رزا لوگزامبورگ :
سوسیالیسم یا بربریت
رزا لوگزامبورگ اعتقاد داشت که سرمایه داری مجبور به جنگ
افروزی است. درست امروز به مانند ۹۰ سال پیش این حقیقت در پیش چشمان ما در جریان
است.
Linksruck Nr. 215, 22. Februar 2006
برگردان ناهید جعفرپور
|

|
|
اوتو دیکس نقاش در سال 1924 در باره نقاشی اش می گوید : قصد من این است که
نشان دهم که چگونه زندگی انسانها با بمب ها عجبن شده است. وی که یک سرباز ساده بود
در جنگ اول جهانی بعنوان فعال رادیکال ضد جنگ شناخته شد و بعد ها از سوی نازی
های آلمان مورد تعقیب قرار گرفت.
|
" دولت های
سرمایه داری برای رقابت خویش زنجیره ای بی پایان از تسلیحات جنگی زمینی ، هوائی را
برای جنگ هائی خونین از آفریقا تا اروپا بکار گرفته اند و هر لحظه آماده برای شعله
ور نمودن آتش جنگی جهانی می باشند. در تمامی کشور های سرمایه داری سال هاست که روح
پلید گرسنگی و فقر عمومی هر روز گسترده تر می گردد......"
این چنین این زن انقلابی در تاریخ اول ماه مه 1913 یک سال
قبل از اینکه قدرت های بزرگ جنگ جهانی اول را شروع نمایند، به جهان اخطار داد.
جملات آنروزی رزا امروز بعد از 90 سال معنی واقعی خویش را
نشان می دهند: دولت های کشور های صنعتی هزینه های سنگین تسلیحاتی متحمل می شوند و
لشکر های اشغالگر این دولت ها، وحشیانه و خشونت بار عراقی ها ، افغانی ها را تحت
فشار قرار داده و دولتی چون کنیا در حالیکه 5/3 میلیون گرسنه در کشورش وجود دارد
مواد غذائی مردمش را به خارج صادر می نماید.
بعد از اینکه سال 1989 اینطور تصور می شد که تحولات در
اروپای شرقی می تواند جهانی صلح آمیز و با امنیت ایجاد نماید، دقیقا ازاین زمان
فقر و جنگ در جهان گسترش یافت. به ویژه از سال 2001 که دولت آمریکا اعلام جنگ با
تروریسم را نمود، هر روز انسانهای بیشتری امنیت های زندگی خویش را از دست دادند.
مقصر اصلی این فجایع سیاستمدارانی چون رئیس جمهور آمریکاست
و یا نخست وزیر بریتانیا بلیر. همچنین رزا لوگزامبورگ هم اگر زنده بود برای کشته
شدن صدها هزار نفر در جنگ های اخیر، آنان را مقصر می خواند. بله اگر رزا زنده بود
به هیچ قیمتی قبول نمی کرد که دولت ها و کنسرن ها می توانند اگر رهبریشان تغییر
کند و یا کسانی دیگر در صدر این کنسرن ها و دولت ها بنشیند، صلح آمیز شوند. رزا
توضیح می دهد که چگونه سرمایه داری از روی ناچاری همواره تاثیرات خشونت باردارد.
وی همواره برای سرنگونی این سیستم اجتماعی مبارزه نمود زیرا که اعتقاد راسخ داشت
که این سیستم دلیل تمامی این تسلیحات ، جنگ ها ، فقر و استثمار است.
برای اثبات این امر وی با ولادیمیر لنین و نیکولای بخارین
ایده های کارل مارکس را دنبال نمودند. زمانی که مارکس در اواسط قرن 19 تحقیقات
خویش را برای چگونه گی عمل کرد سرمایه داری آغاز نمود در آن زمان هنوز سرمایه داری
توسعه کامل خویش را ننموده بود.
مارکس در سال 1848 در مانیفست حزب کمونیست می نویسد:"
سرمایه بدنبال شکار تمامی کره زمین روان است و در این راه مرزها را می شکند و
بازاری جهانی خلق می نماید". اما در ابتدا در قرن بیستم بود که شرکت ها در
کنسرن های بزرگ حل شدند و دولت های صنعتی برای مستعمره کردن تمامی جهان به مبارزه
پرداختند. این توسعه و گسترش را رزا و لنین و بخارین امپریالیسم نامیدند.
رزا در کتابش بنام " انباشتگی سرمایه" نشان می
دهد که امپریالیسم پیامد سرمایه داری است و می باید مرتبا در بخش های جدید خود را
گسترش دهد. دلیل این کار هم این است که نیروهای مولده که از پیش شرط های طبیعی ، تکنیکی وعلمی تولید می باشند در سرمایه
داری خیلی سریع رشد می کنند. بدین صورت همواره بیشتر و بیشتر تولید می گردد. اما
در این پروسه تولید کالای هر چه بیشتر، امکانات مصرف ، تقاضای کارگران استثمارشده
و شرکت ها اکثرا از سرعتی کمتر و یا اصولا هیچ سرعتی برخوردار نیست. سرمایه داری
تلاش می کند از یک سو هرچه بیشتر خود را به کشورها و مناطق بیشتری کشانده و گسترش
دهد و از سوی دیگر این سیستم پهنه خود را هر چه بیشتر بر روی بخش های مختلف زندگی انسانها چون مراقبت های دوران پیری،
بهداشت و سلامتی و آموزش گسترده و این بخش ها را به کالا تبدیل می نماید و تلاش می
کند از این بخش ها حداکثر منفعت را ببرد.
