پرخاش
به شاعر اكسپرسیونیست
آذر سلطانی
asolt@web.de
گوتفرید بن Gottfried Benn 1886 – 1956
آقای گاتفرید بن ، شاعر
اكسپرسیونیستی آلمان درنیمه اول قرن بیستم وخالق اصطلاحاتی مانند : “مهاجرت درونی“
و “زیبایی شناسی زشتی“، غیراز شعر،رمان، داستان، و نمایشنامه، خالق آثاری تئوریك
مانند: هنر و حاكمیت – دولت جدید و
روشنفكران – پیرامون نقش نویسنده در این دوره –
مشكلات
شعر- مسیرزندگی یك روشنفكر- و شاعران میتوانند جهان را تغییردهند- نیزبود.
گرچه
او مدت كوتاهی هوادار فاشیسم شد ولی نازیها شعراكسپرسیونیستی اورانیز “هنر بی ریشه“
نامیدند. اوبقول خود سرانجام به نوع “اشرافی“ تبعید! یعنی مهاجرت درونی خودپناه
برد. بن برای اینكه درمقابل بحران مدرنیته زمان خود طاقت بیاورد به شكلی از “فرم
هستی“ پناه برد و نوشت :
ماجوردیگری
زیستیم، غیرازآنچه بودیم.- ماجوردیگری نوشتیم،غیرازآنچه فكركردیم.-ماجوردیگری فكر
كردیم،غیرازآنچه انتظارداشتیم.- وچیزی كه باقی ماند،چیزدیگری شد،- غیرازآنچه كه
درپیش داشتیم!.
شعرزوال
بن رامیان دومكتب اكسپرسیونیسم و نیهلیسم قرار میدهند.شاید بدین
سبب پانزده سال نازیها او را خوك نامیدند- چپها او را شاعر قراضه ی چلفتی – لیبرالها به
او فاحشه فكری لقب دادند- تبعیدیان اورا مرتد شمردند- و مذهبیون ، نیهلیستی اش
معرفی كردند.- بن تنها شاعری است كه تمام عمر به مكتب اكسپرسیونیسم وفادارماند. او درآثارش خودرا دشمن : ماتریالیسم غربی، پوزیوتیسم علمی، خوشبینی دروغین
ترقی صنعتی، كمونیسم روسی، كاپیتالیسم امریكایی، و مسیحیت فرهنگی، معرفی كرد.
بن خواهان ادبیات و هنری مستقل از ارزش گذاری های
اخلاقی بود. اكسپرسیونیستهای نیمه اول قرن گذشته، فرهنگ حاكم غرب را بورژوایی
خواندند. او یكی از شاعرانی است كه بحران زمان خود را هنرمندا نه درقالب مكتب
اكسپرسیونیست بیان نمود. هیچكس چون او تصور سنتی
ازشعر را آنچنان به لرزه در نیاورد. آثار او بخشی مهم
از ادبیات و هنر قرن گذشته هستند. اهمیت او برای شعر مدرن و آوانگارد آلمان ،
امروزه غیرقابل انكاراست. بن خالق ادبیاتی با “تكامل فرم“ بود. درنظر او روایت یعنی
قبول مقوله زمان – و داستان سرایی یعنی حضورزمان را به رسمیت
شناختن.
زمان او زمان بحران اجتماعی و جنگ و تحول درغرب بود . پدرش یك كشیش
آلمانی و مادرش یك معلم سوئیسی بود. اودردانشگاه، پیش از تحصیل پزشكی، الهیات و
فلسفه خواند و مدتی پزشك ارتش در دوجنگ جهانی شد و سپس مطبی برای بیماریهای پوستی
و مقاربتی رادربرلین بعدازجنگ بازنمود. وی میگفت درحالیكه انسان دائم بیمار و ازن ظر جسمی درحال زوال
است،چگونه معیارهای اخلاقی اش میتوانند ثابت بمانند. او تاریخ را میدان
نمایش پوچی و خشونت دانست و از زوال غیرقابل پیشگیری فرهنگهای حاكم تاریخ، سخن
گفت.
