يا دليل ممنوع الخروج شدن این تعداد از مديران دولتی را اعلام نکرد و گفت که بانک مرکزی راسا اقدام به چنين کاری نکرده ولی در عین حال افزود: «بانک مرکزی و همکاران سيستم بانکی خود را قاضی نمی دانند و صلاحيت قضاوت نداريم و ممنوع الخروج کردن يک فرد يک حکم قضايی است که فرد را از آزادی های اجتماعی محروم می کند، به همين دليل آنچه بانک ها به دادستان ارائه می کنند، صرفا يک پيشنهاد است.

اين در حالی است که سرهنگ محسن صياديان، مدير کل گذرنامه نيروی انتظامی چندی قبل به خبرگزاری دانشجویان ایران، ايسنا، در خصوص وضعيت ممنوع الخروج بودن افراد، گفته بود:"فقط در دو صورت، امکان ممنوع الخروج بودن وجود دارد؛ يکی آنکه پدر يا شوهر از حيث مسايل شرعی و قانونی مانع خروج فرزند و همسر شوند و ديگر آنکه برای رعايت حقوق شهروند ديگر، فردی که در محاکم قضايی، پرونده در حال رسيدگی دارد، به حکم قاضی ممنوع الخروج مي شود".

ولی رییس کل بانک مرکزی روز دوشنبه، اول بهمن ماه، در گفت و گو با خبرگزاری فارس گفت که اقدام به ممنوع الخروج کردن مديران دولتی بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب در سال ۵۹ صورت گرفته است.

به گفته آقای مظاهری، «شورای انقلاب در سال ۱۳۵۹ تصويب کرده بود که بانک مرکزی می تواند افراد بدهکار به بانک ها را از طريق دادسرای عمومی تهران مستقر در فرودگاه مهرآباد ممنوع الخروج کند.

مظاهری در عين حال از تلاش هايی برای تغيير در فهرست مديران ممنوع الخروج خبر داد و گفت: "با توجه به اينکه شبکه بانکی کشور دارای شأن قضايی نيست، در سال ۱۳۸۴ نسبت به بازنگـری در لايحه ياد شده اقـدام شد و در پی آن نيز در مهر ماه ۱۳۸۶ بخشنامه ای برای تمام مديران عامل بانک ها صادر شد".

رییس کل بانک مرکزی در عين حال گفت که در اين تغييرات "حداقل بدهی برای ممنوعيت خروج از کشور پنج میلیارد ريال معادل ۵۰۰ هزار دلار در نظر گرفته شده است".

از اظهارات رییس کل بانک مرکزی چنين بر می آيد که سه هزار مدير اقتصادی دولت که ممنوع الخروج شده اند هر يک حدااقل ۵۰۰ هزار دلار به بانک ها و سازمان های اجرايی کشور بدهی دارند و بدين ترتيب حداقل بدهکاری مديران به سيستم بانکی يا وزارتخانه های کشور معادل یک ميليارد و ۵۰۰ ميليون دلار است.

شمار ممنوع الخروج ها ۴۲۰۰ نفر است

به گفته رییس کل بانک مرکزی قرار بود که روز دوشنبه وضعيت ممنوع الخروج بودن سه هزار مدير اقتصادی کشور با دادستان کل کشور مورد بررسی قرار گيرد اما ساعتی قبل از برگزاری اين جلسه، معاون امنيتی دادستان کل کشور شمار دقيق کسانی که به در خواست بانک مرکزی ممنوع الخروج شده اند را ۴۲۰۰ نفر اعلام کرد اما مشخص نکرد که چه تعداد از اين افراد جزو مديران اقتصادی کشور هستند.

ناصر سراج با رفع مسئوليت از قوه قضائيه در اين خصوص با اشاره به اينکه دادسرا هيچگونه اختياری برای جلوگيری از افراد ممنوع الخروج مزبور ندارد، گفت: "اگر چه بانک مرکزی بدهکاران بانک ها را از طريق دادسرای عمومی و انقلاب تهران ممنوع الخروج مي کند ليکن دادسرا هيچ گونه اختياری برای جلوگيری از ممنوع الخروج شدن افراد مذکور ندارد و صرفا مجری قانون مزبور است".

