نويسنده اين يادداشت پزشک ،فعال سياسي ومتاهل ،بيش از ۶۰
زمستان راپشت سر گذرانده است. ۲۸ مردادرا به ياد دارد ،درسال هاي۴۱ ـ۳۸آرامش نداشته است، ناظر بي تاب ۱۵ خرداد بوده
است ،انقلاب سفيد شاه راسبک سنگين کرده است،درگذراز فعاليت هاي صنفي وسياسي
دانشگاه واز محافل سياسيملي،و محفل هاي
آشکار ومخفيچپبه مبارزه مسلحانه عليه رژيم شاه روي آورده است
.دربيدادگاه شاه به جبس ابد محکوم ودرزندان هاي شاه در دوران گذراندن محکوميت، براي
بدست آوردن کتاب وروزنامه وهواخوري واجازه ملاقات ودوا ودرمان، تنها ودسته جمعي
اعتراض،" شورش " واعتصاب غذا کرده است واز حضور در زندان جمهوري اسلامي
هم بي نصيب نبوده است.
گنجي عزيز،اين ها
را گفتم که بداني من اساسا باآنچه که برتو در اين سالها گذشته است ، وهم اکنون نيز
ميگذرد، نا آشنا نيستم واين را هم مي دانم
که چگونه مرگ و زندگي يک زنداني سياسي در برخي مواقع به مويي بند است واراده اي
ناگهاني ويا ظاهرا موجه از منظروجدان و اخلاق ويا تصميم سياسي ميتواند آن را درهم
بپيچد. ولي اين کلام وخطاب من به تو نه براي حمايت وتشويق تو درادامه
مبارزه براي" آزادي ، دموکراسي وحقوق بشر"ـ که آن را در هرجا که توانش
بوده است ،انجام داده ام ـ،بلکه براي اين است که به اين وسيله مي خواهم تورا از
ادامه راهي که جانت را نشانه گرفته است باز دارم . تويي که جان نازنين خود را درکف دست
گرفته اي تا ميرغضبان به آساني از چنگت بربايند .
اکبر عزيزميداني که
انبوهي ازما نگران وچشم براه اند که مبادا عزيز ديگري ازمااز دست برود ويا آسيبي
برگشت ناپذير به ارگان هاي حياتي؛ مغز وقلب وکليه وريه او وارد آيد ." آزادي
،حقوق بشر و دموکراسي "از شما انتظار ندارد که کار کارستان ديگري کني. کارتو
تا همين جا هم کارستان بوده است.تو صداي
رساي فاش حقيقت دراين سالها بوده اي .کم نيستند کساني که مي خواهند اين صدا خاموش
گردد مبادا گمان کني مرگ توکارستان بزرگتري است ، که فاجعه اي است براي ما واکنون
تنها تو هستي که مي تواني از اين فاجعه جلو گيري. خيال نواله مرگت رابه کام کساني
که آرزوي خاموشي ترادارند، زهر افعي کن . اکبرعزيز تو که زندگي خود راپاک بازانه
به داو گذاشته اي و "استقبال از مرگ" را پابرجايي براعتقادات وباورها، و"عقلانيت
نظري و عملي" مي انگاري وسقراط وديگر
متفکران را گواه آورده اي که تابه آخر استوار وثابت قدم خواهي بود ميداني که جان
وتن آدمي نه با عقلانيت نظري و عملي سر
شته شده است، ونه اعتقادات وباورهايآدميمجاز هستند راه را هموار کنند تاشيرازه
جان وتن آدمي توسط بد سگالان دريده شود؟ .دراستواري وآزادگي توهيچ غشي در ميان نيست.تو بيان آزاد آزادي بيان هستي.
دل دشمنان ددمنشت را بسوزان و پايکوبي آنها برتن بي جانت را( زبانم لال) سد کن.