يکشنبه ۲۶ تير ۱۳۸۴ - ۱۷ ژوئيه ۲۰۰۵

آيا زمان مناسبي انتخاب کرديد؟

پرسشي از مبارز ارجمند آقاي ايرج مصداقي

کوروش گلنام

شنبه 25 تيرماه 1384 ـ 16 ژوييه 2005

 

مبارز شرافتمند و بسيار رنج کشيده، آقاي ايرج مصداقي در نوشته اي زير نام "قابل توجه دوستان و دشمنان اکبر گنجي"(1)، پرسش هايي در باره ايشان به ميان آورده است و در حقيقت ايشان را مورد انتقاد قرار داده است. من در پاکي، صداقت و شرافت اين مبارز و آزاديخواه ارجمند ترديدي ندارم. کافي است به کتاب 4 جلدي خاطرات تلخ و تکاندهنده ايشان از زندان "نه زيستن نه مرگ"(2) که سندي است تاريخي و غير قابل انکار از جنايت هاي رژيم "ج" اسلامي و پايداري و تلاش حماسه اي کساني چون ايشان، نگاهي انداخت تا اين موضوع کاملن روشن شود. نگارنده درست همين روزها در حال خواندن اين خاطرات هستم و به نيمه جلد سوم کتاب، "تمشک هاي ناآرام" رسيده ام. بايد گفته باشم که حتا خواندن آنچه در زندان اين جنايتکاران بر ايشان و ديگر اسيران گذشته است نيز بسيار دشوار و ناگواراست و من روزهاي سختي داشته و بارها قادر به ادامه خواندن نبوده و حتا نتوانسته ام به کارهاي ديگر روزانه ام بپردازم. بررسي اين سند تاريخي را که در عين شرافتمندي، راستي ودرستي تهيه شده است، اگر توان و مجالي بود، به زمان ديگري واگذار مي کنم و يا شايد ديگراني همت کنند که سخت لازم است. اين اشاره کوتاه تنها به اين سبب بود که هم احترام خودم به ايشان را نشان داده باشم، حتا اگر مخالف سازمان و خط فکري ايشان باشم، وهم اهميت ديدگاه ارائه شده ايشان را که سالهاي بسيار سختي را در کمال پايداري در زندان هاي "ام القراي اسلام" به سر آورده و تنهابا تکيه بر تيز هوشي، زيرکي و تجربه ساليان سخت زندان خود و شايد شانسي فراوان از آن کشتار و قتل عام هولناک تابستان 67 جان سالم بدر برده اند، ياد آور شده باشم.

زماني که نوشته ايشان در باره مبارز ارجمند ديگر آقاي اکبر گنجي را خواندم، باورش برايم سخت بود که درست در زماني که توجه جهانيان به اعتصاب غذا، مبارزه و پايداري و از جان گذشتگي اکبر گنجي در مقابل رژيم خونريز وجنايت پيشه اسلامي جلب شده است، آقاي ايرج مصداقي چنين نوشته اي را منتشر کنند! با چهره اي که من با خواندن بخشي از کتاب خاطرات زندان آقاي مصداقي در نزد خود از از ايشان ترسيم نموده و با توجه به شرح تيز بيني ها، درايت ها، زمان سنجي هاي هشيارانه و برنامه ريزي هاي سنجيده ايشان براي برخورد با سختيها و نابکاري هاي زندانبانان آن سياهچال ها، تصور هم نمي کردم که حتا اگر همه انتقاد و سخنان ايشان در باره اکبر گنجي هم درست باشد، ايشان زمان کنوني را براي به ميان آوردن آن بگزينند.

