چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۶ - ۲ اکتبر ۲۰۰۷

بازداشت فرهادی،

 موقعیت کردستان عراق و سیاست­های دولت ایران

وریا محمدی

www.werya80.blogspot.com

 

خبر بازداشت بازرگان ایرانی!!! در شهر سلیمانیه کردستان عراق و پیامدهای این دستگیری موضوعی است که هم بر موقعیت سیاسی، اقتصادی کردستان عراق اثر گذار بوده و هم اینکه تجار ایرانی مرتبط با این منطقه را دچار دردسر کرده است.

محمود فرهادی که ایرانی­ها وی را مسئول مبادلات تجاری یک هیات بازگانی معرفی کرده­اند و مقامات آمریکایی ایشان را از افسران جمهوری اسلامی در کارهای نظامی و بمب گذاری میدانند، در شرایطی دستگیر می­شود که وضعیت منطقه خاورمیانه به طور عام و موضوع عراق و کشورهای پیرامونی­اش منجمله ایران به طور خاص، مورد توجه و تعقیب ناظران سیاسی و اقتصادی است.

بیست نفر از نیروهای ارتش آمریکا در شهر سلیمانیه، ساعت چهار بامداد روز بیستم سپتامبر سوار بر خودروهای شخصی در حالی به بازداشت فرهادی مبادرت می­ورزند که ابتدا وی به طور رسمی از جانب حکومت اقلیم به کردستان عراق دعوت شده بود و سپس در محلی اقامت داشته که یکی از رسمی­ترین هتل­های شهر می­باشد که مدام تحت حفاظت نیروهای دولتی است.

مسئولین محلی در مورد چگونگی بازداشت فرهادی اظهار بی خبری می­کنند و این در حالی است که ورود به هتل "سلیمانی پالاس" بدون کسب اجازه از افراد مستقر در ورودی­های هتل ممکن نیست.

از طرف دیگر واکنش شدید و هیستریک مقامات ایرانی به بازداشت فرهادی و تهدیدهای مکرر آنها به بستن مرزهای خود با کشور همسایه و سپس مسدود کردن نقاط مرزی پس از این التیماتوم، نشان داد که فرهادی نمی­تواند عنصری صرفاً بازرگانی و تاجری معمولی و فرستاده دسته چندم استانداری کرمانشاه باشد.

پارادکس موجود در برخورد آمریکایی­ها به موضوع بازداشت و نحوه سخن گفتن مقامات محلی کردستان عراق در این رابطه به علاوه هجوم مقامات دولتی ایران به منظور زیر ضرب گذاشتن دستگیر کنندگان فرهادی و سپس تلاش­های سریع و حتی فکر نشده آنها در این راستا، نشان داد که پذیرفتن بی خبری مقامات محلی کردستان از کار خودسرانه آمریکایی­ها اگر هم ممکن باشد، اما قاعدتاً تلاش­های جمهوری اسلامی در این حوزه و تحمیل ضررهای فراوان به تجار ایرانی چندان بی جهت نیست و نمی­تواند امری انسانی به منظور از بند رهاندن صرفا" یک "بازرگان باشد.

اگر فرض بر این باشد که آمریکایی­ها خودسرانه این عمل را انجام داده باشند و تنها به تعدادی مشخص در مورد دستگیری فرهادی اطلاع داده باشند، قابل قبول است زیرا هیچ دولتی نه میخواهد و نه می­تواند با کاری از این دست منجر به بیکار سازی 35 هزار نفر گردد و روزانه قریب به یک میلیون دلار به اقتصاد ضعیف و نوپای خود زیان وارد کند.

اما در طرف مقابل ایران وجود دارد که با کارنامه خود در عرصه پروژه هسته­ای نشان داده است که حاضر به نابودی منافع ایرانیان تنها به شرط ادامه موقعیت سیاسی کنونی خویش است.

قریب به ده روز از مسدود کردن نقاط مشترک مرزی میان ایران و عراق می­گذرد، اما تاکنون هیچ یک از شرکتهای ایرانی فعال در اقلیم کردستان فعالیتهای خود را متوقف نکرده اند، بازرگانان ایرانی نیز به علت بستن مرزها از جانب ایران متضرر شده اند. این ضرر از آن روست که کردستان عراق دو گذرگاه مرزی اصلی با ترکیه و ایران دارد که گذرگاه مشترک با ترکیه کماکان باز است و کالاهای مورد نیاز از آن گذرگاه وارد می شود که اگر مرزهای ایران همچنان بسته بماند بازرگانان اقلیم کردستان کالاهای خود را از طریق مرز ترکیه وارد می کنند و این مساله بر اقتصاد جمهوری اسلامی و مشخص­تر بر تجار ایرانی تاثیر خواهد گذاشت. خبرها در این زمینه حاکی از آنست که بستن مرزها، بازرگانان ایرانی را نگران کرده است و از دولت ایران خواسته اند مرزهای مشترک با اقلیم کردستان را بازگشایی کند.

با این وجود و در حالی که مشکلات فراوان دیگری را نیز می­توان به این توضیح مختصر افزود اما نشانه­های حل این بحران چندان امید بخش نیست. حسن کاظمی قمی سفیر جمهوری اسلامی ایران در بغداد تاکید کرده در صورتی که محمود فرهادی،آزاد شود کشورش در تصمیم بستن گذرگاههای مرزی مشترک با اقلیم کردستان بازنگری خواهد کرد. به نوشته روزنامه خبات، ارگان رسمی حزب دمکرات کردستان عراق، کاظمی قمی در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که اگر فرهادی همچنان دربازداشت نیروهای آمریکایی بماند، ایران نیز مرزهای خود با اقلیم کردستان را همچنان بسته خواهد گذاشت که در آن صورت امکان ارسال سوخت به اقلیم کردستان وجود نخواهد داشت. این پیام تنها تهدیدی معمولی نیست، چون کاظمی قمی و عناصر بالاتر از وی در حکومت ایران می­دانند کشور نفت خیز عراق در سرمای زمستان به چه مشکل عمده­ای برخورد می­کند و پیامدهای بحران سوخت تا چه اندازه مشکل آفرین است.

معامله سیاسی جمهوری اسلامی با روابط تجاری خود در کردستان عراق، نکته تازه­ای نیست و تجربه نشان داده است که رژیم سیاسی ایران در هر کدام از کشورهای منطقه با توجه به امکانات خود و بضاعت وجودیش از کارت­های قابل معامله استفاده برده است.

فشار بر مردم کردستان عراق، ایجاد تورم در این منطقه آن هم برای مردمی که عمدتاً مسلمان و از نظر مذهبی به جهان بینی این رژیم نزدیکند و همزمان تحت فشار گذاشتن تجار ایرانی و با پوشش تجارت اما در قالب سیاست، کاری نامسئولانه و دور از پرنسیبپ­های روابط بین المللی است.

هرچه سیاست بستن مرزها و ایجاد حصار اقتصادی به دور منطقه کردستان تحت هر عنوانی ادامه یابد، مشکلات مردم بیشتر و تورم بالاتر خواهد رفت. اگر چه آینده این موقعیت برای مردم کردستان عراق و تجار ایرانی، دنبال کردن سیاست تحت نام تجارت در کردستان عراق از سوی جمهوری اسلامی و شطرنج سیاسی آمریکا در منطقه نامشخص است، اما در هر حال تاوان اقدامات آمریکا از یک سو و دخالت­های جمهوری اسلامی در این منطقه را از دیگر سو، فقط مردم کردستان عراق پرداخت خواهند کرد.

2007-09-30