اولویت حفظ ایران چگونه؟
به بهانه نوشته آقای علی کشتگر
هادی صوفی زاده
درست به یاد دارم که سه سال پیش شخصی مطلب جالبی
در خصوص ناآرامیهای عراق نوشته بود و اعلام داشته بود که، نام بردن شورشهای داخل عراق به عنوان ترور منطقی به نظر
نمی رسد و اگر چنانچه شورشها از یک محله به یک شهر و از یک شهر به یک استان گسترش
یافت این دیگر ترور نیست و تعریف دیگری دارد و راه حل سیاسی می طلبد. همچنان که
شاهد بودیم سرکوب به جایی نینجامید و
تنها مدیریت و کاردانی صحیح، و اقناع مردم مناطق فلوجه و رومادی بود که بخشی از
شورشها را خواباند .
اگر از همین زاویه به وضعیت ایران توجه و
واقعبینانه به مسائل نگریسته شود پیداست که رشد افکار ملی ملیتهای ایران، در چندین سال گذشته به خودآگاهی ملی
رسیده و ملیتهای بلوچ، عرب ، ترکمن، آذریها و کردها با سازماندهی سیاسی در جهت کسب
حقوق ملی به میدان آمده اند و بی صبرانه
به آینده سیاسی ایران چشم دوخته اند. در این میان نیروها یا افرادی که توان حل مسئله ملی را نداشته و یک بعدی به
مسائل روز ایران برخورد می کنند ، از دیدن واقعیتهای مربوط به ملیتهای ایران
عاجزند در صدد خدشه وارد نمودن به آن و از زاویه تجزیه طلبی به مبارزه با آن
برخواسته اند. حقیقت امر این است که اتهام زنی
به آن مانع رشد ان نمی سود و راه سرکوب هم ندارد چرا که تجربه یک قرن سرکوب
به جایی نینجامیده است و در نهایت سیاستمداران ایران لازم است به اراده ملی چه از روی میل و یا بر عکس تن دهند و روش معقولی پیش گیرند.
در دو ماه گذشته مباحث شدیدی میان طرفداران جبهه
ملی بر سر کتاب آقای حمید شوکت تحت عنوان
در تیررس حادثه و مجموعه مقالاتی از طرف آقای علی میرفطروس و کتاب دیگری تحت عنوان
نگاهی به کارنامه سیاسی دکتر مصدق بقلم آقای جلال متینی که کارنامه دکتر مصدق را
خدشه دار نموده اند و در مقابل چهره ای مقبول از قوام السلطنه ساخته اند به واکنش
ملیون انجامیده است. از طرفی دیگر بر سر تاریخ حزب توده مباحثی جدی درمیان است و
کشاکش دیگری هم میان آقای ناصر زرافشان و آقای عباس میلانی بر سر مسائل روشنفکری
در جریان است که همگی نشان از تسویه حسابهای دیرینه و بدون تردید به جهت گیرهای
جدیدی می انجامد. خارج از مباحث فوق آقای
علی کشتگر بر سر مسئله ملی و در زیر لوای حفظ ایران بحث دیگری را گشوده که بی
توجهی به آن را صلاح ندانسته و سکوت در مقابل نوشته ایشان رابه معنی تائید دیدگاههای
ایشان پنداشتم.
آقای علی کشتگر در مطلبی آمرانه تحت عنوان "
اولویت ما حفظ ایران است" به شیوه ای غیر قابل انتظار به همه نیروهای ملی
تاخته و روشی همانند سلطنت طلبان که بر
ضد طیف چپ بکار می برند برگزیده است و تنها می توان اسم ضعیف کشی را بر آن نهاد. چرا که جنبش چپ ایران در
گذشته و حال بارها از طرف مخالفین شان که بیشتر شبیه حاتم تایی هستند مورد هجوم
ناروا قرار گرفته و تاریخ آنها مورد تحریف قرار گرفته و متاسفانه آقای کشتگر هم با
همان متد به مسائل ملیتهای دیگر ایران برخورد می کند.
آقای کشتگر در ادامه مطلب خود به گونه ای بحث اولویت تمامیت ارضی ایران را پیش
کشیده که همچون ادبیاتی در مباحث هیچ
کمکی به حفظ تمامیت ارضی ایران نمی کند. و تجزیه طلب نشان دادن همه نیروهای طرفدار
حقوق ملی کاری بسیار نابجااست و باید گفت که اگر تجزیه طلبی ناخوشایند است، فرهنگ تجزیه طلبی را ایشان در جامعه و از طریق
سازمان خود جا انداختند و همانگونه که ایشان در طول سه سال سه بار جنبش فدائی را
منشعب و سرانجام منقرض نمودند که در کل نوعی فرهنگ از هم گریزی را جا انداختند، کمااینکه، قضیه مسائل ملی در ایران نه برای انقراض و
تجزیه بلکه برای کسب حقوق ملی است. و نشان دادن ملیتهای متعدد ایران به قوم کمکی
به قضایا نمیکند و هویت ملی هر کدام ملیتهای داخل ایران قابل مناقشه نیست اما برعکس کتمان هویت است که
در نهایت منجر به واکنش نیروهای ملی می شود و راه خود را از راه افکار شووینیستی
جدا می سازد.
آقای کشتگر مشخص نیست بر پایه چه مدارکی اعلام می
دارد که:" جنبش های
مدنی گروه های قومی در مناطق مختلف ایران
با پافشاری بر حفظ تمامیت ارضی ایران از یکسو و اداره امور محلی به دست
شهروندان هر منطقه در جهت رسیدن به اهداف سراسری ملی، یار و یاور جنبش زنان، جنبش
دانشجوئی و جنبش کارگری می باشند" سوال از آقای کشتگر این است که در کدامیک
از تظاهرات بوده که خون جوان کرد یا بلوچ و یا عرب ریخته شده باشد و مردم بر حفظ
تمامیت ارضی پا فشاری کرده باشند و در جنبشهای مدنی و مسالمت آمیزنیز همچون بحثی
مطرح نیست. برای نمونه یکی از سخنگویان جنبش مدنی کردستان که خانم روئیا طلوعی
بوده و شاهد بوده ایم که با چه سختی هایی
روبرو بوده است، در کجای مباحث و خواسته هایش به حفظ تمامیت ارضی توجه داشته است و یا در کجای مباحثش به از هم
پاشیدن چهار چوب ایران پرداخته است که
شما آن را در اولویت کار خود و
دیگران قرار داده اید؟ اگر جنبش گروههای فومی به قول شما با پافشاری بر حفظ
تماممیت ارضی گام بر می دارد نگرانی شما از چیست؟.
آقای کشتگر در مطلب خود موضوع ایزوله کردن
سازمانهای تجزیه طلب را پیش کشیده است!اما من می خواهم در یک جمله به ایشان بگویم که
نیروهای سیاسی ملیتهای ایران متکی به ملت خود هستند و تنها سرچشمه مادی و معنوی
آنها ملت خود هستند در حالیکه هیچکدام از نیروهای ایرانی و به اصطلاح سراسری از
همچون پایگاه مردمی برخوردار نیستند. و
بهترین نمونه خود آقای کشتگر است که خود
در راس تشکیلاتی بود که باخون صدها شهید برپا شده بود اما اینک گویی هیچ مسئولیتی
وجدانی و اخلاقی در قبال آنها ندارد.
grdako@yahoo.com
08.10.07