در اينکه مبارزان بزرگ و ارجمندي چون کساني که ايشان در اين نوشته خود از آنها نام برده و يا کسان ديگري که در کتاب خود از فداکاري ها، پايداري هاي و سرانجام جاوداني شدن آنها ياد کرده است، و يا ديگر مبارزان ارجمندي که حتا ايشان نيز نام و نشاني از آنها ندارد، بوده و هستند و شوربختانه گاه حتا نامي از آنها در جايي برده نشده است، جاي ترديدي نيست و بيشتر حکايت از درندگي و پنهان کاري کارگزاران "ام القراي اسلام"، و بخشي هم آشفتگي وضع خود ما دارد تا در چيزي ديگر.  اما حتا اين دليل مهم نيز سبب نمي شود که اکبر گنجي را که امروزدر ديد جهاني، بپذيريم يا نه، در برابر رژيم ستم گر اسلامي، به نمادي از پايداري، فداکاري، جانبازي در راه آزادي مردم ايران تبديل شده است، به زير پرسش برد! گنجي پنهان نکرده است که سال هاي نخست با رژيم همکاري داشته است و با شناختي که امروز از او در دست است دور مي نمايد که اگر رفتاري نادرست انجام داده باشد، شهامت به ميان آوردن آن و انتقاد از خود را نداشته باشد. آيا دوست ارجمند آقاي ايرج مصداقي نوار سخنراني هاي گنجي در کنفرانس برلين و پاسخ او به توهين ها و ناسزا گويي ها را گوش کرده اند؟

من در پشتيباني شما از مبارزه امروز گنجي، از خانواده او و حتا نگراني براي سلامت او کمترين ترديدي ندارم چرا که شما آنگونه که در خاطرات تلخ خود آورده ايد، حتا در زندان نيز به دگر انديشان و مخالفان انديشه هاي خود و حتا آنها که در حق شما بدي کرده و در نا آگاهي ها و خيال پردازي هاي خود، براي آسيب وارد کردن به شما حتا به دشمن شما ياري رسانده بودند، گذشت نشان داده و با منش والاي انساني، در برابر اگر توانسته ايد در آن تنگناهاي مرگ به ياري آنها بر خواسته ايد که شايسته تحسين و ستايش فراوان است و بسيار درس آموز.

آقاي مصداقي گرامي در باره نوشته شما، اين پرسش هابراي من به ميان آمده است:

1 ـ آيا فرض آنکه همه گفته هاي شما در باره گنجي درست باشد، امروز ايشان را در اين شرايط حساس و بحراني و زماني که براي پايداري در برابر زورگويان قلدر و قدرت پرست با مرگ دست و پنجه نرم مي کند، بايد با گذشته اش پيوند داد و او را زير نشانه و پرسش نشاند؟

2 ـ شما که اهل درست گويي، حقيقت گويي  و تکيه بر سند و مدرک هستيد آيا مي توانيد سندي ارائه دهيد که در آنزمان که گنجي به گفته شما"وابسته فرهنگي سفارت ايران درترکيه" بوده است، در آن سخيف ترين توطئه ها که بر عليه هم ميهنان پناهجو و دربدر ما در ترکيه انجام گرفته است، دست داشته است؟

آيا اصولن مي توانيد سندي ارائه دهيد که در آن نشان داده شود که اکبر گنجي دستش به خون و جنايتي آلوده باشد؟

3 ـ اگر کسي در گذشته اشتباه و خطايي نيز انجام داده باشد، آيا ديگر نمي تواند هرگز در پي جبران آن برآمده و مي بايست اين گذشته هميشه مانعي بر راهش ايجاد کند؟ اگر چنين است موضع ما در برابر ميليونها نفر از مردم که در سال هاي نخست سرسختانه از اين رژيم ستم گر پشتيباني نموده و حتا فرزندانشان را قرباني سياست هاي جنون آميز سران رژيم کرده اند و يا کساني که ديروز و حتا امروز مي خواهند از گذشته ننگين خود بريده و بسوي مردم آمده و به جبران بپردازند، چه بايد باشد؟ آيا آنها نخست بايد تواب شوند(همآنکه شما در زندان بي اندازه از آن و سيستم آفريننده آن متنفر بوده ايد) و سپس مورد پذيرش قرار گيرند؟ نمي شود در حرکت و عمل گذشته خود را جبران کرد؟

4 ـ شما توضيح کافي نداده ايد که گنجي در چه مناسبتي به هنگام مرخصي چند روزه خويش از زندان از "قاطعيت امام خميني" سخن گفته است.