در ابن راستا دولت ها هم عملکرد خود را با خواست رشد داخلی
و خارجی سرمایه داری تنظیم می نمایند. از این طریق این ریسک همواره وجود خواهد
داشت که این دولت ها برای اینکه بتوانند امکان گسترش بیشترسرمایه داری کشورشان را
فراهم سازند، به عملکردهای جنگی روی آورند. همزمان این گسترش جهانی سرمایه داری به
گسترش جهانی طبقه کارگر کشیده می شود. کارگران بعنوان سربازان جنگ و همچنین
کارگران کارخانه جات و ادارات و بیکاران حاشیه جامعه در اثر اجبار سرمایه داری به
گسترش رنج زیاد خواهند برد. از این رو رزا لوگزامبورگ و مارکس و دیگر انقلابیون بر
این عقیده بودند که کارگران جهان علاقه و منافعی مادی و واقعی برای سرنگونی سرمایه داری دارند.
و اما یکسال بعد از آغاز جنگ جهانی اول، رزا نظرات مارکس و انگلس را تائید نمود. مارکس اعتقاد داشت که سرمایه داری برای انسانها تنها
دو امکان را باقی می گذارد: "سوسیالیسم یا بربریت"
رزا لوگزامبورگ در
کتابش می نویسد :" بحران سوسیال دمکراسی: " ما امروز دقیقا در همان جائی
قرار داریم که چهل سال پیش فریدریش انگلس پیش بینی نمود: در مقابل یک انتخاب. در
این حالت یا پیروزی امپریالیسم است و فروپاشی هر گونه فرهنگی . در این حالت درست
بمانند روم قدیم یک قبرستان بزرگ ایجاد می شود و یا پیروزی سوسیالیسم است به این
مفهوم که آکسیون های آگاهانه مبارزاتی از سوی پرولتاریای بین المللی بر علیه
امپریالیسم و متدهایش یعنی جنگ ها انجام می پذیرد. ما هم اکنون در مقابل یک واقعیت
تاریخی به مفهوم "یا این یا آن" قرار گرفته ایم و همه چیز به تصمیم و
آگاهی طبقاتی پرولتاریا بستگی خواهد داشت".
از زمانی که همواره جنگ
های بیشتر و فقر بیشتری وجود دارد، دانشمندان به تئوری های رزالوگزامبورگ
استناد می کنند و این تئوری ها را مجددا بسط می دهند چنانکه آنان به ایده های
مارکس استناد نمودند. داوید هاروی پروفسور جغرافیا و مارکسیست برای مثال سرمایه
داری کنونی را بعنوان امپریالیسم نوین می خواند و به مشاهدات رزا لوگزامبورگ
استناد نموده که می گوید: سرمایه داری
باید خود را از طریق دسترسی به فضاهای رشد و بازار های جدید همواره گسترش دهد.
این گسترش برای مثال از طریق خصوصی سازی قابل دسترس است. در
تمامی جهان دولت ها از سال های 70 به بعد بخش های بزرگی از خدمات اجتماعی
کشورهایشان را در اختیار بازار های جدید سرمایه خصوصی قرار داده اند.
دولت رفاه ( برای
مثال حق بازنشستگی و یا سلامتی و بهداشت) که بخش بزرگی از طریق مبارزات کارگران
بدست آمده است، از سوی کنسرن ها فتح گردیده و این کنسرن ها به کمک دولت ها با
هزینه طبقه کارگر در اختیار بازار های جدید قرار می دهند.
به این امپریالیسم
جدید در کنار خصوصی سازی و اشکال دیگر سلب زندگی از انسانها، برای مثال اختراعات ژن
دستکاری شده بذر زراعی و... اضافه می شود. هاروی همچنین از جنگ ها بعنوان وسیله ای
برای کنترل ذخایر انرژی خاورمیانه و بعنوان مشخصه بارز این امپریالیسم جدید نام می
برد.
میلیون ها عراقی ، افغانی ، فلسطینی درنتیجه بربریت این جنگ
ها در زجر و عذابند و از آنجا که جنگ های توسعه طلبانه سرمایه داری بحران و فقر را
در سرتاسر جهان قدرت می بخشند، لذا امروز در تمامی جهان تنها این دو امکان وجود
دارد یا سوسیالیسم و یا بربریت.
رزا لوگزامبورگ در تمام زندگیش تلاش نمود به انسانها شهامت
دهد که در مقابل سرمایه داری کشنده و جنایتکار برخیزند و این سیستم را رد
کنند. همچنین این ایده رزا لوگزامبورگ را
داوید هاروی ماه قبل در یک کنفرانس در لندن مجددا تکرار نمود و گفت:" اگر این
مبارزه جهانی بمانند یک مبارزه طبقاتی بنظر می رسد و از حس مبارزه طبقاتی برخوردار
است پس در این صورت باید آن را مبارزه طبقاتی بخوانیم. ما باید به مبارزه طبقاتی
دامن زنیم".