بن
درآثارش ازرنج انسان تنها- و قطع روابط انسان مدرن ،حرف میزند و میكوشد تاباوسایلی
دیگر ادامه دهنده “ایده آلیسم آلمانی“ باشد . اوبرای فرار ازاحساس بیگانگی درخود،
پناه به طبیعت را توصیه میكند، چون بنظر او درآنجا، سازگاری و هماهنگی كامل
وجوددارد.
بن
از شهرهای جنگ زده ای میگوید كه درآنها، موشهای وحشی درلاشه دختران جوان، برای تغذیه
كودكانشان لانه كرده – از مرده شوی و نگهبان خانه اموات ،نقل قول
می نماید كه بافروش دندانهای طلای فاحشه های بقتل رسیده، شبی را در میخانه ای بخوشی
میگذراند!.
بن را از نظر بدبینی و ناامیدی وارث شوپنهاور – و از نظر سرمستی هنری و
شاعرانه، پیرو نیچه بحساب می آورند. او تحت تاثیر نیهلیسم
:نیچه ، بودلر، و ریلكه، می خواهد علیه نظم اجتماعی
درساختار فرمالیستی هنر، یك واقعیت اخلاقی جدیدرا بنیاد نهد، ولی شعرش خلاف بودلر
جویای ایده آلهای متعالی نیست بلكه از بیچارگی انسان و
جامعه پوچ و بی معنی حرف میزند و همچون نیچه تعال خواهی واقعی رادر خلاقیت هنری می
بیند . او نه تنها شعر جوان بورژوایی را بعد از سال 1948 تحت تاثیر قرارداد بلكه جادوگر زبان نیز نام گرفت .
بن هنررا تنها شاهد ایده آل خواهی انسان دانست. امروزه ادعا
میشود كه رفتار فاشیسم علیه آثار : نیچه ، هاینریش مان ، و استفان گئورك ، موجب شد
كه بن از ادامه همكاری باحاكمان خودداری كرده و به مهاجرت درونی پناه ببرد. پیرامون
شاعر همدوره او یعنی( بشر) گفته میشود كه هردو شاعر اكسپرسیونیست در بی نظمی جهان یك
هدف می دیدند – ولی اولی به فعالیت سیاسی دركنار طبقه
كارگر پرداخت و (بن) هنر را تنها سند نجات شخصی بحساب آورد.
بن باوجود اشتباه سیاسی كوتاه مدت خود، بعدها با قدری جنجال و
اعتراض، دو جایزه بوشنر – و صلیب جمهوری فدرال آلمان، را ازآن خود نمود. از دیگر آثار او : گوشت ، مغز، مورگو، دوزندگی موازی، اشعار ایستا،
پسران، 700 نامه به یك بازرگان ادیب، شعر دهه اكسپرسیونیستی،
اشعار منتخب، سه مرد پیر، صدایی در پشت پرده، سرمستی های شاعرانه، نثر سنتزی ، و
جهان بیان ، هستند.
گاتفرید بن ، شاعر، نویسنده، و
نظریه پرداز ادبی، چون پزشك بود، كوشید
به تشخیص ادبی بیماریهای انسان نیز بپردازد. او حتا دراشعارش از واژه های :زیست شناسی، پزشكی، انسان شناسی، علمی، خارجی، صنعتی، استفاده میكرد
.زبان نشانه ای و سنبلیك او شامل : فلسفه ، اسطوره، و زبان كوچه و بازار است. بن
بدون احساس كراهت از : خون، زخم، ورم ، سرطان ، سفلیس، بیمارستان، فقیرخانه ، مرده
شویخانه، و ابتذال در شهرهای بزرگ صنعتی حرف میزند.
امروزه پاره ای شعر اكسپرسیونیستی اور “ضدشعر“ می نامند . او مینویسد
كه فرم هنری فقط میتواند مستقل از زمان وجود داشته باشد
-و فقط درهنر، ابدیت به معنی : پیام، وحدت، و آرامش، وجود خواهد داشت و بقیه پدیده ها، اتفاقی و گذرا هستند. بن میكوشد باكمك هنر، بر نیهلیسم زمان خود پیروز شود. اوسعی نمود با تكامل فرم درشعر،
به رد ارزشهای بورژوازی، از موضع اكسپرسیونیستی، بپردازد.