طهماسب مظاهری می گوید: "شورای انقلاب در سال ۱۳۵۹ تصويب کرده بود که بانک مرکزی می تواند افراد بدهکار به بانک ها را از طريق دادسرای عمومی تهران مستقر در فرودگاه مهرآباد ممنوع الخروج کند".

بر اساس ماده ۱۳۳ قانون دادرسی کيفری جمهوری اسلامی قرار مممنوع الخروج بودن تنها می تواند از سوی قاضی دادگاه و با توجه به پرونده اتهامی صادر شود.

در همين ماده آئين دادرسی کيفری تاکيد شده که «مدت اعتبار اين قرار شش ماه است و چنانچه دادگاه لازم بداند می تواند هر شش ماه يکبار آن را تمديد نمايد» و علاوه بر آن اين قرار قابل تجديد نظرخواهی در دادگاه تجديد نظر است و "در صورت فسخ قرار توسط مرجع صادر کننده، يا نقض آن توسط مرجع تجديدنظر و يا صدور قرار منع پيگرد يا موقوفی تعقيب يا برائت متهم، دادگاه بدوی مکلف است مراتب را بلافاصله به مراجع ذيربط اطلاع دهد".

معاون امنيتی دادستان کل کشور نيز با تائيد آنچه در قانون آمده به خبرگزاری ها گفته است که «اما در لايحه قانون ممنوعيت خروج بدهکاران به بانک ها (مصوب شورای عالی انقلاب ۱۲.۱۲.۵۹) هيچ گونه اشاره ای به مدت ممنوع الخروج بودن بدهکاران بانک ها و قابل اعتراض بودن دستور بانک مرکزی نشده است".

 

(این از رادیو فردا نیست)«اين همه مديرشایسته ولی افسوس فاسد»

طهماسب مظاهری روز دوشنبه از احتمال تجديد نظر در فهرست مديران ممنوع الخروج خبر داد و گفت:«در جلسه ای که با حضور حجت الاسلام دری نجف آبادی برگزار شد، مقرر شد تا پايان ارديبهشت سال ۱۳۸۷ پرونده افراد بدهکاری که مربوط به قبل از تاريخ صدور بخشنامه های ياد شده هستند، بازنگری شود و مواردی که از شمول بخشنامه ها خارج هستند و ضرورت آنها احراز نشود، رفع ممنوعيت خروج اعمال شود".

اعلام فهرست مديران اقتصادی ممنوع الخروج که شمار آنان از سوی بانک مرکزی سه هزار نفر و از سوی دادستانی کل کشور چهار هزار و ۲۰۰ نفر عنوان شده با انتقادهايی نيز همراه شده است.

خبرگزاری ايسکا نيوز وابسته به جناح حاکم در ايران از جمله معترضان به اعلام آمار مديران ممنوع الخروج است.

اين خبرگزاری به صراحت از انتشار چنين آمارهايی انتقاد کرد و ساير رسانه ها را نيز برای انتشار اظهارات رییس کل بانک مرکزی مورد سرزنش قرار داد و آن را موجب تشديد بدبينی در مردم عنوان کرد.

اين خبرگزاری «اصل مسئله را چيزی ديگر» دانسته، اما از توضيح آن خودداری کرده و نوشته است: "بسياری از مردم اظهار می کنند که چرا در يک نظام اسلامی اين همه مدير، فساد مالی مرتکب شده اند يا چرا دستگاه های ذی ربط اعم از دستگاه های نظارتی، قضايی و حتی دولت در اين خصوص واکنش نداشته است".

قصه ما وقتی به پایان می رسد که تمامی این شایستگان، مدیریت مملکت را رها کنند، تا مردم نا شایست به امورات خود بپردازند.

اینهمه شما رو اذیت کردم که بگم: آمان گیمی، هزارو یک فامیل، شما چی گیدی؟(گویش گیلکی)

به یاد مادر بزرگم افتادم که قصه تمام می شد، می گفت:

بالا رفتیم ماست بود

قصه ما راست بود.

پایین اومدیم ، دوغ بود

قصه ما دروغ نبود.


*  انتخاب تیتر این مطلب ، برداشتی است آزاد از بخشی از دیالوگ فیلم " باشو غریبه کوچک" به کارگردانی بهرام بیضایی.