گزارشى از گرمخانه و مراكز نگهدارى موقت بى خانمان ها

سهم من از ايران ، گوشه سرد خيابان

 

شيوا زرآبادى

روزنامه شرق

   

گرگ و ميش هواى روزهاى آخر پاييز كه جايش را به تاريكى مى دهد، از دور دوتا دوتا و سه تا سه تا سايه هايى قوزكرده از سرما پيدا مى شوند. سايه هاى زاويه دارى كه در قسمت زانو زيادى تا مى خورند و در سوت و كورى خيابان شهيد رجايى جنوب تهران كسى جز آنها نمى تواند از جاى جاى تهران بزرگ خودش را به اينجا برساند.

دم در سراى زنديان همان سايه هاى كش دار و خميده بيشتر جوان هايى بيست ساله و بيست و چند ساله هستند كه گرمخانه را به جاى سردخانه انتخاب كرده اند. سراى زنديان گاراژ قديمى است كه در محوطه اش به جز اتاقك هاى نيمه ساخته و مخروبه اتاق بزرگى با دويست و سى تخت، دوش حمام، توالت و سيب زمينى پخته و نان لواش امشب در انتظار آدم هايى از شهر است كه تا به اينجا نرسيده اند، هنوز در دسته هاى معتاد، بيمار روانى، بى خانمان، متكدى و... جاى نگرفته اند. ساعت هشت شب است و در حياط سراى زنديان آنجايى كه صفى براى ورود به گرمخانه تشكيل شده است، گله به گله چمباتمه زده، نشسته و سيگار مى كشند. در داخل گرمخانه سيگار كشيدن ممنوع است. آنها كه شب اولشان نباشد، تكه كاغذ شماره دارى  دارند كه شماره تخت در آن نوشته شده است. در سالن اصلى و نيم طبقه اى گرمخانه، ۲۳۰ تخت دوطبقه در دو رديف جاى گرفته اند. به دسته تخت ها و ميخ هاى در و ديوار جوراب هاى شسته شده و خيس آويزان است. همه پاچه  هاى شلوارها تا زير زانو بالا زده شده است. قانون اين است كه هر كس موقع ورود بايد جوراب و پاهايش را قبل از رفتن به تختخواب بشويد. به همين دليل صفى هم براى دستشويى و حمام درست شده است. انگار آب حمام قطع و وصل مى شود. آنها كه در صف بى قرار از اين پا به آن پا مى شوند و حرف هايى نثار آنها كه داخل دستشويى و حمام هستند، مى كنند كه نه آنها مى شنوند اينها چه مى گويند و نه اينها خيلى واضح و بلند حرف مى زنند. هر دو طرف چرت مى زنند و خمارند. بيشتر فصل هاى قصه زندگى شان با اعتياد نوشته شده است. سيداحمد روى تخت سيزده نشسته و سبيل و موهايش را شانه مى كند. ۵۵ساله است در تصادف پايش ناقص شده و بيكار است. قبلاً كشاورز بوده، اهل نى ريز شيراز است و از يك ماه پيش به تهران آمده است. ديپلمه است و خانواده دارد. سيداحمد يك هفته است از دار دنيا غير از كتاب حافظ، شانه و لباس هاى تنش، تخت