زنان خونین چهره
دکتر پرویز داورپناه
بر سینه ات نشست / زخم عمیق کاری دشمن / امّا ،
ای سرو ایستاده نیافتادی / این رسم توست که ایستاده بمیری.
خسرو گلسرخی
ضرب و شتم وآزار و اذیت زنان با تصاویر چهرهء خونین شان در میدان هفت تیر
تهران ، یکبار دیگر پرده از فاجعه بزرگ حکومت اسنیداد دینی و خوی ددمنش آن بر گرفت
و میلیونها ایرانی را در داخل و خارج کشور شگفت زده و پریشان و مات و مبهوت ساخت.
چه باید کرد ؟
آیا از نشستن و ذکر مصیبت گفتن و
خاموشی و ساکت ماندن ما ، مساًله زنان حل
می شود و راه به جائی خواهیم برد ؟
حکومت اسلامی دراویش و زنان ، دانشجویان و معلمان ، کارگران و اندیشمندان ،
جوانان و سالمندان ، دختران و مادران را یکجا بر خاک افکنده و مورد آزار و اذیت
قرار می دهد و هنوز از دست ما کاری ساخته نیست و خاموش و درمانده ایم.
ببینیم وقتی سایر اقشار تحت ستم در میهن مان با این مشکلات و آدم ربائی ها
مواجه می شوند چه میکنند.
از دراویش گنابادی و پیروانشان در
واقعهء زیر بیاموزیم و زنان مبارز ایران
را تنها نگذاریم.
صبح روز سی و یک اردیبهشت ماه 1386 دکتر نور علی تابنده ( مجذوبعلیشاه) ،
هشتاد ساله ، قطب سلسله دراویش گنابادی در روستای علی آباد در حوالی بیدخت گناباد
از سوی گروهی ناشناس مورد حمله قرار گرفته و ربوده می شود.
دکتر نورعلی خدابنده ، حقوقدان سرشناسی است که در روز ششم آذر 1356به
اتفاق بیست و هشت تن از شخصیتهای سیاسی ،
مذهبی ، و حقوقی ، تاًسیس کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر را اعلام کردند.
یک منبع نزدیک به این سلسله خبر می دهد که نهادهای امنیتی با انتقال دکتر
تابنده به مشهد از آنجا ایشان را
اجبارا" به تهران و احتمالا" به زندان اوین می برند.
در پی انتشار این خبر در محافل دراویش تعداد زیادی از آنها در فرودگاههای تهران
و مشهد تجمع می نمایند که حضور این تعداد دراویش به همراه خانواده شان در فرودگاه
تهران از مرز بیست هزار نفر می گذرد وباعث بروز ترافیک در فرودگاه مهر آباد می
شود. ( رجوع کنید به سایت های ادوار نیوز ، میزان نیوز و پایگاه هم اندیشی درویشان
با تصاویر این واقعه http://darvishan.info/ )
نیروهای امنیتی به علت حضور بیسابقهء مستقبلین در فرودگاه مهر آباد غافگیر
می شوند و در ساعت ده ونیم شب در سالن انتظار پروازهای داخلی مجبور می شوند نورعلی
تابنده را از یکی از دربهای خصوصی
فرودگاه مهر آباد خارج نمایند و سرانجام در اثر تهدید و اعتراض شدید
مستقبلین که اگر ایشان آزاد نشود دست به خشونت خواهند زد ، ایشان را آزاد
کرده و تحویل پیروانشان می دهند که
موفقیت بزرگی برای ایشان و پیروانشان محسوب می شود.
در مقایسه این ماجرا ، با آنچه که در میدان هفت تیر برای زنان ایرانی رخ داد و
بی تفاوتی عابرین و مردان و زنان رهگذر
باید اذعان داشت که در برخورد
وحشیانه ماًموران امنیتی به زنان ، بی اعتنائی وچشم بستن بر این فاجعه راه چاره
نیست.
باید با دوستان و خانواده در خیابانها
و میادین حضور داشت و اعتراض کرد.
هنگامیکه تعداد اعتراض کنندگان از مرز هزار و ده هزار گذشت و همه مصمم و جدی
بودند ، جلادان رژیم جهل و قساوت جا می
زنند. نمونه اش را در بالا ملاحظه کردید.
با شعر بی نام خسرو گلسرخی
برای زنان خونین چهره و مردم خونین دل ایران که هنوز صبور و خاموش اند به
این نوشته خاتمه میدهم و باور دارم که روز آتشفشانی این آتشفشان خاموش برای آزادی
ورهائی ملت ایران ازچنگال این اهریمنان و بد سگالان جنایتکار چندان دور نیست.
به امید آن روز
در تو سرود فتح / اینگونه چشمهای تو روشن / هر گز نبوده است. /
با خون تو ، / میدان توپخانه / در چشم خلق / بیدار می شود /