شنبه ۴ تير ۱۳۸۴ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۵

پرده دوم نمايشنامه:

به مرگ بگيرتا به تب راضي بشه

                                                                                                 

   تقي روزبه

  t.roozbeh@freenet

 

يک نمايشنامه مسخره را تنها با ترک سالن نمايش مي توان رسواي عام وخاص کرد

درپرده اول صورت مساله رژيم آن بود که ازدرون "جعبه مارگيري انتخاباتي" خود چگونه مي تواند دوتن ازنام کساني را بيرون بکشد که ازخودي ترين عناصر منتسب به نظام محسوب مي شوند. بدون آن که ازرونق بازارانتخاباتي براي جلوه گري وباصطلاح مشروعيت دادن بخود چيزي کاسته شود. والبته درنگاهي ژرف تر هدف بنيادي تر رژيم آن بودکه رونداعتراضات و نارضايتي هاي انباشته شده، خودپو وبيرون ازکنترل  را درمسيرکانال رقابت هاي خودي ترين باندهاي دروني نظام جاري سازد. رژيم براي ادامه حيات وبقاء خود به چنين رونقي هم براي کنترل برجامعه درحال عاصي شدن و هم براي چانه زني با قدرت هاي بزرگ نيازداشت. درواقع تأمين مشارکت حداکثري و بيرون کشيدن اسامي خودي ترين افراد وابسته به نظام دوهدف متناقض و مانعه الجمعي بودند که رژيم درفازنخست در جستجوي آن بود. چنين هدفي تنها مي توانست برفريب هم جانبه وباهدف باصطلاح داغ کردن تنورانتخاباتي، تدارک سازمان يافته ووسيع اراده غيبي براي جهت دادن و جابجاکردن آراء عمومي  وبالأخره همکاري و همراهي اصلاح طلبان و مدعيان بزدل و دمدمي مزاج "دمکراسي خواه" صورت گيرد. اکنون فرجام به پايان رسيدن پرده اول نمايشنامه درمقابل همه قرار دارد. حاصل چنين فرجامي رسوائي، فريب خوردگي و خيانت و احساس خيانت شدگي عظيم است و اين درس بزرگ که حيات ننگين جمهوري اسلامي با توليد و بازتوليد جماعت گسترده اي تحت که خود را دمکراسي خواه و اصلاح طلب مي نامند ووظيفه اشان درحساس ترين لحظات خارج کردن رژيم ازتيررس مردم است، گره خورده.

پرده دوم: اکنون آن دومهره مورد نظر نظام ازدرون جعبه مارگيري بيرون آورده شده و رژيم مانده و رسوائي بزرگ "انتخابات" دوراول. واين درحالي است که مشارکت حداکثري وگزين نمايشي يک رئيس جمهور با رأي بالا هم چنان ازنيازهاي عمده اين مرحله ازانتخابات است. تأمين سوخت لازم دراين مرحله را تنها مي توان ازپراکندن  ترسي موهوم درباره خطرظهور"فاشيسم و نظام گيري" وازتاکتيک "به مرگ بگير تا به تب راضي کني" بدست آورد. واين درحالي است که فاشيسم و سياست هاي فاشيستي 27 سال است برجامعه ما حاکم است و نبض اصلي آن نيزدربيت رهبري مي زند.

چنان که اين بارنيز شاهديم بازهم انبوهي از مدافعان اصلاح طلب حکومتي و غيرحکومتي با تمام وجود خود براي داغ کردن اين خيمه شب بازي انتخاباتي،باتعويض يک شبه لباس وکنارگذاشتن حيرت انگيز شعارهاي مرحله نخست نمايشنامه نظيرجبهه  دموکراسي و حقوق بشرو... براي گذرازگردنه دوم "انتخابات" به کمک رژيم شتافته اند.

