دوشنبه ۲۰ تير ۱۳۸۴ - ۱۱ ژوئيه ۲۰۰۵

 

انتخابات اخير و باقی قضايا ...

نامه ای از ايران

 

۱ 

 

پيرامون انتخابات رياست جمهوري ايران بسيار سخن گفته شده است. قضيه محوري براين مبناست که آيا برگزاري انتخابات با چنين شرايطي اصلا ارتباطي به دموکراسي دارد؟ نکته اي که عامه مردم مورد توجه قرار نمي دهند ، همين است.کل سيستم انتخاباتي ايران داراي اشکالات اساسي است و هر راي که به صندوق چنين انتخاباتي ريخته شود ، يک گام پيش رفتن به سمت ديکتاتوري کنسرواتيو است.چراکه اصلا قضيه اي به نام تاييد صلاحيت ، احمقانه و بي مورد است.چه کسي گفته که فقهاي شوراي نگهبان قدرت تميز صالح وناصالح را دارند؟ رهبر؟! چه کسي بر صلاحيت او صحه گذاشته؟خبرگان؟ ها ! گير افتاديم.خبرگان ديگر انتخاب خود مردم است، در نتيجه طبق موجبات و سالبات جزييه و کليه ، رهبر انتخاب مردم است و شوراي نگهبان نيز مشروعيت و مقبوليت دارد.اما صلاحيت خود اين خبرگان را که تعيين کرده ؟ مي بينيم که دايره دردايره و چرخه در چرخه ، تمامي المانهاي گردانندگان رژيم ، طوري سياست بندي شده که ضمن محصور کردن قدرت و ايزوله کردن هسته مرکزي ، با به کار گيري گسترده علم خارج و چرخشهاي سرسام آور ، خلق ايران را گيج ومبهوت در اين مدار ، هر طور که منافعشان اقتضا مي کند ،مي چرخانند و بعد از رسيدن به شتاب کافي گريز از مرکز، رهايشان مي کنند تا دور و دورتر بروند و گنگ و متحير زمين بخورند وتا دوباره به مرکز دايره نزديک مي شوند ، چرخشي ديگر و پرتابي ديگر.ضمن اين که در لايه دروني تر ، حصارهاي خشونت و ارعاب و ترور و تکفير ، به عنوان سلاحي قدرتمند ، کساني را که به افشا و رسوانمودن سيستم درون اين دابره بسته مبادرت مي ورزند ، سرکوب مي نمايند. بنابراين همه ي حقوق انساني در منجلاب مافياي روحانيت آب مي شود و ازبين مي رود.مساله تعيين صلاحيت ، مانيفست ساده وموجز و مضحکي دارد:

((من تابع نظر جمعم ، مگر اين که خلاف نظر من تصميم بگيرند!))

 

۲ 

 

گذشته از بحث تعيين صلاحيت ها نکته ي اساسي در اين است که انتخابات ايران در هر صورت ، و با برنده شدن هر يک از کانديداها شکست است. دشمن ، دشمن است. بهتر و بدترو بدترين ندارد.اين هذيانها براي تحميق ملت شيوع يافته اند. فرقي نمي کرد کدام يک از اين افراد در انتخابات پيروز شوند، چرا که خاتمي نشان داد که هر چه هم شعارهاي زيبا بدهيم و حرفهاي هيجان آور تحويل جوانان دهيم ، عملا در دايره ي قدرت يک از هزار آنها را مي توان تحقق بخشيد.ضمن اين که خاتمي نيز در آستانه ي ستوه و انفجار به ياري نظام آمد و با مواعيدي واهي همانند قرصهاي اکستازي ، جوانان را دچار هيجاني کاذب کرد و دستهاي پشت پرده نيز از ترس سقوط امپراتوريشان در آخرين لحظه ها رفيق قديمي خود ،((ناطق نوري)) را قرباني کردند و سوپاپ اطميناني به نام خاتمي را جايگزين وي نمودند و هشت سال از عمر عده اي جوان در آستانه ي شورش را سوزاندند و نسلي انرژيک را کهنه کردند تا به نسل بي خاصيت و بي خطر دهه شصت برسند و براي آينده شان نيز جاده اي هموار و سرسبز ساختند.

 

۳

شعبده ها و بازيهاي بسيار ظريفي در اين دوره از انتخابات به کار گرفته شد.مانورهاي هاشمي مبني برمردد بودن همه را سرگرم و اغفال کرد .چراکه با تفکراتي که عامه در باره او دارند و وي را مالک بي چون و چراي قدرت ، و طراح مطلق سياست در ايران مي دانند ، حضور هاشمي به معناي انتخاب شدن او بود.احزاب چپ گراي سنتي نيز درد اين جريان بزرگترين خيانت را به ملت کردند و در اين اغفال سهمي عمده داشتندو تعقل و تدبير را حتي از طبقه متوسط متمايل به روشنفکري نيز گرفتند و آنان را مسحور اين بازي استخاره مانند نمودند.

در گام بعدي فهرست نامزدها بسيار زيرکانه تنظيم شده بود.همانند ميز اردور هتلهاي مجلل ، براي انواع سليقه ها (ازنوع هدايت شده ، و گرنه حساب کفار و منافقين که مشخص است)خوراکهايي مناسب چيده شده بود: براي دانشجوها ، براي بسيجي ها،براي نظامي ها، براي دانشمندان، براي هنرمندان ، براي ورزشکاران ، براي اطلاعاتيها و براي سرمايه داران و بازاريها.چينش فوق بود که چون ترديدهاي هاشمي ، همه را در شش و بش انتخاب افتاد.اما در اين بخش نيز يک شعبده ي ديگر انجام گرفت.بااعلام رد صلاحيت معين و مهرعليزاده (يک کار آماتوري) رهبر به ميدان آمد و فرمان داد که صلاحيت اين دو نفر تاييد گردد.(يک کار حرفه اي) .با اين خدعه چيزي قريب به هفت ميليون از آراي اصلاح طلبان در دور اول سوخت شد و قالي باف نيز در آخرين لحظات توسط گردانندگان بازي حذف شد تا احمدي نژاد در هيات يک سوپرمن، تيم محلي خود را در آستانه ي ورود به ليگ قهرمانان ببيند......