جمعه ۴ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۳ فوريه ۲۰۰۷

شاعر و روزهای خوش سپری شده كمونیست بودن !

نرودا، از سوررئالیسم تا سوسیالیسم

نادره  مستشار

 Berlen83@web.de                       

 

 

                              Pablo  Neruda 1904 – 1973

              

شاعری ؛ شغلی است

آی میهن شیرین سخت جان !

درخیابانهای بلوار پردرخت پائیزی

شاهد ریزش برگ های زرد شهید

و خوشه های انگور درانتظار شراب مقدس،

جوانی شهرستانی ، گمشده در شهری دود زده

در جستجوی قربانیان، مجروحین و شهیدان راه كلام .

 

   ازكارمند كنسولگری تاشاعر ملی یا آواز كبیر شاعرمردمی ؟. پابلو  نرودا ، شاعر ملی كشورشیلی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال 1971، یكی ازمهمترین شاعران كمونیست قرن گذشته است. نام واقعی او (نفتالی با سؤال تو) بود. وی ازسال 1920 بانام مستعار نرودا شروع به فعالیت نمود.

وی میگفت كه ساده نویسی، مشكل ترین وظیفه شاعراست و شعرباید شاهد واعتراضی باشد در راه آزادی كلام، چون شاعر مفسر قوانین عینی و رهبر سیاسی خلق است ، اوخبراز شفق صبحگاهی میدهد كه مردم را بیدار می نماید ،و شاعر باید قاتی آنهایی شود كه اورا نمی شناسند . نرودا را به این دلیل شاعر خلق نیز نام نهاده اند. وی بخاطر كوششهای مداوم نوگرایی اش در شعر، پیكاسوی ادبیات نیز نام گرفته است.

  وی ازسال 1927 كارمند سفارت دركشورهای مختلف بود. آشنایی او با گارسیا لوركا و مبارزات دمكراتیك جمهوریخواهی خلق اسپانیا علیه فرانكوی فاشیست درسال 1934 موجب علاقه اوبه ادبیات سیاسی مسئول شد. نرودا بین سالهای 1927-43 در كشورهای برمه ، سیلان ، سنگاپور ، اسپانیا، فرانسه، مكزیك، و ارژانتین، كارمند سفارت بود ولی بعد ازعضو شدن در حزب كمونیست شیلی، از شغل كنسول گری اخراج گردید.

   نرودا درنوجوانی مدتی تحت تاثیر والت ویتمن و در جوانی زیر تاثیر شعر مدرن و سوررئالیستی بود. آشنایی او با گارسیا لوركا، آغاز علاقه او به ادبیات رئالیسم سوسیالیستی نیز بود. اشعار تیره ، بدبین و نا امید او تحت تاثیر سوررئالیسم، امروزه نیز در نوع خود بی نظیر هستند .  اشعار اجتماعی او پیامی هستند عاشقانه به قاره آمریكای لاتین و جنبش های آزادی بخش ملی كشورهای آنزمان آن . و اشعار سیاسی و اجتماعی اورا مهمترین شعر جنبش مردمی كشورهای آمریكای جنوبی بحساب می آورند . عقاید هومانیستی و مسئولیت سیاسی شعر او موجب دوام محبوبیت شعرش تاكنون بین نیروهای آزادیخواه گردیده اند. در شعر او تحسین از طبیعت ، زمین ، عشق و جامعه ،نیز صورت میگیرد.

  نرودا خالق آثاری بیشمار است . تنها در ۱۰ سال آخر، او ۱۹ جلد كتاب شعر به چاپ رساند. از جمله دیگر آثار او : آوازی كبیر، شعر مهاجرت و فرار، اسپانیا درقلب، انگورها و باد، مكثی روی زمین، بیست شعر عاشقانه و یك شعر شكست، حاطراتی از جزیره آی.ن ، تحسین انقلاب شیلی پیش از كودتا، و كتاب خاطرات “اعتراف میكنم كه زیستم“ هستند. این كتاب حاوی نظراتی پیرامون شاعری و تاریخ نیزاست.

     اشعار سیاسی نرودا تحت تاثیر افكار كمونیستی اوهستند كه علیه بی عدالتی و اختلاف طبقاتی، خواننده را به مبارزه دعوت می نمایند . او هوادار جنبش های رهایی بخش برای استقلال كشورهای آمریكای لاتین بود و از موضعی ماركسیستی از امپریالیسم آمریكا میخواهد كه جهان را برای صلح بحال خود بگذارد. او شاعر جنبش دانشجویی نیز شد، چون چاپ مجموعه شعری از او درسال 1963 باعث توجه جنبش دانشجویی غرب به وی گردید. از دیگر موضوعات شعر او : خوشبینی برای مبارزه طبقاتی، علیه جنگ امپریالیستی آمریكا در ویتنام ، قتل چگوارا ، بیگانگی انسان در شهرهای بزرگ ، و شرایط روشنفكران بعد از استالنیسم هستند.مبارزه ضد فاشیستی علیه فرانكو نقطه عطفی درشعر و زندگی نرودا شد . اودركنار تشویق مبارزه خلق خود، به تحسین زیبایی های كشورش نیز می پردازد. بعدها اواز آثاری كه منفی و ناامید كننده بودند، بدلیل فاقد پیشنهاد راه حل مبارزه طبقاتی، بدلایل ایدئولوژیك، فاصله گرفت.

  پابلو نرودا درسال 1904 بانام كامل “ نفتالی ریكاردو رایس باسؤال تو “ در شیلی بدنیا آمد،پدرش راننده قطار و مادرش معلم بود. وی بعداز تحصیل فلسفه و ادبیات فرانسه، مدتی استاد دانشگاه شد ولی سپس وارد شغل سفارت و كنسول گری گردید. اشعار سوررئالیستی آغازین او حامل استتیك زشتی شناسی !هستند. وی در سال 1936 همبستگی خودرا با مبارزان اسپانیایی اعلان نمود و بعد از ورود به حزب كمونیست، در سال 1945 نماینده این حزب درمجلس شد ولی در سال 1948 به سبب تعقیب، مخفی شد و سپس به آرژانتین فرار نمود. و در سال 1952 دوباره به كشورش بازگشت و در سال 1957 منشی و دبیر اول كانون نویسندگان كشورخود شد. گرچه نرودا درسال 1969 كاندیدای حزب كمونیست برای پست ریاست جمهوری شد، ولی او به نفع آلنده كنار رفت تا او بروی كار آید. وی درسال 1972 شاهد كودتای نظامیان علیه آلنده شد و چند هفته بعد از قتل آلنده  توسط كودتاچیان آمریكایی، اونیز درسال 1973 درگذشت. پاره ای از منقدین ادبی، برخورد نرودا با دوره استالینیستی را، نشانه انتقاد او از خود نیز میدانند. به ادعای آنان، اشعار نرودا بعد از سرخوردگی از سوسیالیسم بوروكراتیك، چندسالی ذهنی ، فردگرایانه و درون گرا شدند.

   -----------------------------------------------------------------------------