نفس برملاشدن سناريوي نمايشنامه  انتخاباتي بخودي خود حقانيت شعارجنبش تحريم را به اثبات رساند. واکنون باشروع فازدوم نمايشنامه حتي دلايل قبلي مناديان دعوت به شرکت بي مصرف شده و دلايل جديد و نيرومندي هم براي تداوم تحريم وجود خارجي پيداکرده اند:

نخست آن که حتي با فرض درست انگاشتن دلايل شرکت کنند گان دردوراول "انتخابات"، معلوم شد که ظهورو دخالت يک دست نامرئي  نتايج آن را مخدوش مي کند. صرف چنين دخالت وبرملاشدني، تحت هرشرايطي بديهي ترين  پاسخ و واکنش متقابل اش سازمان دهي اعتراضات گسترده توده اي و خواست تعويق دوردوم انتخابات تا تأمين پيش شرط هاي لازم آن بود. امري که به برکت وجود  يک شبه اپوزيسيون دولتي وغيردولتي بزدل وضعف يک اپوزيسيون واقعي و واقعا دمکرات عقيم ماند. اما حتي باهرمحاسبه و انديشه اي، کمترين واکنش و کف اعتراض تنها مي تواند تحريمي گسترده ترازدورنخست باشد.بنابراين تبليغ براي حضورو مشارکت در دوردوم انتخابات که برگزاري آن توسط همان دستگاه رسواشده قبلي صورت مي گيرد، ازسوي هرمدعي دموکراسي خواهي جزنهايت بزدلي وخيانت به همان آرمان هاي مورد ادعاي خويش نيست. چنين مروجيني را فقط مي توان عمل و اکره رژيم ودربهترين حالت کودن هاي سياسي ناميد که کاري جزتيزکردن شمشيرولايت ندارند. البته درموردکساني چون شمس الواعظين که معقتداست تا اطلاع ثانوي دمکراسي ازمجاري رژيم خواهد گذشت، و دولت استبدادي مبشردموکراسي خواهدبود، يعني ازسوي کسي که عملکردسياسي و اجتماعي خود را باين گونه تئوريزه مي کند، چنين دوگانگي وجود خارجي ندارد  وازاو وامثال وي انتظاري بيش ازتبديل شدن به عمله و اکره نظام نيست.

دوم آن که گفته مي شود،براي رهائي ازخطرفاشيسم وجلوگيري ازبه قدرت رسيدن يک فاشيست بايد مشارکت کرد وبه کانديد دومي که ازجعبه مارگيري بيرون آمده است رأي داد.روشن است که احمدي نژاد ازکارگزاران دبش و خادم  بيت رهبري محسوب مي شود و نبض فاشيسم هم دربيت رهبري مي زند. بنابراين تبلورفاشيسم دريک کارگزارفاقد اراده مستقل تنها مي تواند براي پوشاندن حقيقت باشد. بنابراين اگرواقعا اين حضرات قصد مبارزه بافاشيسم را دارند، بهتراست مستقيما به مصاف  بيت رهبري واقتدارولي فقيه خيزند. امري که بلافاصله با واکنش رفسنجاني يعني همان کسي که مي خواهند او را دربرابر فاشيسم علم کنند مواجه خواهد شد.

سو م آن که ازيکدست شدن حکومت مردم را مي ترسانند. و حال آن که اولا همانطورکه تجربه نشان  داد اولا جنبش تحريم و تنها گذاشتن رژيم موجب افزايش تضادها و تنش هاي دروني رژيم مي شود. تا آنجا که مجبورمي شود پوستين وارونه پوشيده وبا تغيير ظاهري گفتمان ودادن وعده و وعيدهاي بي شماروبرانگيختن توقعات غيرقابل تحقق بنيان هاي هستي خود را سست کند. ثانيا اگرهرآينه رژيم حداقل عقلانيت را ازدست بدهد و ازدرون جعبه مارگيري نام احمدي نژاد را بيرون بکشد، بي ترديد درشرايط کنوني خود را دربرابرشديدترين بحران هاي دروني و بين المللي قرارمي دهد که حاصلي جزتشديد بحران موجوديت آن نخواهد داشت. فرق رفسنجاني و احمدي نژاد آنست که رژيم دروجود رفسنجاني به منافع عمومي ترودرازمدت ترخود مي انديشد و درقامت احمدي نژاد به منافع کوتاه مدت ترخود. بنابراين نگران نشويد و بگذاريد رژيم با ارتکاب چنين حماقتي خود تاوانش را بدهد. اگرحتي قراراست ازرژيم  امتيازي واقعي بسود آزادي و مردم گرفته شود،تتها وتنها ازطريق تنها گذاشتن آن حاصل شدني است. خلوت کردن وترک کردن سالن يک نمايش رسوا ومسخره مؤثرترين شيوه به شکست کشاندن آن نمايشنامه است. سالن نمايش را چنان خلوت کنيم که باقي ماندگان درآن براي هميشه رسواي عام و خاص شوند.        05.06.24