سيزده را هم دارد. مى گويد: «وضعيت ما خراب است ديگر. از خانواده  جدا شدم تا مزاحمشان نباشم، باعث سرشكستگى شان بودم. مرد معتاد و بيكار. خواستم بيايم اينجا كه ناآشنا زندگى كنم. سوادم بالا است و ۹۵درصد حافظ را حفظم. انگليسى هم بلدم. من فقط اگر يك اتاق داشته باشم، در تهران خرجم را مى توانم خودم دربياورم. اگر بخواهيم اتاق بگيريم، پول پيش و اجاره مى خواهند. اگر من پول پيش داشتم كه اينجا نمى آمدم. من مشكلم يك اتاق است. الان هم هر كارى مى كنم جز دزدى.» با اينكه گرمخانه مقرراتى مثل ممنوع بودن كشيدن سيگار، امكان پذيرش از ساعت ۷ تا ۱۰ شب، بيدارباش ساعت ۳۰/۶ صبح و ترك گرمخانه در ساعت ۴۵/۶ دقيقه را دارد، اما به نظر مى رسد آدم هايى كه شب ها به اينجا مى آيند، به جز اين نگرانى كه بعد از اتمام موعد ماندنشان در گرمخانه سرگردان مى شوند، نگرانى ديگرى ندارند و آزادترند. افراد بعد از پذيرش حق خروج از آنجا را ندارند. مسئول گرمخانه كه نمى خواهد نامش آورده شود، مى گويد: «به اين علت افراد حق خروج بعد از پذيرش را ندارند كه مواردى داشتيم كه افراد خارج شدند و خلافى انجام دادند و بعد گفتند كه در اين ساعت در گرمخانه بودند و ليست اسامى هم اين را تائيد مى كرده است.» زمستان ۸۲ كه خبر رسيد ۴۰ كارتن خواب در نيمه شب ۱۷ آذر در تهران جان باختند، گرمخانه هاى چادرى در سطح شهر برپا شد. چهار گرمخانه المهدى، بهمن، پارك بعثت و پارك هرندى با ۵۰۰ نفر ظرفيت شروع به كار كرد. با گرم شدن هوا و نبود سيستم خنك كننده در گرمخانه هاى چادرى، عدم امكان رعايت موازين بهداشتى و تعداد زياد مراجعان، مسئولان چادرها را برچيدند. امسال در آغاز فصل سرما گرمخانه المهدى و بهمن فعال شدند كه با وقوع حادثه آتش سوزى در آذرماه و كشته شدن ۲ نفر از كارتن خواب ها ابتدا گرمخانه چادرى المهدى و سپس گرمخانه چادرى بهمن برچيده شد. در حال حاضر گرمخانه شهيد رجايى (سراى زنديان) و گرمخانه ميدان فتح در سازه هاى ثابت فعالند. مسئول گرمخانه شهيدرجايى درباره سقف زمانى توقف افراد در گرمخانه مى گويد: «مددكار مركز پس از صحبت با مددجو زمانى را براى اقامت آنها تعيين مى كند. سقف زمانى ۲۱ روزى كه طبق مصوبات گفته مى شود مربوط به گرمخانه ها نيست مربوط به مراكز موقت بى خانمان هاى ناتوان در مركز اسكان موقت و ارجاع آنها به دستگاه هاى متولى اين گروه ها است. ما سال گذشته افرادى داشتيم كه حتى ۵ ماه هم اينجا مى ماندند

 

ترمينال آدم ها در قرنطينه اسلامشهر

وسط يك دشت خالى و بى خار و بته جايى كه باد شهريار مى آيد، ساختمانى آجرى سه طبقه با محوطه آسفالت شده اى در اطراف آن است كه قرار بوده روزى ترمينال مسافربرى اسلامشهر باشد. ساختمانى كه امروز در آن نه به آدم ها بليتى فروخته مى شود و نه آدم ها به راحتى از آنجا سفر مى كنند، در دشت خالى كه قرار بوده پر از اتوبوس و مينى بوس باشد تا آدم ها را جابه جا كند از سال گذشته تا امروز مينى بوس هايى آدم هايى را مى آورند و مى برند كه مقصدشان مشخص است، بهزيستى، قرچك، قوه قضائيه و يا يكى از مراكز نگهدارى موقت ديگر شهردارى. مى گويند اينجا افراد بى خانمان خودمعرف هم پذيرش مى شوند اما اين مركز از خيابان اصلى تقريباً يك كيلومترى فاصله دارد و شايد ساعت ها ماشينى از اينجا نگذرد. ساختمان تابلو و سردرى ندارد و آنچه از خيابان ديده مى شود ساختمان ادارى است ساختمان نگهدارى بى خانمان ها و ساختمان قرنطينه در پشت اين ساختمان قرار دارد كه اولى با درى آهنى از ساختمان جدا مى شود و دومى با دو در آهنى و قفل، كه محوطه آسفالت شده جداگانه اى هم دارد. گفته مى شود مركزى قابليت قرنطينه بودن را دارد كه ورود افراد به آن يك طرفه باشد تا آلودگى منتشر نشود اتفاقى كه هر روز نزديكى هاى صبح در قرنطينه اين مركز مى افتد. اولين تعيين تكليف براى آدم هاى جمع آورى شده در مينى بوس گشت شهر انجام مى شود و مددكار تشخيص مى دهد كه فرد بى خانمان تواناست يا ناتوان اگر توانا باشد به گرمخانه و اگر نباشد به اين مركز آورده مى شود. سه اتاق تودرتو اتاق هاى ورودى به قرنطينه است. در اتاق اول افراد لباس هايشان را درمى آورند و اموالشان البته اگر داشته باشند صورت جلسه مى شود. در اتاق بعدى اصلاح مى شوند شامپوى مخصوص ضدشپش و گال و وسايل حمام به آنها داده مى شود در اتاق سوم حمام مى كنند، لباس تميز مى گيرند و به قسمت قرنطينه مى آيند. در اينجا كه نزديك به ۴۶ تخت دارد از ۱ تا ۱۰ روز مى مانند تا پرونده پزشكى آنها كامل شود. لباس هاى كهنه افراد بيرون از محوطه و با دستگاهى مخصوص زباله سوز سوزانده مى شود و به همه لباس هاى سرمه اى رنگى پوشانده مى شود. از اين به بعد افراد آنچه دارند يكدست لباس بر تن و يك جفت دمپايى است كه از مركز مى گيرند. ظرفيت مركز ۳۰۰ تخت است كه به گفته مسئول آن حتى تا ۳۳۰ نفر هم جا داده اند. افراد اين مركز همه اجباراً آزمايش ايدز مى دهند كه به نظر مسئول مركز لزومى به اين كار وجود ندارد. به گفته مسئولان محيط اينجا پاك است و مواد مخدر وجود ندارد. اينجا افراد تعيين تكليف مى شوند كه به كدام دسته معتاد، بيمار روانى، معلول و مجرم تعلق دارند. از اينجا آنقدر منتظر مى مانند تا به دستگاه  مربوطه ترخيص شوند. مسئول مركز مى گويد: «افرادى هستند كه دو ماه است تعيين تكليف شده اند اما هنوز نرفته اند. از ۳۰۰ نفر اين مركز ۲۰۰ نفر مربوط به بهزيستى هستند كه هنوز اينجا مانده اند.» افراد اينجا اجازه خروج ندارند و خروج تنها با اجازه قاضى كه هفته اى يك بار به مركز مى آيد امكان پذير است. همين نكته است كه افرادى را دور ما جمع مى كند كه جسته و گريخته در بين حرف هايشان مى گويند مى خواهند بروند بيرون، خانواده دارند، خانه دارند و... ساماندهى. جايى از كار ساماندهى ايراد دارد مسئول مركز مى گويد: «ما اينجا افراد را سم زدايى و ترك جسمى مى دهيم اما بعد از آن حمايتى نمى شوند. پنج درصد كار را انجام مى دهيم ۹۵ درصد كار بعد از ترخيص از اينجا است. ما اينها را از مرگ نجات مى دهيم، تعيين تكليف مى كنيم آنها را آماده ترخيص به مراكز مربوطه مى كنيم اما دستگاه هاى مربوطه آنها را تحويل نمى گيرند. طبق قانون قرار بوده افراد اينجا بعد از ۲۱ روز تعيين تكليف شوند اما الان اين دوره زمانى را ۶۰ روز كرديم. با اين حال باز هم افراد رسوبى مان زياد است كه بعد از ۶۰ روز هم به دليل ترخيص نشدن از مركز اينجا مى مانند بهزيستى مسئول سالمندان، بيماران روانى و معلولان است كه غير از بيمار روانى به دو گروه ديگر انتخابى سرويس مى دهد ما افراد را به بهزيستى مى فرستيم و يك هفته بعد دوباره از خيابان جمع شان مى كنيم. كميته امداد هم وظيفه تحويل گرفتن يا ساماندهى افراد را به درستى انجام نمى دهد. مقدمات فرستادن بى خانمان هاى شهرستانى را فراهم مى كند اما چون در شهرستان كسى نيست اينها را تحويل بگيرد و حمايت كند. اينها هنوز از شهر خارج نشده از اتوبوس پياده مى شوند و برمى گردند. مشكل در حال حاضر ناهماهنگى بين بخشى و عدم برنامه ريزى درست و هدفمند توسط ارگان هاى مسئول است. اگر خروجى هاى ما به موقع ترخيص شوند ما مرتب افراد جديد را وارد اين پروسه مى كنيم.» افراد به هيچ كارى مشغول نيستند، خيره نگاه مى كنند و خيره بدرقه مى كنند.

 

راهروى پنهانى آى تى

صدمتر بالاتر از گرمخانه سراى زنديان در همان خيابان شهيد رجايى در يكى از راهروهاى ناپيداى ساختمان تازه ساز و وسيع سازمان فرهنگى و هنرى شهردارى (ساختمان IT) و پشت درى قفل شده آدم هايى ساماندهى مى شوند. از بيرون ساختمان و حتى از ورودى اصلى نه صدايى و نه اثرى از آنها هست اما در كه باز مى شود آن پشت زندگى است. فضاى زندگى ۳۷ مددجوى در حال ساماندهى راهرو بلند و باريكى است كه در اطراف آن چند اتاق هر كدام با ۱۰ تخت قرار دارد، ته راهرو و روى يك صندلى تلويزيون ۱۸ اينچى سريالى را نشان مى دهد كه بعضى ها آن را تماشا مى كنند. ساختمان تميز و نوساز و تخت ها دوطبقه است. بوى فاضلاب ساختمان در راهرو پيچيده است. مددجوها با لباس قهوه اى كم رنگ با آن نگاه هاى خيره بى تفاوت و پرسشگرشان جسم آدم را براى راه رفتن سنگين تر مى كنند در دو اتاق دو مددجو شطرنج بازى مى كنند. زخم هاى روزگار هر كدام به نوعى در سر و صورت هايشان ديده مى شود. گفته مى شود قرار است در آينده اين ساختمان كه ظرفيت ۲۰۰ نفر و در صورت استفاده از تمام فضايش ۵۰۰ نفر را دارد براى نگهدارى سالمندان، زنان و حتى كودكان هم مورد استفاده قرار گيرد. اين افراد از مركز موقت اسلامشهر و بعد از تعيين تكليف شدن براى نگهدارى به اينجا آورده شده اند. اواخر آذر اين مركز فعال شده است و چون هنوز حمام ندارد هر چهار روز سرويس افراد را به مركز اسلامشهر براى حمام رفتن مى برد. اينجا هم پاك است و افراد شرايط مصرف مواد را ندارند در واقع در ترك هستند. اين آدم ها از ۲۰ ساله تا ۵۰ ساله و از بى سواد تا مهندس برق و دبير آموزش و پرورش هستند. درد مشترك مددجوها طرد و فرار از خانواده ها است. اكثرا ً يك قصه دارند و آن اينكه خانواده شان را در تصادف از دست داده اند راست يا دروغ فرقى نمى كند. دبير ادبيات كه سابقه ۲۴ سال تدريس دارد مى گويد: «زن و سه فرزندم در تصادف كشته شدند بعد از آن دچار ازخودباختگى شدم و الان ۲ ساله در مراكز بى خانمان ها هستم. اغلب ماها فكر مى كنيم اينجا آخر خط است و راه برگشت نداريم اين فكر آدم را دچار ياس مى كند.» مگر بيرون از اينجا سرما و گرسنگى اذيت نمى كند؟ - چرا اما بيرون با مردم در ارتباطيم. خوب طيف آدم هايى مثل ما كه بيشتر معتاديم اينجا كه ديگر مصرف ندارند و اجازه بيرون رفتن ندارند ناراضى هستند. عاطل و باطل بودن كشنده است. اگر كارى يا حرفه اى در اينجا به ما ياد بدهند خوب. البته قولش را دادند.» سهم هواخورى مددجوها از فضاى وسيع ساختمان «آى تى» فعلاً حياط كوچكى است كه خودشان مى گويند چون هوا سرده و اينها به جز لباس تنشان چيز ديگرى ندارند ترجيح مى دهند بيرون نروند. مدديار ۲۹ساله مركز هم حرف هايى براى گفتن دارد: «سه برج حقوق ما را تازه دادند. ما هر سه ماه با شهردارى قرارداد مى بنديم. ماهى ۲۵۰ هزار تومان براى ۱۰ شيفت ۲۴ ساعته در ماه مى گيريم. شرايط كارى ما سخت است. اعتبار دفترچه بيمه هاى ما ۲ ماهه است و هر ۲ ماه من كه در شهريار زندگى مى كنم بايد كلى هزينه كنم و بروم خيابان سهروردى براى تمديد اعتبار بيمه هايمان. شرايط كارى ما و افرادى كه با آنها سروكار داريم در نظر گرفته نمى شود. به طورى كه الان حقوق مدديار اين مركز با مدديار يك بيمارستان دولتى يكسان است. در صورتى كه اينجا ما با كمترين امكانات با مريض هايى كه انواع بيمارى هاى عفونى را دارند مواجه هستيم

 

سهمى از بودجه

مبناى قانونى ساماندهى بى خانمان ها از سال ۷۸ تا امروز مصوبه شوراى عالى ادارى بوده است. در اين فاصله زمانى اتفاقات زيادى افتاده است. وزارت رفاه و تامين اجتماعى ايجاد شده كه آن زمان وجود نداشته، تورم و بيكارى افزايش پيدا كرده و جمعيت بى خانمان ها اضافه شده است. از طرف ديگر در كار اجرايى تقريباً دو سالى تجربه كسب شده است. برآيند اين اتفاقاً چند بحث اصلاح مصوبه شوراى عالى ادارى، تنظيم آئين نامه جديدى براى ساماندهى بى خانمان ها و ديده شدن اعتبارات لازم براى اين كار در بودجه سال ۸۵ است. برنامه ريزى هدفمند مى تواند به اين معنا باشد كه به طور مثال بگوييم تا ۵ سال ديگر مى خواهيم به اين هدف برسيم كه از ۱ درصد كنونى ۲ درصد افراد بى خانمان را در يك پروسه كامل از شناسايى تا تهيه مسكن و اشتغال و ارائه خدمات بهداشتى، پزشكى و آموزشى قرار دهيم. برنامه ريزى كه تا الان انجام نشده است، يك ارگان وظيفه اش را انجام داده، ارگان ديگر به دليل كمبود اعتبارات نتوانسته سهم خود را انجام دهد و... مشكلات مصوبه شوراى عالى ادارى را رسول خادم رئيس كميسيون اجتماعى فرهنگى شوراى شهر تهران برمى شمارد: «مصوبه خلأهايى دارد كه خوب طبيعى است هر طرحى كه مصوب مى شود در زمان اجرا با مشكلات جديدى مواجه مى شود كه نياز به اصلاحات دارد. در مصوبه نقش وزارت بهداشت و درمان كه بايد خدمات آموزشى، بهداشتى و درمانى به مددجويان بدهد ديده نشده بود، طبقه بندى افراد مددجو به درستى مشخص نشده است. طرف بحث ما افراد بى خانمان هستند، شهردارى نقش خوب و موثرى را در اجراى اين طرح دارد كه لازم بوده در پيشنهاد اصلاحيه اين نقش پررنگ تر شود، وزارت رفاه در آن زمان اصلاً وجود نداشته و نقش آن بايد تعريف شود، نقش شوراى شهر هم مشخص نيست در حالى كه اگر شوراى شهر اعتبارى براى شهردارى ها تصويب نكند مشاركت شهردارى در ساماندهى بى خانمان ها امكان پذير نمى شود. شهردارى تابع مصوبه شوراى عالى ادارى نيست و اين مصوبه تنها دستگاه هاى دولتى را ملزم مى كند. همين خلأ در مورد نديدن نقش شوراى شهر باعث شد كه مصوبه از سال ۷۸ مطرح شود اما اجرايى نشود و ديديم كه در زمان شوراى اول شهر، شهردارى خود را ملزم به همكارى با دستگاه هاى ذيربط اين مصوبه نمى دانست اما ما در شوراى شهر دوم با تصويب مصوبه آن را اجرايى كرديم و امكان ورود شهردارى  به اين بحث را فراهم كرديم.» اصلاح مصوبه كه در پى تجربيات سازمان هاى مديريت و برنامه ريزى كشور و وزارت كشور و از طريق مجمع مشورتى كميسيون هاى فرهنگى، اجتماعى شوراهاى اسلامى مراكز استان هاى كشور پيشنهاد شده است به تصويب و اجرايى شدن در زمستان امسال نمى رسد و برنامه ساماندهى به روال سابق پيش مى رود. تا هفته پيش ۲۹۲ مددجو مازاد بر ۲۵۰ نفر ظرفيت اصلى مركز نگهدارى مى شدند كه ۱۸۴ نفر آنها متعلق به بهزيستى بودند. امسال دولت برخلاف سال ۸۳ كه بودجه سه ميليارد تومانى را به بهزيستى اختصاص داد و بهزيستى توانست به نحو نسبتاً مناسبى فعاليت كند هيچ بودجه ويژه اى را براى ساماندهى بى خانمان ها به بهزيستى كه دستگاه اصلى و تخصصى حوزه ساماندهى است اختصاص نداده است.» طبق قانون برنامه سوم و چهارم توسعه اقتصادى اجتماعى كشور بهزيستى بسيارى از فعاليت هاى مربوط به آسيب هاى اجتماعى را از طريق بخش خصوصى و با پرداخت سرانه اى به آنها انجام مى دهد كه گفته مى شود بسيارى از تشكل هاى غيردولتى زيرمجموعه بهزيستى مدت ها است كه فعاليت هايشان به دليل نداشتن اعتبارات كافى پرداخت  سرانه از طرف بهزيستى معوق مانده است. دكتر فرهاد صدر مديركل برنامه ريزى حمايتى و امداد وزارت رفاه و تامين اجتماعى مى گويد: «طرف صحبت نظام جامع رفاه و تامين اجتماعى فقط وزارت رفاه نيست بلكه سه سطح شوراى عالى رفاه و تامين اجتماعى كه مركب از رئيس جمهور، وزرا و نمايندگان مجلس است. سطح برنامه ريزى و سياست سازى وزارت رفاه و تامين اجتماعى و سطح تصدى گرى است كه تمامى واحدها و دستگاه هايى كه تابعه وزارت رفاه هستند مثل سازمان بهزيستى، سازمان بازنشستگى كشور، سازمان تامين اجتماعى و... را شامل مى شود است. بنابراين تمامى دستگاه هايى كه به نحوى با منابع مالى و بودجه كشور در حوزه هاى سه گانه حمايت، بيمه اى و امدادى فعاليت مى كنند بايد تابع سياست هاى كلان اين نظام باشند.» صدر ناموفق بودن ساماندهى افراد به طور كامل را به دليل كمبود اعتبارات مى داند و مى گويد: «در اعتبارات بودجه اى در فصل رفاه و تامين اجتماعى برنامه خاصى به نام پيشگيرى از آسيب هاى اجتماعى، معلوليت ها و مبارزه با اعتياد وجود دارد كه سرفصل هاى مختلفى مثل بازپرورى و بازتوانى آسيب ديدگان و ساماندهى متكديان دارد. به استناد اين سرفصل ها سازمان مديريت و برنامه ريزى كشور اعتبار به دستگاه  ها مى دهد از جمله اعتباراتى كه بايد به سازمان بهزيستى داده شود كه با توجه به مصوبه شوراى عالى اول اين را جزء وظايف وزارت كشور تعريف كردند و به همين دليل اعتبارات مربوط به سازمان بهزيستى داده نمى شود. از سال گذشته كه نظام رفاه و تامين اجتماعى مطرح شد به نظر مى رسد بايد اعتبارات مشخصى براى ساماندهى بى خانمان ها در زيرمجموعه رديف بودجه اى گنجانده شود تا براى فعاليت هاى دستگاه هاى مختلف اعتبار و بودجه اى اختصاص داده شود.» تاكنون بودجه اى به طور ويژه براى طرح ساماندهى متكديان در بودجه دستگاه هاى درگير ديده نشده است. صدر درباره گنجاندن اعتبارات اين بحث در بودجه سال ۸۵ مى گويد: «ما پيشنهاداتمان را داديم اما بايد در سازمان مديريت و برنامه ريزى تقسيم منابع دولت و كشور اتفاق بيفتد و در مجلس چكش كارى شود. در حال حاضر ممكن است افرادى در بين مددجوها باشند كه خودشان به گرمخانه مراجعه كرده و اشتباهاً به مراكز نگهدارى موقت آورده شده باشند. در آئين نامه جديد پى گير هستيم كه ظرف ۲۴ ساعت افراد تعيين تكليف شوند