5 ـ  شما که انسان دادگري هستيد و آنگونه که نشان داده ايد در ارزيابي ها شرط انصاف را رعايت مي کنيد، اطمينان داريد که اکبر گنجي قتل عام زندانيان در سال 1367 را محکوم نکرده است؟ پس اين سخنان در اخرين نامه او از زندان چيست:" من به جاي آقاي خامنه‌اي از خانواده زندانيان اعدام شده‌ي تابستان ١٣٦٧ در زندان‌هاي سراسر كشور به شدت عذرخواهي مي‌كنم." شما باورمند به اسلام هستيد. آيا اگر گنجي به زبان هم نياورده بود(که مي بينيد به روشني هم آورده است)، شما از درون او آگاهيد که آن جنايت ها را محکوم نکرده و نمي کند؟ ايا براي کسي چون گنجي که به سبب افشاگري در باره قتل هاي زنجيره اي، در باره عالي جنابان سرخ و خاکستري، زندگيش از هم پاشيده شده و در آستانه مرگ قرار گرفته است، قابل پذيرش است که آن قتل عام فجيع زندانيان سياسي را محکوم نکند؟

6 ـ آيا اکبر گنجي با بر خورد دليرانه و آشکار خود با شخص علي خامنه اي به عنوان يکي از مسببين اصلي بي قانوني ها، قلدري ها و جنايت ها، کار تاريخي خود را انجام نداده است و مي بايست نخست به سبب همکاري سال هاي اوليه، عذر خواهي کند و سپس مبارزه نمايد و ما آنرا بپذيريم؟ پيام پايداري تا پاي جان امروز او چيست؟

7 ـ آنچه که شما مي گوييد که چرا نامي ازديگران برده نمي شود با وجود آنکه  آنها سال ها گرفتاري، رنج و شکنجه در زندانهاي مخوف "ج" اسلامي را به جان خريده و پايداري کرده اند حتا انسان شريفي چون "عليرضا شريعت‌پناه" که " يک معلول مادرزاد جسمي است" و "14 سال از عمر خود را طي بيست سال گذشته در زندان‌هاي اوين و گوهردشت به خاطر مبارزه براي آزادي و دمکراسي گذرانده است"، درست است و همآنگونه که پيشتر آمد نخست نشان از درندگي و پنهان کاري رژيم و سپس سستي ها، کمبودها، آشفتگي ها و پراکندگي هاي ما دارد. من اعتراف مي کنم که نخستين بار است که با نام اين مبارز ارجمند آشنا شده ام اما بياد داشته باشيد که آنزمان که سخن از زندانيان سياسي مي رود و تلاش براي رساندن فرياد دادخواهي و بيگناهي آنها به گوش جهانيان، همه اين از جان گذشتگان دلير، فداکار و رنج کشيده را در بر مي گيرد.

8 ـ به ميان آمدن نام کسي و چهره شدن او، در هر شرايطي دليل هاي ويژه خود را دارد. اکبر گنجي روزنامه نگار و نويسنده است و افشاگري هاي شجاعانه اش در مقاله ها و کتابها و تفسير و تحليل هايش، با ارائه سند، دليل و برهان را کمتر کسي پس از انقلاب، چنين اثر بخش و همه گير در درون ايران انجام داده است. او در ايران کار فرهنگي/ روشنگري بزرگي را در برابر کوردلان و پس ماندگان تاريخي چون شيخ مصباح يزدي و دسته هاي چماق کش وابسته به آنها به پيش برده است و نقش روشنگرانه برجسته اي ايفا کرده است. گنجي بي جهت در دل هاي مردم ايران جا باز نکرده است. او سخن حق، که سخن دل مردم است را گفته و تاوان سختش را نيز پرداخته و مي پردازد. آيا آن زندانيان شريفي که شما نام برده ايد توانسته اند و يا مي توانسته اند چنين نقش افشاگرانه بزرگ و کارسازي درجامعه بازي کنند؟

9 ـ و آخرين پرسش من: شما که مبارز بزرگي هستيد و احترام شما نيز سخت واجب، براي نقد مبارز ارجمند ديگر آقاي اکبر گنجي که امروز براي همآن مي جنگد که شما نيز جنگيده و مي جنگيد، آيا زمان مناسبي انتخاب کرديد؟

 

 

 

 

 

زيرنويس:

http://web.peykeiran.com/new/articles/article_body.aspx?ID=69221 ـ

2 ـ نه زيستن نه مرگ،ايرج مصداقي، ناشر آلفايت ماکزيما، سوئد. چاپ